تبليغاتX


هله له جوک و آهنگ و سینما و...
جوکهای هله له (محمود رشتی) و موزیک ایرانی و هنرپیشگان ایرانی و...

مهدي سلوکي : دروغ است نامرد ندارم

زمان اردواج مهدي سلوکي
ستاره هاي تازه وارد...

تا همين يک ماه پيش نرگس فقط يک اسم بود .اسمي دخترانه در فرهنگ ايراني . اسمي که مثل همه اسم ها در تمام زبان هاي رايج و غير رايج جهان ، شناسه و معرف بود ، درست مثل سريال که آن هم يک اسم بود و براي شناسايي نوعي قصه تصويري دنباله دار به کار مي رفت . فرق فيلم و سريال هم در همين دنباله دار بودن قصه هاي سريال بود . فيلم در يک لحظه شروع مي شود و بعد از    دقيقه با اتمام داستان به پايان مي رسد ولي سريال نه

وقتي خبر پخش سريال نرگس از شبکه سوم منتشر شد همه فهميدند که قرار است اتفاقي براي نخستين بار در هنر هاي نمايشي ايران بيفتد، تا آن موقع سريال هاي هفتگي و يا حتي گهگاهي روي آنتن مي رفتند و نرگس قرار بود به شيوه نمايش هاي طنز روتين،((شبانه))پخش شود.وقتي اعلام شد نرگس ،فقط يک قصه است و قرار نيست به شيوه طنزهاي 90قسمتي قهرمانانش هر شب درگير يک ماجرا شوند.حس کنجکاوي مبدل به ترديد شد، کدام قصه اين قدر کشش و جذابيت دارد که هرشب مردم را پاي تلويزيون نگه دارد؟

پوپک گلدره بعد از 8ماه اغما جان به جان آفرين تسليم کرد تا ((نرگس)) آخرين هنر نمايي اين جوان باشد.گلدره نقش اصلي سريال يعني نرگس را بازي مي کرد و فوت اين يک دليل براي انتظار کشيدن نرگس شد.در چنين فضايي بالاخره نرگس به خانه هايمان آمد تا بعد از فقط چند قسمت، ديگر نرگس فقط اسم دخترانه براي ايراني ها نباشد...

اگر امروز نرگس پربيننده ترين سريال تلويزيوني است، دلايل ديگري هم علاوه بر آنچه تا اينجا گفته شد،دارد.نرگس،يکي از صدها و هزاران انسان معمولي درو و بر ماست که از صبح تا شب او را مي بينيم و مي دانيم که چه مشکلاتي دارد و اصلا برايمان مهم نيست که تکليف او چه خواهد شد! اتفاقاتي هم که براي نرگس مي افتد،باز اتفاقات عادي و روزمره است و اصلا فضاي ((قهرمان پرور))و ((رويا پردازي قصه اي))در زندگي او وجود ندارد.نرگس به دل ها نشست،چون از ذل ها برآمده بود و همه ديدنش،چون احساس نزديکي باواقعيت هاي زندگي روزمره را مي کردند

نرگس محور بحث و سوژه ده ها رسانه نوشتاري و تصويري در جامعه ماست و هر کس به يکي از اين دلايل ذکر شده به سراغ اين سريال رفته است.فوت پوپک گلدره و نقش اصلي سريال ، احياي بازيگران فراموش شده اي چون پورشيرازي و مهين ترابي،شباهت قصه به زندگي و...باعث شد تا يک نفر و يک نقش آنطور که درخشنده و شايستگي اش را دارد به چشم نيايد.
بازيگر نقش جوان بهروز که با اين تسلط و اجراي باور پذير حالا از ستارگان تازه وارد بازيگري ماست...
مهدي سلوکي را از قبلا هم ديده بوديم و مي شناختيم ولي نرگس اوراو اتعداد هايش را بيشتر به ما معرفي کرد و درست در روز هايي که همه تب نرگس گرفته و تشنه دانستن از چهره هاي جديد اين سريال هستند ، هيچ منبعي در مورد سلوکي وجود نداشت؟

