|
|
|
|
|
سلام
روز ۶ اسفند ۱۳۸۳ یک آپیتی داشتیم به نام آپدیت طوفانی که بیش از ۷۰ جوک داشت که با کمک دوست بسیار خویم علی(نه این علی که هم اکن.ن جزو مدیران وبلاگ هست)جمع آوری کردم و گذاشتم حالا پس از گذشت بیش از یکسال می خوام این رکرد بزرگ رو بشکنم: و اینک بیش از ۱۰۰ جوک فقط قبلش بگم ما قسد توهین و یا به وجود آمدن ناراحتی برای هیچ قومی نداریم اینها صرفا برای خنداندن مردم هست و هیچ توهینی به قومیتی نیست!!!!!!!!! تعداد جوکها:بیش از ۱۰۰ جوک(۱۲۶جوک جوک ها برای تمام سنین هم اما خیلی هم با ادبی نیست اما مبتذل به هیچ وجه نیست! هله له سوار تاكسي بوده ... بعد از مدتي يكي پياده ميشه و درو محكم ميبنده ... راننده ميگه : الاغ بي شعور ... يه كمي جلوتر يه نفر ديگه پياده ميشه و باز در و محكم ميبنده و بازم راننده ميگه : الاغ بي شعور ... خلاصه نوبت به هله له ميرسه و هله له هم با دقت در و آهسته ميبنده ميبينه راننده داره نگاش ميكنه به راننده ميگه : چيه ... الاغ باشعور نديدي!!! هله له مشغول شستن ماشينش بود. ازش پرسيدند: «چرا از پلاك ماشين شروع كردي؟» جواب داد: «آخر دفعه قبل كه ماشين ميشستم، وقتي به پلاكش رسيدم، ديدم ماشين خودم نيست<< مادر: «باز هم كه پاي چشمت كبود شده! مگه نگفته بودم هر وقت ميخواهي دعوا كني، تا بيست بشمار!» پسر: «چرا، ولي مادر كسي كه با او دعوام شد، مادرش بهش گفته بود تا ده بشمار! به دختر سگه می گن وکیلم؟ می گه با اجازه ی مادر سگ و با اجازه ی پدرسگ بله!! فدراسيون آلمان از ایران تشکر کرد و اعلام كرد زمين هاي بازي ايران تا 3 سال دیگر نياز به كود ندارند!! يه روز يه زنه پا شو ميذاره روي سو سک . بعد سو سکه بلند مي شه و مي گه پهلو انان نمي ميرند! يه آبشار رژيم مي گيره، تف مي شه!! اصفهانیه موز می خوره پوستش میزاره تو دفتره خاطراتش!! هله له ميره خواستگاري، دختره سبيل داشته، بهش ميگه: چرا سبيل داري؟ دختره ميزنه زير گريه، هله له ميخواد دلداري بده ميگه: مرد كه گريه نميكنه!!! یه بار یه بسیجی قرص ایکس میزنه میره تو خیابون به یه دختری می گه افتخار می دی دو رکعت نماز با هم بخونیم!! پسر اصفهانی به باباش می گه پدر پنکه خراب شده پدره میگه شبا 10 نفر زیرش می خوابین بایدم خراب بشه! شب چارشنبه سوری هله له باباش آتیش میگیره جو می گیرتش از روش میپره !! دوتا مگس با هم ازدواج ميكنند. ماه عسل ميرن دستشويي! يه روز يه موشه ميره خونه اصفهونيه لونه ميسازه. زخم معده ميگيره!! هله له اسم بچه اش رو میزاره اس ام اس میگن این چه اسمیه ؟ میگه چیه از پیام که با کلاس تره ! اگه گفتید چه جوری میشه اصفهانی رو زجر داد: ببندیش به تیر برق وبهش بگیه کوچه اونطرفی شام میدند هله له زنگ می زنه رادیو می گه الو آقا اونجا رادیو است؟ مجری می گه بله بفرمایید. می پرسه آقا الان صدای من داره پخش می شه؟ مجری می گه بله بفرمایید. می پرسه: یعنی الان صدای من توی نونایی هم داره پخش می شه؟ مجری عصبانی می شه میگه آره دیگه حرفتو بزن. هله له می گه الو اکبر نون نخر مامانت خریده! چوپان دروغ گو می میره می ره جهنم ازش می پرسن تو کی هستی؟ می گه دهقان فداکار! هله له میره خواستگاری پدر عروس میگه خونه دارید ؟ هله له میگه بله. ماشین دارید؟هله له میگه بله.بعد می پرسه قبلا که ازدواج نکردید ؟ هله له میگه: به جان دو تا بچشم نه!!!!!!! هله له مادرزنش رو ميبره دكتر، دكتره ميپرسه: اين بنده خدا چه بلايي سرش اومده؟ هله له ميگه: زهر خورده. دكتره تعجب ميكنه، ميپرسه: پس چرا سر و صورتش خوني ماليه؟! هله له ميگه: آخه لامصب به زبون خوش كه نميخورد!! هله له رو ميفرستن جبهه، بعد شيش هفت ماه برميگرده، در ميزنه، داداش كوچيكش با يك تپه ريش درو وا ميكنه! هله له هول ميكنه، ميگه: چي شده!؟ ننه مرده.. بوا مرده؟! داداشش هيچي نميگه، فقط يك نگاهِ معني داري بهش ميندازه و ميره تو. هله له ميره تو ميبينه داداش بزرگش هم تا زير گردن ريش گذاشته! بدبخت پاك شلوارشو خيس ميكنه، ميگه: اصغرجون، تورو خدا بگو چي شده؟! كي مرده؟! داش اصغر هم يك نگاه به هله له ميكنه و از اتاق ميره بيرون. هله له بدبخت سراسيمه ميره تو اتاق باباش، ميبينه ريش باباش رسيده تا دم نافش! هله له دو دستي ميزنه تو سرش، ميگه: بوا... بگو آخه چه بلايي سرمون اومده؟ ننه مرده؟! باباش ميگه: اي كاش ننت مرده بود. كاش بوات مرده بود. پسر آخه اين ريش تراشو چرا بردي؟!!! هله له رفته بوده مكه. تو مراسمي كه بايد به شيطون سنگ بزنه، يهو سنگاش تموم ميشه... اونم به جاش فحش ناموسی ميده!! هله له تو كليسا نشسته بوده، يهو ميبينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح! خودت كمكم كن! هله له از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده! خودم ميرم! يك گروه از محققين انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق ميكردند، اول مغز يك آمريكاييه رو باز ميكنند، ميبينند اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از IC و مدارهاي الكترونيكي. خلاصه ميترسن دست به يك چيزي بزنند خراب شه، زود مغز يارو رو ميبندند. بعد مغز يك ژاپنيه رو باز ميكنند، ميبينند اي بابا اين وضعش از آمريكاييه هم خراب تره و مغزش شده پر از مداراي نوري و چيزاي عجيب غريب، خلاصه مغز اين رو هم جرات نميكنند دست بزنند. بعد جمجمه هله له رو باز ميكنند، ميبينند تو ش فقط يدونه سيم ازين ور جمجه رفته اونور. باخودشون ميگن: خوب ما اينو قطع ميكنيم، اگه دييدم خيلي ضايع شد، فوقش دوباره وصلش ميكنيم! خلاصه سيمه رو قطع ميكنند، يهو گوشاي هله له ميافته! هله له مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش . رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي كار كرده بود؟ ميگن: اين سوالاي شب اول قبر رو تكثير كرده بود بين مردهها تقسيم ميكرد! هله له چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: دو تا آرزو بكن. هله له ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، هله له يكم ميخوره ميگه: به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده! باباي هله له ميميره، مجلس ختمش رفيقاي هله له همه ميان بهش تسليت ميگن. هله له خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، شرمنده كردين... ايشالله ختم پدرتون جبران ميكنم! هله له داشته از سر كار برميگشته خونه، يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند، منتها يجور عجيب غريبي: اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن، بعد يك يارو مرده با سگش راه ميره، بعد ازون هم يك صف 500 متري ملت دارن دنبالشون ميرن. هله له كف ميكنه، ميره پيش جناب سگ دار، ميگه: تسليت عرض ميكنم قربان، خيلي شرمندم...