<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>هله له جوک و آهنگ و سینما و...</title>
<link>http://holeleh.blogfa.com/</link>
<description>جوکهای هله له (محمود رشتی) و موزیک ایرانی و هنرپیشگان ایرانی و...</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 30 Oct 2007 13:27:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>من زن میخوام!!!!!!</title>
<link>http://holeleh.blogfa.com/post-860.aspx</link>
<description>&lt;TABLE cellSpacing=0 cellPadding=3 width=&quot;100%&quot; align=center border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD height=20&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;هدف از نوشتن این مطلب طنز است لذا اینجانب اعلام میدارم  این مطلب را جدی نگرفته زیرا من اصلا قصد ازدواج &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;ندارم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;....................................................................................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl align=right&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt; آنجا كه امر ازدواج يكي از مهمترين اصول اجتماعي ، همچنين تشكيل خانواده يكي از مهمترين و&lt;BR&gt;بنيادين ترين ساختارهاي اجتماعي ميباشد .&lt;BR&gt;و همانطور كه ميدانيد حضور يك پسر مجرد ( عذب؟ يا عزب ؟)‌در ميان جمعي براي آن جمع موجبات&lt;BR&gt;معصيت را فراهم ميدارد ، لذا اينجانب ساشا  كه هميشه حسن نيت و صداقتم را&lt;BR&gt;در خدمت به اهالي محترم  گروپ  ثابت كرده ام از همين تريبون رسمي اعلام ميكنم كه&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;*.*.*من اصلا قصد ازدواج ندارم*.*.*&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;منتها ديگه خيلي اصرار ميكنيد .... چي بگم ؟ رشد قارچي آمار طلاق و رشد منفي ازدواج در جامعه&lt;BR&gt;ما ، همچنين عدم تناسب تعداد دختران نسبت به پسران ( يعني به ازاي هر پسر پنج دختر ) بنده از&lt;BR&gt;جان گذشتگي ميكنم ، تن به ازدواج ميدهم !&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;در همين راستا ، از تمامي علاقه مندان به وصلت و واجدين شرايط دعوت به عمل مي آيد&lt;BR&gt;مشخصات خود را تا پايان وقت اداري امروزچهارشنبه مورخ نهم :مهر ماه سال جاري به همين ایمیل ارسال&lt;BR&gt;نمايند تا ۳۰ سال دیگه که من پول دار شدم عقد بگیریم.&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;مهم: محدوديت سني: فقط  19 تا  22 سال( براي حفظ جمع محوري عزيزاني كه سنشون بالاتر&lt;BR&gt;هستش ميتونن به عنوان خواهر در معيت و پا در ركاب ما باشن:فرنگيا ميگن فميل فرند)&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;حداقل مشخصات&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;الف) مشخصات ظاهري&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- قد 165-170&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- وزن 50-60 بیشتر نباشه هاااا امیر حجوانی کوپول که نمیخوام! زن میخوایم&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- اندام برزيلي&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- چهره متناسب و دوست داشتني&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- تيپ تينيجر( آقا خودمم نميدونم چي ميشه ... فك كنم ميشه نازك و خردسال حالا مد شده مام از&lt;BR&gt;همونا ميخوايم )&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- لباس مارك پوش حتما&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- تمايل به عطر هاي زنانه ( خوشم نمياد مردونه بزنه )&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- حتما دامن پوش باشه اونم بلند ( آخه شلوار برا مرده ، دامن برا زن .... خوشت مياد مردا رژ لب بزنن ؟)&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- رنگ پوست يا برنزه يا سفيد، وسط نداره بگي من سبزه ام ! نه التماس نكن! سبزه هم با برنزه&lt;BR&gt;فرق داره منو اينجا سياه نكن .... از پشت كوه اومده باشيم از پشت سلسله جبال آلپ اومديم ...&lt;BR&gt;من از تو بهتر مارك لوازم آريشو بلدم ... برو خودتو سياه كن&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- رنگ چشم ترجيحا رنگين ( آبي باشه بهتره ... شنیدي ميگن ... ميگن اسمش ثرياست .. چشاش&lt;BR&gt;همرنگ درياست )&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- ابدا ، تاكيد ميكنم ابدا عينكي نباشه ! ( آقا لنزم همون عينكه ديگه منتها- اين روشه- اون توشه- )&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- دماغ عملي نباشه از 35 به اون ور يه مقاله خوندم افت ميكنه ، گوشتي ميشه !&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- مادرش نبايد چاق باشه ( اين خيلي مربوط ميشه چون اين دسته گل به همسايه نكشيده كه ...&lt;BR&gt;علم جنتيك ثابت كرده به مادرش ميكشه ... پس اگه مادرش پا به سن گذاشته چاق شده ، يعني&lt;BR&gt;اينم پا به سن بگذاره چاق ميشه ... منم يه مردم پس فردا اين چاق ميشه من منحرف ميشم !-&lt;BR&gt;جامعه ما هم كه پر شده از گرگ هاي انسان نما ... شوهر داري به خدا سخته )&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- استخون درشت حتما ( پس فردا پسرمونم ميكشه به اين ديگه )&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- مو حتما بلند ، اكيدا عرض ميكنم بلند ( زن بايد موش بلند باشه ، يعني چي جديدا مد شده ....&lt;BR&gt;مردا زن شدن موهاشونو ميندازن گل شونشون عقب پيش پيشي ميبندن ، زنا كوتاه ميكنن آدم&lt;BR&gt;ميترسه خونه راهشون بده ... فكر ميكني سرباز فراري )&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- رقص عالي ( جينگيل جوات نباشه ، شب به شب قراره با ما برقصه ... منم خوش رقصم رقصم&lt;BR&gt;افول ميكنه )&lt;BR&gt; &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- حتمن رنگ روشن بپوشه - صبح تا شب عزادار نباشه همش سياه ....&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- ابروهاش پر باشه كه بعد از يه مدت بتونه اينو مدلشو عوض كن حوصلمون سر نره&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- رويش موهاش كم باشه ( من پول ندارم هر روز بدم آرايشگاه )&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- صداش نرم باشه ، چيطوري بگم ... ناز داشته باشه ... خشانت نداشته باشه ... بابا آدم ميخواد&lt;BR&gt;تلفني حرف بزنه سكته نكنه ! زبانم بلد نبود حتما لحجه؟ لهجه؟ اش رو داشته باشه&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- پيشونيش بلند باشه پاهاش ( انگشتاي پاش ) قشنگ باشه كه پس فردا تابستون صندل پوشيد&lt;BR&gt;آدم ياد پاهاي اون يارو تو چي بود اسمش ؟ ( اين تو ارباب حلقه ها بود ... اسمش يادم رفته ) نيافته&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;ب) مشخصات مالي&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;- تك دختر باشه ( حالا داشتم خواهر داشته باشه برادر نداشته باشه پس فردا ميراث خور بشه)&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- ترجيحا پدرش بالا  65 باشه - يا سيگاري باشه يا سابقه سكته قلبي مغزي يا هم سرطان داشته&lt;BR&gt;باشه&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- حتما متكمن باشه باباش&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- باباش يا ماكسيما داشته باشه يا پرادو يا رونيز سوناتا هم بود ایب نداره ... ديگه هيچي هيچي يه زانتيايي مزدايي چيزي&lt;BR&gt;داشته باشه پس فردا ماشين عروس آبرو ريزي نشه &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- موبايل 0912 ( خوب آنتن بده) گوشي حتما نوکیا&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- خودش حتما شاغل باشه ( بابا اين حرفاي سنتي رو كنار بزاريد ... تو هزاره سوم زن و مرد بايد&lt;BR&gt;دوشادوش هم كار كنن)&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- مهريه يك سكه بهار آزادي به نيت خودش&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- جهيزيه درست حسابي بياره شامل :&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- مبل نشيمن&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- مبل پذيرايي&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- مبل نهار خوري&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- مبل آشپزخونه ( جنسش جوهر باشه - نره از مفت آباد دو تا تير تخته بياره بزاره وسط - ديپورت&lt;BR&gt;ميكنم با خودش همشو خونه باباش من شوخي ندارم ها )&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- سرويس آشپزخونه اش قابله و .... همه تيفال&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- سرويس چاقو و قاشق چنگال زورينگر&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- يخچال حتمن سايد باي سايد ازينا كه يخ تيلينگ تيلينك تف ميكنن بيرون رنگشم استيل باشه&lt;BR&gt;سفيد خز شد رف پي كارش&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- سورخكن&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- تستر&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- ساندويچ ميكر&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- و وسائل برقي آشپزخونه هم يا مولينكس يا سامسونگ يا دوو ... ( برنداري چرخ گوشت و آبميوه&lt;BR&gt;گيري پارس خزر بياري )&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- همينطور جارو برقي و ...&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- لوازم صوتي و تصويري كامل&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- سينما خانوادگي با اين تلوزيوناي فلت سامسونگ يا سوني كه مثل هيچكدام ديگر نيست&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- لباسشويي كنوود&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- اجاق گاز اگرم خارجي نمياره يا پاديسان يا سينجر ( اطلاعات تكميلي بعدا به اطلاع ميرسونيم )&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- عروسي هم نيميگيريم ، من به خاطر عشق ميگم ! الان ديگه اين تشريفات و تجملات كه مايه&lt;BR&gt;بقاي زندگي نيست .... ميريم يه سفر با هم مشهد بر ميگرديم ميريم سر خونه زندگيمون مثل دوتا&lt;BR&gt;گنجيشك عاشق كيش و دوبي و تركيه و آنتاليا ... اينا آخه خوب نيست مشهد تبركه ، نيت مقدسه&lt;BR&gt;من به خاطر اين ميگم&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;ج):مشخصات تحصيلي&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- حتما یا کنکوری باشه یا دانشجو&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- دانشجوهاي محترم دانشگاه آزاد در صورتي كه تعهد كتبي ازخانوادشون داشته باشن كه شهريه&lt;BR&gt;دانشگاهشون تا قرون آخر پاي اوناس ميتونن ثبت نام كنن&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- دانشجوهاي عزيز دانشگاه سراسري هم بايد تعهد داشته باشن كه مخارج جانبي پرداخت ميشه&lt;BR&gt;( آقا زن ميگيرم صلواتي بورس تحصيلي نميديم كه )&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;- ترجيحا دانشجوي كامپيوتر يا رشته هاي مشابه فني كه پولساز باشه ... ميخوام چيكار بره&lt;BR&gt;دامپروري(دامپيوتر)  بخونه از پس فردا بياد ور دلم بشينه !&lt;BR&gt; &lt;BR&gt; چهار نفر به قيد قرعه به عنوان همسر ثابت و ديگر شركت كنندگان فله اي صيغه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;............................................................&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT size=4&gt;دوستارتان ساشا&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;A href=&quot;http://www.sasha.aghamiri@Gmail.com&quot;&gt;www.sasha.aghamiri@Gmail.com&lt;/A&gt; &amp; &lt;A href=&quot;http://www.sasha_aghamiri@yahoo.com&quot;&gt;www.sasha_aghamiri@yahoo.com&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD height=20&gt; &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD height=20&gt; &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Tue, 30 Oct 2007 13:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=holeleh&amp;postid=860</comments>
<dc:creator>sasha2000</dc:creator>
<guid>http://holeleh.blogfa.com/post-860.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گفت‌وگوي يوسف تيموري با امير جعفري </title>
<link>http://holeleh.blogfa.com/post-858.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0066ff size=4&gt;گفت‌وگوي يوسف تيموري با امير جعفري&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;بيا دو ساعت نخنديم‌&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;   &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;    يوسف تيموري: با امير جعفري خيلي نشسته بوديم، خيلي حرف زده بوديم، خيلي جوك گفته بوديم، خيلي مسخره‌بازي درآورده‌ بوديم، اما هيچ‌وقت ننشسته بوديم روبروي هم جدي از خودمان با هم حرف بزنيم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;    اما اين بار &lt;باني‌فيلم&gt; اين پيشنهاد را داد. فكر نمي‌كردم بتوانم جدي روبروي امير بنشينم و دو كلمه با هم بگوييم، اما انگار وقتي قضيه را جدي بگيري، همه چيز ناخودآگاه درست پيش خواهد رفت. ما نشستيم و چيزي حدود دو ساعت و نيم روبروي هم با هم حرف زديم و نتيجه‌اش هم پيش روي شماست.&lt;BR&gt;     &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;ببين بيا دو ساعت نخنديم‌(كمي سكوت) خب از اميرجعفري بيشتر بگو...!&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    (خنده) هيچي! آدمي هستم كه دوست دارم هر سال دو بار بروم كوير با خودم حال كنم. تنهايي را ترجيح مي‌دهم به هر چيزي، عاشق مطبوعاتم يعني اصلاً يك جورهايي به مطبوعات اعتياد دارم. كتاب بدم نمي‌آيد بخوانم، ولي حرفه‌اي كتاب نمي‌خوانم. عاشق تئاتر هستم، عاشق كار خوب هستم. دوست ندارم قضيه مالي باعث شود همه كاري را انجام دهم. دوست داشتم هميشه كاري داشتم و در كنارش اين كاري كه الان دارم را انجام مي‌دادم، چون اينطوري آدم مجبور نيست هر كاري را بكند. اينطوري آدم حق انتخاب دارد. مي‌داني من مثل خيلي‌ها نيستم كه بگويم همه كارهايم مثل بچه‌هايم مي‌مانند يا همه‌شان را مثل هم دوست دارم. نه من از خيلي كارهايي كه انجام دادم پيشمانم و بدم مي‌آيد.&lt;BR&gt;     &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;
