تبليغاتX


هله له جوک و آهنگ و سینما و...
جوکهای هله له (محمود رشتی) و موزیک ایرانی و هنرپیشگان ایرانی و...
امروز براتون جدید ترین مصاحبه با خانم بهنوش بختیاری را براتون گذاشتم که امیدوارم خوشتون بیاد
 
امیدوارم شب یلدا خوبی هم در کنار خانواده محترمتان داشته باشید
 
 
امروز بهنوش بختیاری محبوبترین بازیگر زن تلویزیون است چرا؟

من خودم چنین فکری نمی کنم و اگر به هر جهت این مجبوبیت ایجاد شده محبت خداوند و نظر لطف مردم است من ارادت خاص و زلالی به مردم دارم و از عمق وجود به آنها علاقمندم هر چند نباید از حضور دائمی این چند وقت اخیر کارهایم بر روی آنتن هم به سادگی گذشت

*چند وقت است خیلی پرکاری بعد از پایان هر سال به سرعت می روی سر کار جدید که پخش هم می شود مثل اینکه حسابی توی بورسی؟

انی نظر کارگردان هاست شاید مرا مناسب کار می بینند و انتخاب می کنند. هر چه کارهیت روی آنتن باشد و در چشم باشی زودتر از دیگر همکارانت انتخاب می شوی

پس شانس در خانه ات را زده؟

من همان آدم سالهای قبل هستم که از این خبرها برایش نبود آرزو می کنم این اتفاق برای تمامی همکارانم بیافتد و همه بازیگران به جایگاه واقعی خود برسند و کارهیشان به بهترین شکل ممکن دیده شود

*داری سعی می کنی به عنوان یک بازیگر طنز تیپ ساز در بین خانم ها شناخته شوی و فکر می کنم با تلاش بیشتر موفق شوی؟
عقیده من این است که بازی روان و رئال را ادامه دهم طنز یعنی کاریکاتور زندگی معمولی ما آدم ها یعنی غلو شدن معایب و محاسن زندگی در بازیگری طنز تیپ سازی را دوست دارم اما نمی گویم تیپ ساز خوبی هستم

*در چند سال اخیر لاله صبوری سحر ولیبگی شقایق دهقان و بهنوش بختیاری بدون در نظر گرفتن ترتیبی در طنز خوش درخشیدند اما کار تو در این یکسال اخیر بیشتر از سایر همکارانت به چشم آمد؟
هنوز احساس می کنم خیلی راه تا مرحله ای که می خواهم برسم باقی مانده است هنوز بعد از هر سکانس از عملکرد خودم ناراضی هستم اما باور کنید برای هر کاری که انجام می دهم انرژی فراوانی به کار می برم چون رضایت مخاطب برایم ارزشمند است مردم نیز این موضوع را به خوبی درک می کنند و تچزیه و تحلیل بازیگری را می فهمند هر چند من خودم را قبول ندارم.

*در شبکه 5/3 خیلی خوب اخبار را به طنز کشیدی کاری که بیشتر از سوی بازیگران مرد انجام شده بود؟
قرار بود این اخبار که طنز اجتماعی و سیایس در آن نهفته بود تلخ و روان باشد اما من فکر کردم هیچ بیننده ای از دیدن یک ادم خشک لذت نمی برد و سعی کردم یک تکه های خنده داری اضافه کنم و جالب اینکه گرفت و از آن استقبال زیادی شد هنوز هم که مردم من را در خیابان می بینند می گویند ببخشید!!

به نظر می آید بتوانی به صورت جدی و خارج از طنز هم اخبار بگویی

در زمینه مجری گری پیشنهاداتی داشته ام اما در مورد اخبار صحبتی نبوده است. فکر می کنم می توانم اخبار گوی خوبی باشم البته الان دیگر مردم آن را نمی پذیرند چون با دیدن من به خنده می افتند اما بنویس اجرای زنده را به هیچ عنوان قبول نخواهم کرد.

چرا؟

حرف زندن معمولی من هم با طنز همراه است و زیاد اهل سوتی دادن هستم

پس بنویسیم بختیاری مجری می شود؟

امکان دارد روزی مجری گری را قبول کنم اما الان خیر.

زمینه حضور در کار کودک و نوجوان را هم داری؟

به کار کودک خیلی علاقه مند هستم و ازصمیم قلب بچه ها را دوست دارم و رابطه ام با آنها خیلی خوب است بنابراین فکر می کنم اگر به این زمینه وارد شوم موفق خواهم شد.

کار برای بچه ها همیشه شیرین است؟

این کار یک دیسیپلین خاصی دارد و بدترین آن هم نمی تواند در پیت باشد چون فضای خاص خودش را می سازد اگر در آینده قرار باشد در کار کودک فعالیتی انجام دهم دوست دارم با خانم مرضیه برومند باشد در مورد مجری گری کارهای کودک هم شاید این اتفاق روزی بیافتد.

قرار نیست به کارهای جدی و خارج از طنز نیر فکر کنی؟

صد در صد تصمیم دارم یک مقدار کمتر کار طنز کنم و کارهای جدی را در اولویت قرار دهم

*پس باید منتظر درخشش شما در سینما هم باشیم؟
به سینما علاقه دارم اما حاضر نیستم به صرف اینکه یک فیلم نام سینما را یدک می کشد در آن حضور یابم برای من نقش جایگاه فیلم و کارگردان خیلی مهم است حتی امکان دارد به بازی در یک سکانس کوتاه هم راضی شوم البته اگر آن فیلم سینمایی از ارزش بالایی برخوردار باشد.

پیشنهادی هم برای سینما داشته ای؟

در این مدت خیلی درگیر سریال های 90 قسمتی بودم و همین موضوع باعث می شود در مورد توجه قرار نگیرم اما سال قبل فیلم قلقلک پیشنهاد شد که چون سر کار بودم قبول نکردم

پس  سینما دغدغه شما نیست؟

چرا اما در کنار تلویزیون همانطور که گفتم کار ارزشمند برای من مهمتر از هر چیز دیگری است

*اهل هنر دیگری به غیر از بازیگری هستی مثل موسیقی طراحی نقاشی مجسمه سازی یا آشپزی؟
به صورت حرفه ای خطاطی می کنم و به موسیقی هم خیلی علاقه دارم اما هیچ وقت فرصت نشد به صورت تخصصی ساز بزنم با این وجود موسیقی جزیی از زندگی روزانه ام است و تمام لحظاتم را با موسیقی جور دیگری می بینم به نظرم ان لحظه که تحت تاثیر موسیقی هستی عالیترین صفات انسانی بروز می کند.

پس آشپزی چی؟

خودم که نباید از آشپزی ام تعریف کنم اما هر کس که دست پختم را خورده می گوید خوب است هر چند تجربه ام کم است و تجربه در آشپزی فاکتور مهمی محسوب می شود.

