تبليغاتX


هله له جوک و آهنگ و سینما و...
جوکهای هله له (محمود رشتی) و موزیک ایرانی و هنرپیشگان ایرانی و...
سلام دوستان پیشاپیش سال نو مبارک. این آخرین آپ در سال ۸۵ خواهدبود . قول نمیدم تو عید آپ کنم امشب هم که خودتون می دونید چه خبره..... . سرم هم شلوغه

.

مي خواستم ببينم شبا که مي خواي بخوابي گوشيتو خاموش مي کني که سره کارت نزارن ...!!
________________________________________
? خيلي ببخشيد..مثل اينکه موقع بدي مزاحم شدم..خواستم بپرسم آب خوردي آفتابه رو کجا گذاشتي
________________________________________
? خوابي ميخواستم sms بدم باشه بعد مزاحم ميشم
________________________________________
? همه جا امن و امانه! تو راحت بگير بخواب
________________________________________
? مشترک گرامي اين اس ام اس به منظور بيدار کردن شما مي باشد لطفا لبخند بزنيد
________________________________________
? خوابم نمي برد. دارم sms مي زنم که خوابم ببره. اگه بيدار شدي تو هم sms بزن خوابت ميبره
________________________________________
? اي بابا هر شب من بايد عين اسکلا با اس ام اس بيدارت کنم ؟ خوب خودت مث بچه ادم پاشو ديگه
________________________________________
? سلام ... ااا . ببخشيد! فکر کنم اشتباه فرستادم
________________________________________
? ميگم پاشو يه چند تا اس ام اس بفرستيم اينور اونور مردمو بيدار کنيم . خيلي حال ميده.
________________________________________
? سلام.اصلا نمي خواستم بيدارت کنم ولي مجبورم.من ميخوام برم wc ولي تاريکه مي ترسم تو رو خدا تو هم بيا.
________________________________________
? ببين عزيز دلم پاشو.............اگه پا نشي قهر ميکنما.........................خب دلم برات تنگ شده.......جون من پاشو..........پاشدي...................افرين عزيزم................حالا که پاشدي ماچم کن بگير بکپ
________________________________________
? شرکت LG شما را به ادامه خوابتان دعوت ميکند...................
________________________________________
? سلام .... تو رو خدا ببخش...نمي‌خواستم اين موقع شب بيدارت كنم ..... واقعاً ببخش....سعي كن دركم كني ... من موبايلم گم شده زنگ بزن به گوشيم تا ببينم كجاست .شرمنده‌ام
________________________________________
? اخ اخ اخ
حواسم نبود ايناها ساعتم پبدا شد
تو بخواب ...
________________________________________
? ميگن هاچ زنبور عسل کنتاک کرده از خونه فرار کرده . مامانش گفت بت بگم اگه هاچ اومد در خونتون راش نده .
________________________________________
? سلام. ببخشيد بد موقع مزاحم شدم!، راستش را بخواهيد يه سوالي داشتم خيلي وقت بود ذهنم را مشغول کرده بود، مي خواستم بپرسم ... مي خواستم... اصلا ولش کن. بزار براي بعد، خب؟!!
________________________________________
? خوش حالم که خوابي عزيزم
چون اگه بيدار بودي و مي دونستي از دلتنگي تو خوابم نمي بره حتما خوابت نمي برد
________________________________________
? شدم به مهربوني / که بگم با تو مي چتم / تا بگم بموني on-line / از firend ليست قشنگم / باز off هاي عاشقونه / email هاي بي نشونه / اين yahoo / کاشکي همينجوري بمونه / عشق تو براي قلبم
اولين و آخرينه / تويي تنها همزبونم / که هميشه نازنيني / اگهon-line / اگه off-line / تو بموني / يا نموني / تو واسم هنوز هموني / که برام عزيزتريني
________________________________________
? اگه خدا تا لب پرتگاه بردت بدون يا از پشت گرفتتت .. يا همون لحظه پرواز رو يادت مي ده
________________________________________
? خيلي جالبه :از سوسک مي ترسيم................از له کردن شخصيت ديگران مثل سوسک نميترسيم از عنکبوت ميترسيم................از اينکه تمام زندگيمون نار عنکبوت ببنده نمي ترسيم. از خوب سرخ نشدن قورمه سبزي ميترسيم................از سرخ شدن ادما از خجالت نميترسيم از سرما خوردگي ميترسيم

.

دوستارتان ساشا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 20:10  توسط ساشا  | 

سلام خدمت همه ی هله له ای ها

منم جا داره که به نوبه ی خودم

 فرارسیدن سال نو را تبریک

و

شهادت امام رضا را تسلیت عرض کنم

این پست رو به سفارش نازنین خانم که گفته بود در باره ی تیری هنری مطلب آپ کنم گذاشتم

که خودم هم یه ذره کاملش کردم و اطلاعات کل باشگاه رو آپ کردم

نکته بعدی اینکه اگه دوستان با فعالیت من در این زمینه ها علاقه دارن خواهشا من رو از نظرتون بی نصیب نزارید


 

باشگاه : آرسنال f.c arsenal

رئيس باشگاه: پيتر هولي

استاديوم: هايبوري لندن

سال تاسيس: 1987 ميلادي

www.arsenal.comسايت رسمي باشگاه:

پيراهن: قرمز

سرمربي: آرسن ونگر

شهر زيبا و صنعتي لندن ، از جمله شهرهاي متمدن وقديمي اروپا به شمار مي آيد و مردم اين شهر همواره به ورزش فوتبال علاقه فراواني دارند از اين رو تيمهاي زيادي در اين شهربه وجود آمدند . يكي از اين تيم ها ، تيم پرافتخار آرسنال است.

با 13 قهرماني ليگ و 9 جام حذفي آرسنال را بايد يكي از نامهاي بزرگ در فوتبال انگليس به شمار آورد. در اين ادعا هيچ شكي وجود ندارد.

داستان زندگي آرسنال در سال 1886 و با نام باشگاه دايال اسكوئرFC Dial Square  آغاز شد، تيمي متعلق به كارخانه اسلحه سازي سلطنتي در جنوب شهر لندن. از همان زمان لقب تفنگداران "The Gunners" به اين تيم اطلاق شد، اما مدتي بعد نام تيم وولويچ اف سي آرسنال ، تغيير يافت. تيم در سال 1891 حرفه اي شد و 2 سال بعد به ليگ انگليس پيوست. در سال 1904 آرسنال به دسته اول ليگ راه يافت ، اما نتوانست در اين دسته باقي بماند.

