تبليغاتX


هله له جوک و آهنگ و سینما و...
جوکهای هله له (محمود رشتی) و موزیک ایرانی و هنرپیشگان ایرانی و...
آلبوم جدید و زیبای رامین فروغی به نام بمون .

بمون

هدیه

برو برو

دیونه نکن

دنیا دیگه مثل تو نداره

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 13:50  توسط علی  | 

آهنگ جدید رضا پیشرو به نام داد بزن .(این آهنگ برای رو برای آتیش که نامزدش بود خونده.)خیلی باهاله.

Reza Pishro - Dad Bezan

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 13:47  توسط علی  | 

آهنگ پدر خوانده من از دیاکو و پیشرو .

Pishro Feat Diako - Pedar Khanehye Man

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 13:39  توسط علی  | 

آهنگ جدید و زیبای کیا به نام بگو آخه کجایی

Kia - Bego Akhe Kojaei

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 11:25  توسط علی  | 

آهنگ بابك جهانبخش به نام تازگيها ( درخواستي )

Babak Jahan Bakhsh - Tazegiya

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 11:10  توسط علی  | 

نادر سليماني: بي‌‌جهت ممنوع‌الكار بودم

    
    نادر سليماني را از سال‌ها قبل با بازي در مجموعه «ساعت خوش» مي‌‌شناسيم، اما او اعتقاد دارد، همان‌قدر كه اين مجموعه برايمان، خوب بود برايمان دردسر هم آفريد، پس از پخش اين مجموعه دو ماه ممنوع‌الكار شدم، قرار بود مسعود كيميايي در فيلم ضيافت از ما استفاده كند، اما تمامي رشته‌ها پنبه شد...
    حضور او در ساعت خوش با بازي در نقش خان‌دايي در كنار سعيد آقاخاني و ترانه محبوب آنها «سلام سلام، خان دايي‌جان» هنوز از يادها نرفته است سيماني از نامهرباني‌ها به ويژه ممنوع‌الكاري‌اش كه هيچ‌گاه دليلش را نفهميد، خاطره بسيار تلخي در دل دارد، او در باطن غمگين است، اما عجيب اين‌كه در سر صحنه خنده از لبانش محو نمي‌‌شود، چهل سال از خداوند عمر گرفته است و در عرصه هنري، خود را يك تئاتري مي‌‌داند، بچه جنوب، «آبادان» است، مثل خيلي از آباداني‌ها، خونگرم... از كارهاي سينمايي او مي‌‌توان به مرد عوضي، لاك‌پشت، كليد ازدواج، علي سنتوري، نصف مال من نصف مال تو، اشاره داشت... گفته‌هاي او را بخوانيد:

    • من گله‌اي كوچك دارم، دوستان وقتي در چارچوب جادويي و خيالي ديده نشويم ما را باور ندارند و قبول نمي‌‌كنند كه هنرمند هستيم. وقتي كه ديده مي‌‌شويم تازه به ياد ما مي‌‌افتند. اين اشتباه است، هنرمند اگر بميرد هم زنده است، سعي كنيم در زمان زنده بودن به ياد او باشيم و از او تقدير كنيم، اين حرف‌ها را براي خودم نمي‌‌گويم براي همه هنرمندها مطرح مي‌‌كنم. البته اين گله را دوستانه محسوب كنيد.
    • مي‌‌توان گفت بازيگري طنز غريزي است اما معتقدم اول بايد خوب ببيني بعد خوب گوش كني و در آخر هم خوب ادا نمايي، بايد در وجود بازيگراني كه كار طنز انجام مي‌‌دهند بداهه‌گويي سرشته شده و بازيگر طنز با اين مهم آميخته باشد در غير اين صورت نسبت به خواسته‌هاي مردم كم خواهد آورد، بايد درون‌مايه كار طنز را داشته باشي، البته مي‌‌شود آن را به مرور زمان ياد گرفت ولي خيلي سخت است.
    • شما در طنز جاهايي را مثل كاريكاتور درست مي‌‌كني، يك‌ جور اغراق البته دست روي نقاطي خواهي گذشت كه حساسيت برانگيز است حال به سود آن موضوع يا ضررش.
    • ساده‌نگري اصل اول يك طنز است و بعد نكته‌بيني، اين دو مقوله‌اي است كه در كارهاي مهران مديري وجود دارد. همين موضوع طنز او را از بقيه كارها جدا مي‌‌كند و باعث تمايز مي‌‌شود. در كل مديري دنبال قيد و بند‌هاي مرسوم نمايشي نيست البته اين هم يك گونه از طنز به حساب مي‌‌آيد.
    • خودم را بازيگر تئاتر مي‌‌دانم، اگر غلو حساب نكنيد تئاتر را خيلي مي‌‌پسندم چون ساده و بي‌‌غل و غش بوده به قول خودمان Face to face است، نفس به نفس تماشاگر كار مي‌‌كني خيلي سخت‌تر از بازي در سينما و تلويزيون است، در تئاتر جاي برگشتي وجود ندارد، گذشته همان لحظه تمام مي‌‌شود و به حال مي‌‌رسد.
    • پرويز پرستويي نمونه يك بازيگر بسيار تواناست يا اكبر عبدي و...
    
    • كارگرداني را بعد از بازيگري خيلي دوست دارم البته نه اين‌كه آن را در زماني كوتاه تجربه كنم و به خاطر وقت مناسب در اختيار نداشتن يا همان «فورسماژور» بودن، سريع و تند دست به كار شوم، دوست دارم يك يا دو سال روي آن تحليل و بررسي كنم و بعد به عمل برسانم. اميدوارم روزي اين روياي شيرين به واقعيت تبديل شود نه فقط براي من بلكه براي تمام كارگردان‌هاي جوان.

    
    • «سلطان و شعبان» را خيلي دوست داشتم. بعد «محله برو بيا» و «محله بهداشت». از بهترين طنزهايي بود كه ديدم.
    
    • ممنوع‌الكاري آن هم بدون هيچ دليل قانع‌كننده‌اي، بعد از ساعت خوش چه فيلم‌هاي خوبي آن هم با كارگردان‌هاي بزرگي مثل مهرجويي، افخمي، بيضايي، يدا... صمدي و مسعود كيميايي را از دست دادم، آن‌موقع شنيده بودم ضيافت آقاي كيميايي اول قرار بود با بچه‌هاي ساعت خوش ساخته شود.
    
