|
|
|
||||||
|
سلام نظر يادتون نره!!!!! می خوام سمو بکوبم به این کامپیوتر چون یه دفعه درست کمردم وبلاگ رو اومدم آپدیت کنم کامپیوترم پوکید می خوام گریه کنم امیدوارم اینم مثل همونی که درست کردم بشه باز هم تابستون تموم شد و مدرسه ها آمد منم این شعری که داره پخش می شه رو تقدیم به تابستون می کنم: اي دير بدست آمده بس زود برفتي آتش زدي اندر من و چون دود برفتي چون آرزوي تنگدلان دير رسيدي چون دوستي سنگدلان زود برفتي زان پيش که در باغ وصال تو دل من از داغ فراق تو بر آسمون برفتي ناگشته من از بند تو آزاد بجستي ناکرده مرا وصل تو خشنود برفتي آهنگ به جان من دل سوخته کردي چون در دل من عشق بيافزود برفتي شاعر: صنائی خواننده: حبیب آهنگساز:حبیب بازم توطئه: من نمیدونم بعضی از طرفدارای کامران و هومن چه سودی از این حرفاشون به هر حال من مجردم و هر چی می گن باور نکنید عکس بالای صفحه: دفعه ی قبل من گفتم اگه کسی عکسی م خواد من بالای صفحه بزارم بهم عکس رو ایمیل بزنه من فکر می کردم طرفدارای کامران و هومن انقدر بهم ایمیل بزنن که لعیا زنگنه و آرش رو پاک کرده می دونستم و جاشون کامران و هومن رو می خواستم بزارم ولی به من فقط یک ایمیل رسید که واقعا ازش ممنونم و بگم که عکسی که فرستادید واسه ی من نشد که اون بالا بزارم ولی در ۴ لوگو و بنر این وبلاگ و وبلاگ محمد و حبیب+مکابیز خیلی به دردم خورد دستتون درد نکنه ولیکن دوستانی که عکس از بازیگر یا خواننده ای با کیفیت خوب دارند و فکر می کنند به عکس بالای صفحه میاید برای من به ایمیلم بفرستند تا عکس ها را عوض کنم mailto:javuni_zenduni@yahoo.com مسافری از هند: سریال مسافری از هند پنجشنبه ها و جمعه ها ساعت ۲۲:۳۰ به وقت تهران و ۲۳ به وقت دوبی از شبکه ی جهانی مهاجر کارگردان:قاسم جعفری بازیگران:بهنوش طباطبایی-حمید گودرزی-نسرین مقانلو-سروش گودرزی-الهام حمیدی-شیلا خداداد-عنایت شفیعی-مجید مشیری-شیرین بینا-فرزاد حسنی و..... نقد و بررسی: طبق آماری که صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران گرفته تا به حال پر بیننده ترین سریال پزشک دهکده بوده و بعد مسافری از هند بوده. این سریال بازیگران معروف و خوب رو کمی خیلی معروف نبودند معروف و مشهور کرد با اینکه خیلی از آنها در فیلمهای قبل عالی بازی کردند اما می شه گفت شروع محبوبیتشون از این سریال بود از این بازیگران می توان بهنوش طباطبایی و حمید گودرزی و شیلا خداداد و فرزاد حسنی را نام برد.(که به نظر من حمید گودرزی صدای خوبی هم داره و اگه آلبوم بده مطمئنم آلبوم موفقی خواهد بود) قاسم جعفری:خود قاسم جعفری هم میشه گفت از سر همین سریال معروف شد البته سریال خط قرمز هم سریال خوبی بود و یه جورایی می شه گفت مردو قاسم جعفری یرو از سریال خط قرمز شناختن.قاسم جعفری ایده ها و فکر های خوبی داره و موضوعاتی که برای فیلم هاش انتخاب مب کنه همه پسند و عالیست.همین طور به نظر من از نظر انتخاب بازیگر قاسم جعفری بعد از مهران مدیری در ایران حرف اول رو می زنه خوب می دونه که به کی باید چه نقشی رو بده و کی توانایی بازی اون نقش رو داره .و کلا کادر خوبی رو انتخاب می کنه ولی در اکثر فیلمهای خود فیلم رو خوب شروع می کنه و میپیچونه و نهایتا فیلم رو بد تموم می کنه.معمولا هم در فیلمهاش یکی یا ۲ نفر میمیرن مثل:خط قرمز-مسافری از هند-قریبانه-تب سرد و....... به تازگی هم قراره سریالی جدید از تلویزیون ساخته ی قاسم جعفری پخش بشه که احتملا در ماه مبارک رمضان پخش می شود.
اگر کسی نقدی یا موردی از این سریال می بیند حتما در قسمت نظرات بگه یا بهم ایمیل بزنید و من هم در وبلاگ با نام خودتون قرار می دهم. آیا می دانید؟!