در فصل 14-1913 باشگاه به حاشيه شمال رودخانه تايمز و منطقه هايبري تغيير مكان يافت و نام آن به آرسنال تغيير پيدا كرد. نامي كه امروز نيزعلاقه مندان فوتبال ، تفنگداران را به آن مي شناسند. در سال 1919 آرسنال بار ديگر به دسته اول بازگشت و تاكنون موفق شده خود را حفظ كند.

اين ركورديست كه هنوز در فوتبال انگليس دست نخورده باقي مانده است و هر سال به قدمت آن افزوده مي شود. 6 سال بعد دومين اتفاق مهم پس از صعود به دسته اول براي آرسنال اتفاق افتاد. در سال 1925 هربرت چاپمن به سمت مربيگري آرسنال منصوب شد و او اولين دوره بزرگي را براي اين تيم لندني به ارمغان آورد.

چاپمن جادوئي

چاپمن كه پيش از آن تيم هادرزفيلد تاون را به 3 قهرماني پياپي در ليگ رسانده بود، اين عملكرد درخشان را در آرسنال تكرار كرد. پس از قهرماني درجام حذفي در سال  1930 كه با فتح ليگ در12 ماه بعد پيگيري شد، آرسنال با ركورد هادرزفيلد برابري كرد. چرا كه قهرماني در سالهاي 1933 تا 1935 نيز به دست آمد.

بجز اين افتخارات چاپمن انقلابي تاكتيكي را در آرسنال و ليگ انگليس با استفاده از سيستم W-M به وجود آورد.

مرگ اين مرد بزرگ در سال 1934 آرسنال را بهت زده نمود و به هرحال جرج آليسون جاي او را پر كرد.

در زمان مربيگري آليسون و با حضور مهاجمي چون " تد دراكي" درسالهاي 1936 و 1938 به ترتيب جام حذفي و ليگ فتح شد و پس از جنگ جهاني دوم 2 عنوان ديگر در سالهاي 1948 و 1953 نصيب آرسنال شد كه دومي با تفاضل گل بهتر نسبت به پرستون نورث اند به دست آمد. به علاوه جام حذفي 1950 نيز به افتخارات سرخپوشها افزوده شد.

آرسنال تاكنون 12 بار قهرمان جام قهرمانان انگليس نيز شده است.

پس از نيم دهه سكون، بار ديگر در زمان "برتي مي روند" اوج گيري آرسنال آغاز شد . لندني ها در سال 1970(5 سال پس از انتخاب مي) جام بين شهرهاي فيزركاپ   كه در ابتدا جام يوفا با اين نام برگزار مي شد را فتح كردند . يك فصل بعد آرسنال ليگ و جام حذفي را تواماً به دست آورد ، اما دوباره دوران رخوت فرا رسيد و تمام تلاش تيم تا پايان اين دهه يك قهرماني جام حذفي 1979 آن هم با پيروزي دلچسب برمنچستر يونايتد را به همراه داشت.

هايبوري و استاديوم تازه تاسيس

استاديوم اختصاصي قرمزپوشان لندني ، هايبوري نام دارد كه با توجه به تعداد بيشمار هواداران اين تيم ، اين استاديوم گنجايش بسيار كمي دارد و جوابگوي هجوم تماشاگران ، جهت ديدن بازيهاي آرسنال نمي باشد.

 

سرانجام دراوايل دهه جديد سران  و مسئولان باشگاه آرسنال با ساخت يك استاديوم بزرگتر كه داراي امكانات بيشتري نسبت به هايبوري باشد موافقت كردند و مقدمات آن را برپا نمودند. آرسنال اين ورزشگاه را با مشاركت شركت هواپيمايي امارات مي سازد و بخش اعظمي از اين استاديوم زيبا و مجهز ساخته شده است.

گراهام طلايي

8سال انتظار ديگر آرسنالي ها، آغاز دوران طلايي ديگري را اين بار به رهبري جرج گراهام به همراه داشت. قهرماني جام اتحاديه با پيروزي بر ليورپول حاصل شد.

اما يك پيروزي احساسي تر با گل دقيقه آخر مايكل توماس درآنفيلد، پيروزي( دو بر صفر) ديگري را براي آرسنال به ارمغان آورد تا آنها در آخرين لحظه قهرماني ليگ در سال 1989 را از ليورپول بربايند. تيم گراهام در سال 91 قهرمان ليگ، درسال 93 دو جام  و در سال 94 قهرمان جام يوفا شد.

ارتباط فرانسوي

بعد از جدايي گراهام، آرسن ونگر رهبري آرسنال را در آستانه قرن جديد پذيرفت.

مرد فرانسوي با آوردن ستارگان متعدد بين المللي و از جمله هموطنانش پاتريك ويه را و تيري آنري به هايبري ، از سال 2000 به بعد 6 قهرماني را نصيب باشگاه كرد.

آرسنال در اين سالها با درخشش ستارگان انگليسي خود همچون ديويد سيمن (دروازه بان افسانه اي آرسنال و تيم ملي انگليس) ، توني آدامز( مدافع مستحكم آرسنال و انگليس) ، ديويد پلات (گلزن بزرگ فوتبال انگليس) ، يان رايت ( گلزن سيه چرده تيم ملي انگليس) و ستارگان خارجي  مانند دنيس بركمپ و مارك اوورمارس (هلند) ، پاتريك ويه را، امانوئل پتي ، سيلوين ويلتورد ، تيري آنري ، نيكولاس آنلكا و رابرت پيرس(فرانسه) ، فردريك ليونبرگ ( سوئد) در ميادين مختلف انگليس و اروپايي درخشيده است .

 

تاكنون مردان ونگر به رغم شايستگي نتوانسته اند در رقابتهاي حرفه اي اروپا موفق باشند. تيم صاحب سبك ونگر در اين سالها تنها به يك فيناليست بودن جام برندگان جام اروپا در سال 2000 دلخوش كرده است.

در اين فصل آرسنال با استفاده ازنامداراني چون سول كمپل ، ينس لمان ، ويه را ، آنري و پيرس و تاكتيكهاي فني و رواني آرسن ونگر سعي در تكرار قهرماني در ليگ برتر و جام حذفي انگليس و درخشش در جام قهرمانان اروپا دارد .

توپچي هاي لندن در فصل 2004-2005 از مدعيان اول قهرماني در ليگ برتر محسوب مي شوند .