    • به زندگي شيمايي‌ها خيلي زياد علاقه دارم، بچه‌هايي كه در جنگ شيميايي شدند مشكلات متعدد و طاقت‌فرسايي دارند اين را به‌خاطر چيز خاصي نمي‌‌گويم براي امتحان هم كه شده يك دقيقه نفس خود را حبس كنيد آنها به سختي نفس مي‌‌كشند اگر داستان آنها عين واقعيت ساخته شود مي‌‌توان خنده و گريه را همزمان از مخاطب گرفت، مي‌‌شود كاري كرد كه مردم در سينما و بعد از بيرون آمدن زار‌زار گريه كنند.
    
    • از خودم راضي‌ام چون نادر سليماني خيلي زحمت مي‌‌كشد. اين را جدي مي‌‌گويم تا آنجايي كه توان دارد به رفقايش كمك مي‌‌كند و به فكر خانواده‌اش هم هست، پس چرا بايد ناراضي باشم؟
    
    • وقتي تهمت ناروا به من مي‌‌زنند يا حرفي را به زور مي‌‌خواهند به من بقبولانند به شدت عصبي مي‌‌شوم. اين تنها نقطه ضعفم است، اين‌كه كاري نكرده‌ باشم و بگويند تو انجام داده‌اي، آنقدر جسارت دارم اگر كاري كرده باشم با قدرت جوابگوي آن باشم چون كسي را بالاتر از خدا نمي‌‌بينم.
    
    • در زماني كه كاري پيشنهاد نشود فقط قرض كردن را ياد گرفته‌ايم. خوشبختانه يا متاسفانه حقيقت محض است، چه كار مي‌‌توانم انجام دهم مكانيكم؟ راننده‌ام؟ بايد قرض كنيم و خجالت بكشيم اول قرض مي‌‌كنيم بعد كه كار جور شد قرض‌ها را مي‌‌پردازيم.
    
    • ممنوع‌الكاري بدترين ساعت زندگي من است. زماني بود كه انتظار مي‌‌كشيدم در باز شود و بگويند تو مي‌‌تواني بازي كني، اگر نگذارند بازيگر بازي كند انگار دست و پايش يا زبانش را قطع كرده‌اند، انگار همه چيزش را گرفته‌اند، يك مرده متحرك.

    
    • عاشق كارتون هستم شايد ساعت‌ها بنشينم به تماشا كردن و خسته نشوم در حالي كه يك فيلم سينمايي خسته‌ام كند و از ديدن آن حالم به هم بخورد، پا به پاي پسر شش ساله‌ام هومان به تماشاي كارتون مي‌‌نشينم سيندرلا، پينوكيو، سفيد برفي و هفت كوتوله و در كل همه كارتون‌هاي والت ديزني، پت و مت هم ماه است. بازيگر بايد كارتون ببيند مخصوصا اگر كارش طنز باشد، در كارتون خلاقيت فوق‌العاده‌اي وجود دارد چون غيرممكن‌ها را به راحتي ممكن مي‌‌كند.
    
    • يك بار عاشق شده‌ام، كه الان همسرم هستند. دروغ هم نمي‌‌گويم عشق نور الهي است و اگر عشق نداشته باشي مطمئن باش اتصالت به خداوند درست نيست، من عاشق خانواده‌ام هستم.
    
    • چهاردهم اسفند 1345 در آبادان، به دنيا آمدم.
    
    • تا 14 سالگي در منطقه ارتشي‌هاي كارون آبادان، بعد از شروع جنگ رفتيم شيراز، رفسنجان و تهران، نقطه به نقطه تهران هم زندگي كرده‌ام چون مستاجر بوده‌ام و هنوز هم هستم.
    
    • الان در غرب تهران، مرزداران زندگي مي‌‌كنم.
    
    • فوق‌ديپلم بازيگري و كارگرداني، ديپلمم نيز راه ساختمان بود.
    
    • من زياد شيطنت نمي‌‌كردم، شيطنتم از دبيرستان به بعد شروع شد بيشتر هم كل كل انداختن با بچه‌ها. يك بار دسته بخاري كلاس را طوري گذاشتم كه حسابي داغ شود معلم وقتي آن را گرفت دستش سوخت. الان از كارم عذر مي‌‌خواهم ولي در كل رابطه‌ام با معلم‌ها خيلي خوب بود.

    
    • از سن 14 تا 21 سالگي كشتي آزاد مي‌‌گرفتم. به خاطر تئاتر ورزش را ول كردم، ورزش كردنم از زماني كه وارد دانشكده شدم كم شد تا روز به روز به وزنم اضافه شد.
    
    • وزنه‌برداري كار كرده‌ام البته بيشتر براي علاقه‌ام. به صورت تفريحي هم به پينگ‌پنگ و دوچرخه‌سواري پرداخته‌ام.
    
    • اصلا فوتبال بازي نكرده‌ام، تا به حال پايم به توپ نخورده، فوتبال سخت است اما تماشاي آن را دوست دارم به‌خصوص بازي‌هاي تيم ملي چون عرق ملي‌ام اجازه نمي‌‌دهد تماشا نكنم.
    
    • در استان فارس دوبار مدال طلا در رشته كشتي گرفتم البته طلا كه نبود از اين مدال‌هاي مثلا طلا در وزن 72 كيلو رده سني جوانان اول شدم.
    
    • شگردم يك خم و دو خم بود، خاك هم بيشتر مي‌‌رفتم دنبال سگك، يك خم را خيلي خوب تبديل به دو خم مي‌‌كردم.
    
    • اصلا برايم فرق نمي‌‌كند استقلال ببرد يا پرسپوليس، اميدوارم هر دو تيم موفق باشند. از ورزشي كه تعصب در آن جنجال و حاشيه به پا كند بدم مي‌‌آيد.
    
    • جهان پهلوان تختي هميشه زنده است. براي او نمي‌‌توان مرگي در نظر گرفت، سن من كه قد نمي‌‌دهد اما شنيدم مردانگي در وجودش موج مي‌‌‍زده، نمايانگر يك ورزشكار و انساني اصيل است.
    