&lt;TABLE cellSpacing=3 align=left border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=left&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;IMG class=Aphoto alt=&quot;&quot; src=&quot;http://aycu15.webshots.com/image/30654/2002569721331903448_rs.jpg&quot; align=left border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=2&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;منم مي‌خواستم به همين جا برسم كه امير جعفري در زندگي شخصي با فريد سپهري &lt;بدون شرح&gt; يا نقش‌هاي ديگرش كاملاً متفاوت است.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    آره خب كاملاً فرق مي‌كند.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;امير تو تا يك جايي در تلويزيون با كارهاي كمدي پيش رفتي، اوج هم گرفتي، ولي امسال در ماه رمضان يك توانايي ديگرت كه البته آدم‌هاي دوروبرت خوب از آن مطلع بودند را رو كردي، البته در تئاتر يا مثلاً سينما يك چيزهايي نشان داده بودي، ولي من تلويزيون را مي‌گويم، تو اينجا آمدي كاملاً قالبت را شكستي نه براي دست‌اندركارها چون آنان مي‌دانستند، بلكه براي مردم چون خيلي با اين توانايي‌هاي تو آشنا نبودند، مي‌خواهم ببينم جاي اين شكستن قالب همين‌جا و همين الان بود يا بايد زودتر اين اتفاق مي‌افتاد...&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    دوست داشتم زودتر اين اتفاق مي‌افتاد، من هر چه دارم فكر مي‌كنم مي‌بينم بازيگران طنز ما از دوره مرحوم ظهوري تا همين الان محبو‌ب‌ترين‌ها حتي نابود مي‌شوند. من نمي‌دانم علت چيست؟ فكر مي‌كنم بزرگترين علتش مطبوعات و منتقدان باشند كه براي كار طنز ارزش قائل نمي‌شوند. مثلاً تو ظهوري و فردين را در نظر بگير، فردين با آن عظمت به خاك سپرده شد، ولي ما اصلاً نفهميديم ظهوري بنده خدا چه شد...؟! در صورتي كه آن بنده خدا هم كلي زحمت كشيده بود و اين خيلي دردناك است. من يك مثال ديگر مي‌زنم. بچه‌هاي ساعت خوش خيلي‌هايشان كه اتفاقاً كلي استعداد داشتند، الان كجا هستند؟ همين امير غفارمنش خودمان كه رفيق مشتركمان است بسيار بازيگر خوبي است من از امير تئاتر ديدم كه 10 بار رفتم آن را تماشا كردم. او يك استعداد عجيب و غريب در بازي دارد، اما چون چندبار طنز بازي كرده اين ديگر مانده روي آن يا اصلاً خود تو آمدي در بوتيك يك كار متفاوت انجام دادي، اما چون كم بود يا بعدش دوباره كمدي بازي كردي، ديگر هيچكس اين ريسك را نكرد به تو نقش جدي بدهد. در صورتي كه من مطمئن هستم بازيگرهاي طنز ايران مي‌توانند نقش‌هاي جدي را خيلي خوب بازي كنند. چون اصلاً به عقيده من گريه انداختن اصلاً در ايران سخت نيست، بلكه خنداندن است كه خيلي سخت است.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;همين باعث مي‌شود كه من بگويم بچه‌هاي طنز مي‌توانند كارهاي فوق‌العاده‌اي بكنند.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    يكي از بچه‌هاي خودمان كه حالا نمي‌خواهم اسمش راببرم، وقتي &lt;ميوه ممنوعه&gt; پخش شد به من زنگ زد و گفت آفرين امير تو نشان دادي كه ما هم مي‌توانيم جدي بازي كنيم.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;من هم دقيقاً مي‌خواستم اين حرف را به تو بزنم.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    حالا من مي‌گويم بعضي وقت‌ها تقصير خودمان هم است، يعني از ماست كه برماست. بعضي وقت‌‌ها ما مي‌آييم كار طنز خودمان كه داريم انجام مي‌دهيم را جدي نمي‌‌گيريم و بعد مطبوعات و منتقدان و خيلي‌هاي ديگر هم ما را جدي نمي‌گيرند. در صورتي كه يوسف،‌خيلي سخت است نود شب آدم مردم را پاي تلويزيون بنشاند. آنهايي كه ادعاي سينمايي بودنشان مي‌شود و مي‌گويند نود شبي فلان است يا اخ و پيف است، به خدا اگر بتوانند 10 شب مردم را پاي تلويزيون بنشانند. به خدا نمي‌توانند! چون نمي‌توانند نهي مي‌كنند، ولي من مي‌گويم نتوانستم و در توانم نبود كه نودشبي را ادامه دهم. اين در توان آدمي مثل خود تو يا رضا شفيعي‌جم است كه هزار و يك تيپ بلد هستيد در بياوريد.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;بابا شماها استعدادهاي عجيب و غريبي هستيد كه اصلاً اينجا به شما اهميت نمي‌دهند.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;     به من فيلمنامه دادند كه اصلاً شخصيت ندارد،‌ بلكه فقط براي اينكه من باشم و مردم بخندند اين پيشنهاد را دادند من هم صد سال اينطور كارها را نمي‌روم.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;دقيقاً براي من هم از اين اتفاق‌ها افتاده امير،‌ولي مي‌‌خواهم يك چيز ديگر بگويم. به عقيده من اگر براي ظهوري اتفاقي نيفتاده، براي اين است كه خودش نخواسته است، ولي امير جعفري خواست و اين كار را كرد. چون همه‌جاي دنيا اينطور است كه فيلمنامه‌هاي تكراري به آ‌دم پيشنهاد مي‌شود. آدم خودش نبايد قبول كند. امير جعفري توانست و خودش را نجات داد،‌ولي بقيه نتوانستند يا نخواستند. اصلاً الان تو يك تلنگر هستي براي خود من كه &lt;يوسف اگر تو هم مي‌تواني برو و انجام بده...&gt; به نظر من كار پيش مي‌آيد. اين آدم است كه بايد خودش بخواهد الان هم به نظرم بازيگر‌هاي طنز بعد از ساعت خوش دو دسته هستند؛ آنهايي كه توانستند هم جدي بازي كنند و هم كمدي و آن‌هايي كه در همان قالب كمدي ماندند .... .&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    يعني تو داري مي‌‌گويي كه بايد ما بخواهيم تا بشود.. .&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;آره به نظرم تو خواستي و اين اتفاق برايت رخ داد ولي خيلي‌ها هم نخواستند و نشد.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    حالا من يك سؤال مي‌كنم، اگر آقاي فتحي از من تئاتر نمي‌ديد، صد سال اين نقش را به من مي‌داد؟&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;خب ديدي حالا خودت تلاش كردي.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;خب من اين موقعيت را داشتم كه در تئاتر خودم را نشان دهم و يك آ‌قاي فتحي بوده كه تئاتر هم ببيند، ولي 99 درصد از كارگردان‌هاي ما اصلاً تئاتر نمي‌بينند كه بخواهند اين چيزها را بفهمند.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    مثلاً سر ميوه ممنوعه بچه‌هاي تئاتري كه با من تماس مي‌گرفتند، بيشتر خوشحال مي‌شدم، چون مي‌گفتند امير ما اصلاً تعجب نكرديم كه تو جدي بازي كردي. من مي‌‌گويم اگر كارگرداني از يك بازيگر كمدي، كار جدي نبيند تكليف چيست؟ حالا تو باز هم يك چيز‌هايي در بوتيك نشان دادي، بقيه چي؟&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;آره ولي معتقد هستم يك چيزهايي براي آدم اتفاق مي‌افتد كه نمي‌دانم، قسمت و تقدير زمان آن را تعيين مي‌كند. مثلاً براي تو قسمتت اين بود كه ميوه ممنوعه اين مسئله برايت پيش بيايد... مي‌داني چه مي‌گويم كه ...&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    آره بگذار من يك جور ديگر اين مسئله را بگويم. يك‌بار از من پرسيدند از موقعيتي كه الان داري راضي هستي؟ من هم گفتم خيلي راضي هستم، چون سه سال پيش بايد آن‌جا بودم و آن موقع قسمت من نبود كه اينجا باشم و قسمت من اين بود كه آن اتفاق اينجا و سر ميوه ممنوعه رخ دهد.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;مثلاً امير خود تو براي نقش &lt;سينا&gt; در ميوه ممنوعه من را به فتحي پيشنهاد داده بودي ولي نشد، اتفاقاً به نظر من خوب شد كه نشد چون قسمت من اين نبود و اتفاقاً نقش سينا به بازيگرش خيلي خوب نشسته بود و شايد اگر من بودم اصلاً كار بد مي‌شد.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    آره...، بد نمي‌شد در واقع يك جور ديگر مي‌شد و اين كه الان بود نمي‌شد.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;امير من به يك چيز ديگر خيلي معتقدم در كار و آن هم انتخاب بازيگرها و كستينگ است. اين خيلي در خوب و بد شدن كار تأثير مي‌گذارد. مثلاً در ميوه ممنوعه اين اتفاق خيلي خوب رخ داده بود، قبول داري؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    آره، من در مورد آقاي فتحي هميشه اين را قبول دارم كه انتخاب بازيگرهاي خيلي خوبي دارد. مثلاً من يك‌بار از ايشان پرسيدم چرا از بچه‌هاي &lt;مدار صفردرجه&gt; استفاده نكردي...؟ ببين فتحي يك استدلال خيلي خوب دارد. مي‌گويد من اگر 10 سال هم با يك بازيگر ثابت كار كنم يازدهمين سال اگر ببينم به نقش‌هايم نمي‌خورد به او نقشي نمي‌دهم. حالا مي‌خواهد برادرم باشد، مي‌خواهد دوست صميمي‌ام باشد يا... .&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;من هم فكر مي‌كنم اين چيزي است كه خيلي‌ها آن را رعايت نمي‌كنند و اينها ما را عقب مي‌اندازد. در واقع بعضي‌ها بدون فكر، كست و گروهي را انتخاب مي‌كنند، بعد هم كار خوب در نمي‌آ‌يد و همه هدر مي‌روند...&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    آره دقيقاً من براي همين براي حسن فتحي خيلي ارزش قائل هستم. براي فتحي فرق نمي‌كند كه مثلاً شهاب حسيني چون در مدار صفردرجه نقش يك كارش بوده و حالا اينجا هم دوباره بايد از او استفاده كند.&lt;BR&gt;    من چند بار از فتحي پرسيدم چرا مثلاً من در &lt;شب دهم&gt; نبودم، گفت چون جاي تو آنجا نبود. آن نقش مال حسين ياري بود و اين خيلي خيلي براي يك كارگردان خوب است.&lt;BR&gt;    مثلاً كار بعدي فتحي اصلاً هيچ تضميني نيست كه من باشم. من چهار سال پيش در &lt;نسخه خطي&gt; با ايشان بودم تا الان و اصلاً هم تضميني نيست كه در كار بعدي باشم.&lt;BR&gt;    فتحي در واقع هر نقشي را كه حس كند به كسي مي‌خورد، به او مي‌دهد و پايش هم مي‌ايستد. مثلاً سر همين كار مطمئن هستم مخالفت‌هايي بوده كه اين نقش را به امير ندهيد، اما او پاي من ايستاده و گفت نه اين نقش مال امير است و اين براي من خيلي ارزشمند است.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;قبول داري خيلي از كارگردان‌ها دارند به سينما مثل تيم فوتبال نگاه مي‌كنند. مثلاً تيمشان را از اين كار برمي‌دارند مي‌برند سر يك كار ديگر، يعني يا جرا‡ت استفاده از آدم‌هاي جديد را ندارند...&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    يا اينكه مي‌خواهند با همان تيمي كه جواب گرفته‌اند، ادامه دهند.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;آره درست مثل يك تيم فوتبال برخورد مي‌كنند...&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    به خاطر همين هم است كه بعضي از بازيگرها نابود مي‌شوند، چون آنقدر با يك گروه كار مي‌كنند كه كليشه مي‌شوند و از بين مي‌روند. مي‌داني! اين ماجرا تا جايي خوب است، اما هميشه جواب نمي‌دهد.&lt;BR&gt;    مثلاً درباره من، مهدي مظلومي كسي بود كه من را به تلويزيون آورد و به او ارادت دارم. كار دوم هم با او رفتم، اما كار سوم يعني همين &lt;حبيب آقا&gt; وقتي سعيد آقاخاني كه متن را نوشته بود به من گفت بيا، گفتم احساس مي‌كنم ديگر نبايد در اين گروه باشم، نبايد خودم را محدود كنم. بايد بروم با يك گروه ديگر و خودم را در يك جا نگه‌ ندارم.&lt;BR&gt;    مثلاً در تئاتر هم همين مسئله بود، ما اول در يك گروه همه با هم بوديم، ولي وقتي جدا شديم و با آدم‌هاي ديگر كار كرديم. خيلي از استعدادها شكوفا شد. چون مي‌داني! كارگرداني كه با من كار كرده، هميشه از من آن چيزي كه ديده را مي‌خواهد، اما وقتي با يك نفر ديگري كار كني، او از تو چيزهاي ديگري مي‌خواهد و تو خودت را نشان مي‌دهي.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;حالا اميدوارم اين حرف تو را خيلي از بزرگ‌هايي كه اين مصاحبه را مي‌خوانند ببينند و بفهمند امير در يك تيم نماند و موفق هم شد. بيايند و تيم نبندند، به نظرم ما تيم فوتبال نيستيم كه هميشه با هم كار كنيم. بايد سر كارهاي مختلف برويم و خودمان را نشان دهيم. نگويند يوسف بازيگر طنز است يا فلاني فقط اين كار را مي‌كند. بيايند به هر آدمي مستقل نگاه كنند...&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    دقيقاً من حتي با جايزه دادن‌هاي تلويزيون هم خيلي مشكل دارم. يعني چي بازيگرهاي طنز يا بازيگرهاي درام ما همه بازيگر هستيم. مگر در سينما كه مي‌خواهند جايزه بدهند، مي‌گويند بازيگر كمدي يا جدي. اصلاً اين تقسيم‌بندي‌ها يعني چه؟! مثل اين مي‌ماند كه بگويند بازيگر قدبلند و بازيگر قد كوتاه... اصلاً به نظرم اين تقسيم‌بندي‌ها نبايد باشد. من از اين تقسيم‌بندي‌ها متنفر هستم. حتي وقتي مي‌گويند كه من بازيگر تئاتر هستم بدم مي‌آيد. يعني چه؟! من بازيگرم، هم تئاتر كار مي‌كنم هم تلويزيون و هم سينما.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;امير حالا كمي از ميوه ممنوعه بگوييم.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    بگو...، بگو...!!&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;من چند بار يادم است مي‌خواستم بيايم سر صحنه ببينمت، اما نشد... يعني خودم نيامدم. بيشتر دوست داشتم تو بيايي. مي‌داني! به هرحال ما با هم يك جوري هستيم. مدام شوخي مي‌كنيم و از اين حرف‌ها و من سعي كردم نيايم!&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    چرا؟ مي‌ترسيدي بخنديم...؟!&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;نه مي‌داني من مي‌خواستم هيچ ذهنيتي از كار نداشته باشم، شنيده بودم در اين كار متفاوت هستي و مي‌خواستم شسته و رفته بعد زمان پخش، كارت را ببينم و وقتي ديدم هم خيلي حال كردم و خيلي خوب بودي. امير حالا من يك مسئله ديگر هم دارم. چرا اينقدر مي‌گويند آدم بايد تغيير كند. من معني اين را نمي‌فهمم. به هرحال همه بازيگرها يك چيزهايي هميشه در كارهايشان دارند. چرا مي‌گويند آدم بايد كار تا كار خيلي تغيير كند؟ &lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    تغيير در چي...؟!&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;نمي‌دانم چرا اينجا متفاوت بودن را در اين مي‌بينند كه آدم حتماً صدايش تغيير كند يا گريم خيلي متفاوتي داشته باشد. مگر حتماً اينطور بايد متفاوت بود و تكراري نشد؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    من هم نمي‌فهمم!&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;مثلاً در مورد خودت بارها به من مي‌گفتند چرا امير هميشه لحنش اينجوري است. خب من هم مي‌گفتم اين همان امير است و قرار نيست كار تا كار پايش بيايد هوا و سرش بيايد روي زمين. به هرحال هر آدمي يك چيزهايي مال خودش است. به نظرم آدم در هر كاري بايد يكسري جزئيات را با توجه به نقشش تغيير دهد. اينطور نيست؟!&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    ببين! نمي‌دانم بعضي وقت‌ها آدم‌ها متوجه نمي‌شوند كه من امير جعفري هستم كه در بدون شرح بازي كردم و بعد با همان قد و قيافه آمدم دارم در ميوه ممنوعه بازي مي‌كنم. من خودم هستم اين نقشم است كه تغيير پيدا كرده است در واقع من متفاوت نشدم و من يكي ديگر نشدم. اين نقشم است كه تغيير كرده و متفاوت شده است.&lt;BR&gt;    من هميشه پرويز پرستويي را در اين زمينه مثال مي‌زنم و مطمئن هم هستم كه ناراحت نمي‌شود چون آدم‌هاي بزرگ هيچوقت ناراحت نمي‌شوند. &lt;BR&gt;    پرويز پرستويي هميشه همان پرويز پرستويي است. مثلاً پرويز پرستويي &lt;آژانس شيشه‌اي&gt; هماني است كه در &lt;مارمولك&gt; بازي مي‌كند و اين، نقشش است كه تغيير پيدا كرده است. &lt;BR&gt;    مثلاً موهاي پرستويي را به هم ريختند يا مثلاً قد او را بلند و كوتاه كردند؟! نه به خدا او خودش است و اين نقش‌هايش هستند كه تغيير مي‌كنند و پرستويي استادانه آنها را بازي مي‌كند. يا مثلاً خود تو مگه در &lt;سايه آفتاب&gt; گريم عجيب‌ و غريبي داشتي؟&lt;BR&gt;     &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;نه فقط يك سبيل داشتم.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;     خب، پس تغيير آنچناني نكرده‌ بودي. اين نقش تو بود كه تغيير پيدا كرده بود و تو را متفاوت نشان مي‌داد. حالا بحث تيپ‌سازي هم كه اصلاً جداست. آنجا شايد بخواهي نقش يك پيرمرد 80 ساله را بازي كني و آن نياز به گريم و از اين جور حرف‌ها دارد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;
&lt;TABLE cellSpacing=3 align=right border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=right&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;IMG class=Aphoto alt=&quot;&quot; src=&quot;http://aycu18.webshots.com/image/32617/2002583427051995208_rs.jpg&quot; align=left border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=2&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;امير، من با گوهر خيرانديش كار كردم و خيلي لذت بردم. تو در اين كار با خانم خيرانديش و علي نصيريان كه استاد است همبازي بودي. چطور بود؟ از كار با آن دو بگو و ارتباطي كه با آنها داشتي. چون تعادل و تناسب بازيگرهايتان خيلي خوب بود، ولي مثلاً سر كار ما نمي‌خواهم بگويم خوب نبود، ولي خيلي جفت و جور نبوديم. از اين بگو. خوب توانستي ارتباط برقرار كني؟ چون به نظرم اگر آدم در پشت صحنه با بقيه ارتباط برقرار كند، ديگر 90 درصد كار حل است. &lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;     بله، قبول دارم. ببين من هميشه عادتي دارم. آن هم اين است كه سر هر كاري كه مي‌روم سعي مي‌كنم داشته‌هايم را پشت در بگذارم و فكر كنم هيچ چيز نمي‌دانم درواقع به خودم مي‌گويم من يك شاگرد كودن هستم و زمان كار بايد گوش دهم و هر كاري كه مي‌گويند انجام دهم. بعد هم اينكه وقتي من دارم با آقاي نصيريان كار مي‌كنم بيجا مي‌كنم و غلط مي‌كنم كه خودم را با او هماهنگ نكنم! من هر وقت پيش ايشان مي‌نشستم دو زانو بودم و متن را مي‌خواندم، چون واقعاً جرا‡ت نمي‌كردم هم كنار ايشان بنشينم. شايد خودشان نفهميده باشند، ولي من هر وقت كنار استاد مي‌رفتم اگر روي صندلي بودند سعي مي‌كردم روي زمين بنشينم و نشسته با استاد تمرين كنم. &lt;BR&gt;    آقاي نصيريان خيلي به من كمك كردند؛ مثلاً من وقتي آقاي فتحي تأييد مي‌كردند باز پيش آقاي نصيريان مي‌رفتم و دوست داشتم ايشان هم تأييد كنند. مي‌پرسيدم خوب بود؟ راضي بوديد و نظرشان را به من مي‌گفتند. من هم هميشه به نظرشان احترام مي‌گذاشتم،‌ چون مي‌دانستم او ديگر استاد است و اگر چيزي مي‌گويد براي خودم مي‌گويد. نمي‌خواهد اتفاقي براي خودش رخ دهد و از اين حرف‌ها. يا خانم گوهر خيرانديش اين چندمين كاري بود كه با ايشان بودم. وقتي چيزي به من مي‌گفتند، مي‌ديدم چقدر درست مي‌گويد و اصلاً حرف‌هايشان انگار حرف استادهاي دانشگاه بود و خيلي به من و بازي‌ام كمك مي‌كرد. من هم هميشه سعي مي‌كنم تمام نظرات را بگيرم و به حرف‌ همه گوش دهم. درواقع برايم مهم است كه نظر بقيه در مورد كارم چه است. &lt;BR&gt;    چون مي‌دانم كساني كه نظراتشان را به من مي‌گويند، براي من مي‌گويند. معتقدم بايد مثل گنجشكي باشم كه اگر دارند برايم چيزي مي‌ريزند، آن دانه خوشگل‌تر را سوا و استفاده كنم. بايد ببينم آدم‌ها چه مي‌گويند و به آن چيزي كه همه آنها مشترك مي‌گويند گوش كنم. &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;ولي امير خيلي خوب بودي. دوست دارم دوباره به تو بگويم اميري كه در بدون شرح برايش شايد تپق زدن و اين حرف‌ها مهم نبود، اينجا آنقدر خوب بود كه واقعاً جاهايي مي‌گفتم چقدر خوب اين جلال را روي خودت نشاندي. &lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;     مرسي! &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;امير يك چيز ديگه الان به ذهنم رسيد. من بعضي وقت‌ها در كارمان يعني &lt;يك وجب خاك&gt; شخصيت‌هايي مي‌ديدم كه خيلي خوشم مي‌آمد آنها را بازي مي‌كردم. مثل عباس محبوب. خيلي دوست داشتم جاي او بودم. &lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;     من اتفاقاً چقدر عباس محبوب را دوست دارم. يعني از همان دوره &lt;جنگ اقتصاد&gt; كه كارش را مي‌ديدم، از او خوشم مي‌آمد. &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;آره خيلي آدم باحالي است. يا مثلاً اميرنوري هم آمد دو سكانس بازي كرد خيلي دوست داشتم جاي او باشم.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;     امير نوري كي است؟‌(با خنده)‌&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;امير دوست خوبمان ..&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;     آهان، بگو ... &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;مي‌خواهم ببينم چنين شخصيت‌هايي در كارتان بود كه دوست داشته‌ باشي جاي آنها بازي كني...؟ &lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;     نه، فكرش را نكردم.