 

بازيكنان اين تيم در فصل 2004-2005
 

   

استوارت تايلور

مانوئل آلمونيا

ينس لمان

تيري آنري

ادو

اشلي كول

پاتريك وي يرا

پاسكال سيگان

جرمي آلداير

جرمين پنانت

جوستين هاس

دنيس بركمپ

رابرت پيرس

روبن ون پرس

سول كمپل

فرانسز فابرگاس

فردريك ليونبرگ

فيليپه سندروس

كولو توره

گيل كليچي

گيلبرتو

 

لوران

ماتيو فلاميني

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 14:20  توسط آرش  | 

سلام بچه ها این فکر کنم آخرین پست من باشه قبل از عید.(سال ۸۶ می بینمتون!!!)

عیدتون مبارک

 

اینم یه تیزر تبلیغاتی از تهی برای شرکت فاگور اسپانیا که باحال شده گوش کنید بخندید حجمشم کمه.

 

Tohi - Fagor

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 19:29  توسط علی  | 

آهنگ جدید و فوق العاده زیبای احسان غیبی به نام خیسی چشمات

Khisie Cheshmat

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 16:13  توسط علی  | 

آهنگ جدید و بسیار زیبای حمید عسکری به نام شعر عاشقانه ۲

Shere Asheghooneh II

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 15:58  توسط علی  | 

آلبوم جدید کیارش اشعریون به نام سرنوشت

01- Mojazat

02- Gonahe Eshgh

03- Sarnevesht

04- Bazi Tamoome

05- Etemad

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 14:34  توسط علی  | 

آلبوم جدید و زیبای احسان غیبی و بی باک به نام این دوستی تمومه به سبک R&B

01- In Doosti Tamoome

02- Ya Man Ya To

03- Dastat Ashkat

04- Bia Kenaram

05- ِAdama

06- Emrooz Yeki Farda Yeki

07- Ghabe Aks

08- To Bebakhsh

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 14:25  توسط علی  | 

اعلام نتایج نظرسنجی های بهترین بازیگر سال ۱۳۸۵ صدا و سیمای ایران

بهترین بازیگر مرد سال ۱۳۸۵(تلویزیون) ۱۵۵۱ رای

 

۱-پرویز پرستوی star   ۱۷۷ رای

۲-حامد کمیلی      ۱۵۵ رای

مبارکمبارکمبارک

مبارکمبارکمبارک

مبارکمبارکمبارک

۳-پوریا پور سرخ   ۱۱۴ رای

۴-مهران مدیری ۱۰۷ رای

۵-رضا شفیعی جم  ۶۹ رای

۶-حسن پورشیرازی  ۶۶ رای

۷-رضا عطاران  ۵۹ رای

۸و۹-مهدی فخیم زاده  ۵۸ رای

۸و۹-سیامک انصاری  ۵۸ رای

۱۰-کوروش تهامی  ۵۷ رای

۱۱-فرهاد قائمیان  ۵۳ رای

۱۲ و ۱۳ و ۱۴-مهدی پاکدل  ۵۱ رای

۱۲ و ۱۳ و ۱۴-آتیلا پسیانی  ۵۱ رای

۱۲ و ۱۳ و ۱۴-یوسف تیموری  ۵۱ رای

۱۵-کاوه سماک باشی  ۴۹ رای

۱۶و۱۷-محمدرضا هدایتی  ۴۸ رای

۱۷و۱۶-علی صادقی  ۴۸ رای

۱۸-نصرال... رادش  ۴۷ رای

۱۹-ایرج نوذری  ۴۵ رای

۲۰-حمیدرضا پگاه  ۴۲ رای

۲۱-امیرمحمد زند  ۴۰ رای

۲۲-حسن جوهرچی  ۳۹ رای

۲۳-نادر سلیمانی  ۳۷ رای

۲۴-قدرت ال... ایزدی  ۲۹رای

 

بهترین بازیگر زن سال ۱۳۸۵(تلویزیون)  ۱۵۰۲ رای

۱-مریم کاویانی  star  ۱۲۶ رای

۲-باران کوثری      ۱۲۰ رای

مبارکمبارکمبارک

مبارکمبارکمبارک

مبارکمبارکمبارک

۳-فاطمه معتمدآریا  ۱۱۸ رای

۴-زهرا امیرابراهیمی  ۹۸ رای

۵-زنده یاد پوپک گلدره  ۹۳ رای

۶-بهنوش بختیاری  ۸۷ رای

۷-سحر جعفری جوزانی ۸۶  رای

۸-عاطفه نوری  ۷۷ رای

۹-الهام حمیدی  ۷۱ رای

۱۰-مهرانه مهین ترابی  ۶۲ رای

۱۱-یکتا ناصر  ۶۱ رای

۱۲-هانیه توسلی  ۵۶ رای

۱۲-مرجان محتشم  ۵۶ رای

۱۴-شقایق دهقان  ۵۵ رای

۱۵-الیکا عبدالرزاقی  ۴۸ رای

۱۶-آرام جعفری  ۴۷ رای

۱۶-ثریا قاسمی  ۴۷ رای

۱۸-بهاره رهنما  ۴۶ رای

۱۹-سیما مطلبی  ۳۸ رای

۲۰-مارال فرجاد  ۳۶ رای

 

 و اینم تم عید وبلاگ که امیدوارم خوشتون بیاد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 22:58  توسط رضا  | 

سلام دوستان

امیدوارم حالتون خوب باشه

امروز گفتم یه دفعه بریم تو فاز ورزشی

برای همین شرح کامل مالدینی رو براتون آپ کردم

شهر ميلان براي توريست هايي که به کليساهاي معظم آن وارد مي شوند، براي هنرمندان زمانيکه راهي تالارهاي مجلل هستند براي ارکسترهاي بزرگ دنيا موقعي که بزرگترين فلارمونيک دنيا را تجربه مي کنند و براي ديوانگان فوتبال معبد سن سيرو جذابيتهاي فراواني دارد.

اينجا يک نام، احترام تمام اهالي ورزشگاه را برمي انگيزد. او بدون هيچ توصيفي پائولومالديني است. کسي که بنابرعقيده تيفوسي هاي روبه روي جايگاه سن سيرو بزرگترين سمبل تمام تاريخ است.

اما مالديني چه کسي است؟

هر آنچه پائولو دارد: تولد 26/6/1968 محل تولد: ميلان

قد: 186 سانتي متر، وزن: 85 کيلو

اولين بازي رسمي با پيراهن ميلان: 20 ژانويه 1985 در سن 16 سالگي مقابل ادونيزه.

اولين بازي ملي: سال 1988 مقابل يوگسلاوي سابق

وضعيت تأهل: متأهل، داراي همسري ونزوئلائي به نام آدريان فوتسا و 2 فرزند به نام هاي کريستين و دانيل

اتومبيل موردعلاقه: فراري

درآمد خالص سالانه: 5/2 ميليون يورو

شيرين ترين خاطره ورزشي: فتح ليگ قهرمانان فصل 1994 همراه ميلان.

