|
|
|
|
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت 13:50 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
آهنگ جدید رضا پیشرو به نام داد بزن .(این آهنگ برای رو برای آتیش که نامزدش بود خونده.)خیلی باهاله.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت 13:47 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
آهنگ پدر خوانده من از دیاکو و پیشرو .
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت 13:39 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
آهنگ جدید و زیبای کیا به نام بگو آخه کجایی
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت 11:25 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
آهنگ بابك جهانبخش به نام تازگيها ( درخواستي )
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت 11:10 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|||||
نادر سليماني: بيجهت ممنوعالكار بودمنادر سليماني را از سالها قبل با بازي در مجموعه «ساعت خوش» ميشناسيم، اما او اعتقاد دارد، همانقدر كه اين مجموعه برايمان، خوب بود برايمان دردسر هم آفريد، پس از پخش اين مجموعه دو ماه ممنوعالكار شدم، قرار بود مسعود كيميايي در فيلم ضيافت از ما استفاده كند، اما تمامي رشتهها پنبه شد... حضور او در ساعت خوش با بازي در نقش خاندايي در كنار سعيد آقاخاني و ترانه محبوب آنها «سلام سلام، خان داييجان» هنوز از يادها نرفته است سيماني از نامهربانيها به ويژه ممنوعالكارياش كه هيچگاه دليلش را نفهميد، خاطره بسيار تلخي در دل دارد، او در باطن غمگين است، اما عجيب اينكه در سر صحنه خنده از لبانش محو نميشود، چهل سال از خداوند عمر گرفته است و در عرصه هنري، خود را يك تئاتري ميداند، بچه جنوب، «آبادان» است، مثل خيلي از آبادانيها، خونگرم... از كارهاي سينمايي او ميتوان به مرد عوضي، لاكپشت، كليد ازدواج، علي سنتوري، نصف مال من نصف مال تو، اشاره داشت... گفتههاي او را بخوانيد:
• من گلهاي كوچك دارم، دوستان وقتي در چارچوب جادويي و خيالي ديده نشويم ما را باور ندارند و قبول نميكنند كه هنرمند هستيم. وقتي كه ديده ميشويم تازه به ياد ما ميافتند. اين اشتباه است، هنرمند اگر بميرد هم زنده است، سعي كنيم در زمان زنده بودن به ياد او باشيم و از او تقدير كنيم، اين حرفها را براي خودم نميگويم براي همه هنرمندها مطرح ميكنم. البته اين گله را دوستانه محسوب كنيد. • ميتوان گفت بازيگري طنز غريزي است اما معتقدم اول بايد خوب ببيني بعد خوب گوش كني و در آخر هم خوب ادا نمايي، بايد در وجود بازيگراني كه كار طنز انجام ميدهند بداههگويي سرشته شده و بازيگر طنز با اين مهم آميخته باشد در غير اين صورت نسبت به خواستههاي مردم كم خواهد آورد، بايد درونمايه كار طنز را داشته باشي، البته ميشود آن را به مرور زمان ياد گرفت ولي خيلي سخت است. • شما در طنز جاهايي را مثل كاريكاتور درست ميكني، يك جور اغراق البته دست روي نقاطي خواهي گذشت كه حساسيت برانگيز است حال به سود آن موضوع يا ضررش. • سادهنگري اصل اول يك طنز است و بعد نكتهبيني، اين دو مقولهاي است كه در كارهاي مهران مديري وجود دارد. همين موضوع طنز او را از بقيه كارها جدا ميكند و باعث تمايز ميشود. در كل مديري دنبال قيد و بندهاي مرسوم نمايشي نيست البته اين هم يك گونه از طنز به حساب ميآيد. • خودم را بازيگر تئاتر ميدانم، اگر غلو حساب نكنيد تئاتر را خيلي ميپسندم چون ساده و بيغل و غش بوده به قول خودمان Face to face است، نفس به نفس تماشاگر كار ميكني خيلي سختتر از بازي در سينما و تلويزيون است، در تئاتر جاي برگشتي وجود ندارد، گذشته همان لحظه تمام ميشود و به حال ميرسد. • پرويز پرستويي نمونه يك بازيگر بسيار تواناست يا اكبر عبدي و... • كارگرداني را بعد از بازيگري خيلي دوست دارم البته نه اينكه آن را در زماني كوتاه تجربه كنم و به خاطر وقت مناسب در اختيار نداشتن يا همان «فورسماژور» بودن، سريع و تند دست به كار شوم، دوست دارم يك يا دو سال روي آن تحليل و بررسي كنم و بعد به عمل برسانم. اميدوارم روزي اين روياي شيرين به واقعيت تبديل شود نه فقط براي من بلكه براي تمام كارگردانهاي جوان.