كوكا كولا در اصل سبزرنگ است اسم تمام قارهها با همان حرفي كه آغاز شده است پايان ميابد شما نميتوانيد با حبس نفستان ، خودكشي كنيد محال است كه آرنجتان را بليسيد وقتي كه عطسه ميكنيد مردم به شما "عافيت باش" ميگويند ، چرا كه وقتي عطسه ميكنيد قلب شما به اندازه يك ميليونيم ثانيه ميايستد خوكها به لحاظ فيزيك بدني ، قادر به ديدن آسمان نيستند وقتي كه به شدت عطسه ميكنيد ، ممكن است يك دنده شما بشكند و اگر عطسه خود را حبس كنيد ، ممكن است يك رگ خوني در سر و يا گردن شما پاره شود و بميريد Spades - King David خال پيك : شاهديويد اگر در پاركي ، پيكره شخصي بر روي اسبي قرار داشته باشد كه هر دو پاي جلويي آن اسب به هوا بلند شده باشد ، نشانه آن است كه آن شخص در جنگ كشته شده است...اگر يك پاي اسب به هوا بلند شده باشد ، نشانه آن است كه آن فرد در جنگ زخمي شده است...اگر هر چهار دست و پاي اسب بر روي زمين باشد ، نشانه آن است كه آن شخص به مرگ طبيعي مرده است جليقه ضد گلوله ، ضد آتش ، برفپاككنهاي شيشه جلوي اتومبيل و چاپگرهاي ليزري توسط زنان اختراع شدند حلزون ميتواند سه سال بخوابد تنها غذايي كه فاسد نميشود عسل است قلب انسان فشاري كافي ايجاد ميكند تا به فاصله 30 فوتي (تقريباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ كند استفاده از هدفون در هر ساعت ، باكتريهاي موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزايش ميدهد فندك قبل از كبريت اختراع شد نظير اثرانگشت ، اثر زبان هر شخص نيز متفاوت است همراه با فرزاد در اسباب کشي خانه جديد:
در آخرين روزهاي تابستان، كه هوا كمي رو بهخنكي رفته بود، به خانه مجري بازيگوش برنامهكوله پشتي رفته بوديم. برنامهاي كه در مدتپخش خود، بسيار با مخاطبين تلويزيوني ارتباط برقرار كرده بود... سخن از فرزاد حسني است،متولد 21 شهريور سال 1356 در محلهخانيآباد قديم در جنوب شهر تهران... ميگويد:عمويم رفيق فابريك مرحوم تختي بود... او فرزندبزرگ خانوادهاي است كه به جز او دو پسر ديگردارند و فرزاد پسر بزرگ خانواده است. شايد باخود بگوييد فرزاد چقدر اطلاعات زيادي دارد و اين همه اطلاعات را از كجا آورده است، تنها يكپاسخ دارد، پسر بسيار درسخواني بود. فرزاد حسني بسيار با محبت است، برعكسخيليها كه غرور دارند، با غرور بيگانه است،مجريگري را تنها يك شغل ميداند، نه چيزبيشتري... زماني كه به فرزاد ميگوييم، جديصحبت نكند و كمي آبگوشت خياري صحبت كند،فكر ميكنيد، چه پاسخي داد...؟ (اتفاقا)آبگوشت بهترين غذاي دنياست، خاطرهاي بامزهو جذاب براي شما در اين زمينه ميگويم تاآبگوشت خياريتر شود. فرزاد حسني، ماشين ندارد، ميدانيد چرا؟(چون ميگويد اصلا بلد نيستم چه طور ماشينبرانم، گرچه علاقهاي به ماشين ندارم، دوستدارم در خيابانها قدم بزنم و با وسايل نقليهعمومي اينور و آنور بروم، تا با مردم ارتباطبرقرار كنم و از آنها مطالب جديد يادبگيرم...اين به تجربه من در كار اضافه ميكند. فرزاد حسني حاضر جواب است، هرچه كهبگوييد سريع پاسخ ميدهد، حاضر جوابحاضرجوابها است، او براي ما يك خاطره ازكودكياش تعريف ميكند. اين كه من بچه كه بودم، سر كلاس خيلي حرفميزدم، يه روز معلم به من گفت: حسني! خيليبيشتر از كوپنت حرف ميزني و من در جواببلافاصله گفتم، خوب براي اينكه ما از بازار آزادهم خريد ميكنيم، يا مثلا يه روز معلم ورزش برايما گفت كه قرار است امكانات مدرسه دو برابرشود، من گفتم: دو برابر هيچي چقدر ميشود؟ ازاين كارها زياد ميكردم. ميرفتم سرپشتباممدرسه و روي بچهها آب ميريختم. وقتي مراميگرفتند ميگفتم من كه كاري نكردهام، آبروشنايي است. خلاصه اينكه خيلي حاضرجوابم. من وقتي كسي ميخواهد چيزي بگويداواسط حرف جواب را روي پيشانياشميخوانم.. به هر حال كار خداست كه كمكمميكند. باز هم ميخواهيد از اين مجري بازيگوشبدانيد، برايتان ميگوييم، او مجرد است و بههمراه خانوادهاش زندگي ميكند، راستيمستاجر هستند، زماني كه به خانهاش رفتيم، شبقبل اثاث كشي كرده بودند، خودش ميگفت: درحال حاضر آمادگي جلوي دوربين قرار گرفتن راندارم، يك روز ديگر بياييد، اما ما كه حاضر جوابيرا از خودش ياد گرفتيم، ول كنش نشديم و او را بهحياط منزل برديم، به همراه مادرش از او چندعكس به يادگار گرفتيم، همچنين زماني هم كهميخواست به محل كار برود، با كوله پشتي اشهم چند عكس يادگاري از او گرفتيم كه ميبينيد،گرچه او ديگر از پس فردا با كوله پشتي بهخانههاي ما نميآيد و... گرچه ميگويد: شايد درماه رمضان هم، اين برنامه دوباره پخش شود،راستي آخرين خبر اين كه فردا اگر مشكلي پيشنيايد سردبير مجله خانواده سبز، مهمان تلفنيآخرين برنامه (كوله پشتي) خواهد بود. اجرايآخرين برنامه كوله پشتي برعهده محمدرضاحسينيان گزارشگر اين برنامه است و فرزاد حسنيبه جاي ميهمان پاسخگوي پرسشهاي مردمخواهد بود. تمامي عوامل برنامه در جلويدوربين به بينندگان كولهپشتي معرفي ميشوند. بهگفته علي زاهدي تهيه كننده موفق كولهپشتي اينبرنامه در ماه مبارك رمضان با رويكردي شاد وبانشاط جوان و... به جمع طرفداران خود بازخواهد گشت. Cameron Cartio با تشکر از پیامهاتون نظر یادتون نره!!!!!!!!!!!!!! |
|||||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384ساعت 10:59 توسط رضا
|
|
|||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
سلام نظر يادتون نره!!!!! میلاد امام زمان(عج) را پیشاپیش به تمامیه مردم دنیا بخصوص شیعیان تبریک می گویم عکس بالای صفحه: دوستانی که عکس از بازیگر یا خواننده ای با کیفیت خوب دارند و فکر می کنند به عکس بالای صفحه میاید برای من به ایمیلم بفرستند تا عکس ها را عوض کنم در ضمن به تازگی جای عکس آیشواریا رای عکس شیلا خداداد رو گذاشتم و عکس محمد نیز عوض شده. *نکته* دوتا از این آدمها عوض نمی شوند مگر اینکه عکس دیگری از آنها گذاشته شود(مطمئنم این دو نفر را می شناسید) تشابه اسمی: تو قسمت تابلوی گفتمان بعضی از دوستان اسمشون رضا هست خواستم بگم هر رضایی من نیستما من با اسم رضا(مدیروبلاگ) و با رنگ قرمز یا سبز می نویسم اگر رنگش سفید بود من نیستم پایان نظرسنجی: محمد و حبیب با بدست آوردن۳/۴ آرا(سه چهارم) به ترتیب مقام اول و دوم رو کسب کردند. بقیه نتایج به شرح زیر است:
نظرسنجیه جدید: از این به بعد نظرسنجیها یک هفته ای میشه و هر هفته عوض خواهد شد. بي شك پر طرفدار ترين خواننده هم اكنون كامران و هومن هستند منم سعس مي كنم نظرسنجي هامونو به اين دو خواننده نزديك كنم.
