گفت وگو با فلامک جنیدی بازیگر مجموعه تلویزیونی چارخونه
وارد لوکیشن سریال که می شویم همه در حال عبور و مرورند، همه دل در گرو سروش صحت این هنرمند جوان دارند. سروش چنان در روابط روزانه و مستقیم خویش بی شیله پیله و صادق است که همه همکاران و دوستان وی نیز از این تجربه اول او نگرانند و تمام سعی و همت خویش را به کار بستند تا سریال چارخونه نزد مردم و تماشاگر ایرانی که مذاق و نوع نگاهش به واسطه مجموعه های طنز گذشته تغییر کرده و اتفاقاً خود کارگردان نیز یکی از مهمترین رکن های چنین تغییر و تحول مذاقی و نگرشی در مردم بوده ، مجموعه یی موفق و دلچسب باشد. در تجارب گذشته چنین مجموعه های طنزی ما همیشه شاهد آن بودیم که در قسمت های اول، مردم چندان به آن روی خوش نشان نمی دادند، انگار هنوز شخصیت ها، چفت و بست روایی قصه ها و مدیریت حاکم بر دست اندرکاران مجموعه، آن طور که باید به سطح نیامده بودند اما در نیمه به دلیل شناخت و پتانسیل موجود در این گروه های جوان، هرکدام از مجموعه ها جهشی سرسام آور در جذب مخاطب و شاد کردنش داشتند تا جایی که کار به ساخت سری دوم و سوم مجموعه نیز می رسید. رمز موفقیت و همه گیر شدن این مجموعه دقیقاً در جذب مخاطب خاص تلویزیون و سینما نهفته بود، مخاطبان خاصی که برش خوبی نیز در اطرافیان خویش دارند و تمامی اجزای سریال و مجموعه نزدشان دارای اهمیت است. اتفاقاً کارگردان و گروه چارخونه نیز به خوبی از این دسته تماشاگر خاص و نوع مذاق آنان آگاهند و این دقیقاً همان پتانسیل نهفته در این گروه است؛ پتانسیلی که هر لحظه و هر شب انتظار می رود تا در یکی از قسمت ها به سطح آید و تماشاگر خاص را نیز با خود همراه کند، جهشی جذاب و چشمگیر که در آینده نزدیک امیدوار به دیدن آنیم. همه عناصر چارخونه تا به حال آنچه را که باید شناخته اند و روابط روزمره هرکدام و بده بستان گروه نیز نشان دهنده این شناخت است؛ پتانسیلی که در زیر است و مخاطب خاص دل در گرو به سطح آمدن این انرژی جذاب دارد چون در هر حال نمی توان انکار کرد که سروش صحت و گروهش هرکدام به سهم خویش در این چند سال گذشته در جذب همه تماشاگران و تغییر نوع نگاه و مذاق آنان سهیم بودند و حال نیز انتظاری دیگرگونه از این هنرمندان جوان و نو می رود تا دمی و لحظه یی همه از روزمرگی و کلاف سردرگم و گیج کننده آن برهند و بخندند. خود را سپردن به خنده هایی که از ته دل برمی آیند و انرژی و امید و توانی دوچندان به تک تک اعضای جامعه امروزی ما می بخشند. در این راستا با «فلامک جنیدی» بازیگر نقش «رعنا» به گفت وگو نشستیم. فلامک جنیدی از این همه مصاحبه و سوالات تکراری که در عرض یک هفته از وی پرسیده بودند خسته بود و در گفت وگویش رک و صادق نیز به این مساله اشاره کرد. امیدواریم که این گفت وگو که به جدلی جالب نیز تبدیل شد برای خوانندگان روزنامه تکراری نباشد.
● چگونه دعوت به بازی در این مجموعه شدید؟
وقتی که قرار شد کار شروع شود و هنوز چارچوب دقیق کار مشخص نبود من به کار دعوت شدم یعنی هنوز نقشم مشخص نبود. من صرف اینکه آقای صحت کارگردان بودند پیشنهاد را قبول کردم و دوست داشتم حتماً در کار اول کارگردانی ایشان حضور داشته باشم که این فرصت را به من دادند.
● خود شخصیت چی...
آن زمان هنوز شخصیت و نقش من اصلاً معلوم نبود و فقط دوست داشتم که حتماً در کار اول کارگردان حضور داشته باشم.