    • هنرمندها هم مثل ورزشكاران زود فراموش مي‌‌شوند. در هنر هم علي دايي‌هاي زيادي داشتيم كه بعد از زحمات زياد آنها را شكستيم و فراموش كرديم، در هنر هم مثل ورزش اين جمله صدق مي‌‌كند كه قهرمان زنده را عشق است.
+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 0:38  توسط رضا  | 

یک آهنگ جدید و زیبا از امیر قاسمی و وحید مرادی به نام کربلا

Amir Ghasemi Ft. Vahid Moradi - Karbala

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 12:38  توسط علی  | 

اينم از آهنگ هاي درخواستي کوروش صنعتی به نام عشق من و آرشام به نام كي دلش مياد  

 

كوروش صنعتي - عشق من

آرشام - كي دلش مياد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 12:26  توسط علی  | 

آهنگ جدید علی اصحابی به نام محشره کبرا

 محشره کبرا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 18:35  توسط علی  | 

آهنگ جدید و بسیار زیبای هیفا به نام Wehby Naughty .

 

Haifa - Wehby Naughty

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 18:33  توسط علی  | 

آهنگ جدید بی باک به نام تو چی میشناسم .

بی تو میشناسم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 18:32  توسط علی  | 

اینم آهنگ زیبای امیر تتلو و رضا پیشرو به نام امشب بمون.

Amir Tataloo Ft. Reza Pishro - Emshab Bemoon

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 18:30  توسط علی  | 

آهنگ جدید و زیبای گروه هرپارک به نام سایه .

Harpark Band - Sayeh

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 18:29  توسط علی  | 

اینم آهنگ جدید از گروه پارتیزان به نام پارتی زیر زمینی.

 

Partizan_Underground Party

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 18:29  توسط علی  | 

گفت و گوی خواندنی با محمدرضا هدايتي در مورد «باغ مظفر» و «شب های برره»

منبع: هفته نامه صبح زاهدان و خبر گزاری انتخاب

 

 محمدرضا هدايتي اين هنرمند توانمند زاهداني، نياز چنداني به معرفي ندارد. معرفي كاراكتر منصور خان در باغ مظفر خالي از لطف نيست؛ وي 32 ساله، متاهل و داراي يك فرزند پسر بنام هامون است. از اينكه نام فرزندش را هامون گذاشته به خود مي‌بالد، زيرا هم اصالتش را حفظ كرده و هم معتقد است كمتر سيستاني نام پسرش را هامون مي گذارد. هدايتي كارش را با تئاتر شروع كرده، چرا كه تئاتر استخوان بندي بازيگري است و بايد گفت كه هر بازيگر توانايي، خاك خورده صحنه تئاتر  است.

به بهانه پخش مجموعه طنز باغ مظفر، گفت وگويي با وي ترتيب داديم كه در زير مي خوانيد:  ‌
● چطور شد كه مهران مديري باز هم از شما دعوت به كار كرد؟  ‌

هدایتی: من از سال 78 با ايشان كار مي كنم.  پس از 6 كاري كه با مديري داشتم و به ويژه بعد از پاورچين، تقريباً تبديل به يك تيم شديم. گروه آقاي مديري معمولاً همين ها هستند. در هر برنامه معمولاً ذهنش به سمت اين گروه مي رود، اگر مشغول كار و اجراي ديگري بودند، از افراد ديگري استفاده مي كند.  ‌خب طبيعي است كه در اين كار هم از من دعوت به عمل آمد.  ‌

● فكر باغ مظفر از كجا آمد؟  ‌
هدایتی: طرحش متعلق به خودآقاي مديري بود ؛ حدود 2 ماه با نويسنده ها صحبت كردند تا طرح جامعي آماده شد و سپس شروع كردند به نوشتن.  ‌

● اگر موافق باشيد قبل از پرداختن به باغ مظفر قدري راجع به <برره> صحبت كنيم كه معتقدم هنوز فراموش نشده است. اصلاً چه شد كه برره نيمه كاره رها شد؟

هدایتی: برره همزمان با آغاز محرم متوقف شد. قرار براين بود كه تا شب عيد ادامه بدهيم و داستان را به پايان برسانيم. بعد از محرم هم چند بار به ما گفتند آماده باشيد مي خواهيم كليد بزنيم اما هر بار تماس مي‌گرفتند كه منتفي شده است. راستش را بخواهيد خودم هم هيچ وقت نفهميدم جريان از كجا آب مي خورد. البته شايعات زيادي مطرح بود؛ عده اي مي گفتند آقاي مديري براي شركت چاي تبليغ كرده و باعث ممنوعيتش شده كه البته صحت نداشت. نهايتاً فهميديم صدا و سيما به اين نتيجه رسيده كه برره با توجه به بازتاب هاي عجيب و غريبش ادامه پيدا نكند. ظاهراً  آقاي ضرغامي بايد جواب خيلي ها را مي داده.

● ‌‌‌پس فشارهاي سياسي مانع ادامه پخش  <برره> شد؟ 
هدایتی: البته شايعه ديگري هم مطرح بود. مي گفتند گروه فشاري كه در قم آن جريان خانقاه گنابادي ها را پيش آورد، پيغام داده كه لوكيشن را با لودر خراب مي كنيم‌! بالاخره خواست صدا و سيما اين بود كه كار ادامه پيدا نكند و چون آقاي مديري اين كار را براي صدا و سيما انجام مي داد، بايد تبعيت مي كرد.

● فكـــــر مي‌كنيـــــد ايراد اصلي مربوط به نوع گويش بود؟  ‌
هدایتی: گويش كه به اعتقاد من مساله مهمي نيست و ضربه اي هم به فرهنگ يك كشور نمي زند.اين قدر نگران بودند كه بچه هاي ما برره اي حرف مي زنند و حرف زدن خودشان يادشان رفته، اما الان يك سال مي گذرد و شما مي بينيد كه تقريباً  كسي اينگونه حرف نمي زند. من فكر نمي‌كنم اين موضوع خيلي دخيل بوده باشد.