سینما: گفت و گو با نیکی کریمی
- خانم كريمي در حال حاضر مشغول انجامچه كاري هستيد؟ كريمي: بازي در فيلم(شام عروسي) كه بهكارگرداني آقاي ابراهيم وحيد زاده كه با آقايامين حيايي و چند نفر ديگر همبازي هستم. - فيلمي كه ساختيد(يك شب) در چهمرحلهاي قرار دارد و بفرماييد در چه زماني و درچه جشنوارهاي به نمايش در خواهد آمد؟ كريمي: فيلم كه خيلي وقت است تمام شده،ارديبهشت ماه، همه مراحل فني فيلم را پشت سرگذاشتيم كه در جشنواره(كن) به نمايش درآمد.از پانزدهم مهرماه هم در چند جشنواره خارجيشركت خواهد كرد. - چه زماني به اكران سينماي ايران درميآيد؟ كريمي: فكر ميكنم در اكران(آسمان باز) بعداز فيلمهاي(يك تكه نان) و(گيلانه) به نمايش درخواهد آمد. البته من به طور دقيق نميتوانمزمان اكرانش را در سينماهاي ايران اعلام كنم. - قرار نيست فيلم ديگري را كارگرداني كنيد؟ كريمي: چرا، فيلم نامهاي جديد نوشتم كهاميدوارم بتوانم امسال آن را جلوي دوربينببريم. - اسم اين فيلم جديدتان چيست؟ كريمي:(گريز) كه فعلا در حال بازنويسي قراردارد. - بسيار عالي! خانم كريمي، شما به طور معمولدر نقش هايتان، يك كاراكتري داشتيد كهجستجوگر بوده، زني كه به دنبال چيزي ميگشت، علت اين نوع انتخابهايتان چه بوده است؟ كريمي: علت خاصي به آن صورت نداشت،مثل اينكه آدم از يكسري نقشها خوشش ميآيد.بنابراين سعي ميكند كه انتخاب كند. - يعني ميخواهيد بگوييد به نوعي اتفاقيبوده و نقش هايي را كه شما دوست داشتيدناخودآگاه نقاط مشترك بيشتري با هم داشتند؟ كريمي: نه، اتفاقي نبوده، خودم شخصاكاراكتراهايي را انتخاب ميكردم كه به دنبالچيزي باشند، در واقع هدف خاصي را دنبالكنند. - روزي كه در سينما شروع به كار كرديد ووارد عرصه بازيگري شديد، بيشتر دنبال چه چيزيبوديد در واقع چه عامل و انگيزهاي شما را بهسمت بازيگري كشاند؟ كريمي: فكر ميكنم احتمالا جذابيت اينحرفه مرابه سوي بازيگري و سينما سوق داد. - خوب عوامل زيادي باعث جذابيت اينحرفه ميشوند، مثل شهرت و محبوبيت، ارضاياحساسات درون فردي، ماديات و... كدام يك ازاين عوامل براي شما جذابيت داشت؟ كريمي: بخش يادگيري و همينطور تخيلقدرتمندي كه در اين حرفه وجود دارد و آدمميتواند جاي آدمهاي مختلفي قرار بگيرد و ازقالب واقعي و حقيقي خود، جدا شود. اما ازآنجاييكه سينما، به نظر من آموختنيهاي فراوانيدارد و شخصا به يادگيري در عرصههاي مختلفعلاقهمندم و هميشه عطش آموختن دارم، در سن19 سالگي فعاليتم را به عنوان بازيگري آغازكردم. - امروز به آن چيزي كه ميخواستيد،رسيدهايد؟ يعني آموختن بسيار؟! كريمي: بله، تا حدود زيادي رسيدهام. - اين اواخر خيلي كم كار به نظر ميرسيد،ماجرا چيست؟ كريمي: نه، كم كار نشدهام! من سال پيش يكفيلم داشتم امسال هم دارد. يك فيلم هم ساختهام فكرنميكنم در سال گذشته، كسي به اندازه من كاركرده باشد! - چقدر به طراحي لباس و گريمتان در بخشبازيگري اهميت و وسواس به خرج ميدهيد؟ كريمي: خيلي برايم مهم است. نميگذارم هراتفاقي در اين زمينه برايم بيفتد و خودم همقدرت اظهار نظر نداشته باشم. خيلي دقت ميكنمو آگاهانه رفتار ميكنم. - در واقع در اين مقوله هم در كار طراح گريمو طراح لباس اظهار نظر ميكنيد! كريمي: بله، بالاخره سينما، كار گروهي است،نميتواند يك طرفه پيش برود. - تا به حال پيش آمده است كه پيشنهادي رانپذيريد و بعد، پشيمان شويد؟ كريمي: نه خوشبختانه! - از بازي در فيلمي پشيمان شديد؟ كريمي: بله پيش آمده چند مورد بوده كه واقعاباعث كدورت خاطر و پشيمانيام شد، مثلا سناريورا خوانده بودم، عوامل حرفهاي بودند و همهچيز قرار بود خوب پيش برود ولي نتيجه كارچيزي ديگري از آب در آمد كه به ارزشهاي كاريمن و ديگران لطمه وارد كرد. اگر اجازه بدهيد دراين خصوص توضيح ديگري نميدهم. - قطعا اگر بازيگر نميشديد ميتوانستيد يكمترجم قدرتمند شويد. چطور شد كه روي بخشترجمه متمركز نشديد؟ كريمي: خودم نخواستم متمركز شوم، در همينحد برايم رضايت بخش بود. - از چه سني به سمت ترجمه رفتيد؟ كريمي: از دوران بچگي! - عجب! امسال هم در نمايشگاه كتاب حضورداشتيد ؟ كريمي: بله!(به نزديكي) به چاپ دوم رسيد والان هم مشغول ترجمه(هايكوي) ژاپني هستم.
