|
|
|
|
|
اینم آهنگ رپ از Pipe به نام سرقت اميد وارم خوشتون بياد.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 17:22 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
اینم موزیک ویدئوی جدید از محمد آزادپور به نام دلهره.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 17:17 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
آلبوم جدید و زیبای آرشام به نام یادت نیست .
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 17:14 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
وبالاخره بعد از کشمکش ها ی زیاد آلبوم بسیار زیبای علی اصحابی به نام لاف عاشقی براتون آماده کردم .
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 17:2 توسط علی
|
|
||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||
|
نتایج نظرسنجی قبلی:
۰۱-فریدون زندی(با اختلاف یک رای با کریستین رونالدو) ۰۲-کریستین رونالدو ۰۳-دیوید بکهام ۰۴-کاکا ۰۵-میشاییل بالاک ۰۶-رونالدینیو ۰۷-میروسلاو کلوزه ۰۸-فیلیپو اینزاگی ۰۹-ماتیاس کژمان ۱۰-وندرسار
و اما نظرسنجی جدید: بهترین بازیگر سریال نرگس را انتخاب کنید!
توجه کنید از هر کامپیوتر فقط یکبار میشه شرکت کرد و در اون یک بار هر چند نفر را که می خواهید می تونید انتخاب کنید نظر یادتون نره!!!!! |
|||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 1:20 توسط رضا
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
سلام بازم سلام ببخسید که یه دو هفته ای به خاطر مسافرات و این چیزا نبودم البته علی جان انقدر به وبلاگ رسیده که اصلا جای خالی من احساس نمیشه! اما حالا دوباره اومدم اینم پکیج عروسی و رفتیو از رفتن تو هم فکر کنم تا اواسط شهریور تموم بشه! حالا بازم برای وبلاگ برنامه ها دارم! آلبوم رفتیو از رفتن تو... ۲ با گلچین آهنگهای غمگین از دوری طبیعتا آهنگهای این آلبوم باید غمیگین باشه!
آهنگها با کیفیت ۱۲۸
منتظر آلبوم عروسی ۴ و۵ هم باشید نظر یادتون نره!!!!! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 13:1 توسط رضا
|
|
||
|
|
|
||||||
|
مارال فرجاد: از جسارت و شجاعت خبرنگاران الهام گرفتم
"جليل فرجاد" چهره محبوب و شناخته شده اي است كه در ابتداي ظهور فيلم هاي پليسي حضوري موفق و چشمگيري داشت،او دو فرزند دختر فعال در دنياي تصوير دارد كه از دوران كودكي بهترين تفريحشان رفتن سر صحنه هاي فيلمبرداري و يا رفتن به سالن تئاتر بوده است.
مارال دختر بزرگتر اين خانواده هنرمند، از سه سالگي ايفاي نقش در جلوي دوربين را آغاز كرد، بعد از آن به كسب تجربه در تئاتر مي پردازد و با قدرت به صحنه تصوير باز مي گردد. حضور در فيلم و نمايش كارگردان هاي نامداري چون ابراهيم حاتمي كيا، اميد قويدل،اكبر زنجانپور و ميلاني.... نشان از هنر اين بازيگر جوان و پرتوان و با انگيزه دارد... بر خلاف رويا دختر خبرنگار سريال "روح مهربان" بسيار احساساتي است و همانند رويا مهربان و دلسوز، روزي را در دفتر مجله ميزبان او بوديم، گفتگوي ذيل حاصل اين ديدار است كه خواندنش خالي از لطف نخواهد بود... -الآن سر چه كاري هستي؟ فرجاد: در سريال آقاي حاتمي كيا ايفاي نقش مي كنم، يك قسمت از كارم به اتمام رسيد، گروه ادامه را در شمال فيلمبرداري مي كند بعد از دو ماه به تهران خواهند آمد وقسمت دوم كارم را شروع مي كنم. -دراين سريال چه نقشي داري؟ فرجاد: نقش مهتاب، كه نامزدش بيماري قلبي دارد و اين بار بر خلاف ديگر كارهاي آقاي حاتمي كيا نبايد انتظار يك فيلم جنگي داشت بلكه اين فيلم روايتگر داستاني خانوادگي است. -حضور پدر در اين عرصه چه اندازه در ايجاد علاقه تو موثر بود؟ فرجاد: خيلي زياد، چون از كودكي به ياد دارم، هميشه با پدر به محل فيلمبرداري مي رفتم و از سه سالگي هم جلوي دوربين ايفاي نقش كردم،(در يك تله تئاتر به نام "من هستم اما يك سياه" به كارگرداني آقاي اسماعيل شنگله)، از طرفي فضاي خانه ما كاملا سينمايي بود حتي كتاب ها و برنامه هاي ما همه در خصوص سينما و دنياي تصوير انتخاب مي شدند، از اين رو من هميشه مي گويم كه اگر من و خواهرم (مونا) به اين حرفه كشيده شديم، به خاطر حضور پدر وعلاقمندي خانواده بوده.