تلخ ترين خاطره ورزشي: شکست در فينال جام جهاني 1994 مقابل برزيل.

شيرين ترين خاطره زندگي: به دنيا آمدن اولين فرزندش(کريستين) و همچنين انجام اولين باي همراه با پيراهن ميلان.

تلخ ترين خاطره زندگي: مرگ پدربزرگش که به نوعي بزرگترين مشوقش محسوب مي شد.

بزرگترين آرزوي فعلي: فتح هفتمين جام ليگ قهرمانان همراه با ميلان و سعادت سلامتي اعضاي خانواده( البته محقق نشد!)

افتخارات مالديني: 7 اسکودتو(1988 و 1992و 1993و 1994و 1996و 1999و 2004) يک جام حذفي ايتاليا(2003) 4 سوپرکاپ ايتاليا(1994، 1993، 1996، 2004)، جام ليگ قهرمانان(1989و 1990و 1994و 2003)، 2 جام بين قاره اي:(1989و 1990)

افتخار شخصي: مرد سال فوتبال اروپا در سال 1994 از نگاه مجله ورلدساکر او در طول دوران حرفه اي خود 4 بار از زمين اخراج شد.

پائولو با وجود اشتياق زيادي که بري کسب موفقيت هاي ملي داشت در اين عرصه يک ناکام بزرگ به حساب مي آيد. شکست دردناک مقابل آرژانتين ماردونا، آن هم در ناپل ادامه پيدا کرد.( در آن سال اين منطقه اسطوره اي به نام مارادونا داشت، جنوبي ها به خاطر نفرت ديرينه از اهالي شمال خود را يک ايتاليايي ندانسته و به تشويق آرژانتين پرداختند) ايتالياي سوم جهان، در يورو 92 راه به جايي نبرد اما با پائولو به فينال جام جهاني 94 رسيد ولي شکستي ديگر باز هم در ضربات پنالتي رقم خورد. جالب آنکه زولا با پنالتي هدر داده يورو 96 باز هم کام مالديني را تلخ کرد. شکست در ضيافت پنالتي هاي فرنسه 98 و 20 ثانيه پاياني يورو 2000 و پرش يک اسيايي روي سر افسانه پير، تمام تلخکامي هاي مالديني است، اما چگونه پائولو از محلات قديمي شهر سربرآورد و تبديل به چهره اي ماندگار شد؟

 

پدر او يعني چزاره بزرگ به خوبي آن دوران را به ياد دارد: من و همسرم فرزندان زيادي داشتيم که از قضا همگي بسيار شلوغ و پر سر و صدا بودند. در اين ميان پائولو با آن چشم هاي براق چيز ديگري بود. او به هر وسيله اي براي خود توپ مي ساخت و وسايل خانه راه گريزي نداشتند. کنترل اين جمع ياغي بسيار دشوار بود. فقط يک چيز پائولو را آرام مي کرد: يکشنبه عصر و برنامه فوتبال ايتاليا!

اولين بازي که به طور واضح علاقه اش را به فوتبال نشان داد، هنگامي بود که من از گردش روزانه بازمي گشتم و او معصومانه به من نگاه کرد و گفت:" به يوونتوس و پائولو روسي علاقه مندم! صحبت او مرا کمي خشمگين کرد. در ايتاليا يک توريتني با يک ميلاني سازش نمي کند."

به هر حال پس از طي دوران کودکي علايق پائولو کوچک متوجه تيم پدرش شد. هنگام 15 سالگي اين نوجوان تصميم قطعي خود را گرفته بود. ترک مدرسه و حضور در تيم ميلانً مادر او به شدت مخالف اين قضيه بود اما چزاره که مي دانست پسرش چه پشتکاري دارد، نه نگفت. پائولو به تيم نوجوانان ميلان راه يافت. معلم او ليدهولم سوئدي بود. سرانجام لحظه موعود فرا رسيد. اندکي از آغاز سال نو گذشته بود. ميلان که تازه از سري(B) بازگشته بود، از وجود چند يار اصلي محروم بود. ليدهولم رو به پائو کرد و گفت:" براي بازي امشب روي تو حساب مي کنم!" ابتدا پائولوي جوان دست و پاي خود را گم کرد اما پس از مدتي با همان اعتماد به نفس هميشگي به درخواست مربي اش جواب مثبت داد. ادامه داستان را از زبان خود او مي شنويم:

کمي اضطراب داشتم. آن زمان ميلان مدافعاني چون باره سي را در اختيار داشت. هرگز تصور نمي کردم روزي به عنوان جايگزين او مطرح شوم. با اين وجود وانمود کردم که تحت تأثير قرار نگرفته ام. قبل از شروع ديدار، ليدهولم دست خود را روي شانه هاي من گذاشت و بزرگترين نصيحتي که در زندگي ام شنيده ام، به من گفت: برو بازي خودت را انجام بده و از هيچ چيز نترس!... بازي فوق العاده اي بود. نمره قبولي گرفتم. وقتي شب به خانه بازگشتم از شدت خوشحالي تا صبح خوابم نبرد. از آن روز به بعد سعي کردم هميشه عاشق ميلان باشم. خوشحالم که هنوز پس از گذراندن 20 سال زندگي با اين پيراهن، هر روز به عشق آن از خواب برمي خيزم.

پائولو چه دارد که ديگران فاقد آن هستند؟ پول زياد؟ چهره جذاب؟ ارتباطات فوتبالي؟ هر سه؟ اما هيچ کدام از اينها دلايل موردنظر نيستند. به اعتقاد پائولو، او تنها صادقانه براي تيمش تلاش کرده و مردم اين کوشش ها را ديده اند سپس به اين دليل، چنين محبوبيت افسانه اي بين مردم کسب کرده است. او فلسفه زندگي خود را اينگونه بيان مي کند:" کار و تلاش در اولويت اول من قرار دارد و پس از آن روي حرفه خود متمرکز مي شوم." ميلان رويايي دهه 90، عمده خاطرات او را تشکيل مي دهد. بهترين بازي هاي او در سال 1992 رقم خورد. مالديني نقش يک مدافع چپ را به خوبي ايفا مي کرد. از آن تيم، فان باستن مرد ايده آل پائولو است.

ديگر بازيکن مورد علاقه اش رودگوليت بود. کسي که ضربات سرش مالديني را ديوانه کرده بود. پائولو کم کم تبديل به افسانه مي شد.