چه غذایی را بهتر درست می کنی؟

باقالی پلو با مرغ و گوش , قرمه سبیزی اما عاشق چلوکباب هستم با همه مخلفاتش مثل پیاز و....حاضرم حتی به خاطرش آدم بکشم( بختیاری می زند زیر خنده)

چه طوری بازیگر شدی؟

از کلاسهای بازیگری مدرسه رسام هنر نیز نظر مهتاب نصیر پور شروع کردم و اولین تجربه ام در هوای تازه بود بعد نیز کارهایی مثل داستان یک شهر روزگار جوانی فرمان , برگبار, همسفر, معجزه ازدواج , خانه قدیمی و ...... اما تصمیم گرفتم بازیگری را برای همیشه کنار بگذارم چون توقعاتم برآورده نشد و رفتم پشت صحنه مشغول کار شدم.

چه کاری؟

منشی صحنه هم در تلویزیون کار می کردم هم در سینما مثل فیلم مهمان مامان آقای مهرجویی ((انتخاب)) تورج منصور,تا اینکه دوباره با سریال خانه به دوش برگشتم به بازیگری.

و شروع کارهای طنز؟

در عرصه طنز به نظر بهنوش بختیاری دیگری نسبت به کارهای قبلی خودم متولد شد و دلگرم شدم البته نمی خواهم منشی گری صحنه را هم رها کنم چون بازیگری همیشگی نیست. قرار بود با آقای مهرجویی برای کار علی سنتوری هم همکاری کنم اما به خاطر برره نتوانستم هر چند درآمد منشی صحنه خیلی کم است ولی کار لذت بخشی به حساب می آید.

*کدامیک از تکه کلامهای خودت در سریالهای این چند وقت را بیشتر دوست داری .مثلا ببخشید, نیی دونم و....
چه پررویی بابا در بشرط خنده که از کانال پنج تهران پخش می شود را خیلی دوست دارم چون در این سریال به شخصیت آرزو خیلی می خورد.

بهترین سریالی که در آن بازی کرده ای؟

هر سریالم را یک جور دوست دارم خانه به دوش را یک جور برره را یک جور دیگر به شرط خنده حتی شبکه 5/3 اما برای من شبهای برره یک نقطه عطف بود و به نظرم با توجه به استقبال ایرانی های خارج از کشو حتی جهانی شد.

*بهترین بازیگرانی که در کنارشان بازی کردی؟
مه هیچ مشکلی با هیچ بازیگری نداشته ام اما می توانم از سحر ولیبیگی نام ببرم که هوش و تمرکز بالایی دارم. خانم فخری خوروش فریما فرجامی و اکرم محمدی و از بین آقایان نیز با مهران مدیری خیلی راحت بودم و در به شرط خنده هم یکی از یکی هنرمند تر هستند مثل شبهای برره.

*چرا به جای یک دختر لوس نازک نارنجی احساساتی سعی نمی کنی نقش دختری حسود و بدطینت بازی کنی؟
کسی چه می داند که شاید اگر چنین نقشی پیشنهاد کردند بهتر از الان بتوانم بازی کنم یک بازیگر باید بتواند هر نقشی را بازی کند اگر نمی تواند اصلا نباید ازهما اول قبول کند.

راز مردمی بودنت در چیست؟

مردم را خیلی دوست دارم همیشه سعی کرده ام انرژی مثبت آنها را پاسخ دهم امکان نداشته عطوفت و محبتم را از مردم دریغ کنم و بدون شک این موضوع متقابل بوده است اما نمی دانم شاید خیلی ها هم باشند که از من خوششان نیاید.

*نقشی در سینمای ایران و جهان بوده که آرزو کنی کاش آن را بازی می کردی؟
نقش میکائیل فایفر در عصر معصومیت , نائومی واتس در فیلم 21 گرم , گوئینت پالتر و در شکسپیر عاشق, تیکول کیدم در تولد و ... در بین فیلم های ایرانی هم نقش فرشته صدر عرفانی در کافه ترانزیت و زهرا داونژاد در بچه های بد

برایم جالب است بدانم نقشی در بین مردان بوده که بهنوش بختیاری دوست داشته باشد آن را بازی کند؟

نقش محمد رضا فروتن در فیلم قرمز و امین حیایی در کما

*بهنوش بختیاری چه جور آدمی است؟
وای وای نپرسید آخه من از خودم چی بگم. بنویس وحشتناکه( باز هم خنده های بختیاری) سعی زیادی کرده زندگی خصوصی اش و نیت هایش پاک باشد بعضی اوقات بد است و بعضی موقع ها نیز وحشتناک خوب می شود بد کسی را نمی خواهد همیشه خدا را ناظر اعمالش می داند گاهی مجبور شده دروغ بگوید یا اینکه ناخواسته به بزرگترها بی احترامی کند از ترس اینکه پولش خورده شود با برخی آدم ها تند حرف زده بی نهایت دل رحم است و عاطفی به تربیت و ادب خیلی معتقد است تا زحمات پدر و مادرش را زیر سئوال نبرد

از دستش راضی هستی؟

نه زیاد راضی نیستم باید از نظر فرهنگی معلومات و تحصیلات خیلی بیشتر از اینها رشد می کرد باید به آدم ها و مشکلات آنها توجه بیشتری نشام می داد باید درد مردم را بیشتر می فهمید و برای آنهایی که مشکل دارند یا فیر هستند وقت بیشتری می گذاشت و به آنهایی که در سرای سالمندا نزندگی می کنند بیشتر سر میزد.

*دغدغه امروز تو باید جالب باشد؟
این که در زمینه عرفان ادبیات و زیبا شناسی فلسفه و زبان انگلیسی بیشتر مطالعه کنم و یک موسسه خیریه تاسیی کنم تا بتوانم از همه دوستانم برای کمک به مردم استفاده کنم کمک به آنهایی که از من انتظار دارند و درهای فراوانی را در قلب خود تحمل می کنند.

*بهترین فیمل و بازیگران ایرانی؟
مریلا زارعی را خیلی دوست دارم سحر ولیبیگی و گلاب آدینه را هم همینطور مهدی هاشمی و خیلی های دیگر حمید لولایی بازیگر قابلی است به نظر من ایرانی های دیگر با استعداد هستند. هالیوودی ها اگر توانستند یک سریال 90 تایی کار کنند آن وقت کارشان درست است در بین فیلم ها هم مکس را خیلی پسندیدم حتی بوی کافور عطر یاس بچه های بد کافه ترانزیت شوکران آژانس شیشه ای و لیلا.

از چه راهی پول در می آوری؟

در حال حاظر از راه بازیگری و گهگاهی هم ترجمه متون فرانسه اما بی تعارف بگوی بیزنس جز هدف های زندگی من نیست. پول را به اندازه دوست دارم که بتوانم امرار معاش کنم یک خانه کوچولو و نقلی داشته باشم با یک آرشیو کامل فیلم و موسیقی یک سیستم صوتی خوب و درجه یک هم تهیه کنم.