● به نظر من پيام هاي اجتماعي- سياسي برره به مراتب بيشتر از باغ مظفر بود. نظر شما چيست؟‌
هدایتی: مي توان اينگونه برداشت كرد كه مهران مديري چنين اهدافي را دنبال مي كرده است. راستش را بخواهيد هدف اصلي ما ساختن مجموعه‌اي براي سرگرمي مردم بود. اينكه هنگامي خسته و كوفته از سركار مي آيند، قدري بخندند. خيلي علاقه اي نداشتيم به سمت مسائل سياسي برويم، چون مي دانستيم عاقبتش همين تعطيل شدن است. البته از اطراف هم متن هاي سفارشي براي ما مي رسيد.  خودِ شبكه مي گفت كه يكي دو قسمت را به فلان مساله اختصاص بدهيد. حتي يك بار خود آقاي احمدي نژاد سفارش دادند كه به جريان هولوكاست پرداخته شود و ما هم آن قسمتي را ساختيم كه عده اي مدعي مي شوند زمين هاي برره مال ماست ...‌ اگر بعضاً سياسي مي شد دست ما نبود و ناخواسته بود. به هر حال صدا و سيما زير نظر مقام معظم رهبري است و يك ارگان شخصي نيست. ما هم نمي توانيم يكسري موارد را ناديده بگيريم.  ‌

● مثلاً يكي از پيام هاي برره اشاره به اقتصاد تك محصولي كشور(نفت) بود. اينكه دست روي دست مي گذاشتند تا نخودها سبز شود و اين بيكاري يك جور كاركردن تلقي مي شد. ‌

هدایتی: بله، شايد چنين برداشتي بتوان كرد.  ‌

● و يا اينكه سيامك انصاري (سواي اينكه همواره كاراكترهاي منفعل، توسري خور و زن ذليل را بازي مي كند) در نقش روزنامه نگاري بازي مي كرد كه هيچ توجهي به وي نمي شد و همواره مورد سرزنش قرار مي گرفت. شايد اين هم نمادي از در حاشيه قرار داشتن و بي توجهي به جريان روشنفكري باشد. اينكه روزنامه نگاران همواره مورد سرزنش حاكميت قرار دارند.  ‌

هدایتی: البته فكر نمي كنم شروع كار با چنين هدفي بود. شالوده شخصيت كيانوش كاملاً اجتماعي بود و شايد نتوان آن را به كل جريان روزنامه نگاري تعميم داد.  ‌

● تفاوت برره با باغ مظفر را در چه مي دانيد؟  ‌
هدایتی: خب ما در باغ مظفر نمي خواستيم كار از نيمه تعطيل شود. (باخنده) ‌‌‌‌خود شبكه هم خيلي اصرار داشت كه به مسائل سياسي نپردازيد. البته خواسته يا ناخواسته مردم ما خيلي سياسي هستند. در صف هاي نانوايي و تاكسي ها امكان ندارد بحث سياسي نشنويد. به همين دليل مردم علاقه دارند كه معضلات اجتماعي و سياسي هم در سريال ها لحاظ بشود. اما همان طور كه محروميت هايي وجود دارد، محدوديت هايي و خط قرمزهايي نيز وجود دارد. خود من ترجيح مي دهم كه يك برنامه روال عادي اش را طي كند تا اينكه به دليل يك مساله سياسي نيمه كاره بماند. كشور ما يك كشور سياست زده است، هر مساله اي كه عنوان كنيد از آن برداشت سياسي مي شود.  ‌

● با توجه به خانواده‌اي سنتي و خاص همچون مظفر و در مقابل خانواده‌اي امروزي همچون بردبار، آيا مي‌شود گفت جدال و تقابل سنت و مدرنيته به تصوير كشيده شده است؟  ‌

هدایتی: اگر شما بخواهيد اين هم مي شود‌! ولي ما اصراري به نشان دادن جدال سنت و مدرنيته نداريم. فكر نمي كنم چنين خانواده اي با اين شمايل (خان و خان زاده) و لباس پوشيدن وجود داشته باشد. ما يك جور كاريكاتور را نشان مي دهيم؛ به نوعي غلو كرده ايم.  ‌

● بردبار چطور؟ ‌شايد اين خانواده نماد يك خانواده امـــــروزي باشد، آن هم با اين همـــــه بي احترامي و شلوغي.
هدایتی: بله، ممكن است چنين خانواده هايي وجود داشته باشند، اما فكر نمي كنم تعدادشان زياد باشد. فكر مي كنم در اين خانواده هم بحث بي خيالي، غلو شده است.



● جناب هدايتي، همچون گذشته كه در نقش هاي طغرل، ددي و.. بازي كرديد، كاراكتر منصور خان نيز به نوعـــــي خشن است. گويي با اين فضا خو گرفته ايد.  ‌

هدایتی: بحث خو گرفتن نيست. وقتي يك كاري شروع مي شود، يك سري چارچوب هايي به بازيگر داده مي شود كه بايد در قالب آن كار كند. عرض كردم كه ما يك تيم شده ايم. در كارهايي كه با مديري انجام مي دهم بيشتر نقش يك پيرمرد غرغرو و خشن را بازي مي كنم و اين خواست ايشان است كه البته به نوعي تخصص هم براي من تبديل شده است.

● خودتان هم راحت تريد يا به صرف خواست مديري بازي مي كنيد؟  ‌

هدایتی: نمي شود گفت راحت ترم. در سريال هاي ديگر هيچ وقت نقش پير نگرفته ام؛ مثلاً سريال نيستان يا وكيل محله و يا فيلم هاي سينمايي بي وفا و شام عروسي هيچ ربطي به اين شخصيت هاي كاريكاتور گونه ندارد.  ‌

● از آخرين كارهايتان بگوييد؟  ‌

هدایتی: آخرين كار سريال در چشم باد به كارگرداني آقاي جوزاني است، كه هنوز تمام نشده. از چند روز ديگر بايد يك ماه به بندر انزلي بروم ...‌ پس از محرم نيز آلبوم موسيقي بنده به بازار مي آيد.  ‌

● آلبوم مذكور محلي است؟  ‌
هدایتی: خير، بصورت پاپ وراك كار شده. البته يكي از دغدغه هاي من خواندن به شيوه محلي است كه بايد وقت كافي و زيادي برايش بگذارم.  ‌

● عنوان آلبوم چيست؟  ‌
هدایتی: برگ و باد.

● برگرديم به منصورخان. اين لهجه بيرجندي از كجا آمد. ياور طغرل زابلي كجا و منصورخان بيرجندي كجا ؟!