ميشه بگيد جريان چيه؟ يارو ميگه: والله تابوت جلوييه خانممه، پشتيش هم مادر خانومم... هردوشون رو ديشب اين سگم پاره پاره كرده! هله له ناراحت ميشه، همينجور شروع ميكنه پشت سر يارو راه رفتن، بعد از يك مدت برميگرده ميگه: ببخشيد من خيلي براتون متاسفم، ميدونم الانم وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست، ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش ميكنه، اشاره ميكنه به 500 متر جمعيتي پشت سر، ميگه: برو ته صف! هله له خونه اش آتيش گرفت, هي ميرفت توي آتيش و برميگشت. همسايه ها پرسيدند: چرا هي ميري تو و مياي بيرون؟ هله له می گه: براي اينكه مادرزنم توي خونه ست.پپرسيدند: چرا بيرونش نمياري؟میگه: ميرم تو, هي اين رو اون روش ميكنم, حالا زوده بيارمش بيرون!!!! هله له جلوي يه بانک پاشو باز کرده ونشسته بوده. ازش ميپرسن چرا اينجوري نشستي؟ ميگه:آخه اخبار گفت به بازنشسته ها حقوق ميدن!!! یه روز یه دماغه با انگشته دعواش میشه.میگه دیگه بهت جنس نمی دم. زن : خسته شدم پس کی میاد ؟ هله له می ره خونه بخره آقاهه یه خونه بهش نشون می ده می ده این خونه استخر داره، جگوزی داره... هله له می گه: عجب! ما قبلا همین طوری ول می دادیم! حالا دیگه جاشم مشخص کردن؟ هله له دنبال جاي پارک مي گشت، هرچي بيشتر مي گرده کمتر پيدا مي کنه، بالاخره به خدا مي گه خدايا! اگر جاي پارک پيدا کردم قول مي دم نماز بخوانم، قول مي دم روزه بگيرم... همين طور داشت قول مي داد که يک دفعه يک جاي پارک پيدا مي کنه، مي گه: خدا جان! خيلي ممنون! دیگه نمی خواد، من خودم پيدا کردم. هله له با يك سرهنگه سوار هواپيما ميشن غضنفر رو به سرهنگه مي كنه ميگه ببخشيد شما گروهبانيد؟ سرهنگه ميگه نه غضنفر همين سوال رو چند بار ميپرسه. آخر سرهنگه خسته ميشه ميگه بله بابا من گروهبانم غضنفر ميگه پس چرا لباس سرهنگارو پوشيدي؟ يك سری بر و بچز وزارت اطلاعت داشتن واسه يك ماموريت خيلي خفن نيرو آماده ميكردن، از بين 1500 تا بهترين مأمورا، يك رشتيه و تركه و تهرونيه رو انتخاب ميكنند واسه تمرينات ويژه. خلاصه اين سه نفر رو يك سال تموم خفنناك آموزش ميدن و آخر سال بهشون ميگن فردا روز آخر آموزشتونه، براي اتمام اين مرحله فردا بايد خانوم هاتون رو هم بياريد سر تمرين. فردا ميشه و اين سه نفر هم دست خانوم رو ميگيرن ميرن دفتر مركزي. بعد يك مدت فرمانده مياد و به خانومها ميگه هركدوم برن تو يكي از سه تا اتاق دست راست، به سربازان هم ميگه كه هركدوم برن تو يكي از اتاقهاي سمت چپ. بعد ميره تو اتاق رشتيه، يك كلت بهش ميده، ميگه: برو تو اتاق شمارة 2، تو چشم زنت نگاه كن، بعد يك گلوله تو مغزش