*بچه که بودی دوست داشتی چه کاره شوی؟
مهماندار هواپیما ولی نشد حالا هم بازیگرم و مترجم زبان فرانسه

اگر از بازیگری نتوانی پول در آوری چی؟

بالاخره وقتی ازدواج کردم شوهرم باید یک کارهایی بکند.ببخشید زنی گفتند مردی گفتند( باز خنده های بختیاری)

*با اینکه متولد 29 اردیبهشت 1354 هستی دوست داشتی شمع تولدت 18 باشد, چرا؟
این شوخی بود. من سن خودم را دوست دارم و معتقدم هر چی سن بالاتر می رود دید درک آدم عمیق تر می شود و انسان برای دیگران محترم تر خواهد شد.

کجا متولد شدی؟

تهران و در همین شهر هم بزرگ شدم اما اصلیتم بختیاری است پدرم از طایفه بختیاری ایل هفت لنگ محسوب می شود در حقیقت ما اهل مسجد سلیمان هستیم اما مادرم قمی است.

*کجاهای تهران زندگی کرده ای؟

بیشتر منطقه غرب به قول معروف توی غرب پلکیدم. الان هم شهرک ژاندارمری و زعفرانیه زندگی می کنم.

یعنی دو جا خانه داری؟

با پدر و مادرم در شهرک ژاندارمری و با عوامل به شرط خنده سر لوکیش در زغفرانیه.

*تحصیلات؟
تا سال سوم دبیرستان ریاضی فیزیک خوندم اما در تجربی دیپلم گرفتم چون دوست داشتم بروم پزشکی لیسانسم هم مترجمی زبان فرانسه است.

در بچگی اهل شیطنت نبودی؟

شیطنت های خاص خودم را داشتم یعنی بی سر و صدا خرابکاری می کردم یک روز دختر همسایه آمده بود منزل ما من هم گفتم بیا موهایت را سشوار کنم چون خیلی وزوزی بود بعد یک پارچ آب یخ خالی کردم رو سرش و اون بنده خدا تا من موهایش را درست کنم می لرزید.

*دوست داری چه طوری بمیری؟
خیلی شاعرانه در اقیانوس آرام یا دریای آتلانتیک غرق شوم و بروم به اعماق آبها اینکه در کمال سلامتی بمیرم دوست ندارم مریض شوم

روی سنگ قبرت چه می نویسی؟

حالا دیگه سکوت

برای چی سکوت؟

تا صداهای دیگر را بشنوم

کارتون های مورد علاقه؟

رامکال, بچه های کوهستان, آلپ, مهاجران, خانواده دکتر ارنست, حنا دختری در مزرعه, جودی ابوت, آن شرلی, سند باد و حتی نخودی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 14:55  توسط   | 

مزایای بدحجابی و مانکن خیابانی بودن:

 

۱-تغییر کاربری دستمال سفره و دم کنی به روسری و صرفه جویی در پول و پارچه

۲-بچه مطرح شدن خروس و دارکوب به علت مد شدن مدل موی خروسی و بالا رفتن قیمت خروس در حد گاو

۳-بالا رفتن بی سابقه فروش گن های لاغری سونا بلت در حد کمپانی مایکروسافت به علت پوشیدن مانتوهای بدن نما و خوش هیکل بودن ۹۰٪ دخترای ایرانی (روم به دیوار مورچه خاک به گور)

۴-تولید نیروی برق و الکتریسیته و از راه اشعه تولید شده زلف دختران ایرانی در حد نیروگاه بوشهر

۵-قوی شدن چشم مردان ایرانی در حد تلسکوپ و گسترش زبان فارسی خصوصا این ضرب المثل((یه نگاه که حلاله))

۶-کاهش نرخ بیکاری افراد شاغل در شغل های شریف خفاش شب..عنکبوت..اتو زنی..تاکسی مرسی..مدیریت خانه عفاف..

۷-ایجاد بازار کار برای دختران ایرانی به عنوان حوری در بهشت و دوبی

۸-پر شدن اوقات فراغت برادران همیشه در صحنه بسیج و برخورد با خانمها

۹-پیداش شدن خیلی میلیون جنیفر لوپز که استعداد انها سالها زیر مانتوی گشاد هدر میرفت

۱۰-افزایش فروش انواع گریس و متعلقات به علت نیاز دختران برای پوشیدن و دراوردن مانتوهای چسبان

۱۱-تکامل چشم مردان ایرانی و قابلیت چرخش در ۳۶۰ درجه برای دید زدن حداکثر داف ممکن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 19:47  توسط   | 

ناصر عبداللهي درگذشت

زنده ها خيلي براش کهنه بودند
     خودشو تو مرده ها جا زد و رفت

    
    
    
      

    دل من يه روز به دريا زد و رفت
    پشت‌پا به رسم دنيا زد و رفت
    زنده‌ها خيلي براش كهنه بودن
    خودشو تو مرده ها جا زد و رفت
    هواي تازه دلش مي‌‌خواست ولي
    آخرش توي غبارا زد و رفت
    دنبال كليد خوشبختي مي‌‌گشت
    خودشم قفلي رو قفلا زد و رفت
    يه دفعه بچه شد و تنگ غروب
    سنگ توي شيشه فردا زد و رفت
    دفتر گذشته‌ها رو پاره كرد
    نامه فرداها را تا زد و رفت
    به سرش هواي حوا زد و رفت
    «ناصر عبداللهي» خواننده پاپ كشورمان ظهر امروز در بيمارستان هاشمي‌نژاد تهران درگذشت... خواننده معروف ترانه‌ «ناصريا» بامداد سوم آذر ماه در بيمارستان خليج‌فارس بندرعباس به دليل مشكلات كليوي و از كار افتادن كليه بستري شد و سپس به كما رفت و بعد از چند روز به بيمارستان شهيد محمدي بندرعباس منتقل و در بخش ICU اين بيمارستان بستري شد و سپس به تهران منتقل شد، اما اجل به او مهلت نداد و ظهر امروز درگذشت.
    آيا ايرانيان به راحتي مي‌‌توانند صداي دلنشين او را از خاطره‌ها پاك كنند، آيا مي‌‌توانند به همين راحتي از او دل بكنند. دنيا چقدر كوچك است... انگار همين ديروز بود، كه در تالار اجتماعات دانشگاه‌الزهرا براي ازدواج دانشجويي حاضر شده بود، مردي خونگرم كه براي خوشي مردم همه كار مي‌‌كرد، دريك شب برفي او تازه عروس و دامادها را با صداي دلنشين خود تا خانه مشتركشان بدرقه كرد... انگار همين ديروز بود، با هم در برنامه جشن فارغ‌التحصيلي دانشجويان يكي از دانشگاههاي آزاد اطراف تهران، به همراه بهزاد ابطحي شركت جستيم و او براي مدعوين تكنوازي گيتار و پركاشن كرد. مي‌‌گفت پول نمي‌‌خواهم، براي اين كه خاطره‌اي خوب از خودم به يادگار بگذارم آمده‌ام... انگار همين ديروز بود، پشت‌صحنه، كنسرتش در تالار ميلاد... به من گفت: «پژمان»، از ما كم مي‌نويسي و من گفتم: «ناصرجان، از تو چه بنويسم؟ آنچه كه بايد مي‌‌نوشتم طي سال‌ها كار خبرنگاري نوشتم، همه ايران تو را مي‌‌شناسند، جنوبي و شرقي و شمالي و غربي... و گفت: چه‌طور؟ گفتم: تو با تمامي خوانندگان خوب ايران تفاوت داري؟ بم صدايت درمغز استخوان انسان تا سال‌ها مي‌‌ماند، تنظيم‌هاي زيبايي فولكور تو به اين راحتي‌ها از خاطر هيچ‌كس بيرون نمي‌‌رود... از تو چه بنويسم، تويي كه نامت در تمام ايران زبانزد است... بر روي شانه‌ام زد و گفت: ما را چه به اين حرفا...
    واقعا تا 50 سال ديگر كه بشود، نسل‌هاي امروز و فردا، ترانه‌ «ناصريا» را هر گاه كه گوش دهند، براي‌شان تازگي دارد...
    انگار همين ديروز بود، فرهنگسراي خاوران... شهرداري از او دعوت كرده بود كه براي اهالي آنجا كنسرت برگزار كند... نمي‌‌دانيد آن شب او چه كار كرد؟ دل‌خوشي مردم، دل خوشي او بود... از مرحوم عبداللهي خاطرات فراواني دارم... اما چند ساعت از مرگ او نگذشته و من حال درستي ندارم، انگشتانم توان قلم فرسايي ندارد... با او، بهزاد ابطحي و سعيد شهروز خاطرات زيادي دارم... زماني كه در آلبوم «غزلك»، سعيد يكي از ترانه ها را با هم كاري ناصر خوانده بود، تا صبح در استوديو بوديم، روحيه او مثال‌زدني بود و تشويق‌هايش دلگرم كننده... چند سطري درباره زندگي مرحوم به رشته تحرير درآوردم، مروري بر زندگي 36 ساله‌اش...