● بعد از معلوم شدن نقش ها، خودتان نقش را انتخاب کردید؟
نه، من خودم انتخاب نکردم، چارچوب کلی درآمد و خط اصلی قصه مشخص شد و شخصیت ها همه خلق شدند و بعد کارگردان این نقش را برعهده من گذاشتند.
● تازگی داشت برایتان؟
نه، تازگی خاصی نداشت چون ویژگی خاصی نداشت. دختر معمولی که مهماندار هواپیماست و شوهرش نیز خواننده پاپ که دارای خصوصیت خاص خود است اما ویژگی تک و چشمگیری ندارد که تا به حال من تجربه نکرده باشم.
● همین شخصیت نمی توانست در قالب همان مهماندار و خانم یک خواننده بودن، کمی بیشتر خصوصیاتش پررنگ تر شود، خصوصیاتی که به ویژگی خاص تبدیل شوند و در جهت کمیک شدن نمود پیدا کنند و به مجموعه نیز که طنز است کمکی بیشتر کند؟
چرا حتماً می توانست این اتفاق بیفتد و من نیز مطمئنم که شخصیت نیازمند ویژگی خاصی است تا بعد کمیک آن تقویت شود ولی این کار من نیست. کار نویسند گان و خالق شخصیت هاست که چنین تدبیری برای این شخصیت بیندیشند. هنوز قصه به جایی نرسیده که به رعنا بیشتر پرداخته شود و در گام اول این کار نویسنده هاست، یعنی یک ساخت و بن مایه اولیه تا بازیگر هم با توان خویش آن را به نمایش گذارد ولی وقتی هیچی نباشد بازیگر هم دستش خالی خواهد بود یا حداقل من بلد نیستم که از هیچی، چیزی خلق کنم.
● یعنی فکر می کنید که در قسمت های آینده نویسندگان باید قسمت و اتفاق خاصی را به رعنا اختصاص دهند مانند مشکلی در محل کارش؟
نه، اصلاً منظورم این نیست که روی رعنا چنین مانوری بدهند چون در هر مجموعه و سریال و فیلمی چنین شخصیت های مکملی وجود خواهند داشت اما منظورم دادن ویژگی خاص به همان شخصیت در همان راستا و خط قصه است.
● درست اما به هرحال در یک مجموعه تقریباً ۹۰ قسمتی برای متنوع تر کردن فضا و قصه نیز قسمت و بخش هایی را می توان به هر یک از شخصیت ها اختصاص داد و سنگینی بار روایت را در یک یا چند قسمت به عهده شخصیتی چون رعنا سپرد؟
دیگر این مسوولیتش با من نیست. به نظر من باید شخصیت کامل پرورانده شود و این هم به این معنا نیست که حتماً قسمتی یا قسمت هایی از قصه را به آن شخصیت اختصاص بدهیم.
● در خود بازی با جناب شفیعی جم چی؟ تا به حال چیز خاصی از این شخصیت به قلاب تان نیفتاده تا روی آن مانور بدهید؟
نمی دانم منظورتان از چیز خاص چیست؟، ما بازی می کنیم و به نقش هم فکر می کنیم، در این شکی نیست. اگر منظورتان تکیه کلام یا رفتار ویژه...
● یک ویژگی همین...
یعنی یک چیز تکراری؟،
نه چرا تکرار؟ ویژگی . به هرحال در وجود و اطراف چنین شخصیتی رفتار و کنش های خاصی وجود دارد که بشود پررنگ ترش کرد و بار و بعد کمیک را افزایش داد. ویژگی یی که از گم شدن شخصیت جلوگیری کند، مثل همان نقش های گذشته شما، زمانی که نوبت آنان بود چقدر پررنگ و واضح بودند، نه اینکه صرف فقط حضوری داشته باشد تا بده بستان دیالوگ انجام شود.
به نظرم شخصیت رعنا این جوری نیست.
نه اینکه شما کم گذاشته باشید...
خب دارید این را می گویید دیگر...
● یعنی شما هرچه در بطن این شخصیت بوده به نمایش گذاشتید؟
اصلاً شخصیت رعنا ساخته شده و باید در گام نخست نیز ویژگی یی برای آن ساخته شود که فکر می کنم کار نویسنده هاست، بکشیم بیرون از کجا بکشیم بیرون؟، به نظرم تا حدی که جا داشته و متن به من اجازه داده انجام دادم و کم نگذاشتم. اینکه فقط کنار آقای شفیعی جم بوده باشم تا دیالوگ پر شود نبوده... وظیفه من هم نیست که به نویسنده بگویم چه کند و چه نکند چون در حوزه کار و تخصص من نیست.