-خودت چه زماني با آگاهي اين حرفه را انتخاب كردي؟ فرجاد: از دوره راهنمايي تا پايان دبيرستان ديگر حضور نداشتم. خوب به دليل اينكه بايد بيشتر به درس هايم رسيدگي مي كردم، تقريبا از سال 78 مداوم كار كردم تا امروز... -نظر آقاي فرجاد در اين زمينه چه بود؟ فرجاد: پدر به دليل اينكه به مشكلات كار خيل خوب واقف بود، سعي مي كرد من و مونا را از اين تصميم منصرف كند اما در نهايت تسليم خواسته ما شد، خوشبختانه پدرم هميشه راه را به ما نشان مي دهد اما تصميم گيري را به خودمان واگذار مي كند و هيچ اجبار و يا تحميلي وجود ندارد، در نتيجه هم من و هم مونا وارد اين حرفه شديم و حالا تمام تلاش ما اينست تا خود را حفظ كنيم، به نظر من ورود به عالم سينما راحت است اما ماندگاري... -چقدر با سختي هاي كار آشنا شدي؟ فرجاد: يكي از مشكلات كار ساعت مشخص نداشتن است، به طور مثال يك كارمند راس يك ساعت شروع به كار مي كند و راس ساعت ديگر فارغ مي شود، اما بازيگري اينگونه نيست، امكان دارد از 12 شب ساعت كاري تو باشد تا 6 صبح. -براي ماندگاري چه بايد كرد؟ فرجاد: معتقدم تنها تحصيلات دانشگاهي و تجربه براي اين حرفه كافي نيست، يك بازيگر بايد هر روز مطالعه داشته باشد تا به دانسته هاي خود اضافه كرده و هر روز و براي هر كار فكري جديد و طرحي نو ارائه دهد اگر اينگونه نباشد مطمئنا او اسير كليشه مي شود. يعني براي ماندگار شدن انرژي مضاعف لازم است تا حرفي براي گفتن داشته باشي. براي هر كاري بازيگر بايد به اين فكر كند كه شايد بازي آخرش خواهد بود و هر چه هنر دارد بايد در همين كار به نمايش گذارد. -خودت در چه زمينه اي مطالعه مي كني؟ فرجاد: كتاب هايي در زمينه تئاتر، سينما و روانشناسي. -چرا روانشناسي؟ فرجاد: داريم افرادي كه دكتراي كارگرداني و بازيگري دارند اما عملا نمي تواند هنرمند خوبي باشد، روانشناسي آدم ها از اهميت بالايي برخوردار است، اينكه در اجتماع و در بين آدم ها باشي، به طور مثال وقتي با شما كه خبرنگاري مصاحبه مي كنيم بايد به اندازه اي با هوش باشم كه تمام رفتارها و حالات شما را در ذهنم نگه دارم، شايد يك روز نقش شما را بازي كنم كما اينكه در سريال روح مهربان اين اتفاق افتاد. يعني علاوه بر مطالعه و فيلم و تئاتر ديدن حضور در لحظه ها و روانشناسي نيز به بازيگر كمك مي كند. -در چه رشته اي تحصيل مي كني؟ فرجاد: دانشجوي سال سوم عكاسي هستم.
-در زمينه بازيگري چطور؟ فرجاد: دبيرستان كه بودم در كلاس هاي آقاي سمندريان شركت كردم. -سال 78 با چه كاري دوباره به دنياي بازيگري بازگشتي؟ فرجاد: اولين كار، تئاتري بود به كارگرداني هادي مرزبان كه پدرم و آقاي ايرج راد نيز حضور داشتند، در آن كار نقش "خانم باشي، سوگلي حرم سرا" را ايفا مي كردم. سپس براي يك سريال دعوت شدم به نام "حجر بن عدي"، بعد از آن نيز در دو تئاتر به كارگرداني خانم ميلاني و آقاي زنجانپور و... -پس از پخش سريال روح مهربان براي مردم به چهره شناخته شده اي تبديل شدي از اين كار بگو... فرجاد: آقاي نجف زاده من را به آقاي قويدل معرفي كرد. با ايشان در كاري ديگر همكاري داشتم و از همان جا براي ايفاي نقش رويا – دختري خبرنگار- انتخاب شدم. ابتدا قرار بود اين سريال در ماه رمضان پخش شود كه اينگونه نشد. -كارگردان چه انتظاري از رويا داشت؟ فرجاد: به من گفتند رويا يك خبرنگار سياسي است، با گذشت، مهربان و مقاوم كه احساساتش را بروز ندانده و بسيار جدي است. -براي بهتر شدن رويا چه كردي؟ فرجاد: خوب رويا دختري چادري بود و من بايد روي اين موضوع كار مي كردم، روزهاي اول كار چادر مدام از روي سرم مي افتاد، كارگردان گفت: " اينطوري نمي شه، چادر براي روياست و او با چادر همه جا مي رود" ايشان به من پيشنهاد داد كه در مدت فيلمبرداري هميشه و همه جا چادر سرم كنم و من در مدت سه ماه كه كار طول كشيد همه جا، چادر مي پوشيدم حتي روزهايي كه فيلمبرداري نداشتيم. و اين موضوع تجربه جالبي برايم بود چون هنگاميكه چادر مي پوشيدم احساس خاصي مي كردم و ناخودآگاه خيلي جدي تر مي شدم. -تجربه خبرنگاري چطور بود؟ چقدر در خصوص اين افراد شناخت داشتي؟ فرجاد: چند دوست خبرنگار داشتم با آنها ارتباط برقرار كردم و از جسارت و شجاعتشان الهام گرفتم، به طور مثال رويا با وجود تمام مشكلاتي كه سر راهش بود به هدفش خيلي جدي فكر مي كرد و براي رسيدن به آن از هر دري وارد مي شد و سركوفت ديگران نيز نمي توانست او را از هدف و مقصودش منصرف گرداند، خوب هميشه شجاعت و سماجتشان زبانزد خاص و عام است، اصلاح عاميانه اش مي گويند: "طرف خبرنگار است، از رو نمي رود" و اين نشانه سماجت، شجاعت، هدف دار بودن واعتماد به نفس بالاست. -مارال همان دختر جدي و شجاع است؟ فرجاد: اصلا،من فوق العاده احساساتي هستم، جالب است بدانيد كه از پيش ترها عاشق حرفه خبرنگاري بودم و مطمئنم اگر بازيگر نبودم حتما همكارتان مي شدم، حتي يكماه هم در باشگاه خبرنگاران جوان فعاليت كردم، اما مصادف شد با زمان فيلمبرداري و نتوانتم ادامه دهم. -بين اين دو حرفه شباهت هاي زيادي وجود دارد... فرجاد: بعد از بازيگري،خبرنگاري است كه جذابيت زيادي دارد، شما مدام با آدم هاي مختلف در ارتباط هستيد و مهم اينست كه خودتان انتخاب مي كنيد، بازيگري هم اينگونه است ولي در قالب شخصيت هاي مختلف، امكان داد من هيچوقت خبرنگار نشوم ولي اين حرفه را تجربه كردم و يا در فيلم اقاي فرهنگ نقش يك دزد را بازي كردم شايد هيچگاه دزد نشدم...(خنده)