بيوگرافي؛جاده تهران اصفهان از اراک مي گذرد

مهدي سلوکي روز 14خرداد ماه سال1361 در يک خانواده مذهبي و سنتي به دنيا آمد.قبل از او يک پسر ديگر نيز در خامواده متولد شده بود که نامش را محمد گذاشته بودند، همين مجري، بازيگر و هنرمند محبوب امروز تلويزيون که در شبکه هاي مختلف هنرنمايي او را در مجموعه ها و برنامه هاي گوناگون ديده و مي بينيم.مهدي در شهر اصفهان به دنيا آمد ، ولي هيچکدام از ويژگي هاي معروف اصفهاني ها ، مثل لهجه و تفکرات اقتصادي !راي ندارد!اتفاقا از همان کودکي درست بر عکس بقيه بود، يعني هميشه دست به جيب و بسيار ولخرج!پدر مهدي شغل آزاد  و مادرش خانه دار است.اصالت خانوادگي اوو از سمت پدر تهراني و از طرف مادر اراکي است و در مقطع تولد مهدي آنها در اصفهان زندگي مي کردند.رابطه خوب والذين با مهدي و محمد يکي از اصلي ترين دلايا موقعيت اين دو هنرمند جوان شد، چراکه آنها از همان کودکي هيچ دوستي بهتر از پدر و مادر نداشتند و همه چيز را به والدين خود مي گفتند.مهدي علاوه بر پدر و مادر،برادرش محمد را هم از ارکان موفقيت خود در زندگي و کار مي داند.

تحصيل، از دبستان تا ليسانس همراه با تقلب

مهدي،مهرماه1367وارد دبستان شد.خصوصيات اخلاقي او (که در جايي ديگر مفصل به آن مي پردازيم)هميشه مانع تمام و کمال به درس خوانده مي شد و به واقع مهدي شب امتحان فقط آنقدري مي خواند که نمره قبولي بگيرد و هرگز در دوران تحصيل ،شاگرد ممتازي نبود!به تديريج و با ورود به مقطع جواني و نوجواني ، شيطنت هاي مهدي هم شکل ديگري به خودگرفت و وقتي دوران راهنمايي را تمام کرد،ديگر آنقدر شر بود که قيد دبيرستان را زد و راهي هنرستان شده تا رسما ديگر کسي از او توقع شاگرد اول شدن و درس خواندن را نداشته باشد!مهدي سال 1379ديپلم گرافيک را از هنرستان گرفق و در همين سال آخر هنرستان بود که مسير زندگي و سرنوشت او عوض شده.روزي يکي از معلمانش بعد ديدن استعداد فراوان او در نقش بازي کردن و هنر سرکار گذاشتن بقيه به او توصيه کرد به دنبال بازيگري برود و مهدي هم براي اولين!حرف گوش کرد و رفت تست داد و قبول هم شد...مهدي بعد از اخذ ديپلم و ورود به کار حرفه اي هم درس خواندن را رها نکرد.او عاشق بازيگري بود و بزرگترين آرزويش،بازيگر شدن بودولي خوب مي دانست براي ورود و بقا در اين عرصه بايد اول تحصيلات عاليه داشته باشد و بعد پارتي گردن کلفت!بنابراين در کنکور هنر دانشگاه آزاد شرکت کرد و در رشته نمايش واحد اراک قبول شد تا پس از 4سال هم ليسانس خود را در بازيگري بگيرد.البته در اين مقطع(نيمه اول دهه هشتاد شمسي)مهدي بسيار پر کار شده بود و فرصت کمتري براي رسيدگي به درس ها و دانشکده داشت و همين مساله باعث شد او ديرتر از حد نرمال ليسانس بگيرد آن هم به کمک ساير دوستان و دانشجويان در سر جلسات امتحان و به روش تقلب!

شخصيت؛يک انسان واقعي...