● در مورد کل سریال چی؟ در برخورد خودتان با مردم چه چیزی را احساس کردید؟
مردم تا جایی که من با آنان برخورد کردم مجموعه چارخونه را خیلی پسندیده اند و دوست دارند. الان نزدیک به دو هفته است که بازخوردهایی که از بیرون به من منتقل می شود انرژی زیادی به من می دهد چون واقعاً ابراز لطف زیادی می کنند که جذب سریال شدند. دوست دارند درباره مجموعه حرف بزنند و این یعنی کار مورد پسند مردم است و در چهار روزی که پخش نداشتیم مردم مدام می پرسیدند که کی پخش دوباره آغاز می شود و این ارتباط و دلتنگی مردم یعنی جذب و وابسته شدن مردم به سریال... به نظر من این اتفاق خیلی خوبی است برای یک سریال که اگر قطع پخش داشت تماشاگر دلش برای شخصیت ها تنگ شود.
● فکر نمی کنید که مجموعه با پتانسیل فعلی در بچه ها در مدت باقی مانده جهشی چشمگیر در جذب همه تماشاگران ایرانی داشته باشد؟
امیدوارم و روابط مورد نیاز چنین سریال هایی برای رقم خوردن کاری عالی تازه در میان گروه شکل گرفته است. چون یک کم زمان خواهد برد تا چنین مجموعه یی با تمام قوا خلق شود.
● نظرتان درباره اینگونه سریال ها که سریع ساخته شدن آنها به نوعی روی کیفیت تاثیر می گذارد، چیست؟
این مجموعه ها هم مثل هر چیز دیگری است، مثل اینکه بگویید نظر شما راجع به یک سریال سیزده قسمتی چیست.
خب نمی شود انکار کرد که سریال های ۹۰ شبه مجال و زمان بسیار کمتری برای تعمق روی کار دارند و جبران این مجال کم نیز قدرت خاصی را می طلبد و کار هر کسی نیست.
تمام کسانی که برای چنین کاری می آیند با علم به این مسائل می آیند و این هم یک مدل از فیلمبرداری است و به نظر من چیز آنچنان پیچیده یی نیست که اینقدر در محافل هنری بزرگش کردند.
● وقت آزاد خویش را چگونه سپری می کنید؟
وقت هایی که سرکار نیستم کتاب می خوانم و فیلم می بینم، سرگرمی های شخصی همچون نقاشی کردن دارم یعنی بی هیچ تعارفی اصلاً نقاش نیستم و ادعایش را هم ندارم ولی بازی کردن با رنگ ها را دوست دارم چون آزادی و رهایی خاصی به من می بخشد در واقع رنگ بازی می کنم.
● کتاب هایی که می خوانید در چه زمینه هایی هستند؟
رمان و داستان کوتاه زیاد می خوانم، الان هم مدتی است که جذب رمان و داستان های پلیسی شدم، کتاب هایی مثل «اوهام» و «خداحافظی طولانی» از نویسندگانی چون چندلر و الان هم «حق سکوت» چندلر را دارم می خوانم.
● سوالی بپرسم که الان تقریباً همه گیر هم شده، شما موافق این هستید که یک هنرمند هم بازی کند، هم بخواند و هم نقاشی کند، هم بنویسد؟ من خودم شخصاً فکر می کنم استثنا می تواند مثل علی حاتمی عزیز وجود داشته باشد ولی نه همه گیر شدن چنین مساله یی...
من خیلی راجع به این نظری ندارم. اصولاً هم امروز دنیا دنیای تخصص هاست و هرچه بیشتر جلو می رویم تخصص ها ریزتر و دقیق تر می شوند، همه چیز در حال دیتیل شدن است. این در مقوله علم کاملاً صادق است و نمی توان منکرش شد و اتفاق مبارکی هم هست اما در مورد هنر نمی توانیم اینقدر مشخص و کادره شده عمل کنیم برای اینکه هنرها به هم پیوسته هستند یعنی نمی توانیم بگوییم یک کارگردان فقط کارگردانی بیاموزد و موسیقی را نیاموزد. به نظر من کارگردان باید موسیقی و خیلی از هنرهای دیگر را هم بیاموزد.