    
    ناصر عبداللهي در دهم دي‌ماه 1349 در محله مسجد بلال بندرعباس متولد شد. فرزند سوم خانواده است و چهار برادر و يك خواهر دارد. در حال حاضر متاهل و چهار فرزند به نام‌هاي نويد، نازنين، نامي و نينا دارد. فرزند آخرش، به نام نينا، هفت ماهه است.
    جمعه شب چند هفته پيش، در برنامه عبور شيشه‌اي رضا رشيدپور مجري برنامه اعلام كرد: لحظاتي پيش به من خبر رسيد كه خواننده خوب كشورمان ناصر عبداللهي دچار يك سانحه شده است و در كما به سر مي‌برد.
     خبر سخت و ناگوار بود. محمد اصفهاني كه مهمان برنامه بود، سعي كرد هر طور شده خبري تهيه كند اما از آنجا كه ناصر عبداللهي در بيمارستاني در بندرعباس بستري بود، نتوانست به اين مهم دست پيدا كند.
     آنهايي كه خود را جزوي از جامعه اين موسيقي مي‌دانستند و بيننده اين برنامه بودند، با شنيدن اين خبر شوكه شدند. <ناصر در كما...> مگر چه اتفاقي برايش افتاده است. اولين سانحه‌اي كه براي ناصر پيش‌بيني مي‌شد، تصادف با اتومبيل بود.
     اين خبر در ساعات پاياني آن شب در محافل هنري پيچيد كه ناصر در حال رانندگي تصادف شديدي كرده و در كما به سر مي‌برد.
     صبح شنبه چند سايت خبري اعلام كردند كه ناصر عبداللهي خواننده پرآوازه پاپ ايران در بيمارستان محمدي بندرعباس، در حالت كما به سر مي‌برد و دياليز كليه مي‌شود.
    حالا همه از يكديگر مي‌پرسيدند كه چه اتفاقي براي او افتاده؟ دياليز چرا؟
    <سعيد شهروز> دوست صميمي ناصر عبداللهي تلفن را برمي‌دارد. الو...
    منم... چي شده سعيد؟
    سعيد گريه مي‌كند: <حالش اصلا خوب نيست،> او خاطرات فراواني با ناصر دارد، سعيد نمي‌تواند به درستي صحبت كند، مي‌گويد: <دارم با بهنام ابطحي مي‌روم بندرعباس.>
    سعيد! ناصر چه طوري تصادف كرد؟
    تصادف؟ تصادف نكرد، كتكش زده‌اند، به قصد كشت زدنش بي‌معرفت‌ها! بي‌انصاف‌ها!
    كي؟ چي؟ كتك چيه؟ سعيد چي مي‌گي؟
    نمي‌دانم، پريشب (پنجشنبه)در يکي از کوچه هاي بندرعباس او به طرز فجيعي مورد هجوم قرار گرفت.
     صورتش به كلي به هم ريخته، آن‌قدر لگد به پهلوهايش زده‌اند كه كليه‌هايش از كار افتاده است، ضريب هوشي‌اش 5 و فشارش 6 است، مي‌روم بندرعباس زنگ مي‌زنم. اين اولين خبري بود كه از ناصر عبداللهي به دست آورديم.
    اين اتفاق باعث شد كه ظرف دو سه روز حرف و حديث‌هاي زيادي درباره ناصر عبداللهي بر سر زبان‌ها بيفتد، ناصر چرا به اين وضع افتاد؟ آيا او دشمناني داشت كه وي را به اين روز انداختند؟
      
    ناصر عبداللهي از اهالي خونگرم بندرعباس است كه در سال 1349 ديده به جهان گشود.

    وي در خانواده‌اي متعصب و مذهبي به دنيا آمد، هنوز بيست سالش تمام نشده بود كه با دختري از اهالي بندرعباس ازدواج كرد. ثمره اين ازدواج سه فرزند بود.
     وي در آن زمان براي دلش گيتار مي‌نواخت. از همان زمان بمي صدايش شديدا گوش‌نواز بود، در اواسط دهه هفتاد، برنامه‌اي از شبكه اول پخش مي‌شد، به نام برنامه صبح بخير ايران كه مجري آن اقبال واحدي هفته‌اي يك بار اين برنامه را در مركز استان برگزار مي‌كرد آن روز گرم تابستان هم، واحدي برنامه‌اش را آنجا اجرا كرد.
     در آن صبح دل‌انگيز جواني با نواختن كيبورد، در پشت صحنه، موسيقي زيبايي را به معرض نمايش گذاشت.
     پس از اتمام برنامه، <اقبال واحدي> به او پيشنهاد داد كه به تهران بيايد و موزيك صحنه مجريان تلويزيون در برنامه‌هاي ارگاني و غيردولتي كه از سوي شركت‌ها برگزار مي‌شد، را بر عهده گيرد. سپس ناصر به تهران آمد، اما اين ناصر را راضي نمي‌كرد... در همان زمان موسيقي پاپ كم‌كم جاي خود را در كشور باز كرده بود. در سال 1376، خشايار اعتمادي پس از سال‌ها، اولين آلبوم پاپ را روانه بازار كرد. پس از او چند خواننده ديگر اين كار را كردند و همين امر باعث شد تا ناصر عبداللهي هم كه از يك نعمت خدادادي به نام صداي خوش برخوردار بود، وارد اين ميدان شود. در سال 78، او به همراه بهنام ابطحي آلبومي را تنظيم كرد كه بسيار شنيدني بود.
    آلبوم <دوستت دارم> با دكلمه پرويز پرستويي. عبداللهي با اين آلبوم خيلي زود جاي خود را در پيشگامان موسيقي پاپ باز كرد و نامش بر سر زبان‌ها افتاد. صداي زيبايش كه يك بمي خاص داشت به همراه تنظيم‌هاي زيبا كه تلفيقي از موسيقي خبري بود، ترانه‌هاي او را شنيدني كرد. عبداللهي زودتر از آنچه كه فكر كند، اوج گرفت و <ناصر> مردم ايران شد. ترانه <ناصريا> و همچنين آلبوم <هواي حوا>ي او اوج كارهاي هنري اين خواننده بود.
    