• «سلطان و شعبان» را خيلي دوست داشتم. بعد «محله برو بيا» و «محله بهداشت». از بهترين طنزهايي بود كه ديدم. • ممنوعالكاري آن هم بدون هيچ دليل قانعكنندهاي، بعد از ساعت خوش چه فيلمهاي خوبي آن هم با كارگردانهاي بزرگي مثل مهرجويي، افخمي، بيضايي، يدا... صمدي و مسعود كيميايي را از دست دادم، آنموقع شنيده بودم ضيافت آقاي كيميايي اول قرار بود با بچههاي ساعت خوش ساخته شود. • به زندگي شيماييها خيلي زياد علاقه دارم، بچههايي كه در جنگ شيميايي شدند مشكلات متعدد و طاقتفرسايي دارند اين را بهخاطر چيز خاصي نميگويم براي امتحان هم كه شده يك دقيقه نفس خود را حبس كنيد آنها به سختي نفس ميكشند اگر داستان آنها عين واقعيت ساخته شود ميتوان خنده و گريه را همزمان از مخاطب گرفت، ميشود كاري كرد كه مردم در سينما و بعد از بيرون آمدن زارزار گريه كنند. • از خودم راضيام چون نادر سليماني خيلي زحمت ميكشد. اين را جدي ميگويم تا آنجايي كه توان دارد به رفقايش كمك ميكند و به فكر خانوادهاش هم هست، پس چرا بايد ناراضي باشم؟ • وقتي تهمت ناروا به من ميزنند يا حرفي را به زور ميخواهند به من بقبولانند به شدت عصبي ميشوم. اين تنها نقطه ضعفم است، اينكه كاري نكرده باشم و بگويند تو انجام دادهاي، آنقدر جسارت دارم اگر كاري كرده باشم با قدرت جوابگوي آن باشم چون كسي را بالاتر از خدا نميبينم. • در زماني كه كاري پيشنهاد نشود فقط قرض كردن را ياد گرفتهايم. خوشبختانه يا متاسفانه حقيقت محض است، چه كار ميتوانم انجام دهم مكانيكم؟ رانندهام؟ بايد قرض كنيم و خجالت بكشيم اول قرض ميكنيم بعد كه كار جور شد قرضها را ميپردازيم. • ممنوعالكاري بدترين ساعت زندگي من است. زماني بود كه انتظار ميكشيدم در باز شود و بگويند تو ميتواني بازي كني، اگر نگذارند بازيگر بازي كند انگار دست و پايش يا زبانش را قطع كردهاند، انگار همه چيزش را گرفتهاند، يك مرده متحرك.
• عاشق كارتون هستم شايد ساعتها بنشينم به تماشا كردن و خسته نشوم در حالي كه يك فيلم سينمايي خستهام كند و از ديدن آن حالم به هم بخورد، پا به پاي پسر شش سالهام هومان به تماشاي كارتون مينشينم سيندرلا، پينوكيو، سفيد برفي و هفت كوتوله و در كل همه كارتونهاي والت ديزني، پت و مت هم ماه است. بازيگر بايد كارتون ببيند مخصوصا اگر كارش طنز باشد، در كارتون خلاقيت فوقالعادهاي وجود دارد چون غيرممكنها را به راحتي ممكن ميكند. • يك بار عاشق شدهام، كه الان همسرم هستند. دروغ هم نميگويم عشق نور الهي است و اگر عشق نداشته باشي مطمئن باش اتصالت به خداوند درست نيست، من عاشق خانوادهام هستم. • چهاردهم اسفند 1345 در آبادان، به دنيا آمدم. • تا 14 سالگي در منطقه ارتشيهاي كارون آبادان، بعد از شروع جنگ رفتيم شيراز، رفسنجان و تهران، نقطه به نقطه تهران هم زندگي كردهام چون مستاجر بودهام و هنوز هم هستم. • الان در غرب تهران، مرزداران زندگي ميكنم. • فوقديپلم بازيگري و كارگرداني، ديپلمم نيز راه ساختمان بود. • من زياد شيطنت نميكردم، شيطنتم از دبيرستان به بعد شروع شد بيشتر هم كل كل انداختن با بچهها. يك بار دسته بخاري كلاس را طوري گذاشتم كه حسابي داغ شود معلم وقتي آن را گرفت دستش سوخت. الان از كارم عذر ميخواهم ولي در كل رابطهام با معلمها خيلي خوب بود.