- خيليها معتقدند كه شما جزو معدودبازيگراني هستيد كه توانستيد بيش از يك دهه،يك ستاره ماندگار بمانيد و در عرصه سينما فعاليتمداوم داشته باشيد، رمز ماندگاري خودتان را درچه چيزي ميبينيد! كريمي: نميدانم ماجرا اين است كه به نظر منهيچ آدمي نبايد فقط روي يك كار متمركز شود.هر آدمي بايد وجوه مختلف شخصيت خودش راكشف كند. به نظرم آدمها رنگهاي مختلفي دارندكهبايد روي هر كدام از اين رنگها كار كنند. _ ولي خيلي از پيشكسوتان هنر معتقدند كههنرمند بايد روي يك شاخه از هنر متمركز شود تاموفق شوند! كريمي: خير، من كاملا معتقدم كه همه هنرها بههم وابستهاند هنرمند بايد به همه علايقش درزمينههاي مختلف بپردازد و پيش برود. - شما در ترجمه، بازيگري، كارگرداني وبخشهاي مختلف هنر فعاليت ميكنيد و موفقهستيد و مسئله جالب توجه و قابل بحث دراينجاست كه با اين گستردگي فعاليتهايتان،خوشبختانه هيچگاه شخصيت هنري تان موردسوال قرار نگرفته است! كريمي: من اصلا به اين چيزها فكر نميكنم وبرايم مهم اين است كه بتوانم هر روز ياد بگيرم وبتوانم مفيد باشم. من براي خودم كار ميكنم وتوجهي به ديگر مسايل و حرف و حديث ها ندارم؟ - بزرگترين آموخته شما از هنر و مهمترينتاثير آن در زندگي شخصي تان چه بوده است؟ كريمي: من فكر ميكنم كه كسي كه كار هنريميكند هيچوقت زندگي عادي ندارد. بنابراينخيلي لذت بخش است كه هيچوقت، هيچ چيزيكهنه و تكراري نميشود. دائم داريم به اين قضايافكر ميكنيم كه كار بعدي چيست؟! يا اينكه وقتيسر صحنه فيلمبرداري هستيم دائم در حال يادگرفتن هستيم و هيچوقت دچار كسالت و بيهودگينميشويم. در دنياي ديگري زندگي ميكنيم وهمين هاست كه زندگي را لذت بخش ميكند. - شما وقتي فيلمي بازي ميكنيد يا كاري را كهانجام ميدهيد، نظر مردم چقدر برايتان مهم و درچه درجهاي از اولويت قرار دارد؟ كريمي: قطعا برايم مهم است كه مردم چهفكري ميكنند و به نظرشان اهميت ميدهم واحترام ميگذارم! - بزرگترين انتقادي كه از شما ميشودچيست؟ كريمي: نميدانم ولي خيليها ميگويند كهزود عصباني ميشوم يا اينكه خيلي سختميتوانم با كسي در نزديك ارتباط برقرار كنم وصميمي شوم، اما آدم وفادار و با ارادهاي هستم وسعي ميكنم كارهايم را به نحو احسن انجام بدهم - كودكي تان چطور گذشت؟ كريمي: من معمولا به اينگونه سوالات پاسخنميدهم! - به آن توفيقي كه فكرش را ميكرديد،رسيديد؟ كريمي: فكر ميكنم هر كسي اگر در راه آگاهيحركت كند به موفقيتهاي بزرگ ميرسد. - بازيگري چه كمكي در كارگرداني به شماميكند؟ كريمي: كمكهاي زيادي ميكند هر كس كهتجربهاي در سينما داشته باشد و بخواهد در زمينهديگري از سينما تجربه جديدي پيدا كند، تجاربقبلي بسيار ميتواند كار آمد و مفيد و موثر باشد! - تا چه زماني ميخواهيد به بازيگري ادامهدهيد؟ كريمي: نميدانم، فعلا كه هر دو كار را(بازيگري - كارگرداني) انجام ميدهم و مسئلهاي در ميان نيست كه بخواهيم با سينما خداحافظيكنم! - اما خيليها ميگويند عمر بازيگري نيكيكريمي به انتهاي خود نزديك است؟ خودتانچطور فكر ميكنيد؟ كريمي: اهميتي به اينگونه اظهار نظرهاينميدهم. اگر كسي توانست هم سطح و هم شانمن حركت كند و چنين نظري بدهد، آنهم به دوراز غرض ورزي قطعا جاي تامل دارد، من برايخودم كار ميكنم و فقط به نظر بزرگان سينمااحترام ميگذارم. - در نقش هايتان، نقش مادر را هم ايفاكردهايد، واقعا فكر ميكنيد در زندگي شخصيتان ميتوانيد، مادر خوب و كاملي باشيد؟ كريمي: بله! مطمئنم. - خيليها دوست دارند بدانند بالاخره چهزماني ازدواج خواهيد كرد؟ كريمي: اين سوالات، خصوصي است و به دوراز نزاكت است كه مطرح شود! - اگر نظر شما اينطور است، بسيار خوب،پاسخي نفرماييد. فيلمهاي اخيرتان چندانپرفروش نبوده مثل(باج خور) و(نوك برج)! كريمي: بله، چند روزي است كه اكران شدهطبق مشاهدات بنده و تعدادي ديگر از مطلعين،چندان مورد استقبال قرار نگرفته است، چون اگرفيلمي بخواهد بفروشد از همان روزهاي اول ايناتفاق برايش ميافتد، خصوصا اينكه فيلم از حضوربازيگراني معتبر و صاحب نام بهره برده باشد اينهادليل نميشود كه(نوك برج)(فيلم خوبينبوده) هنوز خيليها نميدانند نوك برج اكرانشده است. - قصدم جسارت نيست اما چرا فيلمهايديگري كه همزمان با(نوك برج) به اكراندرآمدند مورد توجه قرار گرفتند و مردم متوجهاكران آنها شدند؟ كريمي: من كاملا با شما مخالفم! بگذاريم زمانبگذرد تا خلاف فرمايشات شما ثابت شود! - اما اين قضيه در مورد(باج خور) هم صدقميكند باج خور كه اكران شد مربوط به سالگذشته ميشود، آنهم نفروخت در اين موردصحبت كنيد تا به نتيجه برسيم. خانم كريمي هيچ پاسخي نميدهد فقطميگويد: معذرت ميخواهم ولي فكر ميكنم همين جابايد به مصاحبه خاتمه دهيم. خدانگهدار
دیوانگی(DEEWANGI): فیلمی هندی اما متفاوت با بقیه فیلمهای هندی که چهارشنبه از شبکه ی تهران و چند بار از شبکه ی ۳ پخش شد. بازيگران:آجی دوگان و اکشای خانا و ارمیلاماتندکار جوایز: آجی دوگان به عنوان بهترین بازیگر نقش منفی سال ۲۰۰۲ در هند شناخته شد
نکات اخلاقی فیلم: ۱-زشتی و کثیفی خیانت ۲-عشق یک طرفه فایده نداره ۳-به قول ویکتور هوگو به کسی عشق بورز که لایق عشق باشه نه تشنه ی عشق باشه زیرا تشنه ی عشق روزی از عشق سیراب می شه و اون دختر تشنه ی عشق بود موزیک: رضا صادقی آلبوم کما(چه عجب این یکی دیگه مشکی نیست
با تشکر از پیامهاتون نظر یادتون نره!!!!!!!!!!!!!! |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1384ساعت 18:50 توسط رضا
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
سلام نظر يادتون نره!!!!! جوک: يه شب يه هله له ميره دزدي ، بعد صاحب خونه پا ميشه ميگه كيه اون جا ؟ هله له ميگه : هيچكي ، گربست ، بعععععع هله له مي ره پيش يه مومني مي گه حاج اقا با كفش مي شه نماز خوند؟ هله له كت شلوار ميپوشه و ميره آمريكا از هواپيما كه پياده ميشه يكي ميرسه بهش ميگه ببخشيد آقا شما هله له هستي ؟ يه روز هله له پشت موتور گازي نشسته بوده و هي از يه بنز جلو ميزده... راننده بنز عصباني ميشه و ميزنه كنار و به موتوري ميگه: آقا تو چطور از من جلو ميزدي؟ هله له ميگه: ببخشيد... كش شلوارم به آينه بغل شما گير كرده بود! به هله له ميگن با ريلكس جمله بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عكس انداختيم. از هله له كه قهرمان شنا بوده ميپرسن شما از كجا شروع كردين ميگه والا ما از زمينهاي خاكي به هله له ميگن: با «اختاپوس» جمله بساز. ميگه: اوخ، تا پوستم نسوخته برم تو سايه! هله له ميره مسابقهءبربري خوري و20 تا مي خوره اول ميشه. هله له ميره پرچم آلمان بخره ميگه :اقا يه پرچم آلمان بدين مرده مياره هله له ميگه ببخشيد رنگ ديگشو نداريد؟... مصاحبه: لطفي: سه بار عاشق شدم، اما هنوز مجردم
اخيرا در برنامههاي طنز، شاهد حضوربازيگراني هستيم كه نقششان را بسيار جدي -بدون هيچ تغيير چهره يا تغيير لهجهاي - ايفاميكنند و همان جديت، بيننده را به خندهمياندازد. يكي از چهرههايي كه او را درسريالهاي طنز ديدهايم، غلامحسين لطفي است;بازيگر طنز سينما وتلويزيون.
