تبليغاتX


هله له جوک و آهنگ و سینما و...
جوکهای هله له (محمود رشتی) و موزیک ایرانی و هنرپیشگان ایرانی و...
سلام star  star

نظر يادتون نره!!!!! daydreaming - New!

سینما:

گفتگوی وبلاگ هله له با آرام جعفری:

آرام جعفري:بازيگري غذا ي روح من است


    
    (مهتاب ) بازيگر سريال براي آخرين بار را به خاطر داريد.اين نقش را آرام جعفري ايفا کرد. او نيز چندي پيشطي حضورش در سريال خانه اي در تاريکي بسيار خوب جلوه کرد .او هميشه نقش دختران ساده و مثبت را ايفا مي کند . آرام در بيست ودوم بهمن ماه سال59 متولد شد. او فارغ التحصيل رشته نقاشي از دانشگاه سوره است . يک برادر بزرگتر با نام آرمين دارد وبا مادرش زندگي مي کند . در ادامه با بيشتر آشنا مي شويم.
    
آرام جعفری

    آرام‌ جعفري‌: بازيگري‌ غذاي‌ روح‌ من‌ است‌
    براي‌ مصاحبه‌ هنري‌ اين‌ شماره‌ به‌ سراغ‌ نقش‌اول‌ سريال‌ (براي‌ آخرين‌ بار) رفتيم‌. اين‌ نقش‌ را(آرام‌ جعفري‌) ايفا مي‌كند، بازيگري‌ كه‌ چندي‌پيش‌ طي‌ حضورش‌ در سريال‌ (خانه‌اي‌ درتاريكي‌) بسيار جلوه‌ كرد. او هميشه‌ نقش‌ دختران‌مظلوم‌، ساده‌ و مثبت‌ را ايفا مي‌كند، اين‌ بار نيز يك‌دختر ساده‌، مهربان‌ اما جستجوگر و انتقام‌خواه‌.
    آرام‌ در روز بيست‌ و دوم‌ بهمن‌ماه‌ سال‌ 59متولد شد، او فارغ‌ التحصيل‌ رشته‌ نقاشي‌ ازدانشكده‌ سوره‌ است‌، يك‌ برادر بزرگ‌تر به‌ نام‌(آرمين‌) دارد و با مادرش‌ زندگي‌ مي‌كند. با او ازهر دري‌ سخن‌ گفتيم‌ و او نيز همانند تمام‌نقش‌هايش‌ با آرامش‌ كامل‌ و مهرباني‌ پاسخگوي‌سوالات‌ ما شد.
    
    - بازيگري‌ را از كجا آغاز كردي‌؟
    جعفري‌:16 ساله‌ بودم‌ كه‌ براي‌ نمايش‌(دايره‌ي‌ گچي‌ قفقازي‌) انتخاب‌ شدم‌، اين‌ برايم‌شروع‌ خوبي‌ بود. من‌ هم‌ كه‌ عاشق‌ بازيگري‌ بودم‌فرصت‌ را غنيمت‌ شمرده‌ و تلاش‌ زيادي‌ كردم‌ تااز همان‌ كار خودم‌ را در اين‌ حرفه‌ تثبيت‌ كنم‌.
    - چطوري‌ براي‌ آن‌ نمايش‌ انتخاب‌ شدي‌؟
    جعفري‌:پيش‌ از آن‌ در كلاس‌هاي‌ بازيگري‌شركت‌ داشتم‌ و از شاگردان‌ آقاي‌ سمندريان‌ به‌حساب‌ مي‌آيم‌.
    - هنوز هم‌ بر روي‌ صحنه‌ (تئاتر) مي‌روي‌؟
    جعفري‌: متاسفانه‌ به‌ دليل‌ مشغله‌ و كار تصويرمدت‌ چهار سال‌ است‌ كه‌ فرصتي‌ پيش‌ نيامده‌ تا كارتئاتر را انجام‌ دهم‌.
    - ازقرار گرفتن‌ در نقش‌هاي‌ مختلف‌ تا امروزچه‌ درسي‌ گرفتي‌؟
    جعفري‌:بازيگري‌ در زندگي‌ خيلي‌ تاثيرگذاراست‌، اين‌كه‌ آدم‌هاي‌ مختلف‌ وقتي‌ در شرايطگوناگون‌ قرار مي‌گيرند چه‌ عكس‌العملي‌ از خودنشان‌ داده‌ و چه‌ ديدگاهي‌ را نسبت‌ به‌ محيطاطرافشان‌ دارند، از تمام‌ اين‌ نكات‌ مي‌شود درس‌گرفت‌ و در زندگي‌ اعمال‌ نمود. ولي‌ در كل‌ تجربه‌كردن‌ در بازيگري‌ امر بسيارمهمي‌ است‌.
    - در زندگي‌ هم‌ بازي‌ مي‌كني‌؟

    جعفري‌:من‌ در زندگي‌، خودم‌ هستم‌ و هيچگاه‌خودم‌ را بازي‌ نمي‌كنم‌ سعي‌ مي‌كنم‌ صادق‌ باشم‌ وچيزي‌ را نشان‌ دهم‌ كه‌ هستم‌.
    - چطور به‌ گروه‌ (براي‌ آخرين‌ بار) پيوستي‌؟
    جعفري‌: خيلي‌ دير به‌ گروه‌ پيوستم‌، براي‌همين‌ فرصتي‌ را براي‌ آناليز قصه‌ و شخصيت‌(مهتاب‌) نداشتم‌ فقط آقاي‌ جعفري‌ نقش‌ را برايم‌توضيح‌ داد و در ادامه‌ آقايان‌ (اميرجعفري‌) و(محمود معزمي‌) مرا در هر چه‌ بهتر ايفا كردن‌نقش‌ ياري‌ نمودند.
    - اين‌ اولين‌ همكاري‌ با قاسم‌ جعفري‌ بود؟
    جعفري‌: هشت‌ سال‌ پيش‌ قرار بود در سريال‌(كاشانه‌) به‌ كارگرداني‌ ايشان‌ بازي‌ كنم‌. اتفاقا چندسكانسي‌ هم‌ كار كردم‌ اما به‌ دليل‌ بيماري‌ نتوانستم‌اين‌ همكاري‌ را ادامه‌ دهم‌، به‌ هر حال‌ تا حدودي‌از ايشان‌ شناخت‌ داشتم‌.
    - آرام‌ جعفري‌ با مهتاب‌ قندي‌ چقدر فاصله‌دارد؟
    جعفري‌: مهتاب‌ از نظر شخصيتي‌ همانند اكثردخترهاي‌ ايراني‌ است‌ و بسياري‌ از رفتارهايش‌ به‌آرم‌ جعفري‌ شباهت‌ دارد، البته‌ برخي‌ از جنبه‌هانيز با من‌ كاملا متفاوت‌ است‌.
    - اگر در موقعيت‌ مهتاب‌ قرار مي‌گرفتي‌،همانند او رفتار مي‌كردي‌؟
    جعفري‌: واقعا نمي‌دانم‌. اميدوارم‌ هيچ‌گاه‌ درشرايط و موقعيت‌ او قرار نگيرم‌.
    - آيا رفتار مهتاب‌ را تاييد مي‌كني‌؟
    جعفري‌: ماجراجويي‌ مهتاب‌، انتخاب‌ خودش‌نبود، بلكه‌ بنا بر خواست‌ پدرش‌ داستان‌ را خيلي‌پليسي‌ دنبال‌ مي‌كرد.
    - از اين‌ كار چه‌ درسي‌ گرفتي‌؟
آرام جعفری و امیر جعفری

    جعفري‌: مهم‌ترين‌ درس‌ (براي‌ آخرين‌ بار)اين‌ است‌ كه‌ خيلي‌ به‌ جنبه‌هاي‌ مادي‌ فكر نكنيم‌ وماديات‌ برايمان‌ جزء اولويت‌هاي‌ زندگي‌ نباشد ودر برخورد با دوستان‌ و خانواده‌ ماديات‌ را كنارگذاشته‌ و فقط معنويات‌ و اصول‌ اخلاقي‌ را رعايت‌نماييم‌. تا بدين‌ ترتيب‌ به‌ يك‌ انسان‌ كامل‌ نزديك‌ترشويم‌.
    - از سريال‌هايي‌ كه‌ در ماه‌رمضان‌ پخش‌مي‌شود كدام‌يك‌ را دنبال‌ مي‌كني‌؟
    جعفري‌: (براي‌ آخرين‌ بار) و سريال‌ (متهم‌گريخت‌) عطاران‌.
    - اوج‌ كارت‌ كدام‌ سريال‌ بود؟
    جعفري‌: سريال‌ زيرآسمان‌ شهر، در نقش‌ دخترخانم‌ فرامرزي‌ بخاطر اينكه‌ با مردم‌ خيلي‌ خوب‌ارتباط برقرار كرده‌ بود و همچنين‌ خانه‌اي‌ درتاريكي‌. كار با آقاي‌ سلطاني‌ برايم‌ نعمتي‌ بزرگ‌بود.
    - دوست‌ داري‌ چه‌ نقشي‌ را بازي‌ كني‌؟
    جعفري‌: اكثر نقش‌هاي‌ پيشنهادي‌ به‌ من‌ مثبت‌است‌، براي‌ همين‌ خيلي‌ دوست‌ دارم‌ خود را درنقش‌ منفي‌ محك‌ بزنم‌، از طرفي‌ حضور در نقش‌يك‌ روانپريش‌ هم‌ از نقش‌هايي‌ است‌ كه‌مي‌خواهم‌ تجربه‌ كنم‌.
    - بازيگري‌ برايت‌ چه‌ حكمي‌ دارد؟
    جعفري‌: بازيگري‌ بخشي‌ از زندگي‌ من‌ است‌ وحكم‌ غذاي‌ روح‌ برايم‌ دارد.
    - نسبت‌ به‌ اين‌ حرفه‌ چه‌ ديدي‌ داري‌؟
    جعفري‌: اين‌ كار را با ديدي‌ كاملا هنري‌ شروع‌كردم‌ اما امروز علاوه‌ بر هنر حكم‌ يك‌ شغل‌ و يك‌حرفه‌ي‌ هنري‌ نيز دارد كه‌ با آن‌ كسب‌ درآمدمي‌كنم‌.
    - موفقيت‌ را چطور معنا مي‌كني‌؟
    جعفري‌:به‌ عقيده‌ من‌، موفقيت‌ تصميم‌ درست‌گرفتن‌، در راه‌ رسيدن‌ به‌ هدف‌ و در تلاش‌ كردن‌براي‌ انتخاب‌ راه‌ درست‌، آدم‌ موفق‌ كسي‌ است‌كه‌ اگر در راه‌ رسيدن‌ به‌ هدفش‌ بارها شكست‌ وزمين‌ بخورد باز هم‌ بلند شده‌ و از نو آغاز مي‌كند.
    - انسان‌ موفقي‌ هستي‌؟
    جعفري‌: تا موفقيت‌ خيلي‌ راه‌ دارم‌. اما براي‌رسيدن‌ به‌ تمام‌ هدف‌ها و آرزوهايم‌ تلاش‌ زيادي‌مي‌نمايم‌ تا هر چه‌ زودتر به‌ همه‌ آنها برسم‌.
    - با چه‌ هدفي‌ حرفه‌ي‌ بازيگري‌ را انتخاب‌كردي‌؟
    جعفري‌: زماني‌كه‌ وارد اين‌ حرفه‌ شدم‌چهارده‌ سال‌ بيشتر نداشتم‌، به‌ نوعي‌ اين‌ جريان‌برايم‌ خيلي‌ زود اتفاق‌ افتاد از اين‌ رو چون‌بازيگري‌ عشقم‌ بود ديگر به‌ دنبال‌ هدف‌ و مقصدنبودم‌، خانم‌ (پرستو گلستاني‌) هم‌ در اين‌ راه‌خيلي‌ مرا راهنمايي‌ كرد، من‌ كه‌ در اين‌ هنر هيچ‌آشنا و به‌ قول‌ معروف‌ پارتي‌ يا پل‌ ارتباطي‌ نداشم‌،پله‌پله‌ رفتم‌ جلو با پشتكار خودم‌.
    - چه‌ زماني‌ متوجه‌ شدي‌ كه‌ به‌ بازيگري‌علاقمندي‌؟
    جعفري‌: خيلي‌ كوچك‌ بودم‌ كه‌ خودم‌ را جاي‌شخصيت‌هاي‌ مختلف‌ فيلم‌ها مي‌گذاشتم‌ و بازي‌مي‌كردم‌، صداي‌ اكثر بازيگران‌ را به‌ خوبي‌ تقليدمي‌كرده‌ و تمامي‌ اجراهاي‌ مدرسه‌ مان‌ راعهده‌دار بودم‌.
    - كار اجرا هم‌ داشتي‌؟
    جعفري‌: آره‌، برنامه‌ براي‌ كودك‌ و نوجوان‌بود براي‌ شبكه‌ جام‌جم‌ با خانم‌ (شيرين‌ جاهد) ويك‌ برنامه‌ ديگر براي‌ بزرگسالان‌ باز هم‌ در شبكه‌جام‌ جم‌ به‌ نام‌ (چشم‌ انداز.)
    - چقدر اجرا و بازي‌ به‌ هم‌ شباهت‌ دارند؟
    جعفري‌: معتقدم‌ اجرا و بازيگري‌ دو مقوله‌ جدااز هم‌ بوده‌ و هيچگونه‌ ارتباطي‌ با يكديگر ندارند،اما متاسفانه‌ اين‌روزها مي‌بينم‌ كه‌ اين‌ دو را به‌ هم‌ربط مي‌دهند، از بازيگران‌ انتظار دارند كه‌ كاراجرا هم‌ بكند و يا يك‌ مجري‌ را بازيگر خوبي‌تصور مي‌كنند و او را وارد حيطه‌ بازي‌ مي‌نمايند.يك‌ مجري‌ خوب‌ لزوما يك‌ بازيگر خوب‌ نيست‌.
    - چه‌ تفاوت‌هايي‌ دارند؟
آرام جعفری و سحر زکریا و حسن اسدی و مهدی امینی خواه