مهدي در دوران کودکي مثل همه پسر بچه ها به شدت شيطان و پرشور بود!او از همان کودکي هيچ علاقه اي به سکون و رکود نداشت و در هر کاري به شدت عجول، پرانرژي و سريع بود!تمايل مهدي به سرعت بعد ها در جواني کار دستش داد و او اين خصلت را در زندگي اش هم با خود داشت و به همين دليل هرگز اتومبيل هايش سالم نبود!البته مهدي کله شق نيست ، گو اينکه عده اي او را چنين مي شناسند.درست مثل اختلاف نظرش با بقيه در مورد خشن بودن، مهدي خودش را خشن نمي داند ولي بقيه...!مهدي از همان نوجواني بسيار خون گرم و خوش برخورد بود و شخصيتي به شدت معاشرتي و اجتماعي داشت.وقتي به شهرت رسيد اين ويژگي خيلي به دردش خورد و احترام گذاشتن بيش از حدش به مردم و هواداران باعث محبوبيت عجيب او شد.درست برخلاف اين خصوصيات در بيرون از منزل، در خانه معمولا به مشکل برمي خورد و دست به قهرش از منزل عالي بود!(هر چند هرگز به فکر فراراز خانه نيفتاد!).بسيار مهربان،گاهي اوقات بذاخلاق، بي حوصله و به شدت بازيگوش!اين صفات را نزديکان در توصيف مهدي به کار مي برند و خودش وفاداري را بزرگترين خصلتش مي داند.مهدي در سر کار گذاشتن دوستان تبحر بسياري دارد و معمولا پيدا کردن او کار هر کسي نيست!اکثر مواقع گوشي موبايلش روي پيغام گير است و معمولا هميشه سر قرار دير مي رسد!مهدي از دروغ گفتن بيزار است و ذاتا آدم خوش بيني است که هميشه با اميد فراوان به آينده نگاه مي کند.اعتماد به نفس عجيبي دارد و اعتقاد فراوان به ضرب المثل؛((خواستن توانستن است))و به همين دليل تا امروز به هر چي خواسته رسيده.او برخلاف بسياري از جوانان از اينکه قيافه اش به پدرش رفته اصلا ناراضي نيست و برعکس بسيار هم خوشحال است.مادر براي مهدي عزيز ترين کس دنياست و او مثل اغلب مرد هاي ايراني به شدت خانواده دوست و پايبند به زندگي خانوادگي است.علاقه مهدي به فرهنگ و سنت هاي ايراني در ساير ويژگي هاي اخلاقي او هم نمايان است،مثلا هر ايراني اصيلي به شيراز علاقه فراواني دارد و آثار باستاني شهر عشق را هزار بار ديده  و باز سير نمي شود.مهدي به شدت مردم دار هم هست و هرگز خودش را براي کسي يا مردم نمي گيرد.برادرش محمد بهترين تکيه گاه،مشاور و راهنمي مهدي است و اوقات فراغت را هم صرف مطالعه کتاب و فيلم نامه هاي جديد مي کند.اهل کلاس گذاشتن و شعار دادن هم نيست مثلا بر خلاف بسياري از ستاره اعتراف مي کند مزاياي شهرت خيلي بيشتر از معايب آن هست و خودش را هم علامه دهر نمي داند و به راحتي مي پذيرد که تازه اول راه است.در زندگي هيچ چيز به اندازه ديدن فقر ناراحتش نمي کند و بسيار يک دنده و لجباز هم هست!