• از سن 14 تا 21 سالگي كشتي آزاد ميگرفتم. به خاطر تئاتر ورزش را ول كردم، ورزش كردنم از زماني كه وارد دانشكده شدم كم شد تا روز به روز به وزنم اضافه شد. • وزنهبرداري كار كردهام البته بيشتر براي علاقهام. به صورت تفريحي هم به پينگپنگ و دوچرخهسواري پرداختهام. • اصلا فوتبال بازي نكردهام، تا به حال پايم به توپ نخورده، فوتبال سخت است اما تماشاي آن را دوست دارم بهخصوص بازيهاي تيم ملي چون عرق مليام اجازه نميدهد تماشا نكنم. • در استان فارس دوبار مدال طلا در رشته كشتي گرفتم البته طلا كه نبود از اين مدالهاي مثلا طلا در وزن 72 كيلو رده سني جوانان اول شدم. • شگردم يك خم و دو خم بود، خاك هم بيشتر ميرفتم دنبال سگك، يك خم را خيلي خوب تبديل به دو خم ميكردم. • اصلا برايم فرق نميكند استقلال ببرد يا پرسپوليس، اميدوارم هر دو تيم موفق باشند. از ورزشي كه تعصب در آن جنجال و حاشيه به پا كند بدم ميآيد. • جهان پهلوان تختي هميشه زنده است. براي او نميتوان مرگي در نظر گرفت، سن من كه قد نميدهد اما شنيدم مردانگي در وجودش موج ميزده، نمايانگر يك ورزشكار و انساني اصيل است. • هنرمندها هم مثل ورزشكاران زود فراموش ميشوند. در هنر هم علي داييهاي زيادي داشتيم كه بعد از زحمات زياد آنها را شكستيم و فراموش كرديم، در هنر هم مثل ورزش اين جمله صدق ميكند كه قهرمان زنده را عشق است. |
||||||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت 0:38 توسط رضا
|
|
||||||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 12:38 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
اينم از آهنگ هاي درخواستي کوروش صنعتی به نام عشق من و آرشام به نام كي دلش مياد
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 12:26 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
آهنگ جدید علی اصحابی به نام محشره کبرا
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 18:35 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
آهنگ جدید و بسیار زیبای هیفا به نام Wehby Naughty .
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 18:33 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
آهنگ جدید بی باک به نام تو چی میشناسم .
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 18:32 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
اینم آهنگ زیبای امیر تتلو و رضا پیشرو به نام امشب بمون.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 18:30 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
آهنگ جدید و زیبای گروه هرپارک به نام سایه .