      
    
    يك منبع آگاه به ما گفت: <اين فرضيه كه ناصر عبداللهي در جايي ديگر مورد ضرب و شتم قرار گرفته و سپس به خانه آورده شده، كمرنگ‌تر است، به احتمال زياد، وي در منزل مسكوني‌اش دچار اين سانحه شده است. او به احتمال زياد مهاجمين را مي‌شناسد.>
    
    
    

ناصر عوض شده بود!


    آنان كه دوستي نزديكي با ناصر عبداللهي داشتند با خصوصيات اخلاقي او كاملا آشنا بودند. يكي از دوستان نزديك عبداللهي كه دوست نداشت نامش فاش شود، به ما مي‌گويد: اين اواخر ناصر از لحاظ اخلاقي كمي تغيير كرده بود.
     او رو به عرفان آورده بود و بيشتر وقت خود را با خواندن كتاب صرف مي‌كرد. او مي‌گفت: شايد آلبوم <معجزه>، آخرين آلبومم باشد، براي اين آلبوم خيلي زحمت كشيدم. عبداللهي چهارماه پيش به بندرعباس بازگشت و در محله‌اي كه به دنيا آمد، خانه‌اي اختيار كرد.
      
    پس از دو هفته از بستري شدن عبداللهي در بندرعباس او به هوش نيامد. از اين رو تصميم بر اين گرفته شد كه وي را به تهران و به بيمارستان شهيد هاشمي نژاد منتقل كنند. گرچه اين در حالي بود كه متخصصان در بندرعباس مي‌گفتند، وي بايد خود به خود به هوشياري برسد. در روزهاي اول بستري شدن ناصر، ضريب هوش او 5 بود اما پس از چند روز اين ضريب هوشي دوباره بالا رفت، ولي دو هفته پس از گذشت اين حادثه يك بار ديگر ضريب هوشي به 5 رسيد از اين رو پزشكان با نظر خانواده تصميم گرفتند كه ناصر عبداللهي در تهران بستري شود، به اين اميد كه او هوشياري كاملش را به دست آورد.
    در همين ارتباط يك منبع آگاه به ما گفت: متاسفانه پس از گذشت 21 روز (سه هفته) از آن واقعه اوضاع مساعدي در انتظار ناصر نيست، به ويژه اين‌كه كليه‌هاي او هم از بين رفته است و به احتمال زياد اين نقيصه را تا پايان عمر با خود به همراه دارد. از طرفي صورت ناصر بسيار لا‌غر و نحيف شده است و با ديدن او به ياد مردي مي افتاديم كه روزگاري صدايش دل همه را مي لزراند.
    
    سعيد شهروز گفت: براي اين‌كه ناصر هوشياري‌اش را به دست آورد، داخل گوش وي هدفون گذاشته‌اند و ترانه‌هاي خود او را برايش پخش مي‌كنند و ديده شده كه او بارها پلك زده است اما در يك مدت كوتاه پزشكان اميدوار بودند که موفق نشدند.
    
      
    دل من يه روز به دريا زد و رفت
    پشت‌پا به رسم دنيا زد و رفت
    زنده‌ها خيلي براش كهنه بودند
    خودشو تو مرده‌ها جا زد و رفت
    خانواده سبز و وبلاگ هله له، اين ضايعه دردناك را به جامعه موسيقي ايران، خانواده وي، مادر داغدارش و تمامي ايرانيان عزيز تسليت عرض مي‌‌نمايد... ياد و خاطره ناصر براي هميشه در دل هاست...
    ناصر اگر به تقدير خدا زنده بود، دهم دي ماه سال 1385، 36 ساله شدن خود را جشن مي‌‌گرفت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 17:26  توسط علی  | 

آهنگ بسیار زیبا از سسور به نام فاز بالاس به سبک ترنس

Sasver - Faaz Balas

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 13:32  توسط علی  | 

آهنگ جدید و بسیار زیبای معین به نام طلوع من

Moein - Toluoe Man

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 12:49  توسط علی  | 

امیدوارم از جوک های من راضی باشید لطفا ما را از نظرات سازنده خودتون محروم نکنید

.

ترکه میره استخر شیرجه میزنه تو ۴متری میاد بالا میگه چه نفسی داشته کاشی کارش.

.

چوپان دروغگو میره جهنم بهش میگن: کی هستی؟

میگه:دهقان فداکار!!!!!!!!!!!

.

اصفهانیه تو رالی شرکت میکنه وسط راه مسافر سوار می کنه!!!

.

ترکه مسجد می سازه می بینه کسی نمیاد نماز بخونه

تابلو میزنه نماز صبح ۱رکعت بدون وضو!!!!!!!

.

دو نفر میرن سوراخ لایه ازون رو بدوزن خودشون میمونن اونور!!!

.

به ترکه میگن:زنت خونه نیست چکار میکنی؟ میگه:استراحت

میگن:هست چی؟ میگه: استقامت

.

معلم به شاگرد

معلم:۵تا حیوون درنده نام ببر؟

شاگرد:۲تا ببر ۳تا شیر!!!!!!!!!!!!

.

ترکه نماز میخونده میگه:الحمدالله رب العالمین

خدایا سرتو درد نیارم ولاالضالین

.

با تشکر از حمایت شما

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 12:3  توسط ساشا  | 

ترکه میره تلفن همراه ثبت نام کنه بهش میگن:۳ماه دیگه میدیم

ترکه رو کمربندش مینویسه:بزودی در این مکان یک عدد موبایل افتتاح خواهد شد!!!!!!!

.

ترکه میره مسابقات قرآن شلوار ورزشی می پوشه!!!!!

.

ترکه دنبال دزد می کنه از دزده جلو میزنه!!!!!!!

.

ترکه میره دزدی صاحب خانه پا میشه میگه:کیه؟

ترکه میگه:بخواب گربه است بع بع......!!!!!!

.

روش دفع انگل:۳روز چای بیسکویت میخوری

بعد فقط چایی میخوری کرمه میاد بیرون میگه:

پس بیسکویتش کجاست!!!!!!

.

۳نفر خونشون برق نداشتن تصمیم میگیرن از خیابون برق بگیرن

بعدش هی برقشون ۲دقیقه یکبا میرفته اگه گفتی چرا؟

چون از چراغ راهنمایی برق گرفته بودن

.