شروع؛باشکستن دست و پا

مهدي از هنرستان بازيگر شدن را جدي گرفت و به پيشنهاد معلمش تست داد.او از همان موقع الگويي نداشت و از الگوبرداري خوشش نمي آمد و هميشه بر استعداد هاي خودش متکي بود.مرتضي مسعودي يکي از دوستان صميمي اش پل ارتباطي او با عالم هنر شد و کاظم بلوچي تهيه کننده سريال چراغ هاي خاموش با ديدن چهره و استعداد او شخصا از او تست گرفت و براي اولين بار حضورش در تلويزيون با اين سريال با او قرار داد بست.مهدي سلوکي با دو سريال روشنايي هاي شب و چراغ هاي خاموش به يکباره مشهور محبوب شد.او خودش هم باور نمي کرد با 2کار اول به اين جايگاه برسد!براي بازي در سريال اولش يعني چراغ هاي خاموش مجبور شد موتورسواري بياموزد و بهترين خاطره عمرش هم از همين ماجرا به وجود آمد!يک روز اوج فيلم برداري چراغ هاي خاموش با يک پژو تصادف کرد و دست و پايش به شدت آسيب ديد،به طوري که چند روز فيلمبرداري گروه تعطيل شد تا او خوب شود.مهدي بعد از اتمام کار اولش هرگز احساس نکرد به اوج رسيده و به رغم کار محبوبيت کار و نقش خود هميشه مي گفت تنها 50درصد از کار خود راضي است.او هنر بازيگري را هم از اول براي خود تقسيم بندي و محدوده گشي نکرد و از هر نقش وژانري پيشنهاد خوب و نجربه تازه را به شرط کيفيت کار قبول مي کرد.به همين دليل تجربه حضور در نقش هاي منفي،طنز(سريال باجناق ها)و...حتي کليپ هاي کودکانه را هم به دست آورد(کليپ گنجشک).در سريال غريبانه نقش يک پسر ترسو را بازي کرد،نقش ناصر در سريال خط قرمز هميشه نقش محبوب او بود و همواره از کليشه شدن فراري.مهدي حتي براي تجربه کردن سريال هاي مناسبي2بار در کار هاي ماه رمضان باري کرد...در تابستان 1382اجراي برنامه پلک که همه روزه روي آنتن بودرا پذيرفت و در کنار صابر ابر و حسين عباسي اين تجربه را هم در کارنامه اش اضافه کرد.بوي غريب پاييز نيز سريال ديگري بود که مهدي فرصت ابراز وجود در يک نقش متفاوت ديگر (پسر عقب مانده ذهني)را به دست آورد بالاخره...تب سرد که در آن نقش برادر نقش و شيطان حامد(حميد گودرزي)را بازي مي کرد و آنقدر در اين نقش فرو رفته بود که رابطه صميمانه و رفت آمد خانوادگي با حميد گودرزي پيدا کرد.نرگس هم آخرينکار تلويزيوني او تا اين لحظه است که باز نقشي متفاوت با هميشه دارد، پسر پولداري با آرايش موي جديد که عاشق دختر فقيري مي شود و...نرگس هم اکنون هر شب روي آنتن شبکه سوم است.

بهترين ها و علايق؛از اسپيلبرگ تا کشک و بادمجان

از ميان کارگردانان اسپيلبرگ و مجيد مجيدي را قبول دارم.عاشق ژانر وحشت در سينماست بين بازيگران ايراني محمدرضافروتن و کتايون رياحي را مي پسندد.تام کروز و نيکول کيدمن هم هاليوودي هاي محبوبش هستند.عاشق نقاشي است و تا به حال تابلوي هاي زيادي کشيده و جواني را هم دي بهار عمر و بهترين دوران زندگي مي داند که بايد به نحو احسن از آن استفده کرد و هر کاري را تجربه کرد.مهدي مدتي هم در کلاس هاي بازيگري عبدالرضا اکبري حضور داشته و آنجا را هم بهترين اين کار مي داند.چون مدتي کار دکور انجام مي داده به اين هنر نيز علاقه دارد.خواننده محبوب مهدي عليرضا عصار و سبک محبوش پاپ است.چراغ هاي خاموش را بهترين سريال و هنرنمايي اش مي داند و تار و دف هم ساز هاي مورد علاقه اوست.کشک و بادمجان آن هم از نوع کرمانيش ، غذاي محبوب مهدي است و پيتزا را فقط با قارچ و پنير دوست دارد، آن هم در کنار نوشابه زرد!فقط گاهي به سينما رفت علاقه پيدا مي کند و بيشتر ترجيح مي دهد در منزل و لم داده روي کاناپه فيلم ببيند!به ادبيات و شعر خواني و شاعري هم علاقه شديدي دارد.