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 18:29 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
اینم آهنگ جدید از گروه پارتیزان به نام پارتی زیر زمینی.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 18:29 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
گفت و گوی خواندنی با محمدرضا هدايتي در مورد «باغ مظفر» و «شب های برره» منبع: هفته نامه صبح زاهدان و خبر گزاری انتخاب
محمدرضا هدايتي اين هنرمند توانمند زاهداني، نياز چنداني به معرفي ندارد. معرفي كاراكتر منصور خان در باغ مظفر خالي از لطف نيست؛ وي 32 ساله، متاهل و داراي يك فرزند پسر بنام هامون است. از اينكه نام فرزندش را هامون گذاشته به خود ميبالد، زيرا هم اصالتش را حفظ كرده و هم معتقد است كمتر سيستاني نام پسرش را هامون مي گذارد. هدايتي كارش را با تئاتر شروع كرده، چرا كه تئاتر استخوان بندي بازيگري است و بايد گفت كه هر بازيگر توانايي، خاك خورده صحنه تئاتر است. به بهانه پخش مجموعه طنز باغ مظفر، گفت وگويي با وي ترتيب داديم كه در زير مي خوانيد: هدایتی: من از سال 78 با ايشان كار مي كنم. پس از 6 كاري كه با مديري داشتم و به ويژه بعد از پاورچين، تقريباً تبديل به يك تيم شديم. گروه آقاي مديري معمولاً همين ها هستند. در هر برنامه معمولاً ذهنش به سمت اين گروه مي رود، اگر مشغول كار و اجراي ديگري بودند، از افراد ديگري استفاده مي كند. خب طبيعي است كه در اين كار هم از من دعوت به عمل آمد.
● فكر باغ مظفر از كجا آمد؟ ● اگر موافق باشيد قبل از پرداختن به باغ مظفر قدري راجع به <برره> صحبت كنيم كه معتقدم هنوز فراموش نشده است. اصلاً چه شد كه برره نيمه كاره رها شد؟ هدایتی: برره همزمان با آغاز محرم متوقف شد. قرار براين بود كه تا شب عيد ادامه بدهيم و داستان را به پايان برسانيم. بعد از محرم هم چند بار به ما گفتند آماده باشيد مي خواهيم كليد بزنيم اما هر بار تماس ميگرفتند كه منتفي شده است. راستش را بخواهيد خودم هم هيچ وقت نفهميدم جريان از كجا آب مي خورد. البته شايعات زيادي مطرح بود؛ عده اي مي گفتند آقاي مديري براي شركت چاي تبليغ كرده و باعث ممنوعيتش شده كه البته صحت نداشت. نهايتاً فهميديم صدا و سيما به اين نتيجه رسيده كه برره با توجه به بازتاب هاي عجيب و غريبش ادامه پيدا نكند. ظاهراً آقاي ضرغامي بايد جواب خيلي ها را مي داده. ● پس فشارهاي سياسي مانع ادامه پخش <برره> شد؟ ● فكـــــر ميكنيـــــد ايراد اصلي مربوط به نوع گويش بود؟
● به نظر من پيام هاي اجتماعي- سياسي برره به مراتب بيشتر از باغ مظفر بود. نظر شما چيست؟ ● مثلاً يكي از پيام هاي برره اشاره به اقتصاد تك محصولي كشور(نفت) بود. اينكه دست روي دست مي گذاشتند تا نخودها سبز شود و اين بيكاري يك جور كاركردن تلقي مي شد. هدایتی: بله، شايد چنين برداشتي بتوان كرد. ● و يا اينكه سيامك انصاري (سواي اينكه همواره كاراكترهاي منفعل، توسري خور و زن ذليل را بازي مي كند) در نقش روزنامه نگاري بازي مي كرد كه هيچ توجهي به وي نمي شد و همواره مورد سرزنش قرار مي گرفت. شايد اين هم نمادي از در حاشيه قرار داشتن و بي توجهي به جريان روشنفكري باشد. اينكه روزنامه نگاران همواره مورد سرزنش حاكميت قرار دارند. هدایتی: البته فكر نمي كنم شروع كار با چنين هدفي بود. شالوده شخصيت كيانوش كاملاً اجتماعي بود و شايد نتوان آن را به كل جريان روزنامه نگاري تعميم داد. ● تفاوت برره با باغ مظفر را در چه مي دانيد؟ ● با توجه به خانوادهاي سنتي و خاص همچون مظفر و در مقابل خانوادهاي امروزي همچون بردبار، آيا ميشود گفت جدال و تقابل سنت و مدرنيته به تصوير كشيده شده است؟ هدایتی: اگر شما بخواهيد اين هم مي شود! ولي ما اصراري به نشان دادن جدال سنت و مدرنيته نداريم. فكر نمي كنم چنين خانواده اي با اين شمايل (خان و خان زاده) و لباس پوشيدن وجود داشته باشد. ما يك جور كاريكاتور را نشان مي دهيم؛ به نوعي غلو كرده ايم. ● بردبار چطور؟ شايد اين خانواده نماد يك خانواده امـــــروزي باشد، آن هم با اين همـــــه بي احترامي و شلوغي.