لطفي هميشه خيلي جدي به ايفاي نقشميپردازد و معمولا رلهاي منفي به او واگذارميشود ولي بر خلاف انتظار، ايفاي اينگونهنقشها به دليل بازي جدي و خوب اين بازيگرموجب محبوبيتش در نزد مخاطبان شده است. غلامحسين لطفي متولد 20 آذر سال 1328 درقزوين ميباشد، وي داراي فوق ديپلم برق و فوقليسانس بازيگري ونيز دكتراي افتخاري تئاتر است . چهار برادر و يك خواهر دارد و تاكنونهمه كارهاي درجه يك سينما را تجربه كرده; ازجمله نويسندگي، كارگرداني، بازيگري و... امروزاو را در نقش يك مجري ميبينيم. برنامه«دوستانه» كه هر شب از شبكه اول پخش ميشود،شاهكار اين هنرمند است. تمام كارهاي اين برنامهاعم از كارگرداني، طرح سوالات، ساخت تيتراژ،نريشن براي معرفي و در نهايت اجرا را خودش بهتنهايي انجام ميدهد. براي اين شماره و از جملهبراي آشنايي شما عزيزان، با او طي يك گفتگويدوستانه سئوالاتي را مطرح كرديم كه چكيدهاياز آن را ميخوانيد: _ در حال حاضر مشغول چه كاري هستيد؟ لطفي: به شدت مشغول مونتاژ و آماده كردنبرنامه دوستانه هستم; البته ضبط كليدي قسمتهاتمام شده. _ چي شد به فكر ساخت چنين برنامهايافتاديد؟ لطفي: حدودا دو ماه پيش طرحي از طرفشبكه يك داده شده بود; به اين صورت كه يكمجري با يك هنرمند يا يك ورزشكار گفتگوييانجام دهد و من اين طرح را به شكلي كه ميبينيددر آوردم. _ آيا «دوستانه» يك صندلي داغ است؟ لطفي: به نظر من دوستانه به برنامه صندلي داغاصلا شباهت ندارد، البته من فقط يك قسمت ازاين برنامه را ديدم و معتقدم دوستانه، نه از نظرسوالها و نه برخورد و نوع صحبت، شباهتندارد. _ قشنگترين سوتياي كه دادهايد؟ لطفي: من هميشه با فكر صحبت ميكنم; درنتيجه هيچوقت سوتي نميدهم (باخنده). _ اهل تپق زدن هستيد؟ لطفي: بسيار زياد، براي اينكه معتقدم تپق زدنبخشي از زندگي روزمره است. البته در كارها(سريالها وتئاتر) معمولا نبايد اشتباه لفظي كرد،حالا در تئاتر به دليل اينكه زنده اجرا ميشود،امكان اين اتفاق زياد است. در سينما و تلويزيونهم بستگي به حساسيت كارگردان دارد، به طورمثال خود من اعتقاد دارم اگر تپق زدنها را رفعنكنيم و برداشت مجدد درسريالها نميگرفتيم،سريالها طبيعيتر و جالبتر ميشد. _ كداميك از مصاحبههايي كه دربرنامهدوستانه انجام داديد، جذابتر بود؟ لطفي: جذابيت اين برنامه به مهمان برنامه وبرخورد او با سوالها بستگي دارد. بعضيها راميبينيد كه آدم بستهاي است وتمام سئوالات رادر حد يك يا دو كلمه جواب ميدهد. خب،مسلما با اين فرد، جذاب كردن برنامه مشكلخواهد بود. اما عدهاي هم بودند كه وقتي سوالرا مطرح ميكني، خودشان شروع به توضيحدادن ميكنند، مثل آقاي فريدون جيراني ياخانم مهناز افشار وخيليهاي ديگر. _ بدقلقترين آدمي كه در اين برنامه با اوگفتگو كرديد؟ لطفي: اسم كه نميتوانم ببرم، اما يكي دو نفربودند كه خيلي اذيت كردند. به نظر منپاسخگويي به سوالات بستگي به جهانبيني آدمهاهم دارد. اگر شما اطلاعات كمي در خصوص دنياو محيط اطرافت داشته باشي، طبيعتا خوبنميتواني توضيح دهي در دوستانه افرادي كه بابازيگري سروكار داشتند، بهتر پاسخگو بودند. _ دوست داريد روزي كانديداي رياستجمهوري شويد؟ لطفي: از ماست كه بر ماست. سوال خودم را ازخودم ميپرسيد. تا به حال به اين موضوع فكرنكردم; چون كار بسيار مشكلي است. اما اگر يكروز مردم انتخاب كنند و بخواهند، قبول خواهمكرد (خنده) چون مردم را دوست دارم و بهخواسته آنها احترام ميگزارم. _ اگر روزي رييس جمهور شويد، بزرگترينهدف و برنامتون چه خواهد بود؟ لطفي: رفاه نسبي مردم; چون مردم مااستحقاق زندگي خوب و مرفه را دارند. اگر مردمما در رفاه باشند، فراغت بيشتري را براي انجامكارهاي ديگر خواهند داشت و درنهايتجامعهاي بهتر و ايدهآل خواهيم داشت. درحالحاضر، 48 درصد اقتصاد آمريكا را ايرانيهايمقيم آنجا پيش ميبرند و اين آمار بسيار بالايياست. تآشپزي بلد هستيد؟ لطفي: بله، دست پختي بسيار عالي دارم. _ كدام غذا را بهتر درست ميكنيد؟ لطفي: دم پختك و باقالي پلو را خيلي خوبدرست ميكنم و به عبارتي غذاهايي را كه با برنجدرست ميشود، خوب ميپزم; چون خيلي برنجرا دوست دارم. _ به كداميك از كارهاي منزل بيشتر علاقهداريد؟ لطفي: ظرف شستن; براي اينكه هنگام ظرفشستن به سوژههاي مختلف كارم فكر ميكنم. _ چرا تا امروز ازدواج نكرديد؟ لطفي: چون تاكنون به اين موضوع خيليجدي فكر نكردم، آن هم به اين دليل كهنميخواهم راحتياي كه الان دارم از دستبدهم. (خنده) _ تاكنون خواستگاري رفتيد؟ لطفي: نه، چون فرد مناسبي را كه بتواند با من وروحيات يك بازيگر كنار بيايد و زندگي كند، پيدانكردم. _ اگر به خواستگاري برويد و به شما جواب ردبدهند، عكس العملتان چه خواهد بود؟ لطفي: صد در صد خودكشي نميكنم. (خنده) _ نظرتان راجع به خانمها چيست ؟ لطفي: همه خانمها خوب هستند; مادرها،مادرزنها و مادر شوهرها هم همينطور اصلاآدم بد وجود ندارد مگر اينكه عكسش ثابتشود. _ مادرتان به شما اعتراضي نميكند كه چرامجرد هستيد؟ لطفي: اتفاقا خيلي دلش ميخواست كه مثلامن سرو سامان بگيرم. يك مقدار تلاش كرد وليوقتي ديد به نتيجه نميرسد، نااميد شد. امروز همكه ديگر او زنده نيست. تخدا رحمتشان كند، تا به حال عاشقشديد؟ لطفي: سه بار، يكبار در 23 سالگي، دوبارديگر در 33 سالگي و 46 سالگي بود كه عاشقشدم. _ تنهايي را چقدر دوست داريد؟ لطفي: نميشود تنهايي را دوست داشت، وليتنها خيلي راحتترم و به كارهايم بهتر ميرسم. _ با اينكه ازدواج نكرديد، چهطور در سريالآينه به مشكلات خانوادگي پرداختيد؟ لطفي: نخورديم نون گندم، ديديم دستمردم بالاخره از نزديك شاهد زندگي مشتركبرادر و خواهرم هستم و در كل كار هنرمند، تحقيقدر رابطه با اجتماع هم ميباشد. در دوراندانشجويي، ميرفتم در پاركهاي مختلف و باآدمهاي گوناگون صحبت ميكردم و به دنبالعلت ميگشتم. بر اين اساس، شناختم از جامعهفوق العاده است. اگر در يك مهماني حضور پيداكنم كه كسي را نميشناسم، بعد از گذشت يك ربع،ميتوانم شخصيتها را شناسايي كنم و به شمابگويم چه كسي، چه مشكلي دارد. _ اين تحقيقات، يكي از دلايل شما نسبت به عدم ازدواج نشده است؟ لطفي: من به هيچ عنوان نسبت به امر ازدواجبدبين نيستم. بيتعارف بگويم، زندگي كردن با ماخيلي راحت نيست; براي اينكه هنرمندانداراي روحيه خاصي هستند. بههر حال، اگرخانمي پيدا بشود كه اين شرايط را بپذيرد و كناربيايد، من حاضرم ازدواج كنم. آدم كه نميتواند20 تا زن بگيرد، ببيند كدامشان خوب هستند;بلكه بايد يكبار ازدواج كرده و تا آخر عمر با يكزن زندگي كند. _ دوران كودكي را چگونه گذرانديد؟ لطفي: در تمام دوران بچگي در اين فكر بودمكه چهطور پول به دست آورم. براي رفتن بهسينما چون پدر ثروتمندي نداشتم، به ياد دارممدت سه سال، آپاراتچي يك سينما در قزوينشدم; بدون اينكه پولي بگيرم فقط به دليل آنكهبتوانم فيلمهاي اكران شده را مجاني ببينم و هرفيلمي كه چهار شب در ده سالن اكران ميشد، هرروز و هر ده سانس آن را ميديدم. تبچه شيطاني بوديد؟ لطفي: پدرم را خيلي اذيت ميكردم و الانمتاسفم كه نميتوانم جبران كنم; بهخاطر اينكهايشان سالها پيش فوت كردند. _ در دوران تحصيل درسخوان بوديد؟ لطفي: نه، رياضيات و حسابم بسيار ضعيف بود.هنوز هم وقتي براي خريد ميروم، زمان حسابكردن كيفم را ميدهم تا خودشان مبلغ رابردارند، كه معمولا هم زيادتر برمي دارند، وليادبياتم خوب بود، به طور كلي درس را دوستنداشتم; چون چيزي را كه اجبار براي انجامشوجود داشته باشد، دوست نداشته و ندارم و درسخواندن هم جزيي از آن بود و بايد نمرهميآوردم. البته اگر اجبار در آن نبود، امكانداشت حتي در درس رياضي هم موفق شوم ونمرات خوبي به دست آورم. _ اين اجبار از طرف خانواده هم بود؟ لطفي: معمولا پدر خانواده بچهها را به درسخواندن و گرفتن نمرههاي خوب اجبار ميكند وخانه ما هم از اين قاعده مستثني نبود. _ در دوران تحصيل پيش آمده كه كلاسي رادو سال بخوانيد؟ لطفي: نه، ولي هميشه نمرات ناپلئونيميگرفتم; مثلا با معدل 10،11 قبول ميشدم.البته اين را هم بگويم كه در دانشكده هنرهاي زيبامعدلم سه و جزء بهترينها بود. _ برايتان پيش آمده كه يكي ازمعلمهايتان را سر كار بگذاريد؟ لطفي: بله، كلاس 6 يا 7 بودم كه يك معلمدرس شيمي داشتم به نام آقاي نبوي. ايشانهميشه عادت داشتند به شاگردانش متلك بگويدبدون اينكه خودش بخندد. يكبار جلوي همهبچههاي كلاس به من گفت: «اگه لنگه تو رو پيداميكردم، ميبستم به درشكه شهرداري». بعد تمامبچهها زدند زير خنده. بعد كه سكوت شد، من همگفتم: «آقا اتفاقا ما رفتيم، گفتند لنگه تو آقاي نبوياست» بعد. هم من را از كلاس بيرون كرد تا ببندندبه درشكه شهرداري. _ به يادماندنيترين ضدحالي كه خورديد؟لطفي: چون آدم حاضر جوابي هستم و هميشهجواب توي آستينم پيدا ميشه، ضدحالنميخورم. _ ما شما را در ژانرهاي مختلفي ديديم، به نظرخودتان تا چه اندازه در ايفاي نقش هاي متفاوتموفق هستيد؟ لطفي: اين را من نبايد بگويم، ولي هميشهتلاش ميكنم متفاوت ظاهر شوم و فكر ميكنم تااندازهاي هم موفق بودم. تدر كار اجرا چهطور؟ لطفي: مجريگري را خيلي دوست دارم ومعتقدم هر بازيگري حتما بايد يكي، دو برنامه اينكار را تجربه كند; چون يك مجري چيزي را ازقبل حفظ نميكند و اين امر حضور ذهن بازيگر رازياد ميكند و نيز كمك بزرگي به بداههگويي اوخواهد بود و به نظر من هنرپيشهاي كه فيالبداههبازي كند، بهترين است.