ماشا الله از بس نظر میدید آدم دل گرم میشه

حیفتون میاد نظراتون رو حروم کنید

با تشکر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 18:3  توسط ساشا  | 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 17:38  توسط   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 17:31  توسط   | 

و حالا پست بترکون:

آهنگ جدید از سیجل و علیرضا جی جی که خیلی دنبالشن و تازه اوومده البته از وقتی سیجل رفت تو گروه زدبازی قرار نبود دیگه این آهنگ بیاد ولی چه کنیم دیگهمن گذاشتمش.برید حال کنید.

 

Sijal Ft. Alireza JJ - Soosoola خیلی با حاله

فایل زیپ هست                                      Password: centermusic.blogfa.com&holeleh.blogfa.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 13:54  توسط علی  | 

اینم آهنگ جدید از روزبه و انده رپ و پورال به نام ترکت می کنم.

Roozbeh Ft. Enderap Ft. Poural - Tarket Mikonam

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 13:53  توسط علی  | 

سلام اینم آهنگ جدید از محمود رامتین و حامد بیلکس با همراهی مهدی اصیلی به نام دختره ریاضی.

 

MahmoodRamtin & Hamed Bilax(0912) feat Mehdi Asili - 2Khatare Riazi 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 13:53  توسط علی  | 

مهتاب خانوم آهنگ نفرین علی اصحابی رو می خواستن که اصلا آهنگی به این اسم نیست. یه آهنگ برادره علی اصحابی خونده به نام نفرین و کینه که من کله آلبومش رو می زارم اگه نبود بگین که تو شعر چی می خونه علی اصحابی چون علی اصحابی آهنگ صدای نفرتی رو داره. مرسی.

 

01_ Mikoshamet

02_ Bad Mikonam

03_ Bi Gonah

04_ Zakhme Zaboon

05_Talafi

06_ Nefrino Kineh

07_ Boro

08_ Liaghat Nadari

09_ Mizaramet Kenar

10_ Khejalati

11_ Jahanam

12_ Gole Hasrat

13_ Leh Shodeh

14_Eshghe Ikpir

15_ Entegham

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 13:51  توسط علی  | 

حميدرضا پگاه: شايد براي علي پروين فيلم بسازم!

سلام به همه ببخشید که چند روزی نبودم و تشکرم می کنم از اونایی که سراغ منو می گیرفتن واقعا متشکرم(مخصوصا مهتاب خانوم) باور کنید این نظرات شماست که به ما دلگرمی میده تا وبلاگ رو آپدیت کنیم انشاالله از این به بعد بتونم هر روز یا یک روز در میون آپدیت کنم    
    
   

     در ايام ماه مبارك رمضان، مجموعه آخرين گناه را هر روز از تلويزيون ديديم، در همان زمان با پگاه يك گفتگوي خواندني انجام داديم، با اين حال خيلي از خوانندگان با ما تماس گرفتند و سوالات زيادي مطرح كردند، كه از پگاه بپرسيم، از اين رو يك بار ديگر بنا به درخواست شما گفتگويي با پگاه البته از نوعي ديگر انجام داديم كه خواندنش خالي از لطف نيست، ضمن اين‌كه پگاه رسما اعلام كرد، من پرسپوليسي هستم، اما بازيگر نقش مقابل من مينا لاكاني استقلالي بود. وي اين روزها در كار جديد شاهد احمدلو نقش‌آفريني مي‌كند. او قرار بود فوتبال را در نقش دروازه‌بان به شكل حرفه‌اي ادامه دهد، اما به يك باره سر از تلويزيون و سينما در آورد. بازيگري از نگاه او يعني «خلق كردن» مي‌باشد.


    • من به تقدير و قسمت خيلي اعتقاد دارم، آن چيزي كه از شرايط موجود بر مي‌آيد و مي‌شود با استناد به آن حدس زد ادامه همين بازيگري است، بدم نمي‌آيد كار و شغل دومي داشته باشم تا مجبور نشوم كارهايي را قبول كنم كه با تفكراتم متفاوت است، اميدوارم كاري را در بازيگري به خاطر شرايط مالي انجام ندهم.
    • هدف نهايي من از بازيگري عين خود زندگي كردن است.
    • بازيگري از آن لحاظ برايم مهم است تا بتوانم بيشتر در زندگي لذت ببرم، وقتي كاري را دوست نداشته باشي و انجامش دهي، به طور حتم نتيجه خوب نخواهد شد، اين جمله كليشه‌اي را شنيده‌اي كه آنچه از دل برآيد لاجرم بر دل نشيند؟
    سختگير بودنم در انتخاب‌ها به اين دليل نيست كه مخاطبين يا منتقدان چه خواهند گفت، از اين منظر مهم است كه من با كاري كه انجام مي‌دهم بتوانم ارتباط برقرار كنم، شايد به يك جور خودخواهي بتوان تعبيرش كرد كه نتيجه‌اش تنها عايد خودم نخواهد شد، كار در سينما گروهي است، اگر بازيگر حالش خوب نباشد انرژي منفي‌اش در ديگران هم تاثير مي‌گذارد پس بايد براي انتخاب كار، آن را دوست داشت.
    • شغل من بازيگري است و منبع درآمد ديگري ندارم، پول هم يكي از فاكتورهايي است كه زمان انتخاب در تصميم من دخيل مي‌باشد اما سعي كرده‌ام فاكتور چندم باشد نه فاكتور اول يا دوم.
    • اين تجربه بارها ثابت شده كه يك نفر نمي‌تواند فيلم را از شكست نجات دهد، نمونه‌هاي آن در سينما موجود است، چه سينماي ايران چه سينماي جهان.
    • ته ذهنم كارگرداني را دوست دارم و يكي از دلمشغولي‌هايم به حساب مي‌آيد. كارهاي ديگر اين عرصه نه تاكنون آنچنان كار خاصي جذبم نكرده است.