خالي كن بيا بيرون! يارو رشتيه ميره تو اتاق، يك مدت اونتو ميمونه، بعدِ 5-6 دقيقه اشك ريزان مياد بيرون، ميگه: اَوووو.. حاجي شرمندتم... نتونستم. فرمانده هم ميگه: گمشو از جلو چشم... اينجا جاي آدمهاي بي عرضه نيست. نوبت ترکه می شه. همین ماجرا تکرار می شه. ترکه اشك ريزان مياد بيرون، ميگه: حاجي خيلي شرمندم.. هركار ديگه بگي مي كنم ولي ايلده اين يكي از من بر نمياد. فرمانده هم دوباره دو سه تا ليچار بار مردك بدبخت ميكنه و ميره تو اتاق تهرونيه، بهش همون ماموريت رو ميده. خلاصه تهرونيه ميره تو اتاق و بعد دو سه دقيقه يهو از توی اتاق سر وصداي شكستن در وپنجره و جيغ و داد بلند ميشه! بعد يك 5-6 دقيقه سر و صدا ميخوابه، و تهرونيه خوني مالي با لباس پاره پوره ميا دبيرون. فرمانده كف ميكنه، ميگه: چي شد برادر؟! تهرونيه ميگه: والله حاجي فشنگ مشقي گذاشته بودن تو كلت، مجبور شدم با پايه صندلي خانوم رو بزنم تا جون بده!!! هله له میره توی مانور شرکت می کنه. از هواپیما می پره پایین ولی چترش باز نمی شه. می گه خدا رحم کرد مانوره! مردها 4 دسته هستند: هله له مي خواسته بميره وصيت مي كنه من كه مردم يه ميليون خرجم كنين، وقتي ميميره پسرش يه ميليون خر جمع ميكنه!! هله له تاکسی سمند می خره سه تا مسافر سوار می کنه. اولی به مقصد می رسه می گه نگه دار هله له می پرسه سمند داری؟ می گه نه می گه پس بشین. دومی به مقصد می رسه می گه نگه دار می پرسه سمند داری؟ می گه نه. می گه پس بشین. سومی می گه من سمند دارم، نگه دار. هله له می گه پس بگو ترمزش کدومه؟ تركه و لره ميرن اكس پارتي تركه هلكوپتري مي ره لره با آرپي جي7 مي زنتش !!! هله له صبح میره مغازه و کرکره رو بالا میکشه و میگه بسم الله رحمان رحیم وارد میشه و میبینه همه مغازه رو خالی کردن ! کرکره رو میکشه پایین و میگه صدق الله علی العظیم ... مادره به بچش ميگه: مي دونم موهاي خواهرت رو كشيدي شيطونه گولت زد. بچه هم ميگه: آره ولي لگدي كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود. هواپیما داشته سقوط می کرده. 5 نفر سوار هواپیما بودن ولی فقط 4 تا چتر نجات داشتن. تصمیم می گیرن کسانی که مهم تر هستن با چتر ها بپرن بیرون. تو صندوق صدقات اكس مي اندازند وام ميده! هله له نصف شب ميره دزدي صاحب خونه پا ميشه ميگه كيه؟ هله له ميگه هيچكي، گربست بع بع ... ! بچه از باباش مي پرسه: بابا الاغا هم زن مي گيرن؟ باباش ميگه: آره بابايي فقط الاغا زن ميگيرن! به يه تركه ميگويند چرا قبض اب وبرق را دوست داري ميگويد چون پشت ان نوشته مش ترك گرامي!! هله له ميره تهران ميبينه همه استين کوتاه پشيدن ميگه پس اينا چجوری دماغشونو پاک ميکنن هله له ميره پارتي فرداش دوستش ميگه ديشب خوش گذشت؟ميگه اره خيلي باحال بود من را هم خيلي تحويل گرفتن اسم يه گل هم روم گذاشته بودن هي مي گفتن اسگل بايد برقصه اسگل بايد برقصه!! قاضي: «چرا دستت را در جيب اين آقا كردي؟» متهم: «جناب قاضي! خيال كردم جيب خودم است.» قاضي: «پس چرا پولهايش را برداشتي؟» متهم: «يعني ميفرماييد اختيار جيب خودم را هم ندارم!» این هم پیام بازرگانی!