ورزش؛بياييد همه پرسپوليسي شويد

در ايران پسر جواني را پيدا نمي کني که ورزش نکرده باشه يا از آن سر رشته نداشته باشه البته هنر مندان وقتي به شهرت مي رسند، معمولا علايق خود در فوتبال را پنهان مي کنند تا مبادا هواداران تيم رقيب از آنها دلخور شوند! مهدي سلوکي در اين ويژگي هم با همکارانش فرق مي کند و مثل هر جوان ايراني ديگر عاشق فوتبال است.او پرسپوليسي صد آتيشه است وتحت هر شرايطي بازي هاي اين تيم را دنبال مي کند.علي کريمي،بازيکن محبوب اوست و خودش مدت ها در تنيس روي ميز، ورزش را به صورت حرفه اي دنبال مي کرد.به جز فوتبال اسکي و شنا را هم خيلي دوست دارد و رئال مادريد هم باشگاه خارجي محبوب اوست.علاقه مهدي به رنگ قرمز به حدي است که هميشه به طرفداران آبي و استقلال را نصيحت مي کند که پرسپوليسي شوند!و علي انصاريان هم صميمي ترين دوست فوتبالي اوست که هميشه با هم ارتباط دارند و يکديگر را مي پرسند.

زمان ازدواج من...

ستاره هاي جوان هميشه در مورد مسئله ازدواج مورد سوال خانواده، نزديکان ، مطبوعات و مردم عادي ، قرار دارند و تقريبا روزي صد بار!!بايد در اين مورد به اين و آن توضيح بدهند!مهدي خيلي راحت و واضح فلسفه اش در مورد امر مقدس ازدواج را توضيح مي دهد:انسان وقتي بايد ازدواج کند که نيمه گمشده اش را در زندگي پيدا کرده باشد.اين اتفاق در هر سني و هر شرايطي ممکن است بيفتدو سن و شرايط ملاک تاثير گزاري در ازدواج نيستند.

وقت اضافه

تک مضراب با مهدي سلوکي

شايعه فوتش را عجيب ترين شايعه عمر مي داند!بعد از انتشار يکي از دوستانش به گوشي او زنگ زد و با شنيدن صداي مهدي و اطمينان از زنده بودنش از خوشحالي زد زير گريه.
مهدي مي گويد:حاشيه و شايعه جزئي از زندگي مشاهير است که هميشه هم منفي و مضر نيستند!بعد با صداقت اعتراف مي کند که شايعه مرگش خيلي به شهرت او کمک کرده.
بازيگري هميشه شغل دوم مهدي باقي خواهد ماند.
اولين ماشين مهدي يک رنوي سفيد رنگ رنگ بود که اغلب با برادرش محمد اينطرف و آنطرف مي رفت مي رفت.بعد، يک پرايد سفيد خريد و حالا هم پژو206سبز دارد.
هرگز اتومبيل ها يش بدنه و رنگ سالمي ندارند.
مدتي شايعه نامزد کردن مهدي پيچيد و خودش آن را تکذيب کرد.
خيلي صادقانه و بي شيله پيله اعتراف مي کند: علت عدم حضورم در سينما اين است که تا کنون کسي به من پيشنهاد بازي نداده.و البته براي اولين حضور منتظر يک نقش  بدردبخور است.
هيچ وقت براي هيچ کاري دير نيست، سلوکي با اين اعتقاد به بازيگري در سينما هم فکر مي کند.
زماني هم شايعه خواننده شدن مهدي اوج گرفت ، درست مثل بقيه مشاهير همه رشته ها.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 15:14  توسط علی  | 

 

محمدرضا هدایتیهلنآیشواریا رایبهنوش طباطباییمحمدحمید گودرزیمحمدرضا گلزار حامد کمیلی
نانسی اجرمحبیببهنوش بختیاریمریم کاویانیپوریا پور سرخCameron Diazکامرون کارتیوالیکا عبدالرزاقی