    جعفري‌: تفاوت‌ها ميان‌ اين‌ دو حرفه‌ زياداست‌، يك‌ مجري‌ بايد اطلاعات‌ عمومي‌ بالايي‌داشته‌ و روابط عمومي‌ خوبي‌ هم‌ برخوردار باشد،اما براي‌ بازيگري‌ تنها دانش‌ از طريق‌ تئوري‌ كافي‌نبوده‌ و بايد تجربي‌ و عملي‌ با اين‌ حرفه‌ آشناباشد.
    - با اين‌ حرف‌ كه‌ يك‌ بازيگر خوب‌ بايدحداقل‌ يك‌ كار اجرا داشته‌ باشد موافقي‌ ؟
    جعفري‌: ما، اين‌ جمله‌ مجري‌ - بازيگر را زيادشنيديم‌، اما به‌ واقع‌ همان‌ طور كه‌ گفتم‌ اين‌ دورشته‌ي‌ جدا هستند، البته‌ من‌ در برنامه‌ كودك‌حكم‌ همان‌ مجري‌ - بازيگر را داشتم‌.(خنده‌)
    - در بازيگري‌ به‌ دنبال‌ چه‌ هستي‌؟
    جعفري‌: سعي‌ مي‌كنم‌ در اين‌ حرفه‌ هر روزتغيير كرده‌ و بهتر از اينها بشوم‌، و به‌ جايگاهي‌مناسب‌ دست‌ پيدا نمايم‌ كه‌ ديگر يك‌ بازيگر نباشم‌.
    - از خانواده‌ات‌ بگو؟
    جعفري‌: يك‌ خانواده‌ بسيار آرام‌ و خلوت‌دارم‌، من‌ و مادرم‌ با برادر بزرگ‌ترم‌ كه‌ ازدواج‌كرده‌ و جدا از ما زندگي‌ مي‌كند.
    - اهل‌ كارخانه‌ هستي‌؟
    جعفري‌: اگر وقت‌ كنم‌. چرا دروغ‌ بگويم‌ نه‌زياد (باخنده‌)
    - چه‌ كاري‌ را بهتر انجام‌ مي‌دهي‌؟
    جعفري‌: آشپزي‌.
    - چه‌ غذايي‌ را خيلي‌ خوب‌ درست‌ مي‌كني‌؟
    جعفري‌: اگر تصميم‌ به‌ آشپزي‌ بگيرم‌ هر غذايي‌را كه‌ اراده‌ كنم‌ خوب‌ درست‌ خواهم‌ كرد.
    - مشخص‌ترين‌ خصيصه‌ اخلاقي‌ات‌؟
    جعفري‌: بر عكس‌ اسمم‌ خيلي‌ هم‌ آرام‌ نيستم‌،اما لبخند زدن‌ را بسيار دوست‌ دارم‌ و هميشه‌ لبانم‌خندان‌ است‌.
    - چه‌ ديدگاهي‌ نسبت‌ به‌ ازدواج‌ داري‌؟
    جعفري‌: در حال‌ حاضر ديدگاه‌ خاصي‌ندارم‌.(باخنده‌) اما بهر حال‌ يك‌ امراجتناب‌ناپذير است‌ و به‌ قول‌ معروف‌ شتري‌ است‌كه‌ در خانه‌ هر كسي‌ مي‌خوابد.
    - همسر آينده‌ات‌ بايد داراي‌ چه‌ خصوصياتي‌باشد؟
    جعفري‌: مهم‌ترين‌ ملاك‌ براي‌ من‌ ايمان‌ است‌،همسرم‌ بايد آدم‌ باايمان‌ و مهرباني‌ باشد.
    - اگر حبيب‌ خواستگارتان‌ باشد، پيشنهادش‌ رامي‌پذيري‌؟
    جعفري‌: اگر با يك‌ موقعيت‌ ديگر خواستگارم‌باشد، شايد بپذيرم‌(باخنده‌)
    - ازدواج‌ سنتي‌ را ترجيح‌ مي‌دهي‌ يا مدرن‌؟
    جعفري‌: تلفيقي‌ از سنتي‌ و مدرن‌ يعني‌ هم‌ عشق‌دخيل‌ باشد هم‌ عقل‌.

 ادامه دارد......

 

گفتگوی وبلاگ هله له با ملیکا زارعی

      ملیکا زارعی: می دانستم «متهم گریخت» پر بیننده می شود

با ملیکا زارعی خواهر کوچک مریلا زارعی که در سریال پربیننده "متهم گریخت" یکی از نقشهای اصلی را بازی می کند گپ زده ایم.

ملیکا زارعی

* این اولین سریال کمدی شماست، به این ژانر علاقمند هستید؟
به نظرم خیلی جالب آمد. آن هم برای من که اولین بار بود در سریال طنز بازی می کردم. البته این را بگویم اگر چه در این سریال نوعی طنز موقعیت بود ولی تجربه جالبی برایم رقم خورد و دید من نسبت به این نوع سریالها باز شد. خیلی راضی هستم از این بابت که در کاری بازی کردم که رضا عطاران کارگردان آن بود... او ایده های مختلف را می شنید و از بعضی پیشنهادات ما استفاده می کردند. در بعضی از موقع ها ایده هایش را به ما می گفت و از ما می خواست که اگر ما هم ایده داریم برای بهتر شدن کار بگوییم. هدف عطاران، بهتر شدن سکانسها و پلانها و در نهایت رضایت بیننده بود.

* از بازی در "متهم گریخت" چه احساسی داری؟
چه وقتی که داشتم بازی می کردم و چه وقتی که پخشش شروع شد خیلی خوشحال بودم. در کنار بازیگرانی ایفای نقش می کنم که به هر حال به نوبه ی خودشان موفق بوده اند و خیلی خوشحالم که در این کار حضور داشتم و توانستم تجربه های زیادی چه از آقای عطاران چه از بقیه همکاران برای خودم داشته باشم.

* معصومه را چگونه شناختی؟
نقشی که علاوه بر تازگی، برایم خیلی هم جذاب بود. به نظر من خیلی زود حرفش را میزد و در مورد حرفی که می خواست بزند، فکر نمیکرد. یک دختر خیلی ساده که ما در جامعه با آن خیلی سر و کار داریم. به ویژه این که خیلی دوست داشت مستقل شود و تشکیل خانواده بدهد. او دوست داشت به هر چیزی سریع برسد. اما جذابیت دیگری که این کار برایم دارد پرمخاطب بودن آن است. خیلی دوست داشتم در کاری حضور داشته باشم که با استقبال روبرو شود و با توجه به کار قبلی آقای عطاران (خانه به دوش) بود خیلی دوست داشتم که در متهم گریخت حضور داشته باشم، چون میدانستم که پر مخاطب خواهد بود.

* سریال را هر روز می بینید؟
بله تا آنجا که بتوانم سریال را دنبال میکنم.

* فکر میکنید در قالب یک دختر شهرستانی توانسته اید تواناییهای خود را بروز بدهید؟
هر چه بوده به هر حال نظر کارگردان برای من مهم بوده و رضا عطاران آن چه را که می خواسته (حتی چیزهای جزئی) سعی کرده تا مطابق میل خودش دربیاید. من نمی دانم و نمی توانم نظر بدهم و تا آنجا که میدانم باید نظر مردم و بینندگان را در مورد کار من جویا شد!

 

سریال برای آخرین بار از زبان تهیه کننده و کارگردان

مخاطب با سریال‏های ماه مبارک رمضان همذات ‏پنداری می‏کند

مسوولان فرهنگی برای ساخت مجموعه های ماه رمضان باید یک برنامه ریزی مناسب و از قبل انجام دهند، نه این که دو ماه مانده به ماه رمضان تازه به فکر ساخت مجموعه ها بیفتند، مسلماً برنامه ریزی منجر به ساخت کار مناسب می شود.

"اکبر منصور فلاح"، کارگردان مجموعه تلویزیونی "برای آخرین بار" در گفت وگو با "مهر" درباره ساخت این مجموعه گفت: هنوز فیلمنامه این مجموعه نوشته نشده بود که طرح اولیه آن را دیدم. موضوع طرح اولیه به گونه ای بود که من را برای کارگردانی این مجموعه قلقلک داد، چرا که از جذابیت های خاصی برخوردار بود. وی درباره این جذابیت ها گفت: این مجموعه از زاویه ای تازه به بحث سرمایه داری نگاه کرده است. خانواده هایی که درگیر مسائل مادی هستند و مادیات چشم شان را کور کرده است و حاضر هستند به خاطر آن مهر و محبت را زیر پا نگذارند. از سوی دیگر در سال های اخیر توجه مردم به مسائل مادی خیلی رشده کرده است و این رشد نگران کننده است، به همین دلیل علاقمند بودم که در این مجموعه این مسائل را بازگو کنم.

وی در ادامه افزود: فیلمنامه این مجموعه در برخی از سکانس ها بنا به نیاز دستخوش تغییرات شده است. به عنوان نمونه برخی از لوکیشن ها تغییر کردند، چرا که معمولاً فیلمنامه نویس در بستر قصه کار است، به همین دلیل شاید لوکیشن هایی که در قصه انتخاب کرده، چندان متناسب با کار نباشد، به همین دلیل ما تغییراتی به این صورت در کار داشتیم.

منصور فلاح در پاسخ به این سوال که یکی از ضعف های این مجموعه این است که مخاطب برای دانستن قصه جلوتر از قهرمان قصه است. به عنوان نمونه مخاطب با دیدن این مجموعه متوجه دختری قندی(یکی از کاراکترهای این مجموعه) می شود، ولی امیر جعفری (ایفاگر نقش حبیب) تا قسمت یازدهم متوجه این قضیه نمی شود، به نظر شما این اتفاقات تا چه حد به کار ضربه زده است، گفت: به نظرم در برخی از مواقع وقتی مخاطب از قهرمان قصه جلوتر باشد یک حسن محسوب می شود. وقتی مخاطب قصه را می بیند در برخی از مواقع متوجه اتفاقات می شود، اما از آن جایی که برایش جالب است که قهرمان قصه نیز متوجه قضیه شود، پای تلویزیون می نشیند و حدسیاتی نیز می زند. بنابراین این قضیه حسن است، نه ضعف.

وی درباره این که زمان کم برای ساخت تا چه حد به این مجموعه لطمه زده است، گفت: اگر زمان برای ساخت بیشتر باشد، مسلماً فشار کاری کمتر می شود، ولی باید اشاره کنم که در این مجموعه زمان کم خلایی درکار ما به وجود نیاورده است و سعی کردیم بزن و درو کار را تولید نکنیم و به یک متریال مناسب در این زمان کم رسیدیم. از سوی دیگر مسوولان فرهنگی برای ساخت مجموعه های ماه رمضان باید یک برنامه ریزی مناسب و از قبل انجام دهند، نه این که دو ماه مانده به ماه رمضان تازه به فکر ساخت مجموعه ها بیفتند، مسلماً برنامه ریزی از قبل منجر به فشار کمتر روی عوامل می شود و کار با فرصت بیشتر ساخته می شود.

وی درباره این که معمولاً مجموعه های ماه رمضان تنها به یک کلمه افطاری و خوردن سحری اکتفا می کنند و کمتر مجموعه هایی با مضامین خیلی عمیق ساخته می شود و این مجموعه نیز از این قاعده استثناء نیست، گفت: ما در مجموعه های ماه رمضان نمی توانیم به افرادی که صرفاً خیلی خوب هستند و به طور مرتب روزه خود را می گیرند، بپردازیم و مرتب کارهای مثبت آن ها را نشان دهیم. از سوی دیگر مردم در ماه رمضان مگر چه قدر دچار تحول می شوند، حتی 50 درصد از مردم روزه نمی گیرند. از طرفی دیگر وقتی ما وارد حیطه هایی که به مثبت بودن افراد برمی گردد، می شویم، درگیر شعار شده است، به همین دلیل بیشتر مجموعه هایی که در ماه رمضان ساخته می شود، بیشتر به سمت زندگی عامه مردم می روند. البته نشان دادن زندگی رئال تاثیر بیشتری بر مخاطب می گذارد و مخاطب همذات پنداری می کند. مگر این که متن خاصی نوشته شده باشد و فیلمنامه نویس از یک زاویه نو نگاه کرده باشد.

وی درباره این که این کارگردانی این مجموعه با مجموعه "به خاطر تو" که دو سال پیش برای ماه رمضان کارگردانی کرده بود از چه تفاوت هایی برخوردار است، گفت: دراین مجموعه فضای بهتری برای کار در اختیارم بود و همین مساله اجازه خلاقیت را به من داد. همچینن در این مجموعه بازیگران بهتری داشتم که توانستند از عهده نقش هایشان بربیایند.

صدیقه صحت، تهیه کننده مجموعه تلویزیونی " برای آخرین بار " درباره روند شکل گیری این سریال توضیح داد: ما برای ماه مبارک رمضان چند طرح داشتیم که بر اساس تجربه سال های گذشته و پرمخاطب بودن آنها اقدام به ارایه طرح ها به شبکه نمودیم. از میان این طرح ها، متن مجموعه تلویزیونی " سرگشته " نوشته آقای انصاریان مورد قبول قرار گرفت که برای نگارش و تکمیل نهایی متن اثر به آقای آریان سپرده شد و سریال برای ارایه در قالب 30 قسمت شکل گرفت. پیش تولید از خرداد ماه آغاز و تصویربرداری همزمان با تولد حضرت زهرا (س) شروع شد.

وی در پاسخ به مساله فشردگی تولید برای ارایه آثار مناسبتی ماه مبارک رمضان یا ماه محرم و تاثیر این امر بر روی این سریال، توضیح داد: خوشبختانه با توجه به همکاری که میان ما و شبکه پنج وجود داشت ما فشردگی کار را نداشتیم. مهمتر اینکه تجربه تولید سال گذشته برای شبکه دو هم به ما در زمینه تولید کمک کرد. حتی بر اساس برنامه ریزی قرار بود سریال در اواسط ماه مبارک رمضان و همزمان با ولادت امام حسن مجتبی (ع) به اتمام برسد. اما برنامه ریزی ما باعث شد تا این اثر تا فردا پایان یابد. در این گونه موارد هم بیشترین فشار بر روی عوامل تدوین وارد می شود که ما سه باکس مونتاژ را در اختیار این کار قرار دادیم تا کار با سهولت بهتری صورت بگیرد. البته ایده آل این است که برنامه ریزی ها در طول سال برنامه ریزی شود تا تولید هم با صرف زمان بیشتری صورت بگیرد.

صحت درباره اینکه به نظر می رسد بیشتر سریال هایی که برای مناسبت ها به مرحله تولید می رسد فقط اشاره هایی از مناسبت در اثر گنجانده می شود و به جز چند سریال که ماهیت آنها با مناسبت مورد نظر هماهنگی داشت، سایر آثار یک اثر مذهبی است تا مناسبتی، اظهار داشت: به عقیده من اینطور نیست. بعضی وقت ها مطالب عمیق از یک مناسبت در قالب های مختلف ارایه می شود که شکل های گوناگونی به خود می گیرد. دو سال پیش ما با ساخت سریال مناسبتی " فقط به خاطر تو " که برای ماه مبارک رمضان تولید شده بود، سعی کردیم به مساله زنان بی سرپرست و فقیر و یتیم نوازی اشاره کنیم که یک مساله تاکید شده در اسلام به شمار می رود یا سال گذشته در سریال " کمکم کن " 5 مساله متفاوت را که در دین به آنها تاکید شده بود را در داستان سریال مطرح و آن را ارایه کردیم.