-مهم ترين جذابيت بازيگري در چيست؟ فرجاد: قرار گرفتن در شخصيت هاي ديگر، انسان عاشق اينست كه زندگي هاي ديگر را هم تجربه كند و در موقعيت ها و شرايط ديگران قرار بگيرد و از درونيات آنها آگاهي پيدا كند. -شهرت هم از جذابيت اين حرفه است، چقدر به آن فكر مي كنيد؟ فرجاد: خوب پدرم فرد شناخته شده ايست، زمانيكه با پدر همراه مي شدم، تا حدودي با اين مقوله ارتباط پيدا مي كردم، اينكه مردم آدم را بشناسند و دوست داشته باشند خيلي زيبا و شيرين است و دقيقا به همين نسبت هم امكان دارد برخورد نامناسب ببينيم، از اين رو شهرت به همان اندازه كه خوب است دردسرساز نيز خواهد بود، هنرپيشه در همه حال بايد بازي كند، ممكن است يك روز حال مساعدي نداشته باشي اما در برخورد با مخاطب بايد خود را در بهترين وضعيت ممكن قرار دهي. -چقدر جستجوگر و كنجكاو هستي؟ فرجاد: از بچگي حس فضولي زيادي داشتم، بعد هميشه مامانم در جمع مي گفت: "دختر من فضول كه نيست، كنجكاو است"، واقعا هم همينطور است، بچه ها درباره ي همه چيز اطرافشان سئوال مي كنند و اين حس در تمام آدم ها وجود دارد اما برخي از اطرافيان باعث مي شوند ما اين حس را در خودمان سركوب كنيم، به قدري تكنولوژي با سرعت پيشرفت مي كند كه اگر نخواهي در خصوص مسايل اطراف كنجكاوي كني به اندازه صد سال عقب افتاده و پس از گذشت مدتي به يك فرد مرده تبديل خواهي شد. يك خاطره جالب از دوران كودكي درخصوص كنجكاوي به ياد دارم، هر وقت به يك مهماني مي رفتيم چون بسيار بچه فضولي بودم تمام حركات اطرافيانم را خيلي خوب در ذهنم مي ماند، پس از اينكه به منزل مي آمديم يكي يكي اداي همه حاضرين را در مي آوردم كه مامانم مي گفت: يك مهموني مي ريم بعد بايد شاهد دلقك بازي هاي مارال خانم باشيم. شايد يكي از دلايل اينكه بازيگري را انتخاب كردم همين ادا در آوردن بود. -آقاي فرجاد در كار سفارش تو يا مونا را مي كند؟ فرجاد: تمام كسانيكه با ايشان در ارتباط هستند مي دانند كه متاسفانه چقدر درونگرا است و به هيچ عنوان دوست ندارد تا سفارش بچه هايش و يا حتي خودش را بكند او معتقد است اگر كسي بخواهد حتما پيشنهاد مي دهد ديگر نيازي به گفتن ندارد. اما متاسفانه دنياي امروز ما به خصوص در هنر روابط حرف اول را مي زند. -هنر خانه داري و آشپزي هم داري؟ فرجاد: چون هنوز مجردم زياد هنرنمايي نمي كنم (بلند مي خندد...)، ولي اگر موقعيتي پيش آيد كه اين مسئوليت را به گردن بگيرم سعي مي كنم آن را به نحو احسن انجم دهم. مثلا يك هفته مادرم به دليل بيماري بستري شد، من از پنج صبح بيدار مي شدم پيش از آنكه سركار بروم، براي پدر و مونا غذا درست مي كردم. -چه غذايي را خوب درست مي كني؟ فرجاد: لوبيا پلو. -در امتحانات اهل تقلب كردن هستي؟ فرجاد: متاسفانه نه. -چون شناخته شده اي...؟ فرجاد: فكر مي كنم عرضه تقلب را ندارم.
-پس شاگرد زرنگ هستي؟ فرجاد: خيلي درسخوان نيستم،اما الآن چون رشته عكاسي را خيلي دوست دارم براي درس خواندن با انگيزه ام. -بهترين عكسي كه گرفتي؟ فرجاد: يك ترم كه عكاسي از طبيعت داشتيم به جاجرود رفتم، و از يك منظره خيلي زيبا عكس گرفتم كه خيلي خوب از آب در آمد. -عكس از چهره سخت تر يا منظره؟ فرجاد: طبيعت به قدري زيباست كه تو قالب را هر جا ببندي، زيباست، اما براي چهره يكسري اطلاعات مخصوص لازم است كه كمي كار را سخت تر مي كند. -عكاسي در سينما را تجربه نكردي؟ فرجاد: نه هنوز شرايطي پيش نيامده البته خودم تا امروز نخواستم كه تجربه كنم، چند بار هم اين پيشنهاد شد اما آنقدر عاشق بازيگري هستم فكر مي كنم عكاسي ممكن است وقتم را براي بازيگري كم كند. -بهترين تفريح؟ فرجاد ديدن تئاتر. -بهترين نصيحت؟ فرجاد: هميشه بهترين نصيحت ها را پدرم به من مي كند وهمواره مديون محبت هايش هستم او مدام مي گويد:" يك سوزن به خودت بزن يك به جوالدوز به ديگران" -در كارها با ايشان مشورت مي كنيد؟ فرجاد: بله، حتما. -پيش آمده كاري را خودت دوست داشته باشي بازي كني ولي پدر موافق نباشد؟ ![]() فرجاد: چند بار پيش آمده ولي او تنها نظرش را مي گويد و هيچگاه اجبار وجود ندارد، برخي اوقات از او شاكي هم مي شوم كه چرا جلوي رفتن من را نگرفت. بچه ها عادت دارند هر وقت شكست مي خورند سر پيكان را به طرف پدر و مادر ها نشانه مي گيرند. -بهترين جمله كه خوانديد؟ فرجاد: يك sms برايم آمده بود كه برايتان مي خوانم: "زندگي يك پل است از روي آن بگذر ولي روي آن خانه نساز". -در وادي هنر پدر چه نصيحتي مي كند؟ فرجاد: نبايد هرگز گول شهرت را خورد. -كدام يك از مسايل روز را دنبال مي كني؟ فرجاد: سياست را دنبال نمي كنم، چون هيچ شناخت و آگاهي در اين زمينه ندارم، اما مجلات موفقيت و خانواده سبز را مي خوانم و در كل مسايلي كه در خصوص زندگي و خانواده باشد، چون احساس مي كنم براي ساختن جامعه ابتدا بايد از خود آدم ها شروع شود من كه نمي توانم دنيا را تغيير دهم پس خودم را تغيير مي دهم. -ورزش چطور؟ فرجاد: فقط شنا. -فوتبال... فرجاد: اصلا -چندي پيش تيم ملي فوتبال بانوان اولين ديدار رسمي خود را مقابل برلين آلمان برگزار كرد... فرجاد: چقدر خوب، اين موضوع را نمي دانستم. -حاضريد براي تشويق تيم ملي فوتبال بانوان به استاديوم بروي؟ فرجاد: قطعا اگر مطلع شوم حتما اين كار را خواهم كرد. -خانواده تان اهل فوتبال هستند؟ فرجاد: پدرم و مونا به شدت فوتبالدوست هستند و اگر اشتباه نكنم طرفدار سرسخت پرسپوليس. -مهم ترين ويژگي اخلاقي مارال فرجاد؟ فرجاد: خيلي زود ناراحت مي شوم و خيلي زود هم فراموش مي كنم و هميشه همه ي آدم ها را دوست دام. -ازدواج... فرجاد: به قول آقاي زهره كرماني هنوز قسمت نشده.... اما فصل جديدي از زندگي. -دوست داريد هنگام انتخاب عاقل باشيد يا عاشق؟ فرجاد: مسلما عاقل... -چه نقشي را دوست داريد تجربه كنيد؟ فرجاد: نقش هاي تاريخي را خيلي دوست دارم. -با چه كارگرداني... فرجاد: با آقاي "مير باقري". از بچگي به كارهاي ايشان گرايش داشتم دليلش را هم نمي دانم. -محبوب ترين شخصيت تاريخي... فرجاد: امير كبير -بهترين بازگير ايراني... فرجاد: پرويز پرستويي -آخرين فيلمي كه ديدي؟ فرجاد: هوو، در جشنواره فرصت نشد ببينم تعريفش را زياد شنيده بودم به سينما رفتم. -چطور بود؟ فرجاد: خوب بود. -دغدغه ذهني... فرجاد: رسيدن به كمال در هر زمينه. -آخرين حرف... فرجاد: خدانگهدار.. |
|||||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 17:48 توسط علی
|
|
|||||||
|
|
|
|
|
اينم آهنگ خداحافظ كه آخر برنامه كوله پشتي اجرا ميشه و يكي از دوستان در خواست كرده بود.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 17:42 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
آهنگ علی حسینی به نام کبوتر براتون آماده کردم.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 17:38 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
(نــرگس) نقطـه عطــف ســريالهـا در صــدا و سيمـــا
اين روزها سريال (نرگس)، هر شب از شبكه جوان سيما (شبكه سه سيما) پخش مي شود و مخاطبان بسياري را به سمت خود كشانده است. در اين ميان وجود پارامترهاي درخشاني در اين سريال موجب شده است تا چنين سريالي آغازگر دريچههاي جديدي در عرصه سيماي كشور باشد. اول آنكه ارائه الگويي از يك خانواده ساده در چنين سريالي، حركتي ستودني و قابل تقدير است.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 14:40 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام ببخشید دیر اوومدم ولی دسته پر اوومدم.
اینم آلبوم جدید دکتر امیر به نام MIX .
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 12:47 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
اینم موزیک ویدئوی جدیداز شهرام کاشانی به نام تمومه (Game Over).
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 12:45 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 12:44 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
اینم آلبوم جدید و کامل گروه ۰۹۱۲ به نام دختر فراری .
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 12:42 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
اینم آلبوم جدید از سهیل کریمی به نام بازیچه.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 12:41 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
اینم موزیک ویدئوی اسی به نام بی چشم و رو.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 12:38 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
قبل از اينکه آهنگ رو بزارم يک خبر خوش دارم واسه اهوازي ها رپ دوست ها 15شهريور بزرگترين کنسرت پرشين رپ در اهواز در تالار مهر به همراه بزرگان رپ فارسي : تهي ، امير تتلو ، هيچکس ، ابليس و... براتون يک موزيک جديد از امير تتلو به نام چشمام نديد با همراهي رضا پيشرو و فلاکت آماده کردم که پيشنهاد مي کنم حتما دانلود کنيد چون خيلي قشنگه.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 12:21 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 12:19 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
اینم موزیک جدید از احسان خواجه امیری به نام آرزو ها.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 0:47 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
اینهم ۴ آهنگ جدید از آلبوم جدید و بسیار زیبای بلاش بنام شاهزاده ایرانی (Persian Prince).