هدایتی: البته من جايي عنوان نكردم كه اين گويش، بيرجندي است، گفته ام مربوط به جنوب خراسان است. برخي از بيرجندي ها هم مي گويند كه اين لهجه مربوط به < مود > است؛ ولي باز هم بعضاً از كلمات زابلي استفاده مي كنم.  ‌

● اين < اِندِ> كه آخر جملات اضافه كرده اي ظاهراً در گويش بيرجندي ها جايگاهي ندارد؟

هدایتی: اين يك جور لهجه قُلهكي است. يكي از دوستان من كه اتفاقاً از شميراني هاي اصيل است، اين موضوع را تاييد كرد و اتفاقاً خودش هم در آخر حرفهايش حرف <د> اضافه مي كند.  ‌

● استفاده از اين گويش فكر خودتان بود؟  ‌
هدایتی: چون بحث قاجار مطرح بود، قرار بود تركي صحبت كنم. روز ضبط دقيقاً يك دقيقه قبل از اينكه جلوي دوربين بروم، مهران مديري گفت: بگو ببينم، لهجه را چه طور مي خواهي صحبت كني؟ گفتم تركي.  ‌مديري شديداً مخالفت كرد و گفت: با توجه به جريان كاريكاتور و مسائلي كه پيش آمده، حرفش را هم نزن. گفتم باشه، پس تو يك ، دو، سه را بگو، ببينم چه به ذهنم مي رسد.  ‌

● پس كاملاً بداهه بود؟  ‌
هدایتی: بله، شايد از روي ناچاري !

● چون شايعه شده بود كه چندين ماه آموزش ديده اي؟  ‌

هدایتی: نه، كاملاً اتفاقي بود. البته در زاهدان، بيرجندي هاي زيادي داريم. من هم سال ها در زاهدان بوده و با آنها زندگي كرده‌ام. بنابراين با اين لهجه آشنايي داشتم و نيازي به آموزش نبود.  ‌

● قطعاً هر بازيگري دغدغه هايي نسبت به جامعه خويش دارد. دغدغه هاي شما چيست. آيا سعي كرده ايد كه اين دغدغه هـــــا را در قالب بازي به تصوير بكشيد يا چنين كاري را با اصول حرفه اي مغاير مي دانيد؟  ‌

هدایتی: دغدغه، يك بحث است و حرفه  بحثي ديگر. بله دغدغه هاي زيادي دارم. نسبت به ملتم، به كشورم و مسائلي كه گريبانگيرش شده از قبيل تحريم ها و سختي هايي كه مردم تحمل مي كنند‌ حساسم و دغدغه دارم؛ اينكه هويت ايراني چه بود، الان چه شده و چه قرار است بشود. اينها نه تنها دغدغه من كه دغدغه هر ايراني است. دل آن ايراني كه براي ايران نتپد، همان بهتر كه نتپد.  ‌اما فراموش نكنيم كه شغل و حرفه من چيز ديگريست. من در نهايت يك بازيگرم و آن چيزي را كه به من بدهند، اجرا مي كنم كه در واقع حرف و پيام خود من نيست.  ‌

● صحبت از پيام شد. فكـــــر نمي‌كنيد نوعي پيام زدگي در باغ مظفر ديده مي‌شود. با توجه به سوابق مهران مديري، بعيد بود كه اين قدر به تبليغات بپـــردازد. از لبنيات و ماكاراني گرفته تا بنزين و صرفه جويي. اگر چه به سبك خوبـــــي اجرا مي شـــــود و قالب طنزش را حفظ كرده اما فكر نمي‌كنيـــــد؛ قدري سبك و سطحي به نظر مي‌آيد‌؟  ‌

هدایتی: اولاً كه اين نوع تبليغ را من تاكنون نديدم. مخلوط شدن طنز با پيام بازرگاني كار جالب و منحصربه فردي است كه رخ داده. اما اينكه مي‌گوييد نسبت به كارهاي گذشته عجيب است حرف درستي است كه البته دليل دارد. دليلش اين است كه اين كار هيچ پولي از صدا و سيما نمي گيرد كه هيچ، بايد به تلويزيون پول هم بدهد ! ظاهراً سياست سازمان به اين سمت مي رود كه چون كانال خصوصي نداريم، لااقل كارها با سرمايه خصوصي ساخته شود. شايد هم يك جور تست و آزمايش باشد.  ‌

● از هنگامي كه <گل مراد> آمد، <منصورخان> به محاق رفته است. چرا؟  ‌

هدایتی: بالاخره وقتي شخصيت جديدي وارد مي شود، چند قسمتي بايد به وي پرداخته شود تا جاي خود را باز كند مخصوصاً اينكه برنامه ما 45 قسمت بيشتر نيست.  ‌

● پس به زودي به پايان مي رسد؟  ‌
هدایتی: بله،با شروع محرم باغ مظفر پايان مي يابد و ادامه آن بصورت سي دي به بازار عرضه خواهد شد.  ‌

● لوكيشن باغ مظفر به نسبت لوكيشن متنوع برره، قدري كسل كننده و تكراري نيست؟
هدایتی: نه، به نظر من تكراري نيست. برره يك دِه بود و طبيعي بودكه بزرگ و متنوع باشد، اما اين يك باغ است. اتفاقاً در اين كار بر روي لباس و طراحي صحنه خيلي دقت شده. لباس ها تك به تك دوخته شده است. خانم عربشاهي از طراحان با تجربه لباس هستند. دو خياط از بازنشسته هاي تالار وحدت داريم. براي اينكه كار، قاجاري نباشد، طرحي را اختراع كردند كه نه قاجاري باشد و نه امروزي. حتي چند مدل كلاه درست كردند؛ مثلا ً  كلاه من مربوط به هيچ دوره تاريخي نيست يا اگر به وسايل خانه نگاه كنيد اكثراً قديمي هستند. چندين ماه وقت صرف شده تا اين وسايل از سمساري ها و جمعه بازارها انتخاب و جمع آوري شده است.  ‌

● جناب هدايتي فضاي فرهنگـــــي كشور را چگونه مي بينيد؟  ‌
هدایتی: از روي كتاب هايي كه مجوز چاپ مي گيرند، از روي سانسورها و محدوديت هايي كه براي مطبوعات و نويسنده ها ايجاد شده مي توان به فضاي فرهنگي كشور پي برد.  ‌يكي از دوستانم اخيراً قرار بود كنسرت بزرگي را با حضور 10 ، 15 خواننده مطرح در كيش برگزار كند كه متاسفانه مجوز اجرا داده نشد. فضا را خيلي خوشگل نمي بينم، اميدوارم پربارتر شود.  ‌

● خبر داريد كه تنها سينماي زاهدان هم تعطيل شد؟
هدایتی: ‌اين مساله واقعاً جاي تاسف دارد. تاسف كه چه عرض كنم، احساس شرم مي كنم. شهري كه در اوايل تأسيسش 3 سينما داشته، اكنون كه مدعي هستيم فضاي فرهنگي رشد كرده است، بدون سينماست. اين خيلي اتفاق بدي است. 