در مجموعه " برای آخرین بار " هم ما به مساله سرگشتگی انسان و عدم توجه برخی از خانواده به فرزندان است که به دلیل ضعف مدیریتی یا مشغله های زیاد باعث انجام ندادن برخی از وظایف می شود و این مساله شکاف عمیقی میان نسل ها و فرزندان و والدین ایجاد می کند و تحقیقات مختلف جامعه شناختی نشان داده است اگر ساختار خانواده به درستی شکل بگیرد و بر بستر جامعه حرکت کند، می تواند از بروز بسیاری از عقده ها و مشکلات اجتماعی جلوگیری کند. ربط این مسایل به ماه مبارک رمضان در این است که این ماه به مساله انسان سازی و بازگشت به سوی ذات پاک و بی آلایش انسان ها اشاره می کند. ماه مبارک رمضان فقط معطوف به نماز و روزه نیست. بلکه حاوی مطالب و مفاهیم بسیار بلندی است که ریشه در گناه نکردن و اتکا به خداوند و بازگشت به فطرت دارد. در تیتراژ هم مساله توجه به نور و روشنایی مورد تاکید قرار می گیرد.

این تهیه کننده درباره اینکه برخی از حرکات بازیگران از جمله یقه گیری های مکرر و کلیشه ای حبیب ( امیر جعفری ) از صمد ( یوسف تیموری ) یا تاکید پسر قندی ( مهدی امینی خواه ) بر حرکت دادن موی سرش یا برخی از کلمات که چندان خوشایند نیست از سوی کارگردان اعمال شده است یا بخشی از فی البداهه کاری بازیگران به شمار می رود، گفت: این حرکات یا کلمات در قصه وجود نداشت و بخشی از این حرکات و گفتار به بداهه پردازی های بازیگران بر می گیرد. در این گونه موارد وقتی کارگردان احساس می کند که این نوع حرکات یا کلمات با حال و هوای مجموعه هماهنگی دارد از آنها جلوگیری نمی کند. شاید به نظر کارگردان اینها بخشی از چاشنی کار بوده است.

وی در خصوص اینکه قصه فعالیت فرزندان و بستگان قندی با تلاش های قندی و آدم ربایان به صورت موازی پیش می رود، اما طنز موجود در کنش های میان قندی و آدم ربایان با وابستگان قندی بسیار متفاوت است و همین مساله نوعی ناهماهنگی و یکدست نبودن قصه را موجب شده است، یادآور شد: تا اینجای کار ما هیچ طنز در بین خانواده قندی نداشته ایم. اما در ادامه داستان این طنز به خانواده آنها نیز تسری پیدا می کند. از سویی ما در این قصه با دو طیف آدم منفی و مثبت مواجه هستیم. خانواده قندی در صدد است تا با بدجنسی به نوعی پول های قندی را به دست بیاورند و در صدد انجام کارهای بد هستند. در حالی که آدم ربایان قندی چون حرفه ای نیستند، موقعیت هایی را به وجود می آورند که باعث خنده می شود. از طرف دیگر، همه شخصیت های یک داستان در جامعه عینیت ندارند. نکته دیگر اینکه در این گونه موارد انتخاب و به کارگیری بازیگران بسیار دشوار است. چون بسیاری از آنها مشغول کار هستند یا از نظر مالی امکان دارد با گروه به توافق نرسند و از نظر انتخاب بازیگر سریال دچار مشکل شود. هر چند که از میان گزینه هایی که ما در زمان تولید با آن مواجه بودیم این بازیگران بهترین انتخاب ها بودند.

صحت راجع به ساختار روایی داستان و ریتم تند اثر اعلام کرد: ما تا قسمت ششم سعی در معرفی شخصیت های و فضا سازی داشتیم و از قسمت 6 به بعد اوج و فرود قصه شکل بهتری به خود می گیرد. هر چند که ما از قسمت اول سعی کردیم که داستان کشش داشته باشد. به همین خاطر در همان قسمت نخست چند اتفاق را پشت سر هم قرار دادیم تا ریتم داستان سریع شود. در حالی که می توانستیم فقط یک اتفاق را در قسمت اول بگنجانیم. ما به این مساله فکر می کنیم که این سریال فقط برای بیننده عام جامعه ساخته نمی شود که ممکن است از سطح دانش و معلومات کمی برخوردار باشد. بلکه تلویزیون بینندگان تحصیل کرده هم دارد و ما به منظور احترام به مخاطب سعی کردیم تا سریال روندی سریع و پرتحرک داشته باشد. من در اینجا باید از زحمت شبانه روزی عوامل تشکر کنیم که فشار زیاد کار را تحمیل کردند و با وجود تعداد کم عوامل تولید بیشترین تلاش را از خود بروز دادند.

 

   گزارشى از نشست خبرى مجموعه تلويزيونى براى آخرين بار
 

                                 تساوى تلخى و شيرينى

 
150105.jpg
نشست خبرى مجموعه تلويزيونى «براى آخرين بار» برگزار شد. در اين نشست صديقه صحت (تهيه كننده)، اكبر منصورفلاح (كارگردان)، حسن اسدى (مدير توليد)، امير جعفرى (بازيگر نقش حبيب) و آرام جعفرى (بازيگر نقش مهتاب) حضور داشتند. عوامل اين برنامه در اين نشست درباره شكل گيرى اين مجموعه، نوع بازى هاى خود و انتقادات وارده بر اين مجموعه سخن گفتند. اكبر منصور فلاح كارگردانى مجموعه هاى تلويزيونى «آژانس دوستى»، «فقط به خاطر تو»، «آسمان تاريك» و «مردان كوچك» را به عهده داشته و مجموعه «آقاى گرفتار» با نگاه جديدى به زودى از اين كارگردان به روى آنتن مى رود. وى اميدوار است كه «براى  آخرين بار» آخرين مجموعه تلويزيونى او نباشد. حسن اسدى كارشناس موسيقى است اما به خاطر عشق و علاقه به بازيگرى، كار بازى را از سال ۶۰ به صورت جدى آغاز كرده است. وى مى گويد به خاطر تكرار نشدن بازى هايم در نقش هاى يكنواخت و شبيه به هم به كار توليد وارد شده ام. وى در هويت حاتمى كيا بازى كرده و نقش متفاوت خود در مجموعه «فقط به خاطر تو» را دوست دارد. آرام جعفرى،  فعاليت خود را از سال ۷۶ با تئاتر «دايره گچى قفقازى» آغاز كرد و پس از چند كار حرفه اى تئاتر اولين سريال خود را در سال ۷۶ بازى كرد و پس از حضور در يك كار كوتاه، در قسمت اول زير آسمان شهر حضور داشت. خانه تاريكى از مجموعه هايى است كه او در آن بازى كرده است. وى مجموعه تلويزيونى لبه تاريكى را آماده پخش دارد. امير جعفرى، فعاليت خود را با تئاتر آغاز كرده و «براى آخرين بار» چهارمين كار او پس از «بدون شرح»، «كمربندها را ببنديم» و«من يك مستاجرم» محسوب مى شود.
• ضرورت شكل گيرى داستان
منصور فلاح راجع  به اين كه داستان يك اثر در كارهاى مناسبتى در بستر همان زمان خاص شكل  گيرد يا نه، مى گويد: بحث مناسبت نيست، بلكه بحث زمان و مكان است. اثرى كه براى ماه رمضان ساخته مى شود، تاثيرگذارى بيشترى دارد چرا كه مخاطب همذات  پندارى بهترى مى كند. كارگردان «براى آخرين بار» به ايسنا مى افزايد: داستان اين سريال در ماه رمضان اتفاق مى افتد البته مى توانست در زمان ديگرى نيز، روى دهد. مثلاً در زمان عيد اتفاق بيفتد، ولى تاثيرگذارى آن با انتخاب اين مقطع زمانى كمتر مى شد. در صورتى كه شكل، تفكر و حتى بينش افراد در ماه رمضان فرق مى كند، چرا كه جامعه خود را براى مقطعى كه قرار است اتفاقات روحى و روانى در آن بيفتد، آماده مى كند و اين رويدادها بر بخش هاى مختلف جامعه تاثير مى گذارد و ما سعى مى كنيم از اين اثرات استفاده كنيم. فلاح درباره تاثير طرح موضوعى چون پدر كشى در ايام ماه رمضان مى گويد: كلاً مطرح كردن موضوعى به نام كشتن آزاردهنده است. حالا چه برسد به فرزند و پدر كشى. البته در دوران هاى مختلف چنين تجربياتى وجود داشته است. وى با بيان اين كه براى كمتر كردن تلخى موضوع پدر كشى، چاشنى هايى را در كار ايجاد كرديم، مى افزايد: در همين جهت از امير جعفرى و يوسف تيمورى براى ايفاى نقش هاى حبيب و صمد استفاده كرديم. چرا كه آنها مى توانستند تلخى موضوع اصلى را كمتر كنند يعنى شيرينى و تلخى مجموعه مساوى شود و در صحبت هاى انجام شده سعى شد كه اين موازنه دقيقاً رعايت شود كه تحقق اين امر، دشوار بود.
• تكرارى بودن داستان
صديقه صحت در مورد انتقاد برخى منتقدان نسبت به تكرارى بودن داستان سريال «براى آخرين بار» مى گويد: يك طرح مى تواند هزاران بار به هزاران شيوه ساخته شود. مثلاً موضوعى چون اشتباه گرفته شدن دو خواهر دوقلو در ايران و جهان دستمايه ساخت آثارى قرار گرفته است. از سوى ديگر طرح كلى قصه ها در جامعه ما محدود است، ولى به شاخه هاى فرعى آن مى توان به گونه هاى متفاوتى نگريست. فلاح هم در اين زمينه اعتقاد دارد كه زاويه نگاه به سوژه و پرداخت جديد مهم است. نوع نگرش ما نسبت به اين موضوع تاثيرگذارى بيشترى نسبت به آثار مشابه دارد. حبيب و صمد، قصد دزديدن قندى را نداشتند. به همين دليل در بسترى مى افتند كه نمى دانند چه تصميمى بگيرند كه اتفاقات ناخواسته در زندگى همه افراد پيش مى آيد و اثر قصد دارد بگويد كه اگر دچار چنين مشكلاتى شدى، حداقل براى دست يافتن به راه حلى درست فكر كن چون سرانجام كار تو معلوم نيست.
• بازيگر نقش مهتاب
آرام جعفرى درباره چگونگى جذب خود به اين سريال مى گويد: من در يكى از اپيزودهاى سريال كاشانه حضور كوتاهى داشتم، ولى متاسفانه بيمار شدم و نتوانستم كار خود را با قاسم جعفرى ادامه دهم و از آن به بعد قرار  شد كار كنم ولى باز هم قسمت نشد. در اين كار هم ابتدا قرار بود نقش ديگرى بازى كنم، ولى باز نشد و بازيگر ديگرى را انتخاب كردند كه البته بيمار شد و اتفاقى قسمت من شد كه بالاخره با اين گروه كار كنم.
وى مى افزايد: من شب قرارداد بستم و روز سر كار آمدم. حتى داستان را كامل نخوانده بودم و قاسم جعفرى داستان را براى من توضيح داد و از زمان فيلمبردارى فلاح خيلى به من كمك كرد يعنى تا چند روز اول گروه به من كمك مى كردند و تا دو سه روز اول نمى دانستم مهتاب واقعاً كجا است ولى كم كم جا افتاد. البته الان معتقدم مهتاب خود يك خط داستانى و پل ارتباطى بين پدر و خواهر و برادرها است. منصور فلاح درباره نقش آفرينى تيمورى و امير جعفرى مى گويد: اين دو واقعاً بازى جديدى ارائه كردند كه من تا به حال از آنها نديده بودم. بعضى مواقع لازم بوده است كه تيمورى در نقش صمد يك سرى واكنش ها از خود نشان دهد كه اين واكنش ها تاثيرات مثبت در درون تيمورى است كه ظهور پيدا مى كند و تاثير خوبى در قصه دارد بنابراين من از آن استفاده مى كنم. او در مجموعه هاى قبلى چون زير آسمان شهر تيك هاى قشنگى داشت كه در آن مجموعه ديده نشده است و در اين سريال از اين تيك ها، بجا استفاده كرده ايم كه خيلى خوب جواب داده است. وى در نشست خبرى اين سريال مى افزايد: البته تيمورى صحنه هاى حسى هم دارد. از سوى ديگر او توانايى هايى دارد كه حتى مى شود در حد بازيگرى چون جيم  كرى به او نگاه شود.
اين كارگردان با بيان اينكه صمد و حبيب بستر خاص خود را داشتند، خاطرنشان مى كند: تكليف با شخصيت هاى منفى مشخص بود چراكه آنها تعريف شده بودند ولى شخصيت صمد و حبيب چون دچار نوساناتى نسبت به قصه افراد مختلف مى شوند، دچار پيچيدگى هاى بيشترى بودند.
منصور فلاح در ادامه نشست خبرى «براى آخرين بار»، به دكوپاژ اين سريال اشاره كرده و اظهار مى كند: در دكوپاژ اين اثر سعى كرديم ضمن آن كه موجب جذب مخاطب عام شود، افراد حرفه اى هم از آن لذت ببرند. البته ما دودوربينه  هم مى توانستيم كار كنيم.
• لوكيشن تكرارى و حكايت امامزاده
150102.jpg
فلاح درباره امامزاده اين سريال كه در سه مجموعه گذشته نيز استفاده شده، مى گويد: اين امامزاده قابل كار  كردن است، چرا كه جدا از زيبا بودن، خلوت است و به ما اجازه كار مى دهد و سرعت كار ما هم بالا است.
• انتقادهاى صورت گرفته از بازى امير جعفرى
امير جعفرى نيز درباره انتقادهايى كه به بازى او مى شود، مى گويد: كسانى كه معتقدند بازى من در «براى آخرين بار» ادامه روند كارهاى قبلى من است، حتى يك قسمت از سريال را نديده اند. مثلاً بازى من در اين سريال چه ربطى به بازى من در بدون شرح دارد.
صديقه صحت- تهيه كننده- در ادامه اين بحث مى گويد: در بازيگرى تيپ، اخلاق و صحبت ها بايد منطبق با شخصيت باشد. اگر جعفرى توانست شخصيت را تكميل كند، بيننده او را مى فهمد. به همين دليل او براى شخصيت حبيب انتخاب شده است. جعفرى مى افزايد: من ايرادات بازى خود را قبول دارم. مثلاً يك جاهايى اغراق شده بازى مى كنم و هنوز به عنوان بازيگر نمى دانم در نماى بسته بايد لب و دهان خود را جمع كنم يا نبايد زياد پلك بزنم.
• با اتفاقات يك سريال
امير جعفرى درباره ميزان درگير كردن روح و روان مخاطب با اتفاقات داستان مى گويد: موضوعى چون پدر كشى واقعيتى است كه وجود داشته است و در تمام دنيا نيز هست. پس وقتى كه چنين مسئله اى وجود دارد، نشان دادن آن هم چيز بدى نيست.
صديقه صحت در اين باره اعتقاد دارد بحث پالايش روحى و روانى كه در خانواده ها در طول ماه رمضان به وجود مى آيد موجب مى شود بيشتر به تغذيه روحى احتياج يابند. البته بايد يك بسته اعم از عادى يا فرهنگى، كامل گرفته شود، اگر كسى به عنوان مثال دو قسمت از سريال را ديده و روح او متشنج شده است، تقصير به وجود آمدن اين حالت در وى، متوجه سازندگان اثر نيست چراكه پيام در قالبى پيش بينى شده است. وى با اشاره به تلخ بودن موضوع اصلى سريال، اظهار مى كند: به منظور كاهش تلخى اين قصه قالب طنز براى آن قرار داديم و با استفاده از بازيگران توانا سعى كرديم نوعى موازنه بين جبهه مثبت و منفى قصه به وجود آيد تا تنش فكرى در بين بينندگان كاهش پيدا كند. به ويژه آن كه با توجه به شرايط بيننده در اين ماه، او را تخريب نكنيم، بلكه سعى كرديم مخاطب ضمن تماشاى يك سريال، يك پله از لحاظ فرهنگى ارتقا يابد. تهيه كننده سريال «براى آخرين بار» مى افزايد: ما سعى مى كنيم به بيننده اى كه سعى در جدا  كردن خود از ماديات و گرفتن روزه دارد، با نشان دادن مشكلات جامعه كمك كنيم چراكه رسالت سيستم فرهنگى اين است كه مشكلات موجود را به خوبى نشان دهد چراكه نسل كشى، برادر كشى و پدر كشى وجود دارد. سازندگان «براى آخرين بار» هم سعى كردند با استفاده از طنز و شوخى كه به تدريج جدى شد، اين اثر را بسازند البته ما انتظار داريم كه كامل ببينند.
• كارهاى مناسبتى
حسن اسدى- مدير توليد و بازيگر نقش دكتر- در ادامه راجع به كارهاى مناسبتى و قرار گرفتن «براى آخرين بار» در دسته اين گونه آثار مى گويد: كار مناسبتى آن است كه كسى پلاتو بگويد و كار نمايشى هم پخش شود، ولى سريال «براى آخرين بار» فرمت يك كار سينمايى را داشت كه در واقع در ۳۰ قسمت براى ماه رمضان ساخته شد. در عين حال صديقه صحت اعتقاد دارد كه اصطلاح مناسبتى اشتباه نيست. چون قالب  زمانى و مكانى دارد. مثلاً در يك مقطع سياسى، روز قدس اتفاق مى افتد و براى چنين مناسبتى بايد براى تغذيه فكرى و روانى مردم، آثارى پيش بينى شود و روز قدس تبديل به مناسبت مى شود. اما اثر مناسبتى كه فاقد اين ويژگى باشد مخرب است. امير جعفرى هم اعتقاد دارد كه يك اثر با كيفيت مطلوب اگر براى ماه رمضان ساخته شود، انگ مناسبتى بودن به آن مى خورد، ولى اگر يك فيلم سينمايى افتضاح ساخته شود، ايرادى ندارد.
• مشكلات تهيه كنندگان زن
صحت درباره مشكلات پيش روى تهيه كنندگان زن مى گويد: تهيه كنندگى زن و مرد ندارد و امروزه اين دو جنس به طور فشرده، پا به پاى هم كار مى كنند. در تلويزيون به عنوان مثال پروانه پرتو با پروژه هاى بزرگ تاريخى همكارى مى كند و زنان ديگرى نيز در عرصه تلويزيون كار مى كنند ولى چون تهيه كنندگى شاخه مهمى از توليد است، مى طلبد كه آقايان فعاليت بيشترى در اين زمينه داشته باشند. يكى از مزيت هايى كه من با آن روبه رو هستم اين است كه همسرم هم تهيه كننده است و ما پابه پاى هم كار مى كنيم و بار مشكلات را به تنهايى به دوش نمى كشيم.
منصور فلاح اعتقاد دارد كه تهيه كنندگى مرد و زن ندارد بلكه مهم بستر اين كار است. يعنى بسترى فراهم شود كه مرد و زن در كنار مجموعه اى كه مى خواهد توليد شود به يك خطاى جمعى خاص برسند كه بخشى از اين امر به سرمايه و بخشى ديگر به نيروهاى موجود و بخشى ديگر به مسئولان تلويزيون برمى گردد.
البته تجربه نيز مهم است كه اين امر مرد و زن ندارد چرا كه قرار است تفكر وارد كار شود، علاوه بر آن به وجود آمدن درك متقابل بين تهيه كننده و كارگردان هم مهم است تا در كنار هم بتوانند كار مثبتى انجام دهند.
•اهميت تفكر يا سرمايه براى تهيه كننده
منصور فلاح در ادامه راجع به تاثير تفكر تهيه كننده در توليد يك اثر مى گويد: برخى تهيه كنندگان ربطى به سينما و تلويزيون نداشته اند و چون سرمايه داشته و دوست داشته اند ارتباطى با هنرمندان برقرار كنند، تهيه كننده شده اند، ولى در كنار آن افراد ديگرى به طور حرفه اى اين كار را دنبال مى كردند. چنين فردى نه تنها ايده هايى دارد بلكه مى خواهد اين تفكرات را به جامعه تزريق كند و نه تنها سرمايه گذارى هايى مى كند بلكه يك پشت و پس زمينه هايى دارد كه اين امر به جنسيت او بستگى ندارد. اين آدم متفكر تاثير زيادى در روند ساخت مى گذارد و بده بستان هايى كه با كارگردان دارد موجب كمك ۵۰درصدى به كارگردان مى شود.
• راه هاى خروج از انحصار
حسن اسدى درباره گروهى كار  كردن براى ساخت آثار تلويزيونى اظهار مى كند: شناخت افراد گروه از يكديگر به افزايش سرعت كار كمك مى كند چرا كه افراد به حساسيت هاى هم آشنا هستند و اين امر موجب ايجاد سهولت در كار مى شود البته با يك گروه كار  كردن چيز بدى نيست و نمى توان اسم باندبازى روى آن گذاشت.
صحت در ادامه راجع به كار  كردن برخى گروه ها در تلويزيون و اعتقاد برخى مبنى بر اينكه اين روند موجب جلوگيرى از ورود افراد جديد به اين حوزه مى شود، مى گويد: تجربه اى كه در طول كار به دست مى آوريم و عواملى را تست مى زنيم و افرادى كه با ما هماهنگ مى شوند را برمى گزينيم و در كارهاى بعدى از آنها استفاده مى كنيم و اين يك امتياز است، چون با اخلاق يكديگر آشنا مى شويم و حرف هاى يكديگر را بهتر مى فهميم و اين موجب صرفه جويى در زمان و به راحتى پشت سر گذاشتن مشكلات مى شود. اسدى مى افزايد: يك گروه توليد خوب وظيفه اشتغالزايى ندارد، بلكه بايد سعى كند يك كار خوب هنرى بسازد و وظيفه سازمان هاى ديگرى است كه اين كارها را افزايش دهند تا گروه هاى مختلف بتوانند كار كنند و اشتغالزايى شود.
منصورفلاح مى افزايد: كارهايى قبلاً ساخته شده است و گروه هايى كار كرده اند، اما اين گروه سه سال است كه كارهاى ماه رمضان را مى سازند. چون كار  كردن در شرايط محدود زمانى سخت است و اين گروه خود را با اين شرايط تنظيم كرده اند.
• سخنرانى قندى در مسجد
منصور فلاح راجع به سخنرانى قندى در مسجد مى گويد: او با تمام جامعه درباره مسئله اى زيربنايى حرف مى زد، پس نمى توانستيم گفته هاى او را خيلى حسى در بياوريم. اما براى انتقال اين مفاهيم بايد از عواملى در كنار آن استفاده مى كرديم تا انگ شعارى بودن به ما نزنند. اگر در كليت اين بخش تاثير گذاشته است، براى ما كفايت مى كند، ولى ما نمى توانستيم وارد جزئيات شويم چون افرادى با طرز تفكر و پس زمينه هاى متفاوت آن را تماشا مى كنند. امير جعفرى نيز در اين باره اظهار مى كند: در جمع عده اى اين كار را مى ديديم و كسانى كه فرزند بزرگ داشتند تحت تاثير قرار گرفته بودند و اشك آنها درآمده بود.