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;اصلي‌ها چي...؟ &lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;     خب، خيلي دوست داشتم نقش نصيريان را بازي كنم. البته در سن و سال بالاتر. &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;ديالوگ‌هايت هم خيلي خوب بود امير ... &lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;     آره، واقعاً فوق‌العاده ديالوگ‌ها را نوشت عليرضا نادري. اصلاً وقتي به من گفتند قرار است ديالوگ‌ها را عليرضا بنويسد، گفتم تمام شد. كار خيلي خوب درمي‌آيد. چون كاظمي‌پور كه نشان داده بود قصه نوشتن بلد است. نادري هم كه در ديالوگ نوشتن رودست ندارد. پس همه چي تمام بود. &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;ديالوگي هم يادت مانده ...؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;     آره خيلي ... آنجا كه مي‌گويم:‌&lt;آقاجون اينا تاس شيش گوشه هستند هرجا بندازيشون جفت شيش مي‌يارن. نبازي آقاجون. مخلص كلام، دختره طعمه ست، پسره قلاب به دست، باباهه هم اشپيل خور قهار، سرخت مي‌كنن مي‌ذارنت پاي سفره مي‌خورنت.&gt; ديالوگ‌هاي اينطوري خيلي خوب بود واقعاً آب مي‌شد مي‌رفت تو دهانم!‌&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;حالا به عنوان سوال آخر دوست داري كار بعدي بازيگر مقابلت چه كسي باشد؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;     (كمي مكث) پرويز پرستويي. نه دو سكانس بازي كنم، مي‌خواهم كاملاً‌ در كنارش باشم و با هم بده بستان داشته باشيم. فكر مي‌كنم خيلي خوب دربيايد. حالا تو زياد پرسيدي من هم مي‌خواهم چند تا سوال از تو بپرسم. &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;بپرس ... !&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;     تو هيچوقت به اين فكر كردي كه طنز را بگذاري كنار و جدي كار كني؟&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;نه امير من در حال حاضر دارم لذت مي‌برم اينطوري، بعضي وقت‌ها مي‌آيد سراغم كه بروم جدي كار كنم، ولي الان نه. الان دارم با هميني كه هستم لذت مي‌برم.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    فكر نمي‌كني اين لذت بردن باعث شود زمان بگذرد و ديگر كسي به تو نقش جدي ندهد؟&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;نه من كارهايم را كه مي‌بينم، فكر مي‌كنم كار به كار تغيير كردم، ولي نمي‌خواهم كامل اين طرف را رها كنم و جدي كار كنم. اگر در يك سال قرار باشد كار كنم، دوست دارم شش ماه كمدي كار كنم، شش ماه جدي. &lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    حالا اگر يك فيلمنامه خوب جدي به تو پيشنهاد شود يك فيلمنامه خوب كمدي تو كدام را انتخاب مي‌كني؟&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;واقعاً بگويم... نمي‌خندي...&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    نه بگو...&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;هيچكدام را نمي‌روم، چون اگر هر كدام را بروم بعداً حسرت مي‌خورم كه چرا آن يكي را نرفتم.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    خب حالا فكر كن يك متوسط جدي با يك خوب كمدي، كدام را انتخاب مي‌كني...؟&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;به كار قبلي كه كردم نگاه مي‌كنم، سعي مي‌كنم يكي در ميان يكي كمدي و يكي جدي كار كنم.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    دوست داري با كدام كارگردان كار كني؟&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;(كمي مكث) با رضا عطاران.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    اگر كارگردان شوي، من را بازي مي‌دهي يا مي‌گويي فلاني رفيق است، مي‌آيد سر كار مي‌خندد نمي‌شود...&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;نه واقعاً! صدايت مي‌كنم اگر بخواهم يك كار جدي و كمدي بسازم. براي كار جدي صدايت مي‌كنم. بعد همزمان كمدي را هم مي‌سازم، بعد نگاتيوهاي جدي را دور مي‌ريزم و از كمدي‌‌ها استفاده مي‌كنم (خنده) &lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    حالا چند تا سوال رشيد پوري؟!&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;بگو...&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    امير نوري.&lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;با نمك نپخته!&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    رضا گلزار.&lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;به از صلح آخر است!&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    رضا عطاران.&lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;تنها!&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    مجيد صالحي.&lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;با رضا!&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;     حرف آخر؟&lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;همه اين‌ها + امير جعفري حالا من چند تا رشيد پوري مي‌خواهم بپرسم!&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    بگو.&lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;جمال اجلالي.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    كودك پير!&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;پيمان قاسم‌خاني.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    سلطان طنزنويسي!&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;سروش صحت.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    نويسنده با شعور، كارگردان خوب و بازيگر عالي.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;پولاد كيميايي.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;    با پولاد كار نكردم.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;حرف آخر...؟&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;     هيچي فقط معتقدم‌اگر تهيه‌كننده‌اي خوب باشد، كارگردان با شعور و نويسنده‌اي توپ سر كاري باشد، كار مي‌گيرد و مي‌شود مثل ميوه ممنوعه. به نظرم اين كار تهيه‌كننده خيلي خوبي داشت. خوب خرج كرد و نتيجه‌اش را گرفت و مي‌توانست مثل خيلي‌هاي ديگر نكند و نتيجه كارش هم مي‌شد مثل مثلاً &lt;بايرام&gt; ... . &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=BLUE&gt;منبع: باني فيلم&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 30 Oct 2007 12:13:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=holeleh&amp;postid=858</comments>
<dc:creator>holeleh</dc:creator>
<guid>http://holeleh.blogfa.com/post-858.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>Rezaya - Koocheh</title>
<link>http://holeleh.blogfa.com/post-857.aspx</link>
<description>آهنگ جدید و بسیار بسیار زیبای کوچه از رضایا که خودش با گیتار زده پیشنهاد می کنم حتما حتما دانلود کنید.