 

دوران پس از بيماري

با آمدن زاکه روني اختيار عمل مالديني بيشتر شد. ميلان جديد اسکودتو را فتح کرد. اين اولين باري بود که مالديني به عنوان کاپيتان اسکودتو را فتح مي کرد.

زاکه به عنوان اينتري اصيل همواره مالديني را تحسين مي کرد: او رهبر تيم من بود. هواداران واقعاً او را مي پرستيدند. افتخار مي کنم که مربي او بودم. مالديني پي درپي قرارداد خود را تمديد مي کرد. واقعيت زندگي اين است. او هرگز سرمبلغ قرارداد چانه نزده هر چند بيشترين پول را دريافت کرده است.

جورجيو آرماني سال 1994 مالديني را به تبليغ آخرين محصولاتش فرا خواند اما 5 سال بعد، تصميم گرفت به نوع ديگري از اين مرد ستايش کند. آرماني گفت: پائولو زيباترين فرد براي پوشيدن بهترين لباس ها است که البته قبل از آن يک انسان نمونه است.

هرگز نديدم او به خود مغرور شده يا حرکت ناپسندي از خود بروز دهد. در آن سالها مالديني يکي از معدود اخراج هاي دوران فوتبال خود را تجربه کرد. اين مرد با چند تزلزل کوچک در نوع بازي، باعث بلندشدن سر و صداي حاشيه سازان شد. آنها ادعا مي کردند چزاره و پائولو به واسطه ارتباط خوبي که با مافياي فوتبال دارند همواره در متن حضور دارند! چندي بعد روبرتو بکاتيني يکي از مشهورترين ورزشي نويسان ايتاليا جوابيه اي به اين مضمون داد: اگر مالديني ها مافيايي باشند پس فوتبال ما تمام دارايي هاي خود را مديون اين دسته است!

 

غروب افسانه آغاز مي شود

به دوره حاضر مي رسيم پائولو، بعد از آنکه رکورد بيشترين تعداد بازي ملي در ايتاليا را از آن خود نمود، اين افتخار را تا مدت محدود در سطح جهان نيز در اختيار داشت. جام جهاني 2002 آغاز شده بود و کاپيتان قصد داشت در چهارمين جام خود عنوان جالب توجهي کسب کند اما به طور واضح از توان درخشش تهي شده بود. بازي مقابل ميزبان و اشتباهات داوري تنها بهانه بود، بهانه اي که ايتاليايي ها را از فکرکردن به اشتباه مالديني دوست داشتني، فارغ مي کرد، آنها نمي خواستند سقوط قهرمان خود را مشاهده کنند.

خبر و تيتر روز بعد، مطبوعات ايتاليا را ترکاند. مالديني از تيم ملي خداحافظي کرد! التماس و خواهش به سوي او روانه شد اما همان طور که مالديني يک بار تصميم گرفت فوتباليست شود و بهترين شد. حالا نيز مي خواست اين قضيه را پايان دهد که داد. او راجع به اتخاذ تصميمش گفت:" احساس کردم توانايي ادامه دادن را ندارم. من عمري در تيم ملي بودم و به افتخار بزرگي نرسيدم، تا کي مي توانستم تيم ملي را با خود به ذلت ببرم؟ اما کاپيتان در اولدترافورد ليگ قهرمانان را بالاي سر برد تا ناکامي تيم ملي را جبران نمايد. اسکودتو فصل 2004 بار ديگر از آن ميلان شد. ژانويه 2005 از راه رسيد و مالديني در بيستمين روز آن ماه، بيستمين سالگرد حضور در ميلان را جشن گرفت. نامش مالديني است و لقبش مترادف با افتخاري تمام نشدني. اما سال 2005 سالي بدون افتخار بود. نائب قهرماني در سري آ به همراه ليگ قهرمانان فصلي که هيچ دستاوردي براي کاپيتان نداشت.

 

بازيکنان رويايي مالديني

دروازه بان: والتر زنگا

مدافعين: فرانکو باره سي- فرديناند- روبرتو کارلوس- آلساندرو نستا

هافبک ها: مارادونا- زيدان- فيگو- ديميتريو آلبرتيني

مهاجمين: فان باستن- گوليت- رونالدو

مربي ايده آل: فابيو کاپلو

رئيس باشگاه موردنظر کاپيتان: سيلويو برلوسکوني

آمار مالديني:

نخستين رقابت اروپايي: 8/9/1985مقابل اوسر که به پيروزي 3 بر يک ميلان انجاميد.

اولين بازي در کوپا ايتاليا: 21/8/1985

در تساوي 2 بر 2 مقابل جنوب جنوا.

 

برد تاريخي يک عاشق

مالديني ديگر به سبک دوران جواني ميلان را(MELOVE) نمي دانست اما در يکي از تاريخي ترين بردهاي دربي ميلانو با 6 گل شاهد خردشدن همسايه بود. عطش تهاجمي بهترين مدافع چپ فوتبال ايتاليا سيري ناپذير بود. مالديني ادعا مي کند حتي پس از اين پيروزي نيز از خود بي خود نشده است. به طور کلي پائولو عليرغم اينکه آدمي احساساتي است اما در نوع عکس العمل هايش وسواس زيادي دارد. کمتر کسي خوشحالي مفرط يا ناراحتي شديد پائولو را در چهره اش خوانده است. برد فصل 2001 مي توانست مرهمي بر زخمهاي بي پايان مالديني در رده ملي باشد. شکست در فينال يورو 2000 براي کاپيتان تيم ملي بسيار گران تمام شد. او با يادآوري اين خاطرات گفت: در آغاز جام کمتر کسي روي موفقيت ايتاليا حساب مي کرد اما ما کم کم،" چهره" يک مدعي را به خود گرفتيم. در بازي نيمه نهايي مقابل ميزبان خوش شانس بوديم. اين بار پنالتي ها به دادمان رسيد. من پنالتي خود را در حساس ترين مقطع از دست دادم اما خوشبختانه هلند آنقدر خرابکاري کرده بود که خللي به پيروزي ما وارد نشد و به فينال رسيديم تا دقيقه 93 پيروز بوديم.

براي اولين بار در طول عمر خود قبل از سوت پايان تصور به دست گرفتن جام به سرم افتاد و همين موضوع تاوان سختي به دنبال داشت. در پايان بازي حتي ناي بلندشدن از زمين را نداشتم. تصميم بدتر چند روز بعد گرفته شد که بدترين ضربه بود: اخراج دينوزوف!