 

با جوهرچي‌ و بهاره‌ افشاري‌; درباره‌ يك‌ ملعون‌دوست‌ داشتني‌ (قسمت دوم)

بهاره افشار و حسن جوهرچی(مجله خانواده سبز)


    
    
    ماكس‌ پلانك‌ مي‌گويد:( هرگاه‌ علم‌ شكست‌مي‌خورد و يك‌ نظريه‌ علمي‌ غلط از آب‌ درمي‌آيد، فرياد شادي‌ و پيروزي‌ از نهاد مردم‌برمي‌خيزد، هيچ‌گاه‌ پيروزي‌ علم‌ شادي‌بخش‌نبوده‌، مردم‌ هميشه‌ دوستدار پيروزي‌ اشراق‌ برمنطق‌ و عقل‌ هستند، چون‌ اشراق‌ و احساس‌زندگي‌ مي‌بخشد و عقل‌ و منطق‌ قدرت‌.)
    به‌ طور مثال‌ در فلسفه‌ آنقدر كه‌ پرداختن‌مابعدالطبيعه‌ لذت‌بخش‌ است‌، فلسفه‌هاي‌ طبيعي‌ وتجربي‌ نيست‌. يا در آثار هنري‌، آنقدر كه‌پرداختن‌ به‌ مسائل‌ فراعقلي‌ جذاب‌ بوده‌ امورعقلاني‌، محسوس‌ و واقعي‌ نبوده‌ است‌. عقل‌ درشناخت‌ خيلي‌ چيزها راه‌ به‌ جايي‌ نمي‌برد و ازهمين‌جاست‌ كه‌ راه‌ براي‌ قلب‌، اشراق‌ و احساس‌بازتر مي‌شود. در خيلي‌ از مسائل‌ ديني‌ ما نيز عقل‌نامحرم‌ است‌ و چون‌ كودكي‌ است‌ كه‌ فهم‌ آنهابرايش‌ مقدور نيست‌.
    (مدعي‌ خواست‌ كه‌ آيد به‌ تماشاگه‌ راز
    دست‌ غيب‌ آمد و بر سينه‌ي‌ نامحرم‌ زد)مسائلي‌ همانند روح‌، فرشته‌، شيطان‌ و... براي‌ ماناشناخته‌اند و چون‌ براي‌ پذيرش‌ آنها به‌ وسيله‌عقل‌ در مي‌مانيم‌، قلبا و ايمانا آنها را مي‌پذيريم‌، اماقلبا دريافتن‌، قطعا نمي‌تواند توجيه‌ كننده‌ ضعف‌ وتنبلي‌ ما باشد. مايي‌ كه‌ كم‌تر به‌ تحقيق‌ مي‌پردازيم‌و به‌ قول‌ (جوهرچي‌) بيشتر منتظر بسته‌هاي‌ حاضرو آماده‌ هستيم‌. نمي‌دانم‌ شما به‌ چه‌ نيت‌ و هدفي‌در طول‌ شب‌هاي‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ بيننده‌مجموعه‌ (او يك‌ فرشته‌ بود) بوديد. نمي‌دانم‌ شماقبل‌ از اين‌ كار چه‌ تصوري‌ از شيطان‌ داشتيد؟ چندبار برايتان‌ در زندگي‌ پيش‌ آمده‌ كه‌ شيطان‌سراغتان‌ بيايد و چه‌ زمينه‌اي‌ را براي‌ حضور اوفراهم‌ كرديد؟ آيا مثل‌ بهزاد دچار غرور و تكبرشديد؟ همان‌ غروري‌ كه‌ شيطان‌ را كه‌ پيش‌ از آن‌فرشته‌ مقرب‌ درگاه‌ حق‌ بود از جنت‌ راند:(فسجدوا الا الابليس‌ ابي‌ و استكبر و كان‌ من‌الكافرين‌).
    غرور، رشوه‌ گرفتن‌، چشم‌ بستن‌ به‌ روي‌دزدي‌هاي‌ اطرافيان‌، ايمان‌ لفظي‌ بدون‌ آگاهي‌،يقين‌ و شعور و بسياري‌ مسائل‌ ديگر مي‌تواندشيطان‌ را به‌ خانه‌ دل‌ ما راه‌ دهد. او يك‌ فرشته‌بود، يك‌ انقلاب‌ است‌، انقلابي‌ كه‌ ما را وادار كردبيشتر و عميق‌تر تامل‌ كنيم‌. چند درصد از ما بدون‌اين‌ كه‌ بخواهيم‌ و بدانيم‌ آلت‌ دست‌ شيطان‌شده‌ايم‌؟ شيطان‌ افسانه‌ و اسطوره‌ نيست‌، اين‌ رامي‌شود از نص‌ صريح‌ قرآن‌ نيز فهميد. او راجدي‌تر بگيريم‌، چنان‌ كه‌ هست‌ و ما از او غافليم‌.باور كنيم‌ كه‌ راه‌ نجات‌ از دامن‌ وسوسه‌انگيزشيطان‌ تنها انجام‌ واجبات‌ نيست‌. انجام‌ واجبات‌اگر چه‌ لازم‌ است‌، اما كافي‌ نيست‌; اگر بود شيطان‌نمي‌توانست‌ شيخ‌ صنعان‌ را پس‌ از ساليان‌ سال‌عبادت‌ گمراه‌ كند چنان‌ كه‌ حافظ در اين‌ زمينه‌مي‌گويد:
    دوش‌ از مسجد سوي‌ ميخانه‌ آمد پير ما
    چيست‌ ياران‌ طريقت‌ بعد از اين‌ تدبير ما
    اهالي‌ خانواده‌سبز بر آن‌ شدند كه‌ به‌ دور ازقيل‌ و قال‌هاي‌ ملامت‌بار و گفتگو آزار دهنده‌ وتكراري‌ روزي‌ را ميزبان‌ بهزاد شيطان‌ زده‌ (حسن‌جوهرچي‌) و فرشته‌ي‌ شيطاني‌ (بهاره‌ افشاري‌)باشيم‌، تا از هر دري‌ سخني‌ به‌ ميان‌ آيد و در حدبضاعت‌ حق‌ سريال‌ او يك‌ فرشته‌ بود، را ادا كنيم‌.اين‌ مصاحبه‌ نه‌ به‌ دنبال‌ رنگ‌ مورد علاقه‌ افشاري‌بوده‌، نه‌ غذايي‌ كه‌ جوهرچي‌ دوست‌ دارد.موضوع‌ گفتگوي‌ ما دغدغه‌اي‌ است‌ كه‌ اين‌مجموعه‌ در ذهن‌ ما ايجاد كرده‌: شيطان‌!
    پس‌ از اين‌ مجموعه‌ وقتي‌ با اين‌ دو بزرگوارصحبت‌ كرديم‌ و براي‌ گفتگو آنها را دعوت‌نموديم‌، آنها كه‌ خسته‌ و ملول‌ بودند، از سوالات‌تكراري‌ از يك‌ گفتگوي‌ متفاوت‌ با شكل‌ و سياقي‌جديد استقبال‌ كردند. در همين‌جا لازم‌ به‌ ذكراست‌ كه‌ اين‌ دو عزيز، تنها به‌ عنوان‌ دو نماينده‌ ازمجموعه‌ خوب‌ و كارآمد (او يك‌ فرشته‌ بود)هستند. نبايد فراموش‌ كرد كه‌ اگر اين‌ كار بر دل‌همه‌ ما نشست‌ حاصل‌ تلاش‌ بي‌دريغ‌ تهيه‌ كننده‌اي‌خوب‌ همچون‌ (رامين‌ عباسي‌زاده‌) و كارگرداني‌صبور مثل‌ (عليرضا افخمي‌)، موسيقي‌ عالي‌،تصويربرداري‌، صدابرداري‌، نويسندگي‌ و بازي‌خوب‌ ساير بازيگران‌ و حتي‌ روابط عمومي‌ كارخانم‌ تهراني‌ وآقاي‌ درخشان‌ و عوامل‌ خوب‌ديگري‌ است‌ كه‌ كنار هم‌ و با هم‌ زحمت‌ كشيدند وكار كردند. آنچه‌ كه‌ پيش‌ روي‌ شماست‌، حاصل‌گفتگوي‌ دوستانه‌ در دفتر مجله‌ خانواده‌ سبز باحسن‌ جوهرچي‌ و بهاره‌ افشاري‌ است‌. متني‌ كه‌ باتيتر فرشته‌، ملعون‌ دوست‌ داشتني‌ به‌ چاپ‌ رسيده‌،نوشته‌ بهاره‌ افشاري‌ است‌ كه‌ با صداقت‌ و قلم‌شيواي‌ خود نوشته‌ و به‌ قولي‌ ناگفته‌ها را گفته‌است‌. خوشبختانه‌ او يكي‌ از خوانندگان‌ دوست‌داشتني‌ خانواده‌ سبز نيز هست‌ و همين‌ مسئله‌باعث‌ شد كه‌ ترجيح‌ دهد، مقاله‌اش‌ در اين‌ مجله‌به‌ چاپ‌ رسد.
    