● از فضاي سياسي استان هم مطلعيد؟  ‌
هدایتی: تا حدودي. موضوعي كه خوشحال كننده است، اين است كه اكثر مسئولين بومي هستند. اين حقي است كه به مردم استان داده شده و بايد از اين حق به نحو مطلوب استفاده كنند. نبايد ناراحت بود از اينكه فلاني زابلي است يا فلاني بلوچ؛ اين مسائل واقعاً ابلهانه است. من با دكتر دهمرده آشنايي نزديكي ندارم، اما فكر مي كنم فضاي دانشگاه سيستان و بلوچستان مديون اين آدم است. نبايد اجازه بدهيم كه بحث وجدل پيش بيايد.  ‌

●  رمز موفقيتت را در چه مي داني؟  ‌
هدایتی: من به اهداف خودم نرسيدم و خودم را آدم موفقي نمي دانم. اتفاقاً خيلي هم كم كاري داشتم. اينكه آدم، مطرح يا ساده تر بگويم معروف شود، دليل بر موفقيت نيست، اما اگر از ديد شما اين اندازه هم موفقيت است، رمزش را پشتكار و عشق به كار مي دانم. من شرايط سختي را گذراندم. حتي دانشگاه قبول شدم، اما به دليل شرايط نامساعد مالي نتوانستم ثبت نام كنم، به همين علت خودم را موفق نمي دانم.  ‌

● هر مجموعه تلويزيوني يا سينمايي يك هدف كلي را دنبال مي كند. باغ مظفر چه برون دادي را دنبال مي كند؟  ‌
هدایتی: اين را بايد از كارگردان و نويسنده ها بپرسيد. به هر حال يك هدف اين است كه سركار برويم و پولي دربياوريم، آن هم بعد از 8 ماه بيكاري. اين يك واقعيت است؛ هدف اصلي چرخاندن چرخ زندگي است، منتها چون كار فرهنگي است مي‌بايست حرف و هدفي هم براي ارائه كردن داشته باشد. حداقلش‌اين‌است‌كه فضاي مفرحي را براي بيننده ايجاد  مي كند. ‌

● ● ● گفت و گو : عماد مزاري – سردبیر هفته نامه صبح زاهدان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 21:59  توسط رضا  | 

اینم آهنگ آرشام به نام کی دلش میاد به درخواست افسانه.(عکس ازش نداشتم.)

 

کی دلش میاد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 13:2  توسط علی  | 

بعد از کلی امتحان سخت که آخریش فردا هست اوومدم.

 اینم آلبوم جدید و زیبای شهرام صولتی به نام قسم.

01_ Ta Ettelae Sanavi

02_ Ghasam

03_ Khodesheh

04_ Hamseda

05_ Be Joone To

06_ Hamin Joori

07_ Eltemas

08_ Golpari

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 17:17  توسط علی  | 

اثری ماندگار و جاودان از زنده یاد ناصر عبداللهی به نام ماندگار  پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید.

 

منو ببخش

یمبو صحنه

تنها

فصل بهار

بهت نگفتم

خونه

راز

دلتنگ

مهر علی و زهرا (ع)

بی کلام

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 17:16  توسط علی  | 

اینم ورژن جدید آهنگ نفس بریده از محسن چاوشی و محسن یگانه.

 

Mohsen Chavoshi Feat Mohsen Yeganeh - Nafas Borideh New Version

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 17:14  توسط علی  | 

اینم آهنگ جدید بهنام علمشاهی به نام بی وفا. (درخواستی از افسانه)

راستی آهنگ کوروش صنعتی تو آرشیو هستش.

 

Behnam Alamshahi - Bivafa

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 17:13  توسط علی  | 

اینم آهنگ جدید از مسعود سعیدی به نام عسک تو که البته این آهنگ قبل از تماس کاریش نکن اوومده بود. (اینم یه عکس قشنگ از مسعود سعیدی.)

 

 Masoud Saeedi - Akse To

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 17:10  توسط علی  | 

توجه                                                                      توجه!

اگر زمانی با آدرس HoleleH.blogfa.com به این وبلاگ اومدید و وبلاگ باز نشد یا مشکل دیگری داشت با آدرس زیر به وبلاگ بیاید

www.HoleleH.coo.ir

با تشکر!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 15:41  توسط رضا  | 

آهنگ جدید و زیبای بهنام رادان به نام بازیگر

Behnam Radan - Bazigar

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 10:53  توسط علی  | 

آهنگ جدید و بسیار زیبای مسعود سعیدی ، هیچکس ، پیشرو ، تاتالو و قاف (علی جی) به نام تماس کاریش نکن

Hich Kas Ft. Masoud Saeedi Ft. Amir Tataloo Ft. Pishro Ft. QuF - Tamas Karish Nakon

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 15:31  توسط علی  | 

پاسخ مسابقه ۲:
 

جواب مسابقه شماره ۲

مشخصات زیر بیوگرافی کدام بازیگر است؟

متولد۲ تیر ۱۳۵۵ است.مجرد است و در اهواز به دنیا آمده است.دارای مدرک فوغ لیسانس پرستاری است.اولین بازی وی در فیلم رویای جوانی(نادر مقدس) بوده است و امسال هم یکی از پرکارترین بازیگران صدا و سیما بوده است.

جواب: مریم کاویانی

مریم کاویانی

تعداد شرکت کننده ها: ۳۹ نفر

تعداد پاسخهای درست:۳۵ پاسخ صحیح

برندگان:

حامد از تهران

نسیم از مازندران

مجید از قزوین

جوایز برندگان(برندگانی که شهر خود را نوشته بودند) طی ۲ روز آینده(شنبه) یوزر و پسوردشون براشون ایمیل زده میشه!

 منتظر مسابقه بعدی باشید شاید برنده ی بعدی شما باشید!!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 11:44  توسط رضا  | 

با سلام به شما من به دلیل پاره ای از مشکلات متاسفانه شاید برای مدتی و شاید برای همیشه نتونم کارکنم امیدوارم که با آخرین آپ من شاد شید و اگر از من گله ای دارید ببخشید

امیدوارم خوب باشند و شما را راضی کنند

 

یه بار یک نفر میخواسته یه اصفهانی رو بکشه تو غذاش موز میرزه

.