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG id=image alt=&quot;Image hosted by allyoucanupload.com&quot; src=&quot;http://aycu17.webshots.com/image/30976/2003343747301446367_fs.jpg&quot; border=0&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A href=&quot;http://www.4shared.com/file/26344022/5041f0a5/Rezaya_-_KoochehwwwIRMusikComwwwHoleleH1Com.html&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;Rezaya - Koocheh&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 13 Oct 2007 14:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=holeleh&amp;postid=857</comments>
<dc:creator>ali</dc:creator>
<guid>http://holeleh.blogfa.com/post-857.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://holeleh.blogfa.com/post-856.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=post-content _extended=&quot;true&quot;&gt;
&lt;P _extended=&quot;true&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;سلام &lt;/FONT&gt;دوستان چند وقتی نبودیم به بزرگیتون ببخشید از این به بعد می خوام از &lt;FONT size=3&gt;خجالتتون&lt;/FONT&gt; در بیام از همین جا هم از همه دوستان به علت غیبت خودم هرچند موجه ریما عذرخواهی میکنم.&lt;/P&gt;
&lt;P _extended=&quot;true&quot;&gt;&lt;FONT color=#cc0000 size=3&gt;نکته&lt;/FONT&gt;:&lt;FONT size=3&gt;مطالب جهت شاد شدن شماست و توهین محسوب نمیشود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P _extended=&quot;true&quot;&gt;..................................................&lt;/P&gt;
&lt;P _extended=&quot;true&quot;&gt;هوشنگ کوچولو در حیاط ایستاده بود و دستهایش را به سوی آسمان بلند کرده بود و با صدای بلند می گفت: خدایا از در لطف و مرحمت مرا صاحب دوچرخه ای کن.&lt;BR _extended=&quot;true&quot;&gt;مادرش به او پرخاش کرد که: چرا اینقدر داد می زنی؟&lt;BR _extended=&quot;true&quot;&gt;خدا که کر نیست!! یواش هم که بگی می شنوه.&lt;BR _extended=&quot;true&quot;&gt;هوشنگ گفت: آخر میخواستم که بابام هم بشنوه&lt;/P&gt;
&lt;P _extended=&quot;true&quot;&gt;_______________&lt;/P&gt;
&lt;P _extended=&quot;true&quot;&gt;يه روزيه تركه حواسشو جمع مي كنه ميره جاي ديگه پهن ميكنه&lt;/P&gt;
&lt;P _extended=&quot;true&quot;&gt;_______________&lt;/P&gt;
&lt;P _extended=&quot;true&quot;&gt;داشتن آمار ميگرفتن كه مردم ايران چقدر روزنامه ميخونن، گزارشگر يك ترکی رو توي ميدون ونك گیر میاره و ميگه: شما از روزنامه استفاده ميكنيد؟&lt;BR _extended=&quot;true&quot;&gt;ترکه ميگه: بله، خيلي هم زياد.&lt;BR _extended=&quot;true&quot;&gt;گزارشگر: همشهري؟ ترکه: تا حدي!&lt;BR _extended=&quot;true&quot;&gt;گزارشگر: جام جم؟ ترکه: خيلي زياد!&lt;BR _extended=&quot;true&quot;&gt;گزارشگر: كيهان و اطلاعات؟ ترکههه: نه، آخه اونا خيلي زبرن!&lt;/P&gt;
&lt;P _extended=&quot;true&quot;&gt;..........................................&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=post-content _extended=&quot;true&quot;&gt;
&lt;P _extended=&quot;true&quot;&gt;ترکا می خواستن نشون بدن که خیلی سطح بالا شدند، میان و اسم شهرشون را عوض می کنن میزارن استانبول.&lt;BR _extended=&quot;true&quot;&gt;بعد دم در ورودی شهر می نویسن: به شهر استانبول خوش آمدید، شهر داری تبریز&lt;/P&gt;
&lt;P _extended=&quot;true&quot;&gt;_______________&lt;/P&gt;
&lt;P _extended=&quot;true&quot;&gt;يه روز صبح اصفهانيه و زنش از خواب بيدار ميشن. اصفهانيه به زنش ميگه تا تو واسه صبحونه دو تا تخم مرغ درست کني من ميرم پشت بوم آنتن رو درست کنم. خلاصه داشته با آنتن ورميرفته که پاش سر ميخوره ميفته پايين. توي راه وقتي داشته ميفتاده پايين دم پنجره آشپزخونه که ميرسه داد ميزنه: يکي بپز يکي بپز&lt;/P&gt;
&lt;P _extended=&quot;true&quot;&gt;_______________&lt;/P&gt;
&lt;P _extended=&quot;true&quot;&gt;يه روز يه ترکه ميره خونه رفيقش. وقتي ميخواد بلند بشه بره رفيقش ميگه حالا كه ظهره نهار رو بخور بعد برو. ترکه ميگه باشه.&lt;BR _extended=&quot;true&quot;&gt;نهار رو ميخوره بلند ميشه كه بره رفيقش ميگه آخه با معده پر كجا ميري؟ يه چرت بزن بعد برو. ترکه ميگه باشه.&lt;BR _extended=&quot;true&quot;&gt;يه چرت ميزنه بعد بلند ميشه كه بره رفيقش ميگه بشين يه دست تخته بزنيم بعد برو. ترکه ميگه باشه.&lt;BR _extended=&quot;true&quot;&gt;يه دست تخته ميزنه بعد بلند ميشه بره رفيقش ميگه الان كه شب شده شام رو بخور بعد برو. ترکه ميگه باشه.&lt;BR _extended=&quot;true&quot;&gt;شام رو ميخوره بعد بلند ميشه بره رفيقش ميگه اين موقع شب كجا ميخواي بري؟ بخواب همینجا صبح برو. ترکه ميگه باشه.&lt;BR _extended=&quot;true&quot;&gt;ميخوابه صبح بلند ميشه بره رفيقش ميگه صبحانه چي؟ ترکه میگه نه ديگه مرسي خانم و بچه تو ماشين منتظرن&lt;/P&gt;
&lt;P _extended=&quot;true&quot;&gt;..............................&lt;/P&gt;
&lt;P _extended=&quot;true&quot;&gt;کم هست ولی به بزرگیتون ببخشید.&lt;/P&gt;
&lt;P _extended=&quot;true&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;دوستارتان ساشا &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P _extended=&quot;true&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.sasha.aghamiri@Gmail.com&quot;&gt;www.sasha.aghamiri@Gmail.com&lt;/A&gt; &amp; &lt;A href=&quot;http://www.sasha_aghamiri@yahoo.com&quot;&gt;www.sasha_aghamiri@yahoo.com&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clear _extended=&quot;true&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=&quot;post node&quot; id=node-261 _extended=&quot;true&quot;&gt;