    فرشته‌، ملعون‌ دوست‌داشتني‌
    فرشته‌ عزيزم‌، لااقل‌ تو به‌ من‌ گوش‌ كن‌، توملعون‌ دوست‌ داشتني‌! تويي‌ كه‌ سال‌ها براي‌آمدنت‌ انتظار كشيدم‌، حداقل‌ تو مي‌دوني‌ كه‌چقدر سختي‌ كشيدم‌، چقدر مقابله‌ كردم‌ با وسوسه‌بازي‌ كردن‌. بعداز كار با (كيانوش‌ عياري‌)، فقط تومي‌تونستي‌ به‌ من‌ اميد باقي‌ موندن‌ و بازي‌ كردن‌رو بدي‌. يادت‌ مي‌ياد وقتي‌ توي‌ دفتر براي‌ اولين‌بار طرح‌ داستان‌ رو خوندي‌؟ چه‌ شب‌ عجيبي‌ بود،به‌ آقاي‌ افخمي‌ قول‌ داده‌ بودي‌ كه‌ مي‌توني‌انجامش‌ بدي‌، حالا بار تمام‌ قصه‌ روي‌ دوش‌ توبود، تمام‌ بچه‌ها فشارهاي‌ كاري‌ رو تحمل‌مي‌كردن‌ براي‌ اينكه‌ تو فرشته‌ باشي‌، حالا اگر تواشتباه‌ مي‌كردي‌، يعني‌ تمام‌ اين‌ زحمات‌ هيچ‌...
    دو هفته‌ اول‌ فكر كردم‌ به‌ تو بي‌توجهي‌ مي‌شه‌و هيچ‌ كس‌ هم‌ تو رو با تمام‌ خاص‌ بودنت‌ جدي‌نمي‌گيره‌، فقط بازي‌ مي‌كني‌ و مي‌ري‌، اما مگه‌مي‌شه‌ با وجود آقاي‌ افخمي‌ كسي‌ كار رو شوخي‌بگيره‌; بعدها فهميدم‌ هيچ‌كس‌ فرشته‌ رو شوخي‌نگرفته‌ بود و همه‌ بچه‌ها با جديت‌ تلاش‌ مي‌كنند تاتو خوب‌ باشي‌. از گريم‌ گرفته‌ تا صحنه‌ و لباس‌ و...اما آقاي‌ افخمي‌ به‌ من‌ مفهوم‌ واقعي‌ بازيگر بودن‌رو ياد داده‌ و بيشتر از او، تو...
    هميشه‌ فكر مي‌كردم‌ چطوري‌، بازيگري‌اون‌طرف‌ دنيا آنقدر روي‌ بدن‌ و بيان‌ همه‌ چيزشون‌ سرمايه‌ گذاري‌ مي‌كنن‌، مگه‌ چند تا فيلم‌ساخته‌ مي‌شه‌ كه‌ همه‌ اين‌ها به‌ دردشون‌ بخوره‌ وبعد حسرت‌ اينكه‌، اي‌ كاش‌ و اي‌ كاش‌ كه‌ در ايران‌هم‌ دائما از اين‌ اتفاقات‌ بيفته‌ و حالا اين‌بار اين‌نقش‌ نصيب‌ بهاره‌ افشاري‌ شده‌ بود. باورم‌ نمي‌شه‌تمرين‌ بيان‌ كه‌ تقريبا از قسمت‌هاي‌ 6 و 7 به‌ بعدكاملا محسوس‌ بود. تمرين‌ بدن‌: اين‌ استواري‌ وصلابت‌ فرشته‌ كه‌ لازمه‌ كاراكترش‌ بود، نگاه‌هاي‌عميق‌، حركات‌ سر شديد، زمزمه‌هاي‌ صورت‌ كه‌بارها به‌ اشتباه‌ فكر مي‌كرديد، جلوه‌هاي‌ ويژه‌كامپيوتري‌، اما به‌ خدا خودم‌ بودم‌، حتي‌ گاهي‌وقت‌ها پانتوميم‌ لحظات‌ گذشتن‌ از در، آتش‌گرفتن‌، رد شدن‌ ماشين‌ از بدنت‌ و... و حالا فقطحسرت‌ اين‌ كه‌ اي‌ كاش‌ بيان‌ پخته‌تر، بدن‌ نرم‌تر وخلاقيت‌ بيشتري‌ خرج‌ فرشته‌ مي‌كردم‌. اما همه‌اين‌ها مجموعه‌ آموزش‌هاي‌ آقاي‌ افخمي‌ بود.فرشته‌! صبر، تحمل‌ و اعتقادي‌ كه‌ به‌ تو داشت‌ واعتمادي‌ كه‌ به‌ من‌ كرد، غير قابل‌ وصف‌ است‌. فقطمي‌تونم‌ بگم‌ عليرضا افخمي‌ پايدار باشي‌ و هميشه‌صبور، همين‌طور كه‌ تا به‌ حال‌ بودي‌، به‌ خاطرهمه‌ چيز ممنون‌; فرشته‌ حاصل‌ تلاش‌هاي‌ شما واجراي‌ من‌ است‌. براي‌ همين‌ كه‌ جفت‌مون‌ آنقدردوستش‌ داريم‌. اما فرشته‌، باورم‌ نمي‌شه‌ اين‌ تويي‌كه‌ عكست‌ همه‌ جا هست‌. روي‌ هر مجله‌ وروزنامه‌اي‌، زندگي‌ ايده‌آل‌ تو، توي‌ بازيگر اين‌بود كه‌ مي‌خوام‌ بهت‌ بگم‌ كه‌ به‌ خودت‌ قسم‌، من‌فقط با 4 تا مجله‌ دوست‌ داشتم‌ و مصاحبه‌ كردم‌،اما نمي‌شه‌ جلوي‌ اين‌ ماجرا رو گرفت‌، من‌ سعي‌كردم‌، نشد. اين‌ هم‌ مثل‌ مرده‌ پرستيمون‌ كه‌ بعد ازمردن‌ همه‌ آدما برامون‌ عزيز مي‌شن‌. يه‌ دفعه‌تصميم‌ مي‌گيرن‌، تو رو بزرگ‌ كنن‌ بي‌دليل‌، از همه‌جا به‌ تو زنگ‌ مي‌زنن‌، براي‌ فروش‌ مجله‌شون‌،بعد يه‌ دفعه‌، يه‌ روز به‌ همين‌ سرعت‌ فراموش‌مي‌كنن‌ كه‌ كي‌ بودي‌ و كجا رفتي‌، مثل‌ خيلي‌هاي‌ديگر من‌ همه‌ اين‌ها رو خوب‌ مي‌دونم‌. اما من‌ نه‌آدم‌ اين‌ تعريف‌ و تمجيدهاي‌ بي‌خودي‌ هستم‌، نه‌دوست‌ دارم‌ باشم‌، نه‌ ديگر حوصله‌اش‌ رو دارم‌.فرشته‌ عزيزم‌ وقتي‌ مي‌گم‌ نمي‌خوام‌ بعد از تو هركاري‌ رو بازي‌ كنم‌، دلم‌ مي‌خواد حرمت‌ تو روحفظ كنم‌، همه‌ بهم‌ ايراد مي‌گيرن‌ كه‌ دماغت‌ بادداره‌، جوگير شدي‌، كي‌ حالا تو رو تحويل‌مي‌گيره‌؟ اين‌ همه‌ منم‌ منم‌، با مخ‌ مي‌فرستدت‌زيرزمين‌. اما عزيزاي‌ دل‌ من‌; بهاره‌ افشاري‌ يه‌آدم‌ كه‌ دلش‌ مي‌خواد براي‌ خودش‌ زندگي‌ كنه‌،خوب‌ زندگي‌ كنه‌ و لذت‌ ببره‌ نه‌، اومده‌ جاي‌ كسي‌رو بگيره‌، نه‌ بلد اداي‌ كسي‌ رو در بياره‌، فقطمي‌خواد بازيگر خوبي‌ باقي‌ بمونه‌ و هيچ‌ ادعايي‌هم‌ نداره‌، براي‌ دل‌ خودش‌ بازي‌ مي‌كنه‌، مثل‌طراحي‌ لباساش‌. اما نمي‌زاره‌ حرمت‌ فرشته‌ تاچند بار كار بد، بره‌ زير سوال‌ تا اونجايي‌ هم‌ كه‌خدا كمكش‌ كنه‌ مي‌مونه‌ اگه‌ معني‌ اين‌ حرف‌هامغرور بودن‌ و لاف‌ زدن‌، شما مي‌دونيد وخودتون‌.
    دلم‌ مي‌خواد هر جايي‌، هر كارگرداني‌ به‌ يه‌نقش‌ خاص‌ فكر مي‌كند، من‌ توي‌ ذهنش‌ بيام‌، پس‌دعا كنيد و دعا مي‌كنم‌ تا بعد از فرشته‌ دوباره‌ خوب‌ظاهر بشم‌.
    هر كسي‌ از ظن‌ خود شد يار من‌
    از درون‌ من‌ نجست‌ اسرار من‌
    