هدایتی: بحث خو گرفتن نيست. وقتي يك كاري شروع مي شود، يك سري چارچوب هايي به بازيگر داده مي شود كه بايد در قالب آن كار كند. عرض كردم كه ما يك تيم شده ايم. در كارهايي كه با مديري انجام مي دهم بيشتر نقش يك پيرمرد غرغرو و خشن را بازي مي كنم و اين خواست ايشان است كه البته به نوعي تخصص هم براي من تبديل شده است. هدایتی: نمي شود گفت راحت ترم. در سريال هاي ديگر هيچ وقت نقش پير نگرفته ام؛ مثلاً سريال نيستان يا وكيل محله و يا فيلم هاي سينمايي بي وفا و شام عروسي هيچ ربطي به اين شخصيت هاي كاريكاتور گونه ندارد. ● از آخرين كارهايتان بگوييد؟ هدایتی: آخرين كار سريال در چشم باد به كارگرداني آقاي جوزاني است، كه هنوز تمام نشده. از چند روز ديگر بايد يك ماه به بندر انزلي بروم ... پس از محرم نيز آلبوم موسيقي بنده به بازار مي آيد. ● آلبوم مذكور محلي است؟ ● عنوان آلبوم چيست؟ ● برگرديم به منصورخان. اين لهجه بيرجندي از كجا آمد. ياور طغرل زابلي كجا و منصورخان بيرجندي كجا ؟! هدایتی: البته من جايي عنوان نكردم كه اين گويش، بيرجندي است، گفته ام مربوط به جنوب خراسان است. برخي از بيرجندي ها هم مي گويند كه اين لهجه مربوط به < مود > است؛ ولي باز هم بعضاً از كلمات زابلي استفاده مي كنم. ● اين < اِندِ> كه آخر جملات اضافه كرده اي ظاهراً در گويش بيرجندي ها جايگاهي ندارد؟ هدایتی: اين يك جور لهجه قُلهكي است. يكي از دوستان من كه اتفاقاً از شميراني هاي اصيل است، اين موضوع را تاييد كرد و اتفاقاً خودش هم در آخر حرفهايش حرف <د> اضافه مي كند. ● استفاده از اين گويش فكر خودتان بود؟ ● پس كاملاً بداهه بود؟ ● چون شايعه شده بود كه چندين ماه آموزش ديده اي؟ هدایتی: نه، كاملاً اتفاقي بود. البته در زاهدان، بيرجندي هاي زيادي داريم. من هم سال ها در زاهدان بوده و با آنها زندگي كردهام. بنابراين با اين لهجه آشنايي داشتم و نيازي به آموزش نبود. ● قطعاً هر بازيگري دغدغه هايي نسبت به جامعه خويش دارد. دغدغه هاي شما چيست. آيا سعي كرده ايد كه اين دغدغه هـــــا را در قالب بازي به تصوير بكشيد يا چنين كاري را با اصول حرفه اي مغاير مي دانيد؟ هدایتی: دغدغه، يك بحث است و حرفه بحثي ديگر. بله دغدغه هاي زيادي دارم. نسبت به ملتم، به كشورم و مسائلي كه گريبانگيرش شده از قبيل تحريم ها و سختي هايي كه مردم تحمل مي كنند حساسم و دغدغه دارم؛ اينكه هويت ايراني چه بود، الان چه شده و چه قرار است بشود. اينها نه تنها دغدغه من كه دغدغه هر ايراني است. دل آن ايراني كه براي ايران نتپد، همان بهتر كه نتپد. اما فراموش نكنيم كه شغل و حرفه من چيز ديگريست. من در نهايت يك بازيگرم و آن چيزي را كه به من بدهند، اجرا مي كنم كه در واقع حرف و پيام خود من نيست. ● صحبت از پيام شد. فكـــــر نميكنيد نوعي پيام زدگي در باغ مظفر ديده ميشود. با توجه به سوابق مهران مديري، بعيد بود كه اين قدر به تبليغات بپـــردازد. از لبنيات و ماكاراني گرفته تا بنزين و صرفه جويي. اگر چه به سبك خوبـــــي اجرا مي شـــــود و قالب طنزش را حفظ كرده اما فكر نميكنيـــــد؛ قدري سبك و سطحي به نظر ميآيد؟ هدایتی: اولاً كه اين نوع تبليغ را من تاكنون نديدم. مخلوط شدن طنز با پيام بازرگاني كار جالب و منحصربه فردي است كه رخ داده. اما اينكه ميگوييد نسبت به كارهاي گذشته عجيب است حرف درستي است كه البته دليل دارد. دليلش اين است كه اين كار هيچ پولي از صدا و سيما نمي گيرد كه هيچ، بايد به تلويزيون پول هم بدهد ! ظاهراً سياست سازمان به اين سمت مي رود كه چون كانال خصوصي نداريم، لااقل كارها با سرمايه خصوصي ساخته شود. شايد هم يك جور تست و آزمايش باشد. ● از هنگامي كه <گل مراد> آمد، <منصورخان> به محاق رفته است. چرا؟ هدایتی: بالاخره وقتي شخصيت جديدي وارد مي شود، چند قسمتي بايد به وي پرداخته شود تا جاي خود را باز كند مخصوصاً اينكه برنامه ما 45 قسمت بيشتر نيست.