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 13:32 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
بازار موسيقي پاپ مثل فرزاد فرزين عصار:تا زمستان منتظر آلبوم من نبايشد عليرضا عصار خواننده مطرح و پيشکسوتموسيقي پاپ ايران پيرامون مراحل ضبط جديدترين آلبومش گفت:اين بار وسواس زيادي به خرج داده ايم و به همين علت کارمان طول کشيده است.با اين حال خودم فکر مي کنم جزو کارهاي ماندگار من باشد چرا که چنديد بار و چند بار دستخوش تحول شده و ترانه هايش تغيير کرده است.از طرف ديگر يکي، از 2موزيسين که تا به خال با آنها همکاري نداشته ام در اين آلبوم در کنار من بودند.با توجه به مراحل زيادي از کار که باقي ماندهفکر مي کنم آلبوم تا آخرين روز هاي پاييز يا اولين روز هاي زمستان به بازار آيد. پس تا آن موقع منتظر اين آلبوم نباشيد. خشيار با بهروز صفاريان همکاري نمي کند خشايار اعتمادي اين روزها مشغول جمع آوري يک آلبوم جديد است.خواننده با سابقه موسيقي پاپ پيش از اين با بهروز صفاريان براي حضور در آلبوم جديدش به توافق رسيده بود و قرار بر اين بود که بهروز بار موسيقي اين آلبوم را بر عهده داشته باشد اما ظاهرا اين 2هنر مند با سابقه به تازگي بر سر مسائلي با هم به اختلاف رسيده اند و احتمال همکاري شان در جديدترين آلبوم خشايار اعتمادي بسيار بعيد است.احتمالا پدرام کشتکار در اين آلبوم با خشايار اعتمادي همکاري خواهد داشت.ضمن اينکه پويا کسري، افشين سياهپوش و ... ترانه سرايان اين آلبوم هستند . شهاب بخارايي : آلبوم سوم باز هم با کيارش پوزشي !! شهاب بخارايي بعد از موفقيتي که با البوم ((منو بشناس )) کسب کرد اين روزها همه وقتش را صرف آلبوم جديد کرده است . آن هم با انگيزه و با نشاط ! شهاب در اين خصوص مي گويد : مشغول کار هستم و فکر مي کنم بتوانم اين آلبوم را نهايتا تا پايان پاييز آماده ورود به بازار کنم . البنه اين را هم بگويم که بيشتر کارهاي آلبومم از قبل آماده شده بود و فقط بايد تنظيم و اجرا ميشد . در آلبوم جديد هم همچنان در کانر کيارش پوزشي هستم و او زحمت تنظيم کارها و آهنگ سازي بعضي از قطعات را مي کشد . فعلا قصد استفاده از موزيسين ديگري را ندارم . سعيد شهروز ، سريال نرگس را نخواند ! پيش از اين قرار بود سعيد شهروز خواننده تيتراژ پاياني سريال نرگس - سريالي که به صورت روتين از شبکه سوم سيما پخش مي شود - باشد اما ماجرا به گونه ايي پيش رفت که اين اتفاق رخ نداد و سريال نرگس تا به امروز که چندين و چند شب از پخش روتينش مي گذرد بدون ترانه تيتراژ است . از ما نشنيده بگيريد اما ظاهرا يک آهنگساز در راه سعيد شهروز سنگ اندازي زيادي کرده و مانع از حضور او در اين سريال تلويزيوني شده است . گفتني است کار آهنگ سازي و تنظيم اين ترانه توسط حميد رضا صدري انجام شده و نيلوفر لاري پور ترانه آن را سروده است . بنيامين براي ناصر عبداللهي آهنگ ساخت ! اين روزها بازار آهنگ سازي بنيامين بهادري حسابي داغ است و پس از موفقيت آلبوم بنيامين 85 بسياري از خواننده ها براي ساخت آهنگ هاي جديد به او رجوع کرده اند . يکي از خوانندگان مطرح و خوش صدا ناصر عبداللهي است که مئتهاست روي آلبوم جديدش کار مي کند . او که به واسطه کمپاني آواي نکيسا و شخص غلام علمشاهي مدير عامل اين کمپاني با بنيامين آشنايي پيدا کرده ، از او به عنوان آهنگ ساز يک قطعه در آلبوم جديد بهره گرفته است . گفتني است جدا از بنيامين چهره هايي چون مهرداد نصرتي ، محمد رضا چراغعلي و فرزاد خردمند هم در اين آلبوم با عبداللهي همکاري کرده اند . تولد دوباره براي خواننده با سابقه مهران احراري خواننده با سابقه اي است . او پيش از اين چهار آلبوم به نام هاي تکيه گاه ، عروسک ، سپيده دم و گناه ليلي را روانه بازار پاپ ايران کرده بود اما حکايت آلبوم جديد احراي کاملا متفاوت است . آلبوم جديد احراري با نام ((منم ميشم مثل خودت)) اين روزها مورد استقبال فوق العاده اي قرار گرفته و اصلا گويا اين هنرمند از ابتدا کارش را آغاز کرده است . اين آلبوم در روزهاي ابتدايي انتشارش نزديک به 200 هزار نسخه فروش داشته که به نظر مي رسد اين فروش همچنان تداوم داشته باشد . محسن چاووشي : نميدانم بايد چه کنم ؟! محسن چاووشي هنوز در گير و دار دريافت مجوز است . خواننده محبوب و خوش صداي پاپ که هنوز نتوانسته به صورت رسمي وارد بازار شود در اين خصوص مي گويد : باور کنيد نميدانم چرا به من مجوز نمي دهند . من مدتهاست که در حال رفت و آمد به ساختمان مرکز موسيقي وزارت ارشاد هستم و تمام تلاشم را به کار گرفته ام تا حسن نيت و سلامت کاري ام را به همه مسئولان ثابت کنم . باور کنيد همه دنياي من موسيقي است و اگر قرار باشد به من مجوز ندهند نميدانم چگونه بايد زندگي کنم . در هر صورت نميدانم بايد چکار کنم . فقط منتظر اکران فيلم علي سنتوري هستم . اميدوارم با اين فيلم و ترانه هايي که در آن خوانده ام شرايط عوض شود . امون بده مسعود لملمي در پايان راه ترانه امون بده بدون شک يکي از زيباترين کارهايي است که در مدت اخير به گوش علاقمندان موسيقي رسيده است . مسعود امامي خواننده اين ترانه به زودي با آلبومي به همين نام قدم به بازار موسيقي پاپ ايران خواهد گذاشت . اين آلبوم اين روزها مراحل پاياني توليدش را پشت سر مي گذارد و به گفته مسعود تا پايان تابستان آماده انتشار خواهد شد . در امون بده هنرمنداني چون نويد سپهر ، داريوش شهرياري ، ساناز کريمي ، الياس شيرزاد و ... با مسعود امامي به همکاري پرداخته اند . جواهر کلام منتظر ساخت موزيک ويدئو هايش قرار بود جديدترين آلبوم فرهاد جواهر کلام با نام هيشکي مثل تو نميشه تا اواخر خرداد ماه روانه بازار شود اما ظاهرا فرهاد در آخرين روزها تصميم ديگري گرفت . جواهر کلام اين روزها منتظر پايان مراحل فيلمبرداري تدوين کليپ هايش است تا با پخش آنها حضور پر رنگ تري در بازار داشته باشد . کارگردان کليپ هاي جديد فرهاد ، کسي نيست جز بهمن تيرگان که عليرغم قيمت بالايش ، همچنان مشتريان زيادي دارد . در هر صورت به نظر مي رسد تا اواسط مرداد شنونده آلبوم جديد فرهاد جواهر کلام باشيم .