از هله له ميپرسن حالت چطوره ميگه تازه موكتش كردم! يه روز هله له عصبانی ميشه به شكمش می گه :چقدر من كار كنم تو بخوری .شكمش جواب ميده می خوای من كار كنم تو بخوری . هله له 2000 تومني پيدا مي كنه ميگه ما از اين شانسا نداريم بعد پارش مي كنه. به هله له ميگن: براي چی زدی زنتو با چاقو كشتی؟ هله له ميگه: آخه وضع ماليم اونقدر خوب نبود كه بتونم تفنگ بخرم! هله له دل درد داشت رفت دکتر. دکتر يه ظرف کوچيک بهش داد و گفت: فردا تو اين مدفوعت رو بريز بيار. هله له فرداش با يه سطل پر عن رفت پيش دکتر...! دکتر گفت اين چيه...؟ چرا اينقدر زياد...؟ گفت: آقای دکتر، گفتم شايد تعارف ميکنی! يه روز يه هله له ميره مهموني، صاحبخونه يه سگ داشت که اسمش جو بوده. سگه ميره زير صندلي ترکه ميشينه. يهو هله له بد جوري گوزش ميگيره. با خودش فکر ميکنه که اگه بگوزه، صاحبخونه فکر ميکنه که جو گوزيده. هله له يه کم از گوزشو ول ميکنه، صاحبخونه سريع به جو گفت: جو برو تو حياط. ولي جو تکون نخورد. هله له که خيالش راحت شده بود که ميافته گردن جو با خيال راحت تمام گوزشو ول کرد. صاحبخونه يهو داد زد: جو، حتما ميخواي اين آقا رو سرت برينه! ميگن از منيجر شرکت لوتوس پرسيدند که: اگر يک روز با يک اسلحه وارد اتاقي بشي که توش صدام، هيتلر و بيل گيتس باشن و تو هم 2 تا گلوله بيشتر نداشته باشي کدوم ها رو با گلوله ميزني؟ ميگه دو تا گلوله رو ميزنم به بيل گيتس که خيالم راحت بشه. زن هله له حامله بوده، ميبرنش سونوگرافي كه جنسيت بچه رو معلوم كنند. خلاصه زنه و يارو دكتره ميرن تو اتاق و بعد يك ربع دكتره مياد بيرون، به هله له ميگه: مژده بده، بچهت دختره. هله له خيلي حال ميكنه، ميگه: آخــــييـي.. آقاي دكتر بپرس اسمش چيه؟! اولي به دومي: آن دو نفر را ميبيني؟ ده سال است كه ازدواج كردهاند و به قدري يكديگر را دوست دارند كه آدم فكر ميكند اصلا ازدواجي بينشان صورت نگرفته است! هله له نبض بيمار را گرفت و گفت: نميدونم مريض مرده يا ساعت من خوابيده! روزی زه لپ يار ربودم بوسی/ گفت هم بی ادبی هم لوسی/ گفتم گناهم چيست کردم بوسی؟/ گفت لب رو ول کردی لپو ميبوسی؟ هله له رستوران ميزنه، رو درش مينويسه: وقت نهار و نماز تعطيل است! ميدوني لر ها از چه عطري استفاده مي كنن؟ بوپايلر.....در واقع همان بوي پاي لر !! اگه گفتيد شباهت هله له با خورشيد چيه ؟ هرجفتشون از پشت كوه اومدن. از یه بسیجیه می پرسن مارک کفشت چیه؟ میگه:Dr.chamran! هله له ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ، سينه ميزنه بار هله له می ره امامزاده می بینه خیلی شلوغه شاکی می شه و میگه ای بابا شلوغ نکنین دفعه پیش شلوغ کردین حاجتها قاطی پاطی شد !!! زن خوب برای ازدواج بايد دو تا خصلت داشته باشه : 1 - نجيب باشه يعنی با جيب آدم کاری نداشته باشه ........... 2 - خانه دار باشه يعنی از خودش خونه داشته باشه!! يه دفعه يه آفتاب پرست ميره رو جعبه مداد رنگی " هنگ " ميکنه به ترکه ميگن اذون بگو ميگه همه چي با يک نگاه شروع شد !!! لره ميره قبرستان مي بينه مرده ها رو قبرا نشستن مي گه جريان چيه؟؟ مي گن سوال هاي شب اول قبر لو رفته گفتن فعلا بيرون باشيد تا دوباره سوال طرح كنيم. مژده، مژده، آلبوم جديد اندي به بازار آمد، نوبت خوشگلا تموم شده، حالا ديگه شما هم ی تونید برقصي !! ترکه ميره جزيره آدمخوارا ميگيرنش ميندازن تو ديگ . ميگه : ميخواين چکار کنين؟! ميگن : ما آدمخواريم ميخوايم بخوريمت! ترکه جواب ميده : چيه حالا که بخور بخوره ما آدم شديم؟!!! مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها يه شب ترکه بالا پشت بوم می خوابه سردش مي شه پا می شه در پشت بومو می بنده! اصفهونی: اگه گفتید چه جوری میشه اصفهانی رو زجر داد: ببندیش به تیر برق وبهش بگیه کوچه اونطرفی شام میدند دانشگاه صنعتی اصفهان که بودم میدیدم بچه های اصفهانی روزهایی که کلاس هم ندارند باز هم از ساعت 7 صبح تو دانشگاه هستند تا 7شب و با خودم میگفتم دانشجو یعنی اینها ولی بعد فهمیدم ژتون صبحانه و نهار و شام عامل این اعتکاف در دانشگاه بوده نوار مغز نرمال /_ /_ /_ /_ /_ نوارمغزقزوینی (|) (|) (|) (|) نوارمغزاصفهانی $ $ $ $ $ $ $ نوارمغزلر _____________!!! اصفهانیه کارت اینترنتش تموم میشه میندازتش تو آب جوش یکبار یه اصفهانی خونش آتیش میگیره یه تک زنگ به آتش نشانی می زده گنجشک تهرانی : داش جیک جیک گنجشک اصفهانی:جیک جیکسا ! اصفهانی تف میکنه اب بدنش کم میشه یه روز یه اصفهانیه توی یکی از پادگانهای تهران خدمت می کرده . بچه تهرونی ها برای اینکه اونو اذیت بکنند توی غذایش توف می کردند و اون هیچ چی نمی گفت بعد از چند روز تهرونی ها قرار میگزارند که باهاش دوست بشوند اصفهانیه میگه از کی میخواهید با من دوست بشوید میگند از فردا اصفهانیه هم میگه من هم از فردا نمیشاشم توی سماور اصفهانیه موبایل می خره صفرشو می بنده اصفهانيه موز مي خوره ! پوستشو ميزاره لاي دفترچه خاطراتش اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت: - همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن - هر قلوپ نوشابه كه ميخورن به شيشه نگاه ميكنن ببينن تا كجاش رفته - جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟ - بستني ليواني كه ميخورن حتما درش رو ميليسن. داستان واقعی: زمان دانشجویی با یکی از دوستان که اصفهانی بود با ماشینش رفته بودیم بیرون (دوتایی), این رفیق ما یه جارو خلاف رفت و پلیس جلوشو گرفت و جریمش کرد, آقا چشمتون روز بد نبینه این رفیق ما یغه مارو چسبید که موقع خلاف و جریمه شدن تو هم تو ماشین بودی باید نصفشو بدی! یک روز یک اصفهانی به پسرش میگه بابا برو در خونه همسایه و اره انها رو بگیر پسر میره و میاد میگه بابا نداد بابا میگه محترمانه بگو پسر میره و محترمانه میگه و بعد میاد میگه بابا نداد بابا باز میگه این دفعه برو خواهش کن پسر میره و بعد میاد میگه بابا نداد گفت به تو بگم که ما اره نداریم و بعد بابا میگه که عجب مردم خسیسی نمیخواد برو اره خودمونو از تو انباری ور دار بیار یه روز یه اصفهانی با زن وپسرش میرن کنار رودخونه برای پیکنیک که برای نهارشون سه تا تخم مرغ می برند!!!!!! یدفعه پسرشون را آب می بره که پدره داد می زنه: خانوم بچه رو آب برد دو تا تخم مرغ بیشتر درست نکن!!! اصفهانیه در حال مرگ بوده از زنش می پرسه محمد کجاست ؟ زنش میگه : همین جا کنارت نشسته . میگه علی کجاست ؟ زنش میگه اونطرفت نشسته . میگه حامد کجاست ؟ میگه اونم همین جاست . یهو داد می زنه پس برای چی چراغ اون اتاق بی خودی روشنه ؟؟؟ يه باباي اصفهاني مي خواند بچشو نصيحت كنه مي گه هميشه سر به زير باش. پسر ميگه : خوب چرا بابايي؟ پسر جان به سه دليل: 1-مي گن پسر سر به زيريه 2- اگه سكه اي رو زمين باشه بر مي داري3- پشت يغت چرك نمي كنه تا هي پيرهن يشوريم مصرف آبمون بره بالا به یه اصفهانی می گن بایاماهاجمله بساز:!!!! می گه:شماها خسیسین یاماها؟؟؟؟؟؟!!! اصفهانیها چهلستون را میساختند 22تاستونش را برای روز مبادا نگه داشتند یکروز یک اصفهانیه یک مگس درون چایش می افتد بعد از اینکه مگس را در میآورد به مگس می گوید تف کن تف کن. يه اصفهانيه ميره خواستكَاري براي اقا زادش باباي دختر ميبرسه شما در دختر من جه جيزي ديدين كه اومدين خواستكَاري در دخترتون هيجي والا ولي تو حساب بانكي شما يك جيز هايي ديديم با عرض معذرت از تمامی دوستان عزیز: اصفهانيه داشته تو خيابون ميرفته كه يهو ميبينه اوضاع دل و روده خرابه و به شدت نياز به قضاي حاجت داره! خلاصه يخورده اطراف چرخ ميزنه تا آخر يك توالت عمومي پيدا ميكنه. خوشحال و خندان ميره تو كه يهو دم در يك مردك لندهور جلوشو ميگيره، ميگه: كجا عمو؟! اينجا توالتش ورودي داره، 200 تومن! اصفهانيه شاكي ميشه، ميگه: انصافتو شكر! يك ريدن دويست تومن؟! نميخوام! خلاصه مياد بيرون، يكم ديگه چرخ ميزنه ميبينه نه اوضاع خيلي خرابه، برميگرده، ميگه: درك بيا اينم دويست تومن. يارو ميگه: نـُچ! نرخا بالا رفته، ورودي جديد 500 تومنه! اصفهانيه تا فيهاخالدونش ميسوزه، ميگه: يعني چي؟! مگه سر گردنست؟! آدم به خودش برينه به صرفهتره! خلاصه باز شاكي مياد بيرون، يكم راه ميره، ميبينه الانه كه وسط آدم و عالم برينه به خودش، زود بر ميگرده، باحال زار يك پونصدي ميده، ميگه: بيا بابا اينم 500 تومن. باز صاب توالت يك ابرو ميندازه بالا، ميگه: تــُـچ! چون تو مضيقهاي وروديت ميشه هزار تومن! اصفهانيه كه ديگه عرق از بناگوشش سرازير شده بوده، ميگه: بابا سگ خور! بيا اينم هزار تومن، بزار برم برينم! خلاصه ميره تو. مردك توالتچي(!) ميبينه يك ربع گذشت، نيم ساعت گذشت، يك ساعت گذشت، آقا نيومد بيرون. ميره در توالت رو باز ميكنه، ميبينه اصفهانيه با كمربند خودشو دار زده، يك يادداشت هم گذاشته كه: "كسي كه تو اين گروني فرق گوز و دست شویی رو نميفهمه فقط واسه مردن خوبه"! یه خانواده اصفهانی بعد از یک هفته که موز خریدند مردند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چون برای اینکه مزه موز نره دیگه اب نخوردند یه بار یک نفر میخواسته یه اصفهانی رو بکشه تو غذاش موز میرزه اصفهانیه پسرش بعد از ده سال از آمرکا برمیگرده میبینه پدرش یک متر ریش داره پسره میپرسه بابا چرا ریش گذاشتی پدرش میگه :آخه مادرت رو طلاق دادم ریش تراش هارو با خودش بردِست یه اصفهانی داشت نوار روزه گو ش میداده می زنه آخرش ببینه شام میدن یا نه یه اصفهانی با برق خونه همسایشون خودکشی میکنه. اصفهانیه تو مسابقه رالی شرکت می کنه.تو راه مسافر کشی می کنه ! اصفهانیه قرص اکس می خوره تو تاکسی پول دو نفرو حساب می کنه!!! یه نفر با یه اصفهانی دست به یقه میشه.اصفهانی بجای عمل متقابل التماس کنان با لهجه شیرین اصفهانی میگه<<آقا شوما را به خدا یقمو ول کنین آ گوشمو بیگیرین.آخه یقم پاره میشد بچه اصفهانی سر سفره غذا می خورده.