● پس به زودي به پايان مي رسد؟ ● لوكيشن باغ مظفر به نسبت لوكيشن متنوع برره، قدري كسل كننده و تكراري نيست؟ ● جناب هدايتي فضاي فرهنگـــــي كشور را چگونه مي بينيد؟ ● خبر داريد كه تنها سينماي زاهدان هم تعطيل شد؟
● رمز موفقيتت را در چه مي داني؟ ● هر مجموعه تلويزيوني يا سينمايي يك هدف كلي را دنبال مي كند. باغ مظفر چه برون دادي را دنبال مي كند؟ ● ● ● گفت و گو : عماد مزاري – سردبیر هفته نامه صبح زاهدان |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 21:59 توسط رضا
|
|
||
|
|
|
|
|
اینم آهنگ آرشام به نام کی دلش میاد به درخواست افسانه.(عکس ازش نداشتم.)
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 13:2 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
اینم آلبوم جدید و زیبای شهرام صولتی به نام قسم.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 17:17 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 17:16 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
اینم ورژن جدید آهنگ نفس بریده از محسن چاوشی و محسن یگانه.
Mohsen Chavoshi Feat Mohsen Yeganeh - Nafas Borideh New Version |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 17:14 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
اینم آهنگ جدید بهنام علمشاهی به نام بی وفا. (درخواستی از افسانه)
راستی آهنگ کوروش صنعتی تو آرشیو هستش.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 17:13 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
اینم آهنگ جدید از مسعود سعیدی به نام عسک تو که البته این آهنگ قبل از تماس کاریش نکن اوومده بود. (اینم یه عکس قشنگ از مسعود سعیدی.)
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 17:10 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
توجه توجه!
اگر زمانی با آدرس HoleleH.blogfa.com به این وبلاگ اومدید و وبلاگ باز نشد یا مشکل دیگری داشت با آدرس زیر به وبلاگ بیاید با تشکر! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 15:41 توسط رضا
|
|
||
|
|
|
|
|
آهنگ جدید و زیبای بهنام رادان به نام بازیگر
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 10:53 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
آهنگ جدید و بسیار زیبای مسعود سعیدی ، هیچکس ، پیشرو ، تاتالو و قاف (علی جی) به نام تماس کاریش نکن
Hich Kas Ft. Masoud Saeedi Ft. Amir Tataloo Ft. Pishro Ft. QuF - Tamas Karish Nakon |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 15:31 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
پاسخ مسابقه ۲:
جواب مسابقه شماره ۲ مشخصات زیر بیوگرافی کدام بازیگر است؟ متولد۲ تیر ۱۳۵۵ است.مجرد است و در اهواز به دنیا آمده است.دارای مدرک فوغ لیسانس پرستاری است.اولین بازی وی در فیلم رویای جوانی(نادر مقدس) بوده است و امسال هم یکی از پرکارترین بازیگران صدا و سیما بوده است. جواب: مریم کاویانی
تعداد شرکت کننده ها: ۳۹ نفر تعداد پاسخهای درست:۳۵ پاسخ صحیح برندگان: حامد از تهران نسیم از مازندران مجید از قزوین جوایز برندگان(برندگانی که شهر خود را نوشته بودند) طی ۲ روز آینده(شنبه) یوزر و پسوردشون براشون ایمیل زده میشه!