خب بلد باشد و بیاموزد تا چینش و انتخاب وی در کار کارگردانی اش دقیق و صحیح باشد ولی نه اینکه بیاید و آهنگسازی هم بکند یا بخواند.
بله فرق می کند و باید بلد باشد ولی خب چه اشکالی دارد وقتی همانطور که در کار کارگردانی اش خلاقانه کار می کند در زمینه های دیگر هم خلاقیت خویش را به نمایش بگذارد؟ به نظرم عیبی ندارد و نمی توان در هنر چنین تفکیک کرد. چون آدم هایی که به سمت هنر کشیده می شوند و هنرمندند اصولاً ذهنی آرتیست و خلاق دارند که همه چیز را در حال کشف کردن هنری می بینند، نمی توان گفت که تو بازیگر شدی و فقط هم باید بازیگر باشی،
● منظورم تمرکز قوا و علمی کار کردن و اندیشیدن است. آن هم در این روزگار که به دلیل شلوغی سرسام آور اطراف نمی توان زیاد و دقیق روی کار و حرفه خویش متمرکز شد؟
نهایتاً این در عالم هنر چیزی شخصی است یعنی شاید اگر کسی تنها روی یک هنر متمرکز شود بسیار عالی تر باشد و برعکسش هم صادق است. اتفاقاً من در دوستان هنرمند خویش برخی را سراغ دارم که می گویند زمانی که به چند هنر و موضوع می اندیشند قدرت خلاقه آنها بیشتر سرشار و جاری می شود که یکی شان اتفاقاً آقای صحت است. خودش بارها به من گفته زمانی که همزمان چند کار -روزنامه، فیلمنامه و...- انجام می دهد و هم کارگردانی می کند ،هم بازیگری انرژی و خلاقیتش چندین برابر می شود تا اینکه روی یک چیز تنها مانور بدهد.
خب، این فکر می کنم جزء همان استثناهااست چون جناب صحت در تمام این زمینه ها قدرت و توان خویش را به نمایش گذاشتند اما مشکل همه گیر شدن چنین امری و عدول کردن از علمی و ساختارمند کار کردن است...
اگر منظورتان این است که مد شده که هم بازی کند هم بنویسد و هم کارگردانی کند، به نظر من مد خوبی است و هیچ ایرادی هم ندارد. به نظر من خوب است که آدم ها در هر رشته یی توان خویش را محک بزنند.
● فکر نمی کنید با تایید چنین امری در آینده و همین الان هم یکسری آدم متوهم خلق کردیم که فکر می کنند همه فن حریف اند و هرکاری از دست آنان برمی آید و این توهم و خودبزرگ بینی که فکر می کنند بر حق اند اجازه می دهد در هر مساله یی دخالت کنند همین اتفاقاً باعث شده که چنین افرادی اجازه نمود و رو شدن به دیگران و دیگر استعدادها را ندهند؟
نه فکر نمی کنم به چنین چیزی دامن بزند یا زده باشد.
● اتفاقاً الان یکی از مشکلات اساسی در بدنه سینمایی و هنری ما وجود چنین نگرش و آدم هایی است که به تخصص دیگران به خاطر این توهم که همه چیز را می دانند، اهمیت نمی دهند و در هر کاری دخالت می کنند و حرف خود را هم به کرسی می نشانند، اتفاقاً استثناهایی مثل علی حاتمی چون علم به کار داشتند از این جامع العلوم بودن خویش برای شکل دادن گرو ه ها و افراد متخصص و بزرگ در کنار خویش همت گذاشتند؟
ببینید آدم هایی که فکر می کنند در همه زمینه ها صاحب نظرند با اینکه باشند فرق می کند، من دارم راجع به آدم هایی صحبت می کنم که ممکن است در کنار هنر تخصصی خویش کار هنری دیگری هم انجام دهند و موفق هم باشند یا در بعضی از آنها موفق نباشد، یعنی یک اتفاق شخصی، ولی شما در مورد یک جریان بیرونی سخن می گویید که ممکن است کسانی بیایند و حرف هیچ کس را جز خود گوش ندهند. اگر به موضوع چنین بنگریم در چنین فضا و جوی حتی امکان ورود آدم هایی می رود که هیچی بلد نیستند و هیچ تخصصی را نیاموختند و ادعای همه نوع کار تخصصی را هم داشته باشند.