    • انشاا... يك روز فيلم مي سازم، در اولين فرصتي كه پيش بيايد يك فيلم كوتاه با سوژه انتظار خواهم ساخت.
    • برخي آدم‌ها براي شهرت، محبوبيت و جايگاه ويژه تلاش‌هاي مذبوحانه هم انجام مي‌دهند. مافيا در سينماي ما وجود دارد، من آن را حس كرده و با آن دست و پنجه نرم كرده‌ام حتي در همين بخش كاري شما مطبوعات مگر مافيا وجود ندارد؟ همه جا وجود دارد.
    • مطمئن باش هر كس راه خودش را پيدا مي‌كند چيزي كه براي من مهم است اين‌كه از خودم به عنوان يك انسان راضي باشم. خدا از حق خودش مي‌گذرد اما از حق بنده‌اش نمي‌گذرد. اين‌كه كسي از دست من ناراحت نباشد برايم خيلي اهميت دارد، شايد جايي از حق خودم هم بگذرم تا سوءتفاهم‌ها به حداقل برسد، همان مافيايي كه مطرح كرديم بر طبق امكاناتي شكل مي‌گيرد كه در اختيارش گذاشته مي‌شود، برخي هم وارد اين بازي مي‌شوند تا رشد كنند دليلش هم ضعف فرهنگي است، با صداقت مي‌شود اين مافيا را شكست داد.
    • قبل از بازيگري در شبكه دو براي تهيه كارهاي مستند اجتماعي به عنوان دستيار تهيه‌كننده فعاليت مي‌كردم.
    • براي همه كارهايم با اين انرژي سركار رفتم كه بهترين كارم بشود، گفتم چيزي كه برايم بسيار مهم است لذت بردن از كار و زندگي است.
    سريال تفنگ سرپر جايي بود كه اين شرايط مهيا شد، حتي مي‌توانم به شبانه هم اشاره كنم اما در مورد كارهاي ديگرم به صورت نسبي علاقه‌ام به آنها كم و زياد دارد.
    • آقاي شكيبايي و خانم تهراني در كاغذ بي‌خط و همچنين شوكران، خانم ليلا حاتمي در ليلا، آقاي مظفري در سگ‌كشي و مسافران، گلشيفته فراهاني در بوتيك و درخت گلابي، جاني دپ، ژوليت بينوش و آل‌پاچينو بهترين نقش‌هايي بود كه ديدم.
    • زماني كه دروغ مي‌شنوم يا موقعي كه خوابم مي‌آيد و شرايط خوابيدن مهيا نباشد، از بدترين ساعات زندگي ام است.
مي‌داني يكي از بدترين روزهاي چند وقت اخير زندگي‌ام كي بود. همين چند روز قبل كه به خاطر باريدن ده سانتي‌متر برف براي رفتن به منزل از ساعت 15/20 تا پنج صبح در اتوبان چمران گير كردم، يعني چه در پايتخت يك مملكت با كوچك‌ترين برفي بايد شاهد ترافيكي اين چنين باشيم، آن هم در يكي از بزرگراه‌هاي اصلي، خنده‌دار است نيست؟ شايد هم بايد بگويم گريه‌دار است.
    • شيطنت در مدرسه كه كار روتين بود، هر كس با توجه به روحيات و شخصيت دروني‌اش شيطنت‌هاي مختلفي داشت. من هم طنز مخصوص به خودم را داشتم و بيشتر براي ديگران اسم انتخاب مي‌كردم.
    • در 13 سالگي رفتم پرسپوليس تست دروازه‌باني دادم آن موقع ضياء عربشاهي و كاظم سيدعليخاني به دروازه‌بان‌ها شوت مي‌زدند و وحيد قليچ انتخاب مي‌كرد، من هم انتخاب شدم، دو سه هفته هم رفتم تمرين ولي چون راه بين خانه و محل تمرين دور بود ديگر ادامه ندادم.
    • يك بار هم تيم هما بازيكن انتخاب مي‌كرد من هم انتخاب شدم اما چون دوستم انتخاب نشد نرفتم، در هما هم به عنوان هافبك تست دادم.
    • هميشه در مدرسه و كوچه مشغول فوتبال بودم تا پايان دبيرستان هم بازي مي‌كردم بعد از آن سربازي پيش آمد و كنار گذاشتم و تبديل شد به گهگداري بازي كردن، در دروازه‌باني احساس مي‌كنم اگر ادامه مي‌دادم شايد الان در تيم ملي حضور داشتم.
    • من ناصر حجازي را خيلي دوست دارم، عابدزاده را هم همين‌طور.
    • دروازه‌بان‌هاي فوتبال ايران در حال حاضر صددرصد نيستند و با ايده‌آل‌هاي تيم ملي يك مقداري فاصله دارند، ميرزاپور در كار با پا ضعيف است، رحمتي خيلي زياد ريسك مي‌كند. طالب‌لو جثه ضعيفي دارد، رودباريان به نظر من قدش كمي كوتاه است، فرشيد كريمي همش روي شش قدم مي‌ايستد، محمد محمدي هم در خروج‌ها با مشكل روبه‌روست، البته نه هنگام ارسال توپ از جناحين اما بي‌جهت از دروازه بيرون مي‌آيد.
    • پينگ‌پنگ، بدنسازي، واليبال و يك كم هم ورزش‌هاي رزمي مثل تكواندو كه خيلي ادامه نداشت را به صورت تفريحي انجام داده ام.
    • دو آتيشه و متعصب صرف نيستم ولي پرسپوليس را بيشتر دوست دارم مي‌توانيد من را يك پرسپوليسي حساب كنيد.
    • پرسپوليس دنيزلي بازيكن ندارد، در حقيقت از كمبود مهره به ويژه مهاجم گلزن رنج مي‌برد، در اين تيم گلزني به چشم مي‌آيد؟ به طور مثال وقتي كريم باقري آسيب مي‌بيند كسي است جايگزينش شود؟
    • باشگاه‌هاي انگلستان را خيلي دوست دارم، در انگليس از بازي چلسي و آرسنال خوشم مي‌آيد و در اسپانيا هم رئال مادريد.
    • علي پروين را دوستدارم ولي اصلا نمي‌شناسمش شايد برخي در موردش بد صحبت كنند ولي من همين طوري به او علاقه‌مندم، آدم به شدت باهوشي است و كاراكتر بسيار دوست‌داشتني دارد، در تاريخ فوتبال ايران ناصر محمدخاني مرا
به وجد مي‌آورد، حميد درخشان را هم دوست داشتم. در بين خارجي‌ها مارادونا جايگاه خاصي دارد. در بين مربيان هم از منچيني خوشم مي‌آيد يا خود مورينيو. فراموش نكن كه اسطوره دروازه‌باني من كسي نبود جز سپ ماير. راستي يك سوال هيچ وقت معلوم نشد. چرا دل بوسكه را از رئال بركنار كردند؟ رئال ديگر بعد از او نتيجه جالبي نگرفت. دل بوسكه بلد بود چگونه از بازيكنان استفاده كند هر چند به او مربي فوتبال بودن نمي‌آمد و مي‌توانستي در هر كار ديگري به غير از فوتبال تصورش كني.
    • خوب بازي كردن فوتبال مثل همه ورزش‌هاي ديگر نيازمند شناختن و ياد گرفتن اصولي آن است. وقتي مربي خارجي مي‌گويد در باشگاه‌هاي بزرگسالان مجبور بوده به بازيكنان كنترل توپ كه از اصول اوليه فوتبال است ياد بدهد ريشه‌اش را در مديريت پيدا كنيد، مشكل عدم سرمايه‌گذاري روي نونهالان و فوتبال پايه است، در فوتبال ما يك روز فلان بازيكن سرما مي‌خورد تيم نتيجه نمي‌گيرد يا يك روز سرحال است تيم نتيجه مي‌گيرد.
    • بازي‌هاي ليگ امسال را نديدم حسم اين است كه استقلال و پرسپوليس مي‌توانند يك پاي قهرماني باشند، سايپا اگر همين جور ادامه دهد مي‌تواند قهرمان شود.
    • فوتبال ايران را مي شود به آش شله‌قلمكار تشبيه كرد يا بهترين مثالي كه مي‌شود زد به آشي كه آشپز خوبي ندارد.
    • فكر نمي‌كنم روزي فيلم ورزشي بسازم. اما اگر فيلمي در مورد علي پروين ساخته شود، فيلم جذابي خواهد شد و براي هر بازيگري ايفاي نقش او مي‌تواند آرزو باشد، چون كاراكتر (شخصيت) پروين به شدت سينمايي است.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 17:17  توسط رضا  | 

ترکه میره استادیوم تو موج مکزیکی غرق میشه!!!!!!!