باباش با لهجی شیرین اصفهانی بهش میگه<< باباجون اینقدر غذا بخور که سیر بشی نه اینقدر که خسته بشی>> يه موشه تو خونه اصفهانيه لونه می سازه ، زخم معده می گيره! به یه اصفهانیه می گند چرااصفهانیا اینقدر اس اس می کنند می گد غلت کردس هر کی گفتس دروغ گفتس اصفهانیه میره دکتر میپرسه آقای دکتر من چکار کنم خساستم از بین بره؟ دکتر جواب میده : ژنتیکیه، ولی اگه 18 میلیون خرج کنید مغزتونو جراحی میکنم خوب میشید. خلاصه عملش میکنند بعد که به هوش میاد و میخواد بره خونه میگه: آقای دکتر سکه 25 تومنی باقیه پولمو بدین، اگه توی راه خیلی خسته شدم باقیشو با واحد برم! بچه اصفهانیه از باباش میپرسه: بابا برای عید نوروز نمیریم چهلستونو ببینیم من خیلی دوست دارم بدونم چه شکلیه؟ باباش میگه: چرا نمیریم پسرم؟ اگه مُفتیش کردند ما هم میریم! به اصفهانیه میگن باید آزمایش ادرار بدی ، طرف به جا اینکه یه کمی ادرار بیاره یه چهار لیتری میاره. مسئول آزمایشگاه اول قبول نمیکنه ولی با اسرار طرف مجبور میشه . وقتی جواب آزمایش را بهش میدن ، یه تلفن میزنه به خونه میگه به همه اقوام بگین شکر خدا سالمین! يه بار يه اصفهانيه داشته با خانوادش از جلوي رستوران رد ميشده بوي خوب غذا رو احساس مي كنن. به بچه هاش ميگه بچا اگه بچاي خوبي باشين يه دفه ديگه هم از اينجا رددون مي كونم. يه اصفهاني ميخواسته پول به كسي بده دستش مي لرزيد . گفتند زودباش چرا مي لرزي ؟؟ ميگه آخه ميخوام پول بدم ، جون كه نميخوام بدم كه يهو بدم . به اصفهانيه گفتند با لوستر جمله بساز گفت : دو تا دختر دارم يكي از يكي لوستر اصفهانیه ex میخوره کرایه رفیقاش رو حساب می کنه. به یه اصفهانیه میگن اگه سردت بشه چیکار می کنی ؟میگه می رم کنار بخاری! میگن اگه خیلی سردت بشه چیکار می کنی؟ میگه می چسبم به بخاری! میگن اگه خیلی خیلی سردت بشه چیکار می کنی؟ مگه: بخاری رو بقل می کنم! میگن اگه فجیح سردت بشه چیکار می کنی؟ میگه: بخاری رو روشن می کنم!!!! یه روز مرد اصفهانی با بچه اش از مقابل مغازه کفش فروشی که روی شیشه اش نوشته بود کفش پارس رد می شد .بچه از باباش می خواد که براش یک جفت کفش بگیره.باباش می گه :بچه مگه نمی بینی نوشته کَفِش پارِس. اصفهانیه سواره ماشین می شه . آخره مسیر به راننده میگه : حاج آقا کرایه ی ما چند میشه ؟ یارو میگه : 50 تومان . اصفهانیه میگه چه خبره ؟ اولندش که 40 تومان میشه بعدشم من 30 تومان بیشتر ندارم حالا فعلا این 20 تومان را بگیر . ... یارو میشماره می بینه 10 تومان اصفهانیه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركي رد ميشده، يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده . بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه يك مشت خرما برميداره، اصفهانیه دستشو ميگيره، ميگه: هوووي! چه خبرس؟! يك نفر آدم مردس، اتوبوس كه چپ نكردس یه روز یه اصفهانیه می ره هوا خوری می بینه پولیه پشیمون می شه. یه بار مورچه ها به خونه یه اصفهانیه حمله می کنند . بعد چند روز از گشنگی می میرند. به اصفهانیه می گن با کالسکه جمله بساز می گه این میوا کالس که! به یه اصفهانیه می گن ده تا میوه نام ببر که آخرش س باشه. اصفهانیه می گه سیبس خیارس گلابیس هلوس گوجس ... نظر یادتون نره!!!!! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 13:3 توسط رضا
|
|
||