.

تركه تا ده سال براي مادرش عزاداري ميكرد و همش گريه ميكرد . بهش گفتند : آخه چقدر گريه ميكني ، ده سال گذشته گفت: "آخه هر وقت يادم ميافته كه موقع خاكسپاريش چه دست و پايي ميزد جيگرم آتيش ميگيره "!!!

.

.

يك روز يه مرده ميره طوطي بخره.ميبينه يك طوطي هست كه قيمتش 10 ميليون تومنه,از فروشنده ميپرسه:
اين چرا اينقدر گرونه؟ فروشنده ميگه: اين يه طوطي استثناييه,اگه پاي راستش رو بكشي انگليسي حرف ميزنه و اگه پاي چپش رو بكشي فرانسه. يارو ميگه: خوب اگه هردوتا پاش رو بكشم چي ميشه؟ يهو طوطيه ميگه: خوب احمق جون اون موقع ميخورم زمين

.

.

يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينه‌زني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته تركها تو كوچه بن بست گير كرده

.

.


اصفهانیه قرص اکس می خوره تو تاکسی دو نفر و حساب می کنه
.

.

يه روز ميخاستن يه دستگاه دروغ سنج رو تست كنند . يه تركه و يه اصفهانيه و يه رشتيه ميرن واسه تست اصفهانيه اول نشست و گفت : ما اصفهانيا آدمای مهمون نواز و دست و دل بازی هستيم يه دفه دستگاه با گيوتين گردنش رو زد نوبت رشتيه شد : ما رشتيا آدمهايی هستيم با مرام ، غيور و با غيرت يه دفه دستگاه گردنش رو زد تركه نشست : ما تركا آدمايی هستيم. دستگاه گردنش رو زد ...
.

.

یه نفر با یه اصفهانی دست به یقه میشه.اصفهانی بجای عمل متقابل التماس کنان با لهجه شیرین اصفهانی میگه<<آقا شوما را به خدا یقمو ول کنین آ گوشمو بیگیرین.آخه یقم پاره میشد

.

.

به فرمانده پادگان خبر دادند كه پدر يكي از سربازان يك روز قبل مرده است. فرمانده گروهبان را احضار كرد و به او گفت:
- برو و به اميرخاني خبر بده كه پدرش مرده، منتهي جوري خبر بده كه ناراحت نشه و ضمناً اصول نظامي رو هم رعايت كن.
گروهبان سربازان رو به صف كرد و گفت: - هر كدوم از شما كه پدرش امروز مرده يك قدم بياد جلو. كسي جلو نيامد، گروهبان گفت:
- سرباز اميرخاني! چون از دستور مافوق اطاعت نكردي، يه هفته بازداشتي.

.

.

چه اصفهانیه از باباش میپرسه: بابا برای عید نوروز نمیریم چهلستونو ببینیم من خیلی دوست دارم بدونم چه شکلیه؟ باباش میگه: چرا نمیریم پسرم؟ اگه مُفتیش کردند ما هم میریم

.

.

تيم ملي فوتبال آرژانتين براي يك ديدار دوستانه با تيم محلات اردبيل به ايران مياد.قبل از مسابقه
مربي اردبيلي ميگه: بچه ها خوب گوش كنين ببينيد چي ميگم . اينا هيچي نيستن فقط يك بازيكن دارن كه اسمش مارادوناس. بعد رو به بازيكنان مي كنه و ميگه: رسول تو فقط مارادونا رو بگير.ممد تو هم فقط برو جلو گل بزن. مسابقه شروع ميشه و تو همان دقايق اول بازي تيم آرژانتين يه حمله سختي ميكنه روي دروازه اردبيل ممد از خط حمله خودشان ميآد بسمت عقب تا كمك كنه .ميآد توپ رو با پا بده به دروازهبان شوت ميكنه توي گل خودشان.مربي اردبيلي ميگه:ممد اينور نزن اونور بزن.رسول تو هم فقط مارادونا رو بگير.
دوباره آرژانتينيها حمله مي كنند باز ممد ميآد كمك كنه با هد ميزنه تو گل خودشان. باز مربي اردبيلي ميگه:ممد اينور نزن اونور بزن.رسول تو هم فقط مارادونا رو بگير. براي بار سوم آرژانتينيها حمله مي كنند باز ممد ميآد كمك كنه با قيچي برگردون بزنه تو اوت باز ميزنه تو گل خودشان .مربي اردبيلي ميگه:
رسول مارادونا رو ول كن ممد رو بگير! ممد رو بگير!! .

.

.

تو ارديبل مانور ميذارن ... دشمن فرضی پيروز ميشه

.

.

ترکه ميخاست بره تهران يه مگس اونو اذيت ميكرده
ترکه هم مگس رو ميگيره تو دستش تا وقتی که برسن به تهران
اونجا تهران كه ميرسه مگس رو ول ميكنه
ميگه حالا از تهران تا اردبيل پياده برو تا بفهمي مردم آزاري يعني چي

.

.

با تشکر

دوستارتان ساشا



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 14:47  توسط ساشا  | 

پس از مدت ها انتظار یکی از شاهکار های سال وایسا دنیا با صدای سلطان مشکی رضا صادقی

وایسا دنیا

ممنونم

بغض چشمات (عشق تازه)

چاره ای ندارم

هیچ جا بندر نابو

دیگه نمیتونم

نرو

فردا با ماس

قدرمو میدونی یه روز

شاید یه فرصت دیگه

 كم نشو

 خدا را دوست دارم

هدر شدم

بی خداحافظ

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 17:11  توسط علی  | 

آلبوم جدید و بسیار زیبای علیرضا عصار به نام نهان مکن

چشمه خورشید

بن بست

هویت (مقدمه)

هویت

خواب آخر

نهان مکن

بغض (مقدمه)

بغض

گون (مقدمه)

گون

هویت (بدون کلام)

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 15:2  توسط علی  | 

مسابقه۲!                                            مسابقه۲!

 

جایزه ۳۰ ساعت اینترنت ۵۶k رایگان

این وبلاگ به مناسبت دومین سالگرد تاسیس هله له در بلاگفا ۳ مسابقه دارد که در هر کدام به برندگان به قید قرعه به ۳ نفر ۱۰ ساعت اینترنت رایگان ۵۶k می دهیم!