منتظر مسابقه بعدی باشید شاید برنده ی بعدی شما باشید!!! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 11:44 توسط رضا
|
|
||
|
|
|
|
|
با سلام به شما من به دلیل پاره ای از مشکلات متاسفانه شاید برای مدتی و شاید برای همیشه نتونم کارکنم امیدوارم که با آخرین آپ من شاد شید و اگر از من گله ای دارید ببخشید
امیدوارم خوب باشند و شما را راضی کنند
یه بار یک نفر میخواسته یه اصفهانی رو بکشه تو غذاش موز میرزه . تركه تا ده سال براي مادرش عزاداري ميكرد و همش گريه ميكرد . بهش گفتند : آخه چقدر گريه ميكني ، ده سال گذشته گفت: "آخه هر وقت يادم ميافته كه موقع خاكسپاريش چه دست و پايي ميزد جيگرم آتيش ميگيره "!!! . . يك روز يه مرده ميره طوطي بخره.ميبينه يك طوطي هست كه قيمتش 10 ميليون تومنه,از فروشنده ميپرسه: . . يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينهزني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته تركها تو كوچه بن بست گير كرده . .
. يه روز ميخاستن يه دستگاه دروغ سنج رو تست كنند . يه تركه و يه اصفهانيه و يه رشتيه ميرن واسه تست اصفهانيه اول نشست و گفت : ما اصفهانيا آدمای مهمون نواز و دست و دل بازی هستيم يه دفه دستگاه با گيوتين گردنش رو زد نوبت رشتيه شد : ما رشتيا آدمهايی هستيم با مرام ، غيور و با غيرت يه دفه دستگاه گردنش رو زد تركه نشست : ما تركا آدمايی هستيم. دستگاه گردنش رو زد ... . یه نفر با یه اصفهانی دست به یقه میشه.اصفهانی بجای عمل متقابل التماس کنان با لهجه شیرین اصفهانی میگه<<آقا شوما را به خدا یقمو ول کنین آ گوشمو بیگیرین.آخه یقم پاره میشد . . به فرمانده پادگان خبر دادند كه پدر يكي از سربازان يك روز قبل مرده است. فرمانده گروهبان را احضار كرد و به او گفت: . . چه اصفهانیه از باباش میپرسه: بابا برای عید نوروز نمیریم چهلستونو ببینیم من خیلی دوست دارم بدونم چه شکلیه؟ باباش میگه: چرا نمیریم پسرم؟ اگه مُفتیش کردند ما هم میریم . . تيم ملي فوتبال آرژانتين براي يك ديدار دوستانه با تيم محلات اردبيل به ايران مياد.قبل از مسابقه . . تو ارديبل مانور ميذارن ... دشمن فرضی پيروز ميشه . . ترکه ميخاست بره تهران يه مگس اونو اذيت ميكرده . . با تشکر دوستارتان ساشا |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 14:47 توسط ساشا
|
|
||
|
|
|
|
|
پس از مدت ها انتظار یکی از شاهکار های سال وایسا دنیا با صدای سلطان مشکی رضا صادقی
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 17:11 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
آلبوم جدید و بسیار زیبای علیرضا عصار به نام نهان مکن
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 15:2 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
مسابقه۲! مسابقه۲!