    
    خانواده‌ سبز: پيش‌ از انجام‌ اين‌ كار چه‌ تعبيري‌از شيطان‌ داشتيد؟
    جوهرچي‌: فكر مي‌كنم‌ آموزه‌ها و داشته‌هاي‌علمي‌ ما راجع‌ به‌ شيطان‌ بسيار كم‌ است‌، هم‌سريال‌ (او يك‌ فرشته‌ بود) و هم‌ مطالبي‌ كه‌جاهاي‌ مختلف‌ شنيديم‌، اين‌ را نشان‌ مي‌دهد، مافكر مي‌كنيم‌ حالا كه‌ نماز مي‌خوانيم‌ و روزه‌مي‌گيريم‌، ديگر شيطان‌ به‌ سراغ‌مان‌ نمي‌آيد.اصلا اين‌ گونه‌ نيست‌، در ميزگردي‌ كه‌ در خصوص‌سريال‌ برگزار شد، دكتري‌ حضور داشت‌ كه‌مي‌گفت‌: (شيطان‌ قدرت‌ زيادي‌ دارد و خيلي‌ باتجربه‌ است‌ و كساني‌ كه‌ مي‌گويند شيطان‌ به‌ سراغ‌ما نمي‌آيد، اتفاقا جزء اولين‌ كساني‌ هستند كه‌ گول‌شيطان‌ را مي‌خورند) تا قبل‌ از اين‌ مجموعه‌خودم‌ به‌ شخصه‌ دانش‌ كمي‌ در خصوص‌ اين‌جريان‌ داشتم‌.
    خانواده‌ سبز: در كل‌ شيطان‌ را چه‌ طور قبول‌كرده‌ بوديد؟
    جوهرچي‌: شناخت‌ ما راجع‌ به‌ مسائل‌ ديني‌براساس‌ داده‌هاي‌ پدرها و مادرهاي‌مان‌ است‌، ماتنبل‌تر از آن‌ هستيم‌ كه‌ به‌ دنبال‌ مطالعه‌ برويم‌، ماايراني‌ها منتظريم‌ هميشه‌ يك‌ بسته‌ حاضر و آماده‌براي‌مان‌ مهيا شود، حالا به‌ دست‌ روحانيت‌ يا پدرو مادر يا معلم‌هاي‌مان‌، به‌ ندرت‌ پيش‌ مي‌آيد درشيمي‌ خارج‌ از فرمول‌هاي‌ درس‌ كتاب‌هاي‌ ديگررا هم‌ مطالعه‌ كنيم‌ و دو فرمول‌ جديد ياد بگيريم‌،اطلاعات‌ ما هم‌ در اين‌ خصوص‌ در حد همان‌بسته‌بندي‌ بود، پدر و مادرها مي‌گفتند: (شيطان‌يك‌ موجودي‌ است‌ كه‌ وسوسه‌ مي‌كند و تو بايدمراقب‌ باشي‌ وسوسه‌ نشوي‌)، اما معمولافعاليت‌هاي‌ اين‌ چنيني‌ و كارهايي‌ مثل‌ او يك‌فرشته‌ بود، شايد همان‌ بسته‌بندي‌ باشد، امامقداري‌ كامل‌تر! حالا خانم‌ افشاري‌ هم‌ نظرشان‌را مي‌گويند.
    افشاري‌: واقعيتش‌ من‌ اصلا به‌ شيطان‌ فكرنكرده‌ بودم‌، زماني‌ هم‌ كه‌ طرح‌ اين‌ سريال‌ راخواندم‌ به‌ قدري‌ مجذوب‌ نقش‌ شده‌ بودم‌ و اين‌كه‌ حالا بايد اين‌ نقش‌ را چه‌طور ايفا كنم‌، اصلا فكرنكردم‌ اين‌ نقش‌ آخرش‌ قرار است‌ كه‌ شيطان‌شود، ولي‌ خودم‌ پيش‌ از اين‌ برداشتي‌ كه‌ ازشيطان‌ داشتم‌، آن‌ چيزي‌ نبود كه‌ ديده‌ شد. فكرمي‌كردم‌ شيطان‌ جسميت‌ ندارد و اين‌ كه‌ شيطان‌را كاملا دروني‌ مي‌ديدم‌ و تصور داشتم‌ شكلي‌ ازوجدان‌مان‌ است‌ حالا اگر گوش‌ به‌ حرف‌وجدان‌مان‌ دهيم‌ از شيطان‌ پيروي‌ نكرده‌، ولي‌در غير اين‌ صورت‌ پيروي‌ از آن‌ كرديم‌ و بعدچيزي‌ كه‌ آقاي‌ جوهرچي‌، به‌ آن‌ اشاره‌ كردند، به‌عقيده‌ من‌ كاملا درست‌ است‌. ما دانش‌ زيادي‌راجع‌ به‌ شيطان‌ نداريم‌، چون‌ نه‌ به‌ ما آموزش‌داده‌ شده‌ و نه‌ خودمان‌ به‌ دنبالش‌ رفتيم‌ حتي‌ مادر خصوص‌ همه‌ مطالب‌ قرآني‌ بحث‌ داشتيم‌ جزشيطان‌ در حالي‌كه‌ به‌ نظر مي‌آيد يكي‌ ازبحث‌هاي‌ كلي‌ دين‌مان‌ است‌ و خيلي‌ خوب‌ شدكه‌ اين‌ سريال‌ ساخته‌ شد تاحالا ما بياييم‌ و بحث‌شيطان‌ را انجام‌ دهيم‌.
    خانواده‌ سبز: خيلي‌ها معتقدند كشاندن‌ اين‌بحث‌ به‌ رسانه‌هاي‌ عمومي‌ به‌ خصوص‌ تلويزيون‌كار درستي‌ نبود؟
    جوهرچي‌: خب‌، چرا ك‌ چنين‌ نظري‌ دارند؟
    خانواده‌ سبز: چون‌ ما درك‌ درستي‌ از شيطان‌نداريم‌ و شايد اين‌ موضوع‌ با جادو اشتباه‌ گرفته‌مي‌شد، خيلي‌ها منتظر بودند كه‌ بهزاد در انتها ازخواب‌ بيدار شده‌ و تمام‌ اين‌ اتفاقات‌ به‌ نوعي‌خاتمه‌ پيدا كند!
    جوهرچي‌: به‌ نظر شما اگر اين‌ اتفاق‌ مي‌افتاد واز خواب‌ يا كابوس‌ بيدار مي‌شد، يك‌ دروغ‌ بزرگ‌سي‌ قسمتي‌ به‌ مردم‌ نگفته‌ بوديم‌؟!
    خانواده‌ سبز: خوب‌، ما ديگر به‌ اين‌ دروغ‌هاعادت‌ كرديم‌...
    جوهرچي‌: براي‌ اين‌ كه‌ ما به‌ اين‌ عادت‌ها تغييرشكل‌ دهيم‌، بايد هزينه‌ كنيم‌.
    افشاري‌: بالاخره‌ براي‌ تغيير اين‌ عادت‌ بايد ازيك‌ جايي‌ شروع‌ مي‌شد.
    خانواده‌ سبز: براي‌ ما، هنوز اين‌ مسئله‌ حل‌نشده‌ كه‌ آيا شيطان‌ مي‌تواند جسمانيت‌ يا تجسم‌مادي‌ داشته‌ باشد؟
    جوهرچي‌: يكي‌ از چيزهايي‌ كه‌ دراطلاع‌رساني‌ ما مدنظر بود، اين‌ است‌ كه‌ طبق‌آموزه‌هاي‌ ديني‌ و طبق‌ اصولي‌ كه‌ ثابت‌ شده‌،شيطان‌ در واقع‌ تمثل‌ پيدا مي‌كند، يعني‌ شيطان‌اين‌ توان‌ و قابليت‌ را دارد كه‌ شكل‌ هر آدمي‌ دربيايد، شيطان‌ مي‌تواند همين‌ الان‌ در كنار من‌،مقابل‌ چشمان‌ شما در شكل‌ و ظاهر حسن‌جوهرچي‌ ظاهر شود.
    خانواده‌ سبز: حتي‌ اگر فرض‌ كنيم‌، شيطان‌قابليت‌ جسمانيت‌ مادي‌ دارد، باز بايد اين‌جسمانيت‌ جنبه‌ اثيري‌ داشته‌ باشد، يعني‌ تشبيه‌مادي‌...
    جوهرچي‌: اين‌ توان‌ را دارد و بخشي‌ ازوسوسه‌هايي‌ كه‌ كار اصلي‌اش‌ است‌ از همين‌طريق‌ انجام‌ مي‌دهد.
    خانواده‌ سبز: البته‌ تصور ديگري‌ هم‌ وجوددارد و اين‌ كه‌ شيطان‌ در انسان‌هايي‌ كه‌ زمينه‌ي‌وسوسه‌ شدن‌ را دارند، حلول‌ كند...
    جوهرچي‌: حلول‌ يك‌ بحث‌ مسيحي‌ است‌ واسلامي‌ نمي‌باشد. وقتي‌ يك‌، روح‌ در وجودي‌حلول‌ مي‌كند، بحث‌ تناسخ‌ پيش‌ مي‌آيد و اصولاما در اسلام‌ با آن‌ مخالفيم‌، يادتان‌ نرود در اسلام‌يك‌ مطلبي‌ داريم‌ به‌ نام‌ اختيار، اگر قرار باشدشيطان‌ در كالبد يك‌ آدم‌ حلول‌ كند و آن‌ كالبد رامجبور به‌ خلاف‌ كند، ديگر حرجي‌ به‌ آن‌ آدم‌نيست‌ و هيچ‌ قانون‌ و دادگاهي‌ نمي‌تواندمحكومش‌ كند، چون‌ بدون‌ اختيار گناه‌ كرده‌.
    خانواده‌ سبز: منظور انكار اختيار انسان‌ نيست‌،بلكه‌ پس‌ از اختيار و گرايش‌ به‌ سمت‌ شيطان‌،حلول‌ كامل‌ او را در درون‌ آدمي‌ ببينيم‌.
    جوهرچي‌: ما شب‌ گذشته‌ بحثي‌ داشتيم‌ وچقدر خوب‌ است‌ كه‌ آن‌ جلسه‌ را گذراندم‌ و بااطلاعات‌ به‌ اين‌جا آمدم‌ تا جوابگو باشم‌. علماي‌ديني‌ معتقدند شيطان‌ جنود و لشگر دارد. اين‌لشگر، افرادي‌ هستند كه‌ طي‌ مراحلي‌ به‌ گروه‌شيطان‌ مي‌پيوندند، يعني‌ آدم‌هايي‌ هستند كه‌ميزان‌ سلطه‌ شيطان‌ روي‌ آنها پله‌پله‌ بيشتر مي‌شودو ديگر توكل‌شان‌ را به‌ خداوند از دست‌ داده‌ ومتوسل‌ شدند به‌ شيطان‌، حالا آدم‌هايي‌ هستند كه‌چشم‌ و گوش‌ بسته‌ حرف‌هاي‌ او را گوش‌ مي‌كنند،حتي‌ در شديدترين‌ شكل‌ تاثير شيطان‌، حلول‌شيطان‌ را نداريم‌، ما تاثير وسوسه‌ را داريم‌.موضوعي‌ كه‌ در او يك‌ فرشته‌ بود مطرح‌ شد، اين‌كه‌ از يك‌ جايي‌ هم‌ من‌، هم‌ خانم‌ افشاري‌ و آقاي‌افخمي‌ به‌ نتيجه‌ رسيديم‌ كه‌ بهزاد كاملا مكانيكي‌حرف‌هاي‌ فرشته‌ را گوش‌ كند. مثلا او مي‌گويد:(اگر برگردي‌ سركارت‌ خيلي‌ بهتره‌) و جايي‌ كه‌بهزاد قرار است‌، پيش‌ آقاي‌ صوفي‌ برود، به‌ نتيجه‌رسيديم‌ كه‌ من‌ از حداقل‌ انعطاف‌ بدني‌ استفاده‌كنم‌، نمي‌خواستم‌ شكل‌ آدم‌ آهني‌ شوم‌، ولي‌ اگرقبل‌ از آن‌ دست‌ توي‌ موهايم‌ مي‌كشيدم‌ يا كمي‌فكر مي‌كردم‌، اين‌ها را انجام‌ ندهم‌. براي‌ اين‌ كه‌نشان‌ دهيم‌، اين‌ يك‌ آدم‌ مسخ‌ شده‌ است‌. اماآدمي‌ نيست‌ كه‌ شيطان‌ در آن‌ حلول‌ پيدا كرده‌باشد. اگر با اين‌ ديد نگاه‌ كنيم‌، به‌ نظر من‌ (او يك‌فرشته‌ بود) يك‌ اقدام‌ و يك‌ تحول‌ انقلابي‌ دررسانه‌، چه‌ راديو، تلويزيون‌ و مطبوعات‌ مي‌تواندايجاد كند و تاثير فوق‌العاده‌اي‌ مي‌تواند داشته‌باشد. من‌ چند وقت‌ پيش‌ سبزه‌وار بودم‌، يك‌خانم‌ كارمندي‌ آمد و گفت‌: (من‌ مسئول‌ زندان‌زنان‌ هستم‌، از وقتي‌ كه‌ اين‌ سريال‌ پخش‌ شده‌،خانم‌هايي‌ كه‌ در زندان‌ ما هستند و به‌ نوعي‌تحت‌تاثير شيطان‌ فعاليت‌هاي‌ ضدانساني‌ انجام‌مي‌دادند، شروع‌ كردند به‌ نماز خواندن‌ و روزه‌گرفتن‌ و مسيري‌ كه‌ شيطان‌ را از خودشان‌ دوركنند و ما از شما واقعا متشكريم‌.) ما اصلا فكر نكرده‌بوديم‌ كه‌ زنداني‌ها هم‌ مخاطب‌ ما هستند، اين‌يك‌ اتفاق‌ خجسته‌ و مبارك‌ است‌.
    افشاري‌: من‌ اصلا فكر نمي‌كردم‌ كه‌ شيطان‌بتواند جسميت‌ پيدا كند، ولي‌ براي‌ اينكه‌ اين‌اتفاق‌ بيفتد، يعني‌ همه‌ تماشا كنند و عبرت‌ بگيرند يافكر كنند كه‌ چه‌ كار بايد در قبال‌ شيطان‌ انجام‌دهند، جذاب‌ترين‌ نوعش‌ اين‌ بود كه‌ به‌ شيطان‌جسميت‌ دهيم‌. مطمئنا غير از اين‌، بيننده‌ الان‌ رانداشتيم‌، ما شكل‌ دراماتيك‌ به‌ جريان‌ مي‌داديم‌،حتي‌ يك‌ جاهايي‌ به‌ آقاي‌ افخمي‌ مي‌گفتم‌ كه‌اصلا اين‌ منطقي‌ نيست‌ و ايشان‌ مي‌گفت‌: (من‌نمي‌خوام‌ يك‌ جاهايي‌ از داستان‌ را منطقي‌ پيش‌ببرم‌) و من‌ فكر مي‌كنم‌، جذاب‌ترين‌ نوعش‌ همين‌بود، حالا اگر شما نوع‌ جذاب‌تري‌ سراغ‌ داريد،بگوييد. (خنده‌)
    خانواده‌ سبز: اگر با دو ديد متفاوت‌، يعني‌ نفيا واثباتا به‌ تجسم‌ مادي‌ شيطان‌ نگاه‌ كنيم‌، از اين‌ دوديدگاه‌ به‌ يك‌ نتيجه‌ مشترك‌ مي‌رسيم‌ و آن‌تاثيرگذاري‌ سريال‌ است‌، حال‌ كه‌ اين‌ كار تمام‌شده‌، راحت‌تر مي‌شود بحث‌ كرد كه‌ آيا شيطان‌مي‌تواند، مادي‌ هم‌ باشد يا خير؟
    جوهرچي‌: مي‌شه‌. اساسا آقايان‌ افخمي‌،ميرميران‌ (مدير فيلم‌ و سريال‌ شبكه‌ دو)،كاظمي‌پور (نويسنده‌)، عباسي‌زاده‌ (تهيه‌كننده‌)قبل‌ از اين‌ كه‌ سراغ‌ چنين‌ مضموني‌ بيايند، منابع‌علمي‌ اين‌ قضيه‌ را پيداكردند و با افراد متخصص‌صحبت‌ كردند. ما متخصص‌ شيطان‌شناسي‌ داريم‌كه‌ آنها در حوزه‌ علميه‌ي‌ قم‌ راجع‌ به‌ شيطان‌تحقيق‌ مي‌كنند و حالا بخشي‌ از تحقيقات‌ اين‌افراد به‌ صورت‌ عيني‌ در اين‌ سريال‌ نشان‌ داده‌شد، كه‌ آيا شيطان‌ مي‌تواند به‌ شكل‌ انسان‌ درآيد؟مي‌تواند از ديوار يا ميز شيشه‌اي‌ عبور كند؟ تمام‌اين‌ مسائل‌ منابع‌ علمي‌ دارد، واقعا كودكانه‌ است‌كه‌ فكر كنيم‌ يك‌ تيم‌ چندين‌ نفري‌ با بودجه‌ زيادجمع‌ شدند، كه‌ يك‌ چهره‌ غير واقعي‌ از شيطان‌ رانشان‌ دهند، ما حتي‌ در خصوص‌ توبه‌ آخر بهزاد،خيلي‌ تماس‌ داشتيم‌ كه‌ دعايي‌ كه‌ آخرش‌مي‌خواندي‌ چي‌ بود؟ براي‌ اينكه‌ مردم‌ دلشان‌مي‌خواهد يك‌ دعا ياد بگيرند، به‌ خيال‌ اينكه‌شيطان‌ به‌ سراغشان‌ نيايد، نه‌ اين‌طوري‌ نيست‌،بلكه‌ توبه‌داري‌ مراحل‌ مختلفي‌ است‌. يعني‌ يك‌پروسه‌ عظيمي‌ بايد در ذهن‌ فرد طي‌ شود كه‌انتهاي‌ آن‌ پروسه‌ عظيم‌، دعاي‌ آخر بهزاد است‌.
    افشاري‌: آن‌ اتفاقات‌ بايد درون‌ آن‌ شخص‌بيفتد، بعد حالا...
    جوهرچي‌: يعني‌ وقتي‌ آن‌ اتفاق‌ در درون‌شما، در ذهن‌تان‌ مي‌افتد، قلب‌تان‌ مي‌لرزد ازكارهايي‌ كه‌ تا الان‌ كرديد و مي‌رسيد به‌ مرحله‌توبه‌، بهزاد هم‌ اين‌گونه‌ بود; ما در دو قسمت‌پاياني‌ مي‌بينيم‌ كه‌ بهزاد يك‌ كابوس‌ بد مي‌بينه‌، ازمادرش‌، (مي‌خواهي‌ زنت‌ را طلاق‌ بدي‌!) بعد درقدم‌ بعدي‌ به‌ همراه‌ شيطان‌ كه‌ به‌شكل‌ سرابي‌است‌ به‌ دادگاه‌ مي‌رود و آنجا تحت‌ تاثير يكسري‌فلاش‌بك‌ تصميم‌ مي‌گيرد كه‌ زنش‌ را طلاق‌ ندهد.قبل‌ از اينكه‌ به‌ دادگاه‌ برود، آقاي‌ معتمدي‌ راجلوي‌ در مي‌بيند و به‌ بهزاد مي‌گويد: (من‌ديشب‌، رامين‌ رو ديدم‌ و فكر مي‌كنم‌، رفتار توتحت‌ تاثير حرف‌هايي‌ است‌ كه‌ آن‌ شب‌ به‌ رامين‌زده‌ بودي‌، و گفتي‌: تو با عشوه‌ يك‌ زن‌ از راه‌ به‌ درمي‌شي‌. تو افسار هوست‌ دست‌ خودت‌ نيست‌ وحالا اين‌بار جواب‌ سوالايي‌ را بده‌ كه‌ من‌ از تودارم‌، چرا خدا جلوي‌ تو رو نمي‌گيره‌؟)