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 12:14 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 10:46 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
مهدي سلوکي : دروغ است نامرد ندارم زمان اردواج مهدي سلوکي تا همين يک ماه پيش نرگس فقط يک اسم بود .اسمي دخترانه در فرهنگ ايراني . اسمي که مثل همه اسم ها در تمام زبان هاي رايج و غير رايج جهان ، شناسه و معرف بود ، درست مثل سريال که آن هم يک اسم بود و براي شناسايي نوعي قصه تصويري دنباله دار به کار مي رفت . فرق فيلم و سريال هم در همين دنباله دار بودن قصه هاي سريال بود . فيلم در يک لحظه شروع مي شود و بعد از دقيقه با اتمام داستان به پايان مي رسد ولي سريال نه وقتي خبر پخش سريال نرگس از شبکه سوم منتشر شد همه فهميدند که قرار است اتفاقي براي نخستين بار در هنر هاي نمايشي ايران بيفتد، تا آن موقع سريال هاي هفتگي و يا حتي گهگاهي روي آنتن مي رفتند و نرگس قرار بود به شيوه نمايش هاي طنز روتين،((شبانه))پخش شود.وقتي اعلام شد نرگس ،فقط يک قصه است و قرار نيست به شيوه طنزهاي 90قسمتي قهرمانانش هر شب درگير يک ماجرا شوند.حس کنجکاوي مبدل به ترديد شد، کدام قصه اين قدر کشش و جذابيت دارد که هرشب مردم را پاي تلويزيون نگه دارد؟ پوپک گلدره بعد از 8ماه اغما جان به جان آفرين تسليم کرد تا ((نرگس)) آخرين هنر نمايي اين جوان باشد.گلدره نقش اصلي سريال يعني نرگس را بازي مي کرد و فوت اين يک دليل براي انتظار کشيدن نرگس شد.در چنين فضايي بالاخره نرگس به خانه هايمان آمد تا بعد از فقط چند قسمت، ديگر نرگس فقط اسم دخترانه براي ايراني ها نباشد... اگر امروز نرگس پربيننده ترين سريال تلويزيوني است، دلايل ديگري هم علاوه بر آنچه تا اينجا گفته شد،دارد.نرگس،يکي از صدها و هزاران انسان معمولي درو و بر ماست که از صبح تا شب او را مي بينيم و مي دانيم که چه مشکلاتي دارد و اصلا برايمان مهم نيست که تکليف او چه خواهد شد! اتفاقاتي هم که براي نرگس مي افتد،باز اتفاقات عادي و روزمره است و اصلا فضاي ((قهرمان پرور))و ((رويا پردازي قصه اي))در زندگي او وجود ندارد.نرگس به دل ها نشست،چون از ذل ها برآمده بود و همه ديدنش،چون احساس نزديکي باواقعيت هاي زندگي روزمره را مي کردند نرگس محور بحث و سوژه ده ها رسانه نوشتاري و تصويري در جامعه ماست و هر کس به يکي از اين دلايل ذکر شده به سراغ اين سريال رفته است.فوت پوپک گلدره و نقش اصلي سريال ، احياي بازيگران فراموش شده اي چون پورشيرازي و مهين ترابي،شباهت قصه به زندگي و...باعث شد تا يک نفر و يک نقش آنطور که درخشنده و شايستگي اش را دارد به چشم نيايد. بيوگرافي؛جاده تهران اصفهان از اراک مي گذرد مهدي سلوکي روز 14خرداد ماه سال1361 در يک خانواده مذهبي و سنتي به دنيا آمد.قبل از او يک پسر ديگر نيز در خامواده متولد شده بود که نامش را محمد گذاشته بودند، همين مجري، بازيگر و هنرمند محبوب امروز تلويزيون که در شبکه هاي مختلف هنرنمايي او را در مجموعه ها و برنامه هاي گوناگون ديده و مي بينيم.مهدي در شهر اصفهان به دنيا آمد ، ولي هيچکدام از ويژگي هاي معروف اصفهاني ها ، مثل لهجه و تفکرات اقتصادي !راي ندارد!اتفاقا از همان کودکي درست بر عکس بقيه بود، يعني هميشه دست به جيب و بسيار ولخرج!پدر مهدي شغل آزاد و مادرش خانه دار است.اصالت خانوادگي اوو از سمت پدر تهراني و از طرف مادر اراکي است و در مقطع تولد مهدي آنها در اصفهان زندگي مي کردند.رابطه خوب والذين با مهدي و محمد يکي از اصلي ترين دلايا موقعيت اين دو هنرمند جوان شد، چراکه آنها از همان کودکي هيچ دوستي بهتر از پدر و مادر نداشتند و همه چيز را به والدين خود مي گفتند.مهدي علاوه بر پدر و مادر،برادرش محمد را هم از ارکان موفقيت خود در زندگي و کار مي داند. تحصيل، از دبستان تا ليسانس همراه با تقلب مهدي،مهرماه1367وارد دبستان شد.خصوصيات اخلاقي او (که در جايي ديگر مفصل به آن مي پردازيم)هميشه مانع تمام و کمال به درس خوانده مي شد و به واقع مهدي شب امتحان فقط آنقدري مي خواند که نمره قبولي بگيرد و هرگز در دوران تحصيل ،شاگرد ممتازي نبود!به تديريج و با ورود به مقطع جواني و نوجواني ، شيطنت هاي مهدي هم شکل ديگري به خودگرفت و وقتي دوران راهنمايي را تمام کرد،ديگر آنقدر شر بود که قيد دبيرستان را زد و راهي هنرستان شده تا رسما ديگر کسي از او توقع شاگرد اول شدن و درس خواندن را نداشته باشد!