مسابقه شماره دو

مشخصات زیر بیوگرافی کدام بازیگر است؟

متولد۲ تیر ۱۳۵۵ است.مجرد است و در اهواز به دنیا آمده است.دارای مدرک فوغ لیسانس پرستاری است.اولین بازی وی در فیلم رویای جوانی(نادر مقدس) بوده است و امسال هم یکی از پرکارترین بازیگران صدا و سیما بوده است.

سوال خیلی ساده هست!

 

توجه:

۰۱-حتما ایمیل خود را بگذازید تا در صورت برنده شدنتان به شما اطلاع دهیم (در صورت ننوشتم ایمیل یا یک نشونی اسمتان در قرعه کشی شرکت داده نخواهد شد)

۰۲-جوایز فقط برای استانهای های مقابل است:تهران-مازندران-اصفهان-فارس-اراک-تبریز-خراسان-قزوین-زنجان-گیلان -خوزستان و بندرعباس است- و حتما شهرتون رو هم بگید!(متاسفانه برای بقیه جوایز برای تمام ایران نیست خیلی خیلی پوزش می طلبم ولی بقیه شهرها هم جواب بدین ما را یاری کنید)

۰۳-اسمتون یا اسم مستعارتون رو هم حتما بگید(از اسمهای بیخود مانند: تپل-حالا- ایکس و... خودداری کنید)

۰۴-مهلت شرکت در مسابقه تا ۵شنبه ۲۱ دی است.

۰۵-بعد از چک شدن جوابتهاتون توسط مدیر وبلاگ جوابتون از قسمت نظرات پاک می شود تا برای بقیه جواب لو نره!!!

 

در صورت رعایت کردن به بند ۱ و۳  و ننوشتن اسم شهرستانتان اسم شما در قرعه کشی قرار نخواهد گرفت!!!!

 منتظر جوابهای شما هستیم

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 22:57  توسط رضا  | 

از ترکه ميپرسن: امام اول كيه؟ يخورده فكر ميكنه، ميگه: بابا يك راهنمايي بكنيد... ميگن: شمشيرش معروفه.. ميگه: آها... ZORO!

------------------------------------
فردي به مغازه لوازم ورزشي رفت و گفت پرچم ايران داريد. بعد از اينكه صاحب مغازه پرچم را آورد مرد گفت رنگهاي ديگر هم داريد.

-------------------------------

يك نفر ميره لب دريا ماهي بگيره وقتي ماهي مي گيره يكي مي زنه توي سرش اما ماهي نمي ميره هر كاري ميكنه ماهي نمي ميره يك تركه از انجا رد ميشه ميگه سرش را بكن زير اب تا خفه بشه

---------------------------
يه روز به يه تركه يه كلت ميدن ميگن اين خرو بكش تركه ميگه اصلا منو برادر كشي

------------------------------
يه لر باباشو مي كشه ميره مرحله بعد

----------------------------
تركه مي ميره روحش تو هواكش گير مي كنه

 

-------------------------
يه روز يه تركه خودشو دار ميزنه ولي به علت مرگ مغزي ميميره چرا؟چون با كش خودشو دار زده بوده.

----------------------------------

يه رشتيه ميره نجاري ميگه آقاي نجار برام يه كمد ديواري بساز اصغر آقا توش نباشه!!

---------------------------

به يه تركه گفتن با وطنم جمله بساز گفت ديروزرفتم حمام و تنم را شستم گفتند منظور ط دسته داربود گفت اتفاقا با تي دسته دار شستم.

----------------------------

تركه اسم بچشو ميذاره رستم مي ترسه صداش كنه.

------------------------
زن: من بر خلاف تو هميشه موقع شنا سرم از آب بيرونه. شوهر: آخه عزيزم، چيز سبك هميشه روي آب مي‌مونه
-

------------------------------
پسر كوچولو رو به مادرش كرد و گفت: من نمي‌دانم چرا شب‌ها كه دلم نمي‌خواهد بخوابم به زور مرا مي‌فرستي بخوابم ولي صبح‌ها كه دلم نمي‌خواهد از خواب بيدار شوم به زور مرا بيدار مي‌كني؟
-

------------------------
تورکه میره بانک وام بگیره ضامن نداشته منفچر میشه
-

---------------------------
ترکه ميره سربازي بعد از دو سال كارت پايان خدمت رو ميدن,

بهش نگاه ميكنه ميگه:

من كه از اينا دو تا تو خونه دارم!!!!

.

.

شبي ملانصرالدين خواب ديد كه كسي ۹ دينار به او مي دهد، اما او اصرار مي كند كه ۱۰ دينار بدهد كه عدد تمام باشد. در اين وقت، از خواب بيدار شد و چيزي در دستش نديد. پشيمان شد و چشم هايش را بست و گفت: «باشد، همان ۹ دينار را بده، قبول دارم.»

.

.

با تشکر از شما دوستان که به ما امید آپدیت کردن می دهید

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 9:38  توسط ساشا  | 

» راز اشيا پرنده ( یوفو)

                        U F O

مشاهده یک سری از نورهای عجیب در دو روز اخیر باعث شده تا گروهی از محققان تحقیقات خود را برای پرس و جو از شاهدان عینی آغاز کنند تا مشخص شود آیا ما در واقع در حال بررسی توسط تمدنهای فرابشری هستیم یا نه؟

دو روز پیش دو نفر که از جاده ای در شهر نوفالک آمریکا میگذشتند شئی مثلثی و سیاه رنگ را مشاهده کردند که از بالای سر آنها در حال پرواز بود ولی موسسه تحقیقات فضایی نورفالک حدث می زند افراد بیشتری شاهد این شئ پرنده بوده اند

مشاهده شهود در باره این یوفو

یکی از شاهدان این جسم پرنده ناشناس در تماسی که با خبر گذاری اخبار عصر ایالتی داشته مشاهده جسمی غول پیکر و مثلثی شکل را گذارش داده است و فرد دیگری از کارمندان یک شرکت هواپیمایی خصوصی که در برج فرود مشغول به کار بوده وجود جسمی پرنده و ناشناس را در رادار خود به مسئولین ارتش آمریکا گزارش داده است یک متخصص پرواز که درخواست کرده هویت او پنهان بماند در حالی که در راه برگشت به خانه از سینما بود متوجه این جسم پرنده در آسمان