    تمام‌ اين‌ مسائل‌ ضربه‌هايي‌ بود كه‌ به‌ ذهن‌بهزاد وارد مي‌شد، از دادگاه‌ برمي‌گردد به‌ صورت‌ملموس‌ و عيني‌ به‌ فرشته‌ مي‌گويد: (از خانه‌ من‌برو)، حتي‌ بهش‌ پول‌ مي‌دهد. در مقابل‌ فرشته‌پليس‌ را خبر مي‌كند. حاج‌ آقا معتمدي‌، بهزاد رااز زندان‌ آزاد مي‌كند، بعد تازه‌ مي‌روند خانه‌سرابي‌، مي‌بينيد اي‌ بابا، تمام‌ مدتي‌ كه‌ در خانه‌وكيل‌ رفت‌ و آمد مي‌كرده‌، شيطان‌ يك‌ شكل‌ديگري‌ به‌ آنجا داده‌ بود، بعد حالا اينجا گرد گرفته‌و تار عنكبوت‌ بسته‌ است‌، يك‌ همسايه‌اي‌ هست‌ كه‌مي‌گويد، ده‌ سال‌ است‌ اينجا كسي‌ زندگي‌نمي‌كند و بهزاد مي‌گويد: من‌ خودم‌ چند شب‌پيش‌ اينجا بودم‌، بعد از تمام‌ اين‌ اتفاقات‌ بچه‌شان‌را در خيابان‌ مي‌بيند، بعد كه‌ از ميثم‌ مي‌پرسند چراوسط خياباني‌، جواب‌ مي‌دهد: (خاله‌ فرشته‌)گفت‌; مي‌خواهم‌ مراحل‌ را براي‌تان‌ يادآوري‌كنم‌، كه‌ چند عامل‌ بهزاد را به‌ خود آورد، بعدبرمي‌گردد منزل‌، رعنا مي‌گويد كه‌: من‌ نمي‌توانم‌با بهزاد زندگي‌ كنم‌، اعتمادم‌ را از دست‌ داده‌ام‌).رعنا كه‌ مي‌رود، بهزاد مي‌پرسه‌: (چي‌ كار كنم‌؟!حاجي‌ تازه‌ مي‌گويد: توبه‌ كن‌.) وقتي‌ قدري‌دقيق‌تر نگاه‌ كنيم‌ از يك‌ فرآيند 8، 9 قسمتي‌،آخرش‌ به‌ آن‌ دعا مي‌رسد، (دعاي‌ پايان‌ زيارت‌نامه‌ امام‌ رضا(ع‌)) و در انتها اشكال‌ مختلف‌شيطان‌ را مي‌بينم‌ كه‌ مي‌سوزد و باز هم‌ از بين‌نمي‌رود و به‌ سراغ‌ فرد ديگري‌ مي‌رود. يك‌روايت‌ اگر اشتباه‌ نكنم‌، از امام‌ جعفر صادق‌(ع‌)است‌: كه‌ (شيطان‌ با كساني‌ كه‌ توبه‌ مي‌كنند، بيشتركار دارد). كار ازلي‌ و ابدي‌ شيطان‌ وسوسه‌ است‌،به‌ قول‌ دكتر (نجارزادگان‌) ما براي‌ اولين‌بار به‌دنيا مي‌آييم‌ و براي‌ آخرين‌بار از دنيا مي‌رويم‌،يك‌بار در اين‌ مدت‌ سي‌ سال‌، پنجاه‌ سال‌، صدسال‌،...) اما شيطان‌ ميليون‌ها سال‌ است‌ كه‌ وجوددارد، وقتي‌ به‌ سراغت‌ مي‌آيد با ميليون‌ها سال‌تجربه‌ مي‌آيد.
    افشاري‌: كارش‌ را بلد است‌.
    جوهرچي‌: بله‌، تعبير قشنگي‌ داشت‌ دكتر(نجارزادگان‌)، مي‌گفت‌ حريف‌ خيلي‌ قدراست‌.
    افشاري‌: از مجموعه‌ صحبت‌هايي‌ كه‌ آقاي‌جوهرچي‌ كردند، مي‌رسيم‌ به‌ جواب‌ شما كه‌ چرابه‌ شيطان‌ جسميت‌ داديم‌ تا به‌ كي‌ مي‌خواهيم‌برخي‌ مسائل‌ را نشان‌ ندهيم‌، به‌خاطر اينكه‌شايد...سكانسي‌ كه‌ ميثم‌ را در خيابان‌ مي‌گذاريم‌،اول‌ گفتند پخش‌ نكنيد، به‌خاطر اينكه‌ بدآموزي‌دارد اما به‌ جاي‌ آن‌كه‌ فكر كنيم‌ بدآموزي‌ داردبايد به‌ پدر و مادرها ياد بدهيم‌ تا به‌ بچه‌هاشون‌آموزش‌ بدهند، مثل‌ راه‌هاي‌ ابتلا به‌ ايدز، ازوقتي‌ نشان‌ داديم‌، قسم‌ مي‌خورم‌ كه‌ درصد مبتلاشدگان‌ خيلي‌ پايين‌ آمده‌ است‌. از يك‌ جايي‌بالاخره‌ بايد شروع‌ شود.
    جوهرچي‌: يك‌ نگرشي‌ هست‌ كه‌ يكسري‌ ازمطالب‌ را عنوان‌ نكنيد، من‌ فكر مي‌كنم‌ تاثيربرعكس‌ برروي‌ مردم‌ خواهد گذاشت‌. همين‌ كه‌مي‌گويند نكنيد، نرويد، نگوييد، نبينيد، مادامي‌ كه‌ما اين‌ها را اصل‌ قرار مي‌دهيم‌ دچار مشكل‌مي‌شويم‌ چون‌ نشان‌ ندادن‌ آنها را بيشتر ترغيب‌مي‌كند به‌ سمتش‌ روند
    خانواده‌ سبز: ما حديثي‌ داريم‌ با اين‌ مضمون‌:(الانسان‌ حريص‌ علي‌ ما منع‌)، يعني‌ انسان‌ حريص‌مي‌شود به‌ چيزي‌ كه‌ از آن‌ منع‌ شده‌ است‌.
    جوهرچي‌: خدا خيرتان‌ دهد، دقيقا همين‌منظور را داشتم‌.
    خانواده‌ سبز: در قرآن‌ آمده‌ كه‌ عامل‌ رانده‌شدن‌ شيطان‌ كه‌ فرشته‌اي‌ مقرب‌ بود، غرور و تكبراست‌، مسئله‌ جالب‌ توجه‌ اين‌ سريال‌ اين‌ بود كه‌غرور و تكبر بهزاد، شيطان‌ را به‌ طرفش‌ كشاند؟
    افشاري‌: بله‌، اين‌ ديالوگ‌ را در كار داشتيم‌ كه‌تكبر خود شيطان‌ است‌.
    جوهرچي‌: بله‌، اين‌ را آقاي‌ معتمدي‌ به‌ بهزادمي‌گويد.
    خانواده‌ سبز: قسمت‌هاي‌ ابتدايي‌ سريال‌شباهت‌ به‌ يكي‌ از فيلم‌هاي‌ سينمايي‌ داشت‌، آيا ازروي‌ آن‌ فيلم‌ الهام‌ گرفته‌ شده‌ بود؟
    جوهرچي‌: بعيد مي‌دانم‌، در هنر نمايش‌مجموعه‌ مضامين‌ از ابتداي‌ پيدايش‌، باور كنيد ازپانزده‌ مورد بيشتر نيست‌. مثل‌ عشق‌، كينه‌ توزي‌،نفرت‌ و... بلكه‌ آن‌ نگرشي‌ كه‌ در هر كدام‌ وجوددارد، آنها را از هم‌ متمايز مي‌كند. اين‌ها يك‌اصول‌ انساني‌ است‌ و جايي‌كه‌ هنر به‌ اصول‌ انساني‌بديهي‌ نزديك‌ مي‌شود، جاودانه‌ خواهد شد.
    خانواده‌ سبز: اصل‌ اساسي‌ اين‌ كار، با اين‌تفاسيري‌ كه‌ كرديد، چي‌ بود؟
    جوهرچي‌: وسوسه‌.
    خانواده‌ سبز: در صحبت‌هاي‌تان‌ اشاره‌ كرديدبه‌ عنايت‌ خاص‌ خداوند به‌ اين‌ كار، در اين‌خصوص‌ بيشتر توضيح‌ دهيد؟
    جوهرچي‌: ما فكر مي‌كرديم‌ تا پنجم‌ يا ششمين‌روز ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ كار تمام‌ شود، اماهمان‌طور كه‌ مطلع‌ هستيد حتي‌ تا روز آخر پخش‌فيلمبرداري‌ داشتيم‌.
    افشاري‌: در آخر كار به‌ اين‌ قضيه‌ ايمان‌ پيداكردم‌ كه‌ انرژي‌ ماورايي‌ براي‌ رساندن‌ اين‌ كار به‌ما كمك‌ مي‌كرد، كه‌ به‌ يك‌ معجزه‌ شباهت‌ داشت‌.به‌ نظر من‌ قسمت‌ آخر بهترين‌ قسمت‌ بود وجذاب‌ترين‌ پاياني‌ مي‌شد كه‌ براي‌ اين‌ سريال‌ درنظر گرفت‌. شايد باور نكنيد كه‌ فيلمبرداري‌،مونتاژ، صداگذاري‌ و جلوه‌هاي‌ ويژه‌ كامپيوتري‌تنها در 12 ساعت‌ انجام‌ شده‌ است‌.
    خانواده‌ سبز: چرا با وجود قصه‌ تكراري‌، ازهمان‌ ابتدا اين‌ سريال‌ مخاطب‌ خود را پيدا كرد؟
    جوهرچي‌: به‌ نظر شما چه‌ دليلي‌ داشت‌؟
    خانواده‌ سبز: موسيقي‌ ابتدايي‌، حداقل‌ براي‌ما خيلي‌ غريب‌ بود...
    جوهرچي‌: عواملي‌ در كار حضور داشتند كه‌ ماكم‌تر به‌ آنها پرداختيم‌، كه‌ كاملا عوامل‌ كليدي‌ واساسي‌ بودند. در اين‌ كار و همين‌ كه‌ كم‌تر ديده‌شدند، دليل‌ بر حرفه‌اي‌ بودن‌شان‌ است‌; مثل‌همين‌ بحث‌ موسيقي‌ كه‌ مي‌گوييد. يك‌ قصه‌معمولي‌، بالطبع‌ يك‌ موسيقي‌ معمولي‌ هم‌ بايدداشته‌ باشد، چرا موسيقي‌ ويژه‌اي‌ براي‌ اين‌ كارآقاي‌ (عظيمي‌نژاد) نوشته‌؟ براي‌ اينكه‌ از همان‌قدم‌ اول‌ تماشاگر را متوجه‌ كنيم‌ كه‌ ديگر قرارنيست‌، شاهد يك‌ قصه‌ معمولي‌ باشد. همين‌طورنوع‌ فيلمبرداري‌ و نورپردازي‌ كه‌ (اسفنديارشهيدي‌) براي‌ اين‌ كار طراحي‌ كرد، واقعا يك‌نوع‌ بي‌نظير بود. همكاران‌ ما كه‌ خيلي‌ حرفه‌اي‌هم‌ هستند، مي‌پرسيدند اين‌ نورها را چه‌طور باكامپيوتر طراحي‌ كرديد، وقتي‌ ما گفتيم‌ كه‌ سرصحنه‌ آقاي‌ شهيدي‌ با دست‌ انجام‌ مي‌دهد.تعجب‌ كردند حتي‌ گريم‌ كار به‌ قدري‌ روي‌ بازي‌ما تاثير مي‌گذاشت‌ كه‌ قابل‌ تصور نبود.
    افشاري‌: براي‌ همين‌ مي‌ترسيديم‌ كه‌ در كارتلويزيوني‌ جواب‌ ندهد. چون‌ اين‌ سبك‌نورپردازي‌ را تاكنون‌ در تلويزيون‌ نديده‌ بوديم‌.
    جوهرچي‌: حالا اگر ما اينجا نشستيم‌، به‌ عنوان‌دو بازيگر از اين‌ سريال‌ شايد به‌ اين‌ دليل‌ است‌ كه‌اين‌ مسائل‌ ريز را مطرح‌ كنيم‌ اگرچه‌ در حوزه‌تخصصي‌ ما نيست‌ اما بايد مردم‌ اين‌ را بدانند و مابه‌ عنوان‌ نماينده‌هاي‌ آن‌ پروژه‌ صحبت‌ مي‌كنيم‌.شايد اگر همين‌ تيم‌ بار ديگر هم‌ جمع‌ شوند وبخواهند روي‌ پروژه‌ ديگري‌ كار كنند، به‌ اين‌اندازه‌ موفق‌ نشوند.
    افشاري‌: چيزي‌ كه‌ من‌ در متن‌ هم‌ نوشتم‌، درواقع‌ همين‌ موضوع‌ است‌. روز اولي‌ كه‌ آمدم‌گفتم‌، خب‌ فرشته‌ شخصيت‌ خيلي‌ خاصي‌ است‌،البته‌ شخصيت‌هاي‌ خاص‌ در كارهاي‌ مختلف‌ زيادديديم‌، ولي‌ به‌ قدري‌ بقيه‌ عوامل‌ بد كار مي‌كنندكه‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ آن‌ شخصيت‌ ديده‌ نمي‌شود. گفتم‌فرشته‌ تو خاصي‌، اما تو هم‌ مي‌شوي‌ مثل‌ بقيه‌!يادم‌ مي‌آيد آقاي‌ جوهرچي‌ به‌ من‌ مي‌گفت‌ اگرتو مثل‌ سنگ‌ از اين‌ طرف‌ و آن‌ طرف‌ هم‌ بروي‌صددرصد ديده‌ مي‌شوي‌. من‌ معتقدم‌ در اين‌ كارهمه‌ انرژي‌ گذاشته‌ بودند، تا فرشته‌، فرشته‌ شود واين‌ كمك‌ بزرگ‌ و به‌ قول‌ شما عنايتي‌ بود.
    خانواده‌ سبز: اين‌ موضوع‌ كه‌ حسن‌ جوهرچي‌نقش‌هاي‌ پيچيده‌ را خوب‌ ايفا مي‌كند، نه‌ اغراق‌است‌ و نه‌ تعارف‌، اما به‌طور خاص‌ براي‌ شخصيت‌بهزاد چه‌ كرديد؟
    جوهرچي‌: ممنون‌ از لطف‌ شما; براي‌ بهزاد،رعنا، مادر و... براي‌ تك‌تك‌شان‌ افخمي‌ طرح‌داشت‌. براي‌ بهزاد يك‌ نمودار در نظر گرفته‌بوديم‌، يك‌ سير از ابتدا تا انتها، احساسات‌ رادرجه‌بندي‌ كرديم‌، درجه‌ رقت‌ يا غلظت‌احساساتي‌ كه‌ قرار بود، به‌ تماشاگران‌ القا شود راتقسيم‌بندي‌ كرديم‌. من‌ هم‌ براي‌ خودم‌ از صفرنموداري‌ رسم‌ كردم‌ و گفتم‌، شروع‌ بهزاد از خطصفر چقدر بالاتر است‌ و اينكه‌ در نيمه‌ داستان‌مي‌آيد، روي‌ صفر و دو،سوم‌ پاياني‌ زير صفر وقسمت‌ پاياني‌ باز مقداري‌ بالاتر از مرحله‌ اول‌; درواقع‌ يك‌ دوره‌اي‌ را طي‌ كردم‌، بر همين‌ اساس‌فاكتورهاي‌ فيزيكي‌ را طراحي‌ نموديم‌ و در اين‌كار افخمي‌ خيلي‌ به‌ من‌ كمك‌ كرد، اگر پيش‌ ازاين‌ ادعا مي‌كردم‌ 40 درصد بازيگر است‌، 30درصد متن‌ و 30 درصد كارگردان‌، الان‌ معتقدم‌بخش‌هاي‌ پاياني‌ او يك‌ فرشته‌ بود 60، 70درصد كار افخمي‌ بود و اين‌ واقعا جاي‌ تشكر ازافخمي‌ دارد.
    خانواده‌ سبز: در خصوص‌ نقشي‌ كه‌ ايفا كرديد،(بهزاد و فرشته‌) چه‌ نظري‌ داريد؟
    جوهرچي‌: من‌ اصلا معتقد نيستم‌ كه‌ بهزاد يك‌شخصيت‌ منفي‌ بود. درست‌ است‌ ما تقابل‌ خير وشر داريم‌، اما مدتي‌ است‌ كه‌ نويسنده‌هاي‌ ماشروع‌ كردند به‌ خلق‌ كاراكترهاي‌ خاكستري‌، يعني‌زماني‌ در داستان‌ها يك‌ آدم‌ كاملا سفيد داشتيم‌ ودر مقابل‌ يك‌ شخصيت‌ كاملا سياه‌ و اين‌ دوشخصيت‌ با هم‌ مي‌جنگيدند، اما در زندگي‌ همه‌مردم‌ كه‌ سفيد نيستند، در ضمن‌ همه‌ سياه‌ هم‌نيستند، هر زمان‌ نويسنده‌هاي‌ ما خاكستري‌مي‌نويسد، نشان‌ مي‌دهد كه‌ رفتند لابه‌لاي‌مردم‌...
    افشاري‌: فرشته‌ براي‌ من‌ يك‌ ملعون‌ دوست‌داشتني‌ بود، البته‌ نه‌ تنها براي‌ من‌، بلكه‌ براي‌ همه‌.با اينكه‌ اين‌ نقش‌ منفي‌ بود، اما برخورد مردم‌ اين‌را نشان‌ مي‌دهد.
    خانواده‌ سبز: چرا در كار، شيطان‌ را بيشتر به‌لحاظ كميت‌ به‌ شكل‌ زن‌ ديديم‌؟
    جوهرچي‌: راه‌هاي‌ ورود شيطان‌ خيلي‌ زياداست‌، يكي‌ از آن‌ راه‌ها، وسوسه‌ است‌; وسوسه‌شدن‌ هم‌ شاخه‌هاي‌ مختلفي‌ دارد كه‌ يكي‌ از آنهاگرايش‌ مرد به‌ زن‌ ديگر مي‌باشد، اما چرا قالب‌خانواده‌ براي‌ اين‌ كار انتخاب‌ شده‌، به‌خاطر اينكه‌نمونه‌اش‌ را در اجتماع‌ زياد داريم‌ و اين‌، كانون‌خانواده‌هاي‌ ايراني‌ را تهديد مي‌كند. براي‌ اين‌مورد به‌خصوص‌، شيطان‌ به‌ شكل‌ يك‌ زن‌ درمي‌آيد، اما در جايي‌ از فيلم‌ شيطان‌ را در قالب‌يك‌ پيرمرد ژنده‌پوش‌ مي‌بينيم‌، جايي‌ كه‌ بهزادعكس‌ فرشته‌ را به‌ محل‌ تصادف‌ مي‌برد.
    افشاري‌: ما در اين‌ سريال‌ شيطان‌ را در چهارشكل‌ متفاوت‌ مي‌بينم‌ كه‌ سه‌ تا از اين‌ اشكال‌ مردبودند و يكي‌ زن‌، در ضمن‌ شيطان‌ به‌ دليل‌ غروربهزاد به‌ سراغش‌ مي‌آيد. در قسمت‌ اول‌ بهزاد به‌رامين‌ مي‌گويد: (من‌ مثل‌ تو نيستم‌ كه‌ با هرعشوه‌اي‌ از راه‌ به‌ در شوم‌). از اين‌ رو يك‌ مردنمي‌توانست‌، با عشوه‌ كردن‌ بهزاد را گمراه‌ نمايد،براي‌ اين‌ كار، مطمئنا بايد يك‌ زن‌ گرفته‌ مي‌شد.
    خانواده‌ سبز: آقاي‌ شجاعي‌مهر در اين‌ لحظه‌به‌ يكي‌ از فيلم‌هاي‌ آمريكايي‌ كه‌ چندين‌ سال‌پيش‌ پخش‌ شده‌، اشاره‌ كردند و خطاب‌ به‌ بهاره‌افشاري‌ گفتند: به‌ دليل‌ اينكه‌ مردم‌ هيچ‌ پيش‌ زمينه‌ذهني‌ از شما نداشتند، بايد منتظر برخوردهاي‌عجيب‌ و غريب‌ آنها باشيد.
    افشاري‌: همان‌طور كه‌ گفتم‌ فرشته‌ با اينكه‌ يك‌شخصيت‌ شيطاني‌ و منفي‌ بود، ولي‌ دوست‌داشتني‌ است‌ و خدا را شكر تا امروز كه‌ برخوردبدي‌ نديدم‌. چند روز پيش‌ كه‌ يك‌ رستوران‌ رفته‌بودم‌، به‌ دليل‌ وجود نور قرمز اطراف‌ فرشته‌ از من‌پرسيدند، نوشابه‌ قرمز مي‌خوري‌؟!
    خانواده‌ سبز: در آخر از هر دو عزيز درخصوص‌ مجله‌ خانواده‌ سبز سوال‌ كرديم‌ كه‌ هركدام‌ اين‌گونه‌ پاسخ‌ دادند؟
    جوهرچي‌: امروز ما تا دلتان‌ بخواهد، مجله‌ بانام‌هاي‌ مختلف‌ داريم‌، اما معتقدم‌ همه‌ از روي‌نسخه‌ اولي‌ زده‌ شده‌ و هيچگاه‌ آن‌ اولي‌نمي‌شود. خانواده‌ سبز همان‌ نسخه‌ اولي‌ است‌ كه‌موفق‌تر مي‌باشد، اين‌ روزها هم‌ كه‌ بسيار خوب‌كار مي‌كند.
    افشاري‌: من‌ مدت‌هاست‌ كه‌ از خوانندگان‌پروپاقرص‌ خانواده‌ سبز هستم‌، كارتان‌ خيلي‌خوب‌ است‌.