&lt;DIV class=post-date _extended=&quot;true&quot;&gt;&lt;SPAN class=post-day _extended=&quot;true&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 08 Oct 2007 19:37:42 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=holeleh&amp;postid=856</comments>
<dc:creator>sasha2000</dc:creator>
<guid>http://holeleh.blogfa.com/post-856.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>همـه بـه دنبــال يـك وجـب خــاك</title>
<link>http://holeleh.blogfa.com/post-855.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0099ff size=4&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=6&gt;ه&lt;/FONT&gt;مـه بـه دنبــال يـك وجـب خــاك&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;PH0&gt;&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    تغيير نام اين مجموعه پر بازيگر كه به كارگرداني، كارگردان بنام سينما علي عبدالعلي‌زاده هدايت و مقابل دوربين رفته است در ابتدا با نام «نقشي بر زندگي» به تصوير كشيده شد اما در ادامه راه، نام ديگري براي آن انتخاب شد. «يك وجب خاك»... مجموعه پربازيگر در اين مجموعه بازيگران بنامي چون رضا بابك، مهتاج نجومي، آناهيتا همتي، برزوارجمند، يوسف تيموري، رضا توكلي، ابوالفضل پور‌عرب، رامتين خداپناهي، روشنك عجميان، محسن قاضي‌مرادي، انوشيروان ارجمند، مهران رجبي، مهوش وقاري و داريوش اسدزاده، ايفاي نقش مي‌كنند. زير پل ري تهران – شهريور ماه 1386 – گروه در خانه‌‌اي قديمي در زير پل ري پايين‌تر از چهار راه سيروس جمع شده‌اند، حوضچه‌اي زيبا وسط حياط قديمي به چشم مي‌خورد كه گلدانهاي زيبايي در اطراف آن چيده شده است. علي عبدالعلي‌زاده به همراه دستيارانش كات مي‌دهد. يوسف تيموري كنار «رضا بابك» نشسته است، مي‌گويد: مي‌خواهم در مورد موضوع مهمي با شما صحبت كنم، اما بابك مي‌گويد: «اياز جون فعلا حوصله ندارم، باشد براي يك وقت ديگر...» كات... دوباره از نو مي‌گيريم و... تهيه كننده مجموعه «بهروز مفيد» هم در حال ديدن تصاوير ضبط شده است، عبدالعلي‌زاده بسيار وسواس دارد، حتي حواسش به تار موي بازيگران هم است تا همه‌چيز طبيعي جلوه كند... صحنه بعد مربوط به برزو ارجمند است كه بايد با دختر بچه‌اي از اتاق بيرون بيايد... در گوشه‌اي ديگر از حياط قديمي، مهتاج نجومي، كه پارسال هم در مجموعه زير زمين او را ديده بوديم با آناهيتا همتي و 
&lt;TABLE cellSpacing=3 align=left border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=left&gt;&lt;IMG class=Aphoto height=195 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://ksabz.net/photos/m-186-2-11.jpg&quot; width=260 align=left border=0&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;روشنك عجميان در حال صحبت است. در اين خانه قديمي چه خبر است؟ اين مجموعه، داستان دو خانواده را به تصوير مي‌كشد، خانواده افشاري و خانواده همسايه‌شان عزتي كه دايي بچه‌هاست رضا بابك در نقش صادق افشاري، پدر خانواده است و مهتاج نجومي در نقش «عالم خانم» مادر خانواده، آناهيتا همتي در نقش مريم، برزو ارجمند در نقش حميد و روشنك عجميان در نقش سوسن، فرزندان خانواده افشاري هستند. رامتين خداپناهي هم در نقش محسن صادقي داماد خانواده و شوهر سوسن به ايفاي نقش مي‌پردازد. همسايه ديوار به ديوار آنها خانواده عزتي هستند. يك پدر و پسر به نام پرويز و اياز كه نقش‌هاي‌شان را محسن قاضي مرادي و يوسف تيموري ايفا مي‌كنند. در اين قصه نقش‌هاي ديگري هم دخيل هستند پورعرب (بهمن)، توكلي (فرزاد)، انوشيروان ارجمند(در بندي)، مهران رجبي(كامراني)، مهوش وقاري (ناهيد اديب)، عباس محبوب (چنگيز)، داريوش اسدزاده (اديب الممالك تنكابني)، محمود بهرامي (متانت) و... &lt;BR&gt;    گروه به استراحت مي‌پردازند، يوسف تيموري پس از خوش و بشي با ما لوكيشن را ترك مي‌كند چرا كه تصويربرداري‌اش تمام شده. گروه ديگر در حياط كار ندارند و خود را براي تصويربرداري در طبقه بالاي خانه از اتاق، صادق افشاري آماده مي‌كنند. پورعرب هم از راه رسيده است، يك لباس مشكي بر تن دارد، چرا كه قسمت‌هاي مربوط به احياء در حال تصويربرداري است... «فرشاد ارج» دستيار كارگردان و برنامه‌ريز، متن‌ها را به او و رضا بابك مي‌دهد، آنها بايد متن‌ها را تمرين كنند و بلافاصله ضبط را شروع ‌كنند. بروزو در روي تختي در حياط نشسته و خانواده سبز را ورق مي‌زند... «افشين رضايي»، دستيار كارگردان هم بالاي تراز ايستاده و به دكور نگاه مي‌كند... شايد فكر كنيد كه اين خانه از ابتدا بدين شكل بوده است، اما به هيچ عنوان اين طور نيست، چرا كه دكورهاي اين خانه درمراحل پيش از توليد، ساخته شده است... از درب ورودي كه وارد خانه قديمي مي‌شويد، سمت چپ آن، خانه عزتي است و نماي مقابل آن خانه افشاري، اما در سريال همه فكر مي‌كنند كه دو خانه مجزا است. فرصت را مغتنم مي‌شماريم و به سراغ عبدالعلي‌زاده كارگردان مجموعه مي‌رويم... او بهترين فردي است كه از كل داستان باخبر است، اما نمي‌تواند داستان را فاش كند، تنها گوشه‌هايي از آن را برايمان تعريف مي‌كند. ابتدا از او مي‌پرسيم چه شد كه از سينما رو به تلويزيون آوريد؟ مي‌گويد: اين طور نيست، در سال 74، گروه نجات را براي شبكه دوم كار كردم، سال 76 هم طنز دردسربزرگ را براي شبكه دوم كار كردم كه عيد 77 پخش شد، همچنين مجموعه «داني و من» كه در همان سال مقابل دوربين رفت، از آن سال ديگر كار تلويزيوني انجام ندادم و به سراغ فيلم سينمايي رفتم. تارزان و تارزن، سيزده گربه روي شيرواني كه در آن فيلم بازيگراني چون محمدرضا شريفي‌نيا، محمدرضا گلزار، مهناز افشار، حسام نواب صفوي بازي مي‌كردند، سپس سر تو بدزد رفيق، از ديگر فيلم‌هاي سينمايي بود كه كارگرداني كردم. كارگردان يك وجب خاك در مورد روايت اين داستان مي‌گويد: اين مجموعه، قصه خانواده‌اي به نام افشاري است كه پدر و مادر، دو خواهر و يك پسر اعضاي آن را تشكيل مي‌دهند و همسايه ديوار به ديوار آنان، دايي بچه‌ها است كه به همراه پسرش، يوسف تيموري در آن خانه زندگي مي‌كند. اين خانواده يك قطعه زمين در جايي دورافتاده دارند كه طي يك سري از اتفاقات، اين قطعه زمين با افزايش قيمت عجيبي رو به رو مي‌شود و اين پول وارد زندگي آنان مي