مهدي سال 1379ديپلم گرافيک را از هنرستان گرفق و در همين سال آخر هنرستان بود که مسير زندگي و سرنوشت او عوض شده.روزي يکي از معلمانش بعد ديدن استعداد فراوان او در نقش بازي کردن و هنر سرکار گذاشتن بقيه به او توصيه کرد به دنبال بازيگري برود و مهدي هم براي اولين!حرف گوش کرد و رفت تست داد و قبول هم شد...مهدي بعد از اخذ ديپلم و ورود به کار حرفه اي هم درس خواندن را رها نکرد.او عاشق بازيگري بود و بزرگترين آرزويش،بازيگر شدن بودولي خوب مي دانست براي ورود و بقا در اين عرصه بايد اول تحصيلات عاليه داشته باشد و بعد پارتي گردن کلفت!بنابراين در کنکور هنر دانشگاه آزاد شرکت کرد و در رشته نمايش واحد اراک قبول شد تا پس از 4سال هم ليسانس خود را در بازيگري بگيرد.البته در اين مقطع(نيمه اول دهه هشتاد شمسي)مهدي بسيار پر کار شده بود و فرصت کمتري براي رسيدگي به درس ها و دانشکده داشت و همين مساله باعث شد او ديرتر از حد نرمال ليسانس بگيرد آن هم به کمک ساير دوستان و دانشجويان در سر جلسات امتحان و به روش تقلب! شخصيت؛يک انسان واقعي... مهدي در دوران کودکي مثل همه پسر بچه ها به شدت شيطان و پرشور بود!او از همان کودکي هيچ علاقه اي به سکون و رکود نداشت و در هر کاري به شدت عجول، پرانرژي و سريع بود!تمايل مهدي به سرعت بعد ها در جواني کار دستش داد و او اين خصلت را در زندگي اش هم با خود داشت و به همين دليل هرگز اتومبيل هايش سالم نبود!البته مهدي کله شق نيست ، گو اينکه عده اي او را چنين مي شناسند.درست مثل اختلاف نظرش با بقيه در مورد خشن بودن، مهدي خودش را خشن نمي داند ولي بقيه...!مهدي از همان نوجواني بسيار خون گرم و خوش برخورد بود و شخصيتي به شدت معاشرتي و اجتماعي داشت.وقتي به شهرت رسيد اين ويژگي خيلي به دردش خورد و احترام گذاشتن بيش از حدش به مردم و هواداران باعث محبوبيت عجيب او شد.درست برخلاف اين خصوصيات در بيرون از منزل، در خانه معمولا به مشکل برمي خورد و دست به قهرش از منزل عالي بود!(هر چند هرگز به فکر فراراز خانه نيفتاد!).بسيار مهربان،گاهي اوقات بذاخلاق، بي حوصله و به شدت بازيگوش!اين صفات را نزديکان در توصيف مهدي به کار مي برند و خودش وفاداري را بزرگترين خصلتش مي داند.مهدي در سر کار گذاشتن دوستان تبحر بسياري دارد و معمولا پيدا کردن او کار هر کسي نيست!اکثر مواقع گوشي موبايلش روي پيغام گير است و معمولا هميشه سر قرار دير مي رسد!مهدي از دروغ گفتن بيزار است و ذاتا آدم خوش بيني است که هميشه با اميد فراوان به آينده نگاه مي کند.اعتماد به نفس عجيبي دارد و اعتقاد فراوان به ضرب المثل؛((خواستن توانستن است))و به همين دليل تا امروز به هر چي خواسته رسيده.او برخلاف بسياري از جوانان از اينکه قيافه اش به پدرش رفته اصلا ناراضي نيست و برعکس بسيار هم خوشحال است.مادر براي مهدي عزيز ترين کس دنياست و او مثل اغلب مرد هاي ايراني به شدت خانواده دوست و پايبند به زندگي خانوادگي است.علاقه مهدي به فرهنگ و سنت هاي ايراني در ساير ويژگي هاي اخلاقي او هم نمايان است،مثلا هر ايراني اصيلي به شيراز علاقه فراواني دارد و آثار باستاني شهر عشق را هزار بار ديده و باز سير نمي شود.مهدي به شدت مردم دار هم هست و هرگز خودش را براي کسي يا مردم نمي گيرد.برادرش محمد بهترين تکيه گاه،مشاور و راهنمي مهدي است و اوقات فراغت را هم صرف مطالعه کتاب و فيلم نامه هاي جديد مي کند.اهل کلاس گذاشتن و شعار دادن هم نيست مثلا بر خلاف بسياري از ستاره اعتراف مي کند مزاياي شهرت خيلي بيشتر از معايب آن هست و خودش را هم علامه دهر نمي داند و به راحتي مي پذيرد که تازه اول راه است.در زندگي هيچ چيز به اندازه ديدن فقر ناراحتش نمي کند و بسيار يک دنده و لجباز هم هست! شروع؛باشکستن دست و پا مهدي از هنرستان بازيگر شدن را جدي گرفت و به پيشنهاد معلمش تست داد.او از همان موقع الگويي نداشت و از الگوبرداري خوشش نمي آمد و هميشه بر استعداد هاي خودش متکي بود.مرتضي مسعودي يکي از دوستان صميمي اش پل ارتباطي او با عالم هنر شد و کاظم بلوچي تهيه کننده سريال چراغ هاي خاموش با ديدن چهره و استعداد او شخصا از او تست گرفت و براي اولين بار حضورش در تلويزيون با اين سريال با او قرار داد بست.مهدي سلوکي با دو سريال روشنايي هاي شب و چراغ هاي خاموش به يکباره مشهور محبوب شد.او خودش هم باور نمي کرد با 2کار اول به اين جايگاه برسد!براي بازي در سريال اولش يعني چراغ هاي خاموش مجبور شد موتورسواري بياموزد و بهترين خاطره عمرش هم از همين ماجرا به وجود آمد!