 

 

تولد حمید گودرزی هم که چهارشنبه است به تمام طرفدارانش و خودش تبریک می گویم

 

 مجید اخشابی:

مجيداخشابي: براي‌ ماندگاري‌ زمان‌ لازم‌ است‌ 
    

امسال باز هم کار زيباي او را در تيتراژ پاياني متهم گريخت شنيديم .او سال ها بعنوان آهنگساز و نوازنده در آلبوم هاي زيادي کار کرد واينک علاوه بر هنر گذشته با صدايش در قلبها جا گرفته است .در ادامه گفتگوي ما با مجيد اخشابي را بخوانيد.
    
    - گفتگو را از آخرين‌ كاري‌ كه‌ از شما شنيديم‌(تيتراژ پاياني‌ متهم‌ گريخت‌) آغاز مي‌كنيم‌، از اين‌كار چقدر راضي‌ هستيد؟
    
    اخشابي‌: خب‌ اگر مطمئن‌ نبودم‌ كه‌ در نهايت‌ ازاين‌ كار راضي‌ خواهم‌ شد، چنين‌ كاري‌ رانمي‌خواندم‌، به‌ نظرم‌ آن‌ نتيجه‌اي‌ كه‌ بايد مي‌دادو تاثيري‌ كه‌ بايد را، گذاشت‌ و همان‌طور كه‌ مطلع‌هستيد اين‌ كار، بازخواني‌ يك‌ ترانه‌ قديمي‌ هندي‌بود كه‌ باز سازي‌ شده‌، از كودكي‌ به‌ اين‌ ترانه‌علاقه‌ داشتم‌ و هميشه‌ در اين‌ فكر بودم‌ كه‌ درجايي‌ مناسب‌ آن‌ را بخوانم‌ كه‌ به‌هرحال‌ قرعه‌ به‌نام‌ متهم‌ گريخت‌ زده‌ شد.
    -چطور شد با اين‌ سريال‌ همكاري‌ كرديد؟
    اخشابي‌: بر اساس‌ همكاري‌ كه‌ سال‌ گذشته‌ بااين‌ مجموعه‌ در سريال‌ (خانه‌ به‌ دوش‌) داشتم‌.
    - عده‌اي‌ معتقدند در اين‌ كار صدا و ترانه‌خوب‌ بود، اما ملودي‌ زياد دلچسب‌ نبود و به‌ كارنمي‌آمد؟
    اخشابي‌: به‌ عقيده‌ من‌ ملودي‌ اين‌ كار خيلي‌غني‌ است‌ و شايد از بهترين‌ ملودي‌ها و يا الحان‌هندي‌ باشد كه‌ معمولا به‌ ذائقه‌ ايرانيان‌ خوش‌مي‌آيد.
    - در خصوص‌ تيتراژ آغاز اين‌ سريال‌ كه‌ باصداي‌ امير حسين‌ مدرس‌ خوانده‌ شد چه‌ نظري‌داريد؟
    اخشابي‌: هيچ‌ نظري‌ ندارم‌.
    - معياري‌ كه‌ براي‌ ارائه‌ كارهايتان‌ داريدچيست‌؟
    اخشابي‌: خوب‌ معمولا قبل‌ از انتشار براساس‌تجربه‌ و سليقه‌ خودم‌ و پس‌ از آن‌، مردم‌ بهترين‌معيار هستند.
    - پس‌ شما فهم‌ عام‌ را قبول‌ داشته‌ و ملاك‌قرار مي‌دهيد؟


    اخشابي‌: بله‌، بديهي‌ است‌ مصرف‌ كنندگان‌ اثر وافرادي‌ كه‌ از كار استفاده‌ مي‌برند داراي‌ اهميت‌هستند. مسلما پرفسوري‌ كه‌ در دانشگاه‌هاي‌ معتبرموسيقي‌ درس‌ مي‌دهد، ملاك‌ و معيار من‌ نخواهدبود چون‌ كار را براي‌ مصرف‌ مي‌سازم‌. اما اگر قرارباشد اثري‌ را براي‌ اركستر سمفوني‌ و يا دانشگاه‌هاو يا فلان‌ فستيوال‌ بسازم‌ ملاك‌ و معيار فرق‌ خواهدكرد.
    - به‌ نظرتان‌ اين‌ فهم‌ عام‌ ملاك‌ معتبري‌ است‌؟
    اخشابي‌: به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌ام‌ كه‌ مردم‌ دردراز مدت‌ اشتباه‌ نخواهند كرد.
    - پس‌ با اين‌ اوصاف‌ به‌طور مداوم‌ نياز به‌آزمون‌ و خطا است‌؟
    اخشابي‌: ما همه‌ از شيوه‌ آزمون‌ و خطا درزندگي‌ استفاده‌ مي‌كنيم‌، خيلي‌ از مسائل‌آموختني‌ نيست‌ و ممكن‌ است‌ در زماني‌، يك‌موسيقي‌ و يا يك‌ صدا را شنيده‌ و از آن‌ لذت‌ ببريداما وقتي‌ كارشناسانه‌ نگاه‌ مي‌كنيد متوجه‌ خواهيدشد كه‌ اين‌ كار قابل‌ دلبستگي‌ نيست‌. در حقيقت‌هنگاميكه‌ در پذيرش‌ يك‌ اثر از طرف‌ مصرف‌كننده‌ استمرار وجود داشته‌ باشد، آن‌ موقع‌ اثرقابل‌ توجه‌ خواهد بود.
    - فكر مي‌كنيد عوام‌ مي‌توانند شما را در رشدو تعالي‌ ياري‌ كنند؟
    اخشابي‌: من‌ هميشه‌ سليقه‌ام‌ را با سليقه‌ مردم‌جمع‌ مي‌زنم‌ با مردم