او مربي بزرگي بود. گمان مي کنم برلوسکوني در اين امر دخالت داشت. هيچ کس به ترکيب يک تيم موفق دست نمي زند. اگر احساس مالديني نسبت به زوف اينگونه است، در مورد پدرش از اين نيز شديدتر است. پدر و پسر اواخر فصل 2001 در ميلان بار ديگر به هم رسيدند. مالديني احساس مي کرد بازيکنان ميلان به خاطر او به چزاره احترام مي گذاشتند. او به خاطره اي اشاره کرد: هنگامي که چزاره مربي تيم ملي بود، بازيکنان در غياب من او را تمسخر مي کردند. من متوجه اين امر مي شدم اما به روي خود نمي آوردم. تيم سبک آشکارا مرا آزار مي داد. احترام هر شخص در وهله اول بايد ناشي از رفتارهاي خود او باشد نه عوامل بيروني. سرمربيگري چزاره در ميلان دوام زيادي نداشت. مالديني کم کم به فکر خروج از ديدارهاي ملي بود اما تصميم گرفت جام جهاني 2002 را به عنوان آخرين آزمون ملي خود با موفقيت پشت سر بگذارد، هر چند اين رويا سرابي بيش نبود.

ارادت مندتان  آرش

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 16:17  توسط آرش  | 

فیلم ۳۰۰

 

Warner Bros. Pictures' 300

ژانر:Action/Adventure/Drama/Histoy/War

مدّت زمان:۱۱۷ دقیقه

کشور:آمریکا

زبان:انگلیسی

محلۀ فیلمبرداری:مونتریال،کانادا

کارگردان:زاک سنایدر

بازیگران:جرارد باتلر،لنا هدی،دومنیک وست،دیوید ونهام و ...

 

یک نکته در این فیلم درباره ی شخصیّت خشایارشا،شاه ایران هستش.خشایارشا پسر داریوش بزرگ و نوه ی کوروش کبیر  و یکی از بزرگترین و با ارزش ترین شاه های ایران هستش.خشایارشا در طی حکومتش یونان رو تصرّف کرد و گفته میشه یک شب خشایارشا به سرش می زنه و دستور میده قسمتی از شهر آتن رو آتش بزندند که خب داستان طولانی داره و اگر علاقه دارید می تونید تو کتاب های تاریخی درباره ی این جنگ ها بخونید.خلاصه که همه ی یونانی ها از پا در اودند و از خشایارشا پیروی کردند.حالا در این فیلم خشایارشا رو به صورت یک فرد وحشی نشون دادند که کاری جز آدمکشی بلد نیست و قیافه ی او رو در فیلم به صورت لخت نشون دادند!در حالی که حتّی بعضی از منتقدان هالیوود هم در این مورد با این فیلم مخالفت کردند و گفتند که در هیچ کتاب تاریخی خشایار شا این گونه توصیف نشده.

تصویر خشایارشا در تخت جمشید:

تصویر خشایارشا در فیلم!!!

Rodrigo Santoro as Xerxes in Warner Bros. Pictures' 300

نکته دیگه قیافه ی سربازان ایرانی هستش.بهتره خودتون ببینید تا متوجّه بشید چی میگم:

یک جنگجو استثنایی و ابرقدرت ایرانی!!!(به دراکولا بیشتر شبیهه!)

The Uber Immortal (Robert Maillet) is released from his bonds and unleashed upon the Spartans in Warner Bros. Pictures' 300

در این فیلم نشون داده شده که چگونه ایرانیان وحشیانه و بدون رحم آن ۳۰۰ نفر رو می کشند و هیچ رحمی ندارند.تازه.همین ۳۰۰ نفر بودن بحث روشه.در بعضی کتاب های تاریخی یونان ذکر شده که این افراد تنها همین ۳۰۰ تا بودند و لی در بعضی کتاب های تاریخیه دیگه(حتی خود یونانی ها) این موضوع این طور ذکر نشده و گفته شده غیر ممکنه که تنها ۳۰۰ نفر از اسپارتی ها در مقابل لشکر ایران ایستاده باشند.آن ها حدس می زنند چون آن ها از دو ناحیه با ارانیان جنگیده اند(از بالای کوه و پایین)احتمالا۲ یا ۳ هزار نفر مستقیما با لشکر جنگیده ان و لؤنیداس،شاه اسپارتایی ها که بالای کوه بوده نیز به همراه ۲ یا ۳ هزار نفر بوده و در کل تعداد آن ها را ۶۰۰۰ تخمین زده اند نه ۳۰۰.(البتّه باز هم خیلی نبودند.ولی حتّی در تاریخ کشور خوردمون هم اومده که اسپارتایی ها بسیار شجاع بودند و وقتی همه ی یونان تسلیم شدند اون ها مقاومت کردند.روایت شده وقتی پسران به جنگ می رفتند مادرانشان می گفتند:"پسرم،یا بر سپر یا با سپر!"یعنی یا بگذارید جسدتان را بر روی سپر برای ما برگردانند یا با سپر و پیروز برگردید.)امّا لشکر ایران نیز به آن بزرگی که در فیلم آمده نبوده.در فیلم گفته شده ایرانی ها ۱۰۰۰۰۰۰۰ نفر(یک ملیون)بوده اند در حالی که در بیشتر کتاب های تاریخی آمده که کلّ لشکر خشایارشا برای حمله ب یونان ۵۰۰۰۰۰ نفر بوده که کلّی از آن آشپز و ملوان کشتی ها بوده اند.تازه،پیش از جنگ  با اسپارتایی ها ایرانی ها به میزان زیادی ضربه خورده بودند و تعداد آن ها حداقل حد اقل به ۳۰۰۰۰۰ نفر کاهش یافته بود!تازه اگر هم یونانی ها این ها رو تو کتاب هاشون نوشتند می گن که این بر اساس تاریخ ماست و شاید با جاهای دیگه فرق داشته باشه اون وقت آمریکا اومده ۲ برابر گذاشته روش و بدون هیچ اثباتی این فیلم رو نشون جهانیان داده!

خلاصه.باید فیلم رو ببینید تا بفهمید آمریکایی ها برای ایرانی ها چی درست کردند!من خودم هم منتظرم که این فیلم اینجا تو سینما بیاد و این فیلم رو ببینم(البتّه ۱۸ سال به بالاست به دلیل صحنه های خشن ولی باز هم من میرم!)ببخشید اگر بعضی جاها اشتباه نوشتم.امیدوارم خوشتون اومده باشه.