جایزه ۳۰ ساعت اینترنت ۵۶k رایگان این وبلاگ به مناسبت دومین سالگرد تاسیس هله له در بلاگفا ۳ مسابقه دارد که در هر کدام به برندگان به قید قرعه به ۳ نفر ۱۰ ساعت اینترنت رایگان ۵۶k می دهیم! مسابقه شماره دو مشخصات زیر بیوگرافی کدام بازیگر است؟ متولد۲ تیر ۱۳۵۵ است.مجرد است و در اهواز به دنیا آمده است.دارای مدرک فوغ لیسانس پرستاری است.اولین بازی وی در فیلم رویای جوانی(نادر مقدس) بوده است و امسال هم یکی از پرکارترین بازیگران صدا و سیما بوده است. سوال خیلی ساده هست!
توجه: ۰۱-حتما ایمیل خود را بگذازید تا در صورت برنده شدنتان به شما اطلاع دهیم (در صورت ننوشتم ایمیل یا یک نشونی اسمتان در قرعه کشی شرکت داده نخواهد شد) ۰۲-جوایز فقط برای استانهای های مقابل است:تهران-مازندران-اصفهان-فارس-اراک-تبریز-خراسان-قزوین-زنجان-گیلان -خوزستان و بندرعباس است- و حتما شهرتون رو هم بگید!(متاسفانه برای بقیه جوایز برای تمام ایران نیست ۰۳-اسمتون یا اسم مستعارتون رو هم حتما بگید(از اسمهای بیخود مانند: تپل-حالا- ایکس و... خودداری کنید) ۰۴-مهلت شرکت در مسابقه تا ۵شنبه ۲۱ دی است. ۰۵-بعد از چک شدن جوابتهاتون توسط مدیر وبلاگ جوابتون از قسمت نظرات پاک می شود تا برای بقیه جواب لو نره!!!
در صورت رعایت کردن به بند ۱ و۳ و ننوشتن اسم شهرستانتان اسم شما در قرعه کشی قرار نخواهد گرفت!!!! منتظر جوابهای شما هستیم |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 22:57 توسط رضا
|
|
||
|
|
|
|
|
از ترکه ميپرسن: امام اول كيه؟ يخورده فكر ميكنه، ميگه: بابا يك راهنمايي بكنيد... ميگن: شمشيرش معروفه.. ميگه: آها... ZORO! ------------------------------------ ------------------------------- --------------------------- ------------------------------ ----------------------------
------------------------- ---------------------------------- --------------------------- ---------------------------- ------------------------ ------------------------------ ------------------------ --------------------------- . . شبي ملانصرالدين خواب ديد كه كسي ۹ دينار به او مي دهد، اما او اصرار مي كند كه ۱۰ دينار بدهد كه عدد تمام باشد. در اين وقت، از خواب بيدار شد و چيزي در دستش نديد. پشيمان شد و چشم هايش را بست و گفت: «باشد، همان ۹ دينار را بده، قبول دارم.» . . با تشکر از شما دوستان که به ما امید آپدیت کردن می دهید |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 9:38 توسط ساشا
|
|
||
|
|
|
|
|
» راز اشيا پرنده ( یوفو) مشاهده یک سری از نورهای عجیب در دو روز اخیر باعث شده تا گروهی از محققان تحقیقات خود را برای پرس و جو از شاهدان عینی آغاز کنند تا مشخص شود آیا ما در واقع در حال بررسی توسط تمدنهای فرابشری هستیم یا نه؟ دو روز پیش دو نفر که از جاده ای در شهر نوفالک آمریکا میگذشتند شئی مثلثی و سیاه رنگ را مشاهده کردند که از بالای سر آنها در حال پرواز بود ولی موسسه تحقیقات فضایی نورفالک حدث می زند افراد بیشتری شاهد این شئ پرنده بوده اند مشاهده شهود در باره این یوفو یکی از شاهدان این جسم پرنده ناشناس در تماسی که با خبر گذاری اخبار عصر ایالتی داشته مشاهده جسمی غول پیکر و مثلثی شکل را گذارش داده است و فرد دیگری از کارمندان یک شرکت هواپیمایی خصوصی که در برج فرود مشغول به کار بوده وجود جسمی پرنده و ناشناس را در رادار خود به مسئولین ارتش آمریکا گزارش داده است یک متخصص پرواز که درخواست کرده هویت او پنهان بماند در حالی که در راه برگشت به خانه از سینما بود متوجه این جسم پرنده در آسمان | ||