.

ترکه پلیس مخفی میشه تا ۳سال گم میشه پیداش نمیکنن

.

به ترکه میگن:برای خمیر دندون پونه تبلیغ بساز

میگه:خمیر دندون پونه چشم رو نمی سوزونه!!!!!!!!!!!

.

یه جهنمی میره دم در بهشت میگه: یه لیوان آب خنک بدید

بهشتیه میگه:نمیدم جهنمیه میگه:

تو هم میای در جهنم آب جوش بگیری دیگه!!!!!!!

.

دخترا اولش غیر از شوهر هیچی نمی خوان

به شوهر که رسیدن همه چیز میخوان!!!!!

.

ترکه از تاکسی پیاده میشه در رو محکم میبنده میگه:پدر سگ خودتی

راننده میگه:من که چیزی نگفتم  ترکه میگه:بعدا که میگی!!!!!!!!!!!!!!!!!

.

ترکه بربری میخره در راه از جلوی نونوایی لواشی رد میشده

میبینه نون ها دارن تو دستگاه میچرخن به یارو میگه:

چقدر میگیری بربری ما رو هم سوار کنی؟!!!!!!!!!!!!!!!!!

.

برای دلگرمی ما اظهار نظرات خود را به تعویق نیندازید

با تشکر

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 13:38  توسط ساشا  | 

 آلبوم جدید و زیبای امید علومی به نام  O2

 

Laf e Asheghi

Zakhm e Shamshir

Cheshmaye Barooni

Marham

Montazeresh Nabash

Mahaal

Khianat

Gharibeh

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 12:43  توسط علی  | 

 آلبوم جدید و بسیار زیبای یاسین به نام اسارت

 

بهت بگم

خداحافظی

اسارت

عشق های زود گذر

تو که نیستی

سارق

مضحکه

نامهربون

ظالم

کاشکی به جات میمردم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 8:58  توسط علی  | 

پشت صحنه از باغ مظفر

توضیحات: پشت صحنه فیلم برداری یکی از سکانس های سریال باغ مظفر. توی این سکانس مهران مدیری و نصرا... رادش بازی می کنند

مدت زمان: ۱:۴۶ 

 

download

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 19:2  توسط   | 

به ترکه میگن:بنزین سوپر میزنی؟

میگه:نه بابا خانواده تو ماشین نشسته!!!!!

.

ترکه میره رو پل هوایی میگه:من خر نفهم

ولی مگه شما اینجا رودخانه دیدید که پل زدید!!!!!

.

به ترکه میگن:چرا نمازت رو بی وضو خوندی؟

میگه:میخواستم خدا رو غافلگیر کنم!!!!!

.

ترکه با دوستش تاکسی میگیرن میگن:تجریش ۳نفر چند میگیری؟

یاور میگه:شما ۲نفریدکه؟          ترکه میگه:مگه خودت نمیای؟

.

ترکه میخواسته به دختر تیکه بندازه میگه: در قلب منی هرگز!!!!

.

ژاپنیه به مورچه بعد از چند سال یاد میده با چوب غذا بخوره

میاره تو میدون شهر به مردم نشون بده

ترکه رد میشدهمیبینه همه جمع شدن میاد مورچه رو له میکنه

میگه:آخه مورچه هم ترس داره!!!!!!!

.

ترکه با دوستش میره پارتی. بعد فرداش دوستش زنگ میزنه

میگه:خوش گذشت؟ ترکه میگه:آره تازه اسم یه گل رو هم گذاشتن

رو من هی میگفتن اسگل باید برقصه اسگل باید برقصه!!!!!!!

.

زن ترکه دوقلو میزاد ترکه میگه:ارزون حساب کن دکتر جفتشو ببریم!!!!!!

.

لطفا ما را از نظرات بی نقص خود محروم نکنید

با تشکر

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 16:45  توسط ساشا  | 

آلبوم جدید و بسیار زیبای Ebru Gundes به نام Kacak

 

Hayatta Basarilar Diliyorum

Mazi

Kacak

Seni Unuturum

Dertler Benim Olsun

Mutluluklar Diliyorum

Saygilarimla

Iyi Sanslar

Gidiyorum

Seni Sevmedigim Yalan

Seni Sevmeyen Olsun

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 15:10  توسط علی  | 

آهنگ جدید و فوق العاده زیبای Meysoos با همراهی Ignore به نام همیشه تو فکرمی که سبکش R&B هست

Meysoos Feat. Ignore - Hamishe To Fekrami

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 14:35  توسط علی  | 

به ترکه میگن:چرا جورابت یه لنگش آبیه یه لنگش قرمزه؟

میگه:والله نمیدونم ی لنگه هم مثل اینا تو خونه دارم!!!!!!!!!!

.

ترکه میره غواسی تو عمق۳۰ متری یه کوسه میاد

بهش میگه:شما ترک هستید؟ترکه میگه؟

از کجا فهمیدی؟ کوسه میگه:آخه کپسول آتش نشانی پشتته!!!!!!!!

.

ترکه میره بهشت زیر پای مادرا له میشه!!!!!!!!!!

.

ترکه میره خرشو بفروشه وسط راه خوابش میبره

بیدار میشه میبینه خرش داره پول میشمره!!!!!!!

.

ترکه داشه خرشو میزده میگن:چرا میزنیش حیوونو؟

میگه:تو مسایل خانوادگی دخالت نکنید!!!!!!!!!!!!!!!

.

ترکه خودشو به موش مردگی میزنه گربه میاد می خورتش!!!!!!!!!

.

کاغذ می افته رو سر ترکه میمیره کاغذ را باز میکنن می بینن

توش نوشته آجر

.

ترکه رییس صداوسیما میشه بعد چند وقت برکنارش میکنن

میگن:چرا بر کنار شدی؟ میگه:هیچی وسط اذون آگهی پخش کردیم!!!!!!

مطالب بالا فقط جهت خنده و سرگرمی است  و ما قصد اهانت به کسی را نداریم

 

و ضمنا ما را از نظرات سازنده ی خودتان محروم نکنید.     با تشکرات فراوان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 16:33  توسط ساشا  | 

آهنگ جدید و زیبای ایمان با همراهی علی فضل علیپور بنام مادر 

Free image hosting FreeShare.us

Eman - Madar

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 11:32  توسط علی  | 

آهنگ جدید بی باک به نام حقایق

Bibak - Haghayegh

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 11:9  توسط علی  | 

ادامه دارد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 13