این هم چند تا از عکس های فیلم:

Leonidas ( Gerard Butler ) bids farewell to his wife Gorgo ( Lena Headey ) and son Pleistarchos (Giovani Antonio Cimmino) in Warner Bros. Pictures' 300

Gerard Butler as Leonidas in Warner Bros. Pictures' 300

Stelios ( Michael Fassbender ) crouches behind his shield as shrapnel tears through the air in Warner Bros. Pictures' 300

The leader of the Immortals, Xerxes' elite fighting force, in Warner Bros. Pictures' 300

 

داستان فيلم، جنگ ايران و يونان در ميدان جنگ ترموپيل (گردنه معروفي در يونان، بين کوه اويته و خليج ماليک) است. جايي که پادشاه اسپارتي يعني لئونيداس ارتش 300 نفري خود را عليه ارتش عظيم ايرانيان تجهيز کرد تا مقابل سپاه خشايارشا ايستادگي کنند اما گوژپشتي دروازه هاي شهر را به روي لشگر ايران باز مي کند بنابر روايت هرودوت از تاريخ، اين 300 اسپارتي توانستند جلوي لشگر عظيم خشايار شاه به مدت 3 روز مقاومت کنند اما در نهايت شکست خوردند. بنا بر اين روايات همين دفاع سه روزه باعث اتحاد يونانيان عليه ايرانيان و همين آغازي شد براي دموکراسي يونان و در نهايت شکست خشاريارشا در نبردهاي بعدي. (چيزي شبيه شکست آلمان در استالينگراد و کسب روحيه متفقين).
"
هرودوت" درکتاب 9 جلدي خود به نام "جنگ پارسي ها" جزئيات جنگ هاي ايرانيان از آغاز کار تا پايان لشکرکشي خشايارشا به يونان را شرح داده است
.
مي گويند علم تاريخ با هرودوت و همين کتاب آغاز شد با اين حال، تاريخدانان جديد بسياري از ارقام ذکر شده در کتاب هاي هرودوت را اغراق آميز مي دانند اما فيلم 300 پايه هاي داستانش را بر همين روايات بنا مي کند
.
اين فيلم ايران را نماد ديکتاتوري و يونان را نماد دموکراسي تصوير مي کند. به زباني ساده تر داستان بر محور نبرد دائمي خير و شر مي چرخد. در حالي که وقتي به فرمان کوروش برده داري در امپراتوري پارس ممنوع شده و مردم در دينشان آزاد بودند، در يونان باستان برده داري به شکل گسترده اي رواج داشت و زنان و برده ها شهروند درجه دو محسوب مي شدند

شيوه فيلم سازي کامپيوتري است و هنرپيشگان واقعي در صحنه هاي مجازي نقش آفريني مي کنند. موسيقي جذاب و ترکيب مناسب با صحنه هاي کامپيوتري نبرد باعث شده تصاوير تابلوهاي نقاشي به نظر برسند که فروش فوق العاده اي را براي سازندگانش پيش بيني شود. فيلمي که روي افکار عمومي دنيا تاثير زيادي خواهد گذاشت.
در اين فيلم که قرار است 9 مارس اکران شود، بازيگراني چون "جرارد باتلر"، "لنا هيدي"، "مايکل فسنبدر"، "وينسنت ريگان" و "دومنيک وست" ايفاي نقش مي کنند
.
فيلم "300" به تهيه کنندگي "فرانک ميلر"، "دبوراه اسنايدر" و "کرايج.جي.فلورس" به کارگرداني "زاک سنايدر" ساخته شده است
.
در توضيح اين فيلم در ياهو مي خوانيد که اين نبرد سرآغاز دموکراسي در جهان بوده است!

خشايار شا  و جنگ ترموپيل به روايت تاريخ


 

 