_ جديدا در چه كاري حضور داشتيد؟
لطفي: در فيلمهاي سينمايي «قتل آنلاين» ونيز «عروس فراري». _ شما نويسندگي هم ميكنيد; از چه زمانيدست به قلم شديد؟ لطفي: بله: اشتباهاتي را مرتكب شدم (خنده)اولين بار كلاس نهم بودم كه تصميم گرفتمخاطرات روزانه را بنويسم (البته الان هم برخياوقات اين كار را ميكنم) همين طور نوشتم تا بهداستان و فيلمنامه رسيد. _ در حيطه سينما كارهاي مختلفي از جملهنويسندگي، كارگرداني و بازيگري انجام دادهايد،كداميك را بيشتر دوست داريد؟ لطفي: به عقيده من كارگرداني كردنماندگارتر است. وقتي يك اثري خلق ميكنيد،مسلما بيشتر لذت ميبريد تا اينكه مجري افكار وعقايد ديگران باشيد. وقتي يك كارگردان تنبلميشه، بازي ميكند، البته بازي كردن هم سخته،هر كاري خوبش سخت است. _ معمولا سوژه كارهايتان را از كجاميگيريد؟ لطفي: از رفتارها و برخوردهاي اجتماع،روزي n هزار سوژه براي هنرمند وجود دارد. _ آيا شما طنازيد؟ لطفي: هميشه سعي ميكنم آدم خوشروييباشم و با همه رابطه خوب و انساني برقرار كنم،ولي قاعدتا فرد روبهرو بايد دراين باره نظر دهد،ولي تنها چيزي كه ميدانم اين است كه اسممطناز نيست.(خنده) _ بزرگترين تفريح شما؟ لطفي: ديدن فيلم و شنيدن موسيقي. _ يك خاطره خندهدار از ارتباط و برخورد بامردم بگوييد؟ لطفي: خندهدار نيست ولي بعد از پخشسريال خانه به دوش و غريبانه، سرهر چهار راهپشت چراغ قرمز كه ميايستادم، نگاه ميكردمچندين نفر با موبايل دارن از من عكس ميگيرند;بهخاطر همين هميشه سعي ميكنم خيلي مرتبپشت رل بنشينم و مثلا دستم توي گوشم ويا...نباشد يا اينكه بعد از ماه رمضان همه به منميگفتند چرا آنقدر ماشاا... را اذيت ميكني؟من هم توضيح ميدادم: اگر من او را اذيتنميكردمكه درام پيش نميرفت و همينطور بعداز سريال غريبانه انتقاد ميكردند، شما كه معمولانقشهاي مثبت بازي ميكنيد يا مثلا با نمكي، چرااينجا رل خشن را ايفا كرديد؟ بههر حال هنرپيشهوقتي نقشي به او پيشنهاد ميشود، بايد در ابعادمختلف خودش را امتحان كند و من هم دوستدارم خودم را محك بزنم و هميشه نقشهاييكنواخت را قبول نكنم. بههر حال، گذرانزندگيست و مجبوريم قبول كنيم. _ خودتان ترجيح ميدهيد در چه ژانريايفاي نقش نماييد؟ لطفي:اصولا كار طنز و كمدي را دوست ندارم;به اين علت كه مردم طنز را جدي نميگيرند، يعنيبراي همان لحظه طنز را دوست دارند و بعد ازگذشت نيم ساعت، پيام برنامه را فراموشميكنند. از اينرو من خودم دوست دارم هم به عنوان كارگردان جدي بسازم و هم جدي بازيكنم . تطنز را چگونه معنا ميكنيد؟ لطفي:تضادي كه با زندگي روزمره سرو كاردارد; به طور مثال پليس ميگه از چراغ قرمزنبايد عبور كرد. وقتي خودش چراغ قرمز را ردكنه، خنده دار ميشه و اين نوعي طنز ميشود. _ يعني تضاد بين رفتار و گفتار انسانها؟ لطفي: بله، تضادي بين گفتار و رفتار كه انتقاد درآن وجود دارد و اگر قرار باشد عمدي طنزيساخته شود، آن موقع همراه با انتقاد خواهد بودكه معمولا هم بايد سازنده باشد. _ به عنوان آخرين سوال بفرماييد، چهبرنامهاي براي آينده در نظر داريد؟ لطفي: هنرمندان نميتوانند آينده راپيشبيني كنند; چون مشخص نيست چهپيشنهاهايي به آنها شود امكان دارد در آيندهيك فيلم سينمايي بسازم كه به برنامه دوستانه هيچارتباطي ندارد يا بازي در يك سريال را كهصحبتهايي در اين رابطه شده، آغاز كنم; البتههيچكدام قطعي نيست. جيك و پيك زندگي لطفي:1 - دوران نوجواني و جواني را درقزوينگذراندم. 2 - گروه فيلمبرداري فيلم قصاص به قزوينآمده بودند و مرا براي ايفاي نقش شاگردفرشفروش انتخاب كردند، به اين ترتيب قصاصاولين تجربه حرفهاي من در سينما بود. 3 - وقتيكه بچه بودم، مادرم تقليد صداميكرد و معمولا صداي مردها را تقليد ميكرد وبهقدري اين كار را زيبا انجام ميداد كه من شيفتهاين هنر شدم. 4 - در دوران نوجواني عكسهاياستادانتظامي را جمعآوري ميكردم و هميشهعاشق بازي او بودم. 5 - تاكنون در حدود 20 فيلم سينمايي و6سريال بازي كردم و دو فيلم سينمايي با نامهاي«پاكباخته» و «سرخپوستان» را كارگردانيكردم. در تئاتر هم كه تا دلتان بخواهد حضورداشتم. 6 - بدون موسيقي نميتوانم زندگي كنم، بهموسيقي كلاسيك و پاپ البته نه تكنو، علاقه دارم. موزیک:
رضا صادقی(پیراهن مشکی):
فرزاد فرزین(شراره):
فریدون:
غریبه
سرگذشت
سیروان خسروی(تو خیال کردی بری):
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 16:10 توسط رضا
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||
|
سلام نظر يادتون نره!!!!! پایان زودهنگام نظرسنجی خوش صدا ترین خواننده!! متاسفانه به علت این که بعضیا بی شعور و بی جنبه هستن من مجبور به برداشتن نظرات و ممنوع کردن رای دادن و نهایتا پایان نظرسنجی و شروع نظرسنجی جدید کردند که اینبار از همون اول مشکل رو حل می کنم! نتایج اینه:
| ||||||||||||||||||||||