يک روز اوج فيلم برداري چراغ هاي خاموش با يک پژو تصادف کرد و دست و پايش به شدت آسيب ديد،به طوري که چند روز فيلمبرداري گروه تعطيل شد تا او خوب شود.مهدي بعد از اتمام کار اولش هرگز احساس نکرد به اوج رسيده و به رغم کار محبوبيت کار و نقش خود هميشه مي گفت تنها 50درصد از کار خود راضي است.او هنر بازيگري را هم از اول براي خود تقسيم بندي و محدوده گشي نکرد و از هر نقش وژانري پيشنهاد خوب و نجربه تازه را به شرط کيفيت کار قبول مي کرد.به همين دليل تجربه حضور در نقش هاي منفي،طنز(سريال باجناق ها)و...حتي کليپ هاي کودکانه را هم به دست آورد(کليپ گنجشک).در سريال غريبانه نقش يک پسر ترسو را بازي کرد،نقش ناصر در سريال خط قرمز هميشه نقش محبوب او بود و همواره از کليشه شدن فراري.مهدي حتي براي تجربه کردن سريال هاي مناسبي2بار در کار هاي ماه رمضان باري کرد...در تابستان 1382اجراي برنامه پلک که همه روزه روي آنتن بودرا پذيرفت و در کنار صابر ابر و حسين عباسي اين تجربه را هم در کارنامه اش اضافه کرد.بوي غريب پاييز نيز سريال ديگري بود که مهدي فرصت ابراز وجود در يک نقش متفاوت ديگر (پسر عقب مانده ذهني)را به دست آورد بالاخره...تب سرد که در آن نقش برادر نقش و شيطان حامد(حميد گودرزي)را بازي مي کرد و آنقدر در اين نقش فرو رفته بود که رابطه صميمانه و رفت آمد خانوادگي با حميد گودرزي پيدا کرد.نرگس هم آخرينکار تلويزيوني او تا اين لحظه است که باز نقشي متفاوت با هميشه دارد، پسر پولداري با آرايش موي جديد که عاشق دختر فقيري مي شود و...نرگس هم اکنون هر شب روي آنتن شبکه سوم است. بهترين ها و علايق؛از اسپيلبرگ تا کشک و بادمجان از ميان کارگردانان اسپيلبرگ و مجيد مجيدي را قبول دارم.عاشق ژانر وحشت در سينماست بين بازيگران ايراني محمدرضافروتن و کتايون رياحي را مي پسندد.تام کروز و نيکول کيدمن هم هاليوودي هاي محبوبش هستند.عاشق نقاشي است و تا به حال تابلوي هاي زيادي کشيده و جواني را هم دي بهار عمر و بهترين دوران زندگي مي داند که بايد به نحو احسن از آن استفده کرد و هر کاري را تجربه کرد.مهدي مدتي هم در کلاس هاي بازيگري عبدالرضا اکبري حضور داشته و آنجا را هم بهترين اين کار مي داند.چون مدتي کار دکور انجام مي داده به اين هنر نيز علاقه دارد.خواننده محبوب مهدي عليرضا عصار و سبک محبوش پاپ است.چراغ هاي خاموش را بهترين سريال و هنرنمايي اش مي داند و تار و دف هم ساز هاي مورد علاقه اوست.کشک و بادمجان آن هم از نوع کرمانيش ، غذاي محبوب مهدي است و پيتزا را فقط با قارچ و پنير دوست دارد، آن هم در کنار نوشابه زرد!فقط گاهي به سينما رفت علاقه پيدا مي کند و بيشتر ترجيح مي دهد در منزل و لم داده روي کاناپه فيلم ببيند!به ادبيات و شعر خواني و شاعري هم علاقه شديدي دارد. ورزش؛بياييد همه پرسپوليسي شويد در ايران پسر جواني را پيدا نمي کني که ورزش نکرده باشه يا از آن سر رشته نداشته باشه البته هنر مندان وقتي به شهرت مي رسند، معمولا علايق خود در فوتبال را پنهان مي کنند تا مبادا هواداران تيم رقيب از آنها دلخور شوند! مهدي سلوکي در اين ويژگي هم با همکارانش فرق مي کند و مثل هر جوان ايراني ديگر عاشق فوتبال است.او پرسپوليسي صد آتيشه است وتحت هر شرايطي بازي هاي اين تيم را دنبال مي کند.علي کريمي،بازيکن محبوب اوست و خودش مدت ها در تنيس روي ميز، ورزش را به صورت حرفه اي دنبال مي کرد.به جز فوتبال اسکي و شنا را هم خيلي دوست دارد و رئال مادريد هم باشگاه خارجي محبوب اوست.علاقه مهدي به رنگ قرمز به حدي است که هميشه به طرفداران آبي و استقلال را نصيحت مي کند که پرسپوليسي شوند!و علي انصاريان هم صميمي ترين دوست فوتبالي اوست که هميشه با هم ارتباط دارند و يکديگر را مي پرسند. زمان ازدواج من... ستاره هاي جوان هميشه در مورد مسئله ازدواج مورد سوال خانواده، نزديکان ، مطبوعات و مردم عادي ، قرار دارند و تقريبا روزي صد بار!!بايد در اين مورد به اين و آن توضيح بدهند!مهدي خيلي راحت و واضح فلسفه اش در مورد امر مقدس ازدواج را توضيح مي دهد:انسان وقتي بايد ازدواج کند که نيمه گمشده اش را در زندگي پيدا کرده باشد.اين اتفاق در هر سني و هر شرايطي ممکن است بيفتدو سن و شرايط ملاک تاثير گزاري در ازدواج نيستند. وقت اضافه تک مضراب با مهدي سلوکي شايعه فوتش را عجيب ترين شايعه عمر مي داند!بعد از انتشار يکي از دوستانش به گوشي او | ||