● پس قبول دارید که امر کلی نشود؟
چرا نشود، چه اشکالی دارد؟
● خب از همین دالان تبدیل امر استثنا و جزء به امر کلی است که چنین توهم همه فن حریف بودن زیادی در اشخاص جامعه شکل می گیرد؟
شما می خواهید که هنر فقط مال و متعلق به یک عده خاص باشد و فقط یک قشر و طبقه خاص به این حوزه ورود بکنند، یعنی فقط یک عده خاصی حق نوشتن یا بازیگری یا نقاشی و کارگردانی و غیره را دارند؟ نه هر کسی با هر ذوق و سلیقه یی می تواند ورود کند و کار کند، فقط نکته مهم اینجاست که هرکسی ورود کرد آن بنیه و ذوق هنری خاص در وجودش باشد یعنی آن حس بزرگ درونی را برای کار هنری داشته باشد، من خودم اتفاقاً آدم سختگیری هستم و هر کتاب و فیلمی را نمی پسندم اما به نظر من هیچ عیبی ندارد کار و اثر هنری خلق شود که باب سلیقه من نباشد، به هرحال توسط هر کس و هرچیزی خود امر خلق کردن کاری زیبا و درست است.
● پس هنرمندی که فقط بیست سال مداوم و به صورت علمی روی یک هنر کار می کند و به توان دقیقی دست یافته نباید با کسی که مدام از این شاخه به آن شاخه می پرد فرق داشته باشد؟
من نتیجه کار آنها را می نگرم و هر کدامشان که برایم لذت بخش و قوی باشد آن را تایید می کنم، نمی توان همین طور رو هوا گفت که فلان کس چون ۲۰ سال مدام فلان کار هنری را انجام داده بهتر از آن یکی کار می کند. ممکن است که کسی بار اولش باشد و پا به عرصه بگذارد و خوب هم ظاهر شود و بازی درخشانی نمایش دهد. ما برای شخصیت کسی که روی یک هنر سال ها کار و تعمق کرده می توانیم احترام ویژه و زیادی قائل شویم اما اگر بعد از این مدت کارش خوب نباشد نمی توان آنچه خلق کرده تایید کرد. صرف همین خصوصیت پشتکار و تلاش و خسته نشدن امری قابل احترام و ستودنی است.
● پس شما هنر را فطری و ذاتی می دانید؟
به نظر من بله، هنر یادگرفتنی نیست، اگر بیس و بن مایه یی فطری وجود داشته باشد و آن را پرورش دهی و قدرتمندترش کنی بسیار عالی و تحسین برانگیز است ولی اگر این مایه و خمیره فطری در آدم وجود نداشته باشد شما بگو هزار سال هم کار کند به جایی نخواهد رسید. اگر این بن مایه نباشد فرد تنها با این تلاش و خواندن می تواند یک کپی کار خوب شود و بس.
من شما را به همان حلقه یی و محفل خاص بودنی که از آن گله داشتید بازگرداندم، در کشورهای دیگر همه وارد می شوند اما سیستم چنان علمی و تخصصی است که اجازه ورود بیشتر به کسی که مطالعه و خوانش ندارد نمی دهد و این یک سیستم کلی و علمی است.حال در هر سیستم و حوزه یی هم استثناهایی وجود دارند.
من گفتم و باز هم می گویم که علم با هنر متفاوت است، والا کلاً با این گفته آخر شما موافقم، به نظر من کار خوب چه توسط غیرحرفه یی، چه توسط کهنه کار، کاری خوب است، مهم اینجاست که کار خوب کار خوب و ماندگار خواهد شد حال خالقش با هر شاخص و توانی که باشد. ما بسیاری نویسنده داریم که از تمام کتاب هایش تنها یکی از آنها عالی و ماندگار شده و باقی چرتند ولی خب نمی توان انکار کرد که نویسنده است چون یک کتاب خوب دارد.
● و حرف آخر...
فقط این را بگویم که در این کار از اینکه در کنار آقای لولایی و خانم امیرجلالی کار می کنم خیلی راضی هستم. چون از آقای لولایی نکات ریز بسیاری را آموختم و حتی از رفتارش در بیرون از صحنه. خانم امیرجلالی هم چون شخصیت جذاب و دوست داشتنی دارند که مدام در حال کشف شخصیت ایشان هستم و از این کاشفه که از آن بسیار آموختم لذت می برم. مطمئنم که آقای صحت به تمام آرزوهای بزرگ شان خواهند رسید چون لیاقتش را دارند.