داریوش پسران بسیاری داشت که بزرگترین آنها آرتابرزن بود که از دختر گئوبرو، همسر نخست داریوش بود، ولی خشایارشا را که بزرگترین فرزند آتوسا دختر کورش بود به جانشینی برگزید. خشایارشا در نبشته ای از تخت جمشید پس از ستایش از اهورامزدا و شناسایی خود، می گوید:" پدر من داریوش بود. پدر داریوش گشتاسپ بود؛ پدر گشتاسپ، آرشام بود. هم گشتاسپ و هم آرشام زنده بودند که پدر من به خواست اهورامزدا شاه شد. هنگامی که داریوش شاه شد کارهای نیک بسیار کرد. داریوش پسران دیگری داشت، به خواست اهورامزدا مرا مهست آنها نهاد. هنگامی که پدر من داریوش از تخت رفت، من بر گاه(تخت) پدر شاه شدم. هنگامی که من شاه شدم، کارهای نیک بسیار کردم. آنچه پدرم کرد و نیز آن چه من کردم، چیزهای دیگر را من افزودم و آنچه من و پدرم کردیم همه به خواست اهورامزدا بود" پس از خاکسپاری، تاجگذاری انجام می شد. تنها نوشته ای که ازآیین تاجگذاری برجای مانده نوشته ی پلوتارک درباره ی برتخت نشستن اردشیر دوم است، وی می گویید آیین تاجگذاری از سوی مغان در پاسارگاد انجام می شد که درآن جانشین بایستی جامه ی خود را درآورد و جامه ای را که کورش پیش از شاهی بر تن می کرد بپوشد که با این کار پیوستگی دودمانی گرامی داشته می شد. شاه برای نمایاندن نشستن برتخت باج هایی که به روزگار شاهنشاه پیش بود می بخشید. خشایارشا در 35 یا 36 سالگی به شاهنشاهی رسید. همسر وی هماچهر(شاید هم هماشهر؛ در نوشته های ایرانی در روزگار کیانیان از زنی به نام همای چهرزاد یادشده) نام داشت که دختر هوتن یکی از یاران داریوش بود. مادر هماچهر خواهر داریوش بود. خشایارشا در زمستان شورش مصر را سرکوب کرد و برادرش، هخامنش را به جای" فرداد" که چنین برمی آید که در شورش کشته شده باشد به شهربانی مصر گماشت. خشایارشا در یونان خشایارشا برای دیدار از کشورهای خوربری شاهنشاهی خود و همچنین برای گوشمالی آتنی ها راهی آسیای کوچک شد. داستان آمدن خشایارشا به آتن را داستان پردازان یونانی برای بزرگ کردن یونان چنان نوشته اند که گویا خشایارشا دست به بسیج بزرگی زده است. واقعیت آن است که خشایارشا که برای بازدید کشورهای شاهنشاهی آمده بود تنها لشکری که همراه خود آورده بود لشکر ده هزار تنی جاویدان بود. خشایارشا در بازدید از کشورهای آسیای کهتر شمار اندکی از سربازان پادگان های این کشورها را با خود همراه کرد تا آنکه هنگامی که به اروپا پاگذاشت شاید ارتش وی به پنجاه هزار تن رسیده باشد که این خود برای گوشمالی آتنی ها بزرگ می نموده است هرچند که ممکن بود کشورهای دیگر یونانی نیز به کمک آتن بشتابند، حال آنکه بیشتر کشورهای یونانی فرمانبرداری خود را از شاه بزرگ اعلام کردند. پس از گذراندن زمستان در سارد خشایارشا در آغاز سال 79 هخامنشی(480 پیش از میلاد مسیح) به سوی یونان روانه شد. ارتش ایران را نیروی دریایی پشتیبانی می کرد. آتنی ها نیز دارای ناوگانی نیرومند بودند که می توانست با نیروی دریایی ایران به جنگ بپردازد. خشایارشا بی برخورد با پایداری به سوی آتن در یونان پیش رفت تا به تنگه ترموپیل رسید که درآنجا به جهت تنگی بیش از اندازه، یونانی ها(اسپارتی ها به فرماندهی شاهشان لئونیداس) راه را بر ارتش ایران بستند. سوران ارتش به شناسایی منطقه پرداخته، میانبری که از پشت تنگه در می آمد را یافتند. پس از آن بسیاری از یونانیان از ترموپیل گریختند و تنها اسپارتیان در تنگه ماندند و همه در جنگ کشته شدند. پس از گذر از ترموپیل راه آتن به روی ارتش ایران باز شد، هنگامی که خشایار شاه از مقدونیه به آتن درآمد بسیاری از مردم آن، از شهر کوچ کرده بودند گروهی بر این باورند که خشایارشاه در آتن به تلافی آتش سوزی سارد بخشی از شهر را آتش زد. از این پس سیر روی دادها دارای پیچیدگی بسیاری است چراکه نمی توان حقیقت را از ژرفای نوشته های یونانیان بدست آورد. آنچه می توان گفت این است که آتنیان که نمی توانستند در خشکی به برابر ارتش ایران درآیند، با نیروی دریایی ایران درنزدیکی سالامین، که از روی تنگی نیروی ایران نمی توانست کشتی های بسیاری را به جنگ درآورد درگیر شدند، چون این برخورد نتیجه ای در برنداشت، تیمیستوکل رهبر آتن به همراه گروهی به نزد خشایارشا رفتند، که در طی آن توانستند که خودمختاری آتن را بدست آورند. خشایار شاه پس از آن به آسیا بازگشت. تیمستوکل تا پایان شاهنشاهی خشایار شاه رهبر آتن بود ولی پس از آن مردم بر او شوریدند و وی از راه مقدونیه به دربار ایران پناه برد. دیون خرسوستومس نوشته است( کتاب 11، بند 149) : " خشایار شاه در لشکرکشی به یونان در ترموپیل بر اسپارتیان پیروز گشت و شاه لئونیداس رادر آنجا بکشت. سپس آتن را ویران کرد ...پس از این پیروزیها برای یونانیان باج گذارد و راه اسیا را در پیش گرفت . " در فهرست سرزمینی نبشته ی دیوها که به زمانی پس از نبرد یونان تعلق دارد، نام یونانی های نزدیک دریا( کوچ نشینان یونانی آسیای کوچک)، یونانی های فرای دریا(یونانی های سرزمین اصلی) و اسکودرا( مقدونیه و تراکیا) آمده است. نوشته ای از توسیدید یادآور می شود که سرپرستی نیروهای اسپارت و آتن و همگنانشان پس از بازگشت خشایار شاه به آسیا به دست یک کارگزار یونانی به نام پاوسانیاس بود که جامه ی ارتش ایران را می پوشید و زیر دست افسر ایرانی به نام ارتاباذ کار می کرد.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 13:18  توسط رضا  | 

پانزده فواره برتر دنيا

برای دیدن تمام عکسها بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 13:5  توسط رضا  | 

آلبوم جدید و زیبای سیاوش قمیشی غروب تا طلوع

01- Farangis

02- Khabeh Baroon

03- Faseleh

04- Tolou

05- Baroon

06- Ghoroub

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 12:3  توسط علی  | 

اینم آهنگ قشنگ و جدید تهی با همراهی درویش و مطلق به نام دستمال جیبی.

 

Tohi Ft. Motlagh Ft. Darvish - Dastmal Jibi

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 11:38  توسط علی  | 

سفير ايران در آفريقاي‌جنوبي: شيلا خداداد عروس من نيست!


    در ماه‌هاي اخير نشريات زيادي از ازدواج «شيلا خداداد» بازيگر سينماي ايران كه در حال حاضر براي ادامه تحصيل در آمريكا به سر مي‌برد، سخن به ميان آوردند و داماد را پسر سفير ايران در آفريقاي جنوبي معرفي كردند، البته بازتاب اين خبر از زماني آغاز شد كه هفته‌نامه تلاش در پاييز گفتگويي از شيلا خداداد به چاپ رساند كه همان گفتگو بهانه‌اي شد براي تيتر روي جلد خيلي از نشريات كه شيلا خداداد را عروس سفير ايران در آفريقاي جنوبي معرفي كنند، البته در اواخر بهمن‌ماه و در بازگشت وي به ايران، يك‌بار ديگر اين هفته‌نامه خبري كوتاه از شيلا خداداد به چاپ رساند به اين مضمون كه آنها در شهريورماه سال 86 در تهران جشن عروسي خود را برگزار مي‌كنند و يك‌بار ديگر داماد را پسر سفير معرفي كرد، اين خبر به دنبال خود بازتاب‌هاي شديدي داشت، تا جايي كه سفير محترم ايران در آفريقاي جنوبي در تماس با ما، اين خبر را از پايه كذب دانست و اعلام كرد كه به هيچ عنوان پسر ندارد و فرزندان او، همگي دختر هستند. محمدعلي قانع‌زاده در تماس با نشريه خانواده سبز اعلام كرد كه: «در بررسي‌هاي به عمل آمده مشخص شد كه پسران هيچ كدام از سفراي سابق، با فرد مورد نظر ازدواج نكردند، من نمي‌دانم اين اخبار كذب از كجا نشات گرفته است و سر منشا آن كجاست. قانع‌زاده حتي براي ما تكذيبه‌اي هم فرستاد كه آن را خواهيد خواند»... پس آنچه كه مشخص است، اين‌كه شيلا خداداد با پسر سفير ايران در آفريقاي جنوبي ازدواج نكرده است، حال منتظر تماس شيلا خداداد هستيم كه اگر پاسخي براي اين خبر دارد، را بازگو كند و يا گفتگوي خود با نشريه مورد نظر را كذب بخواند...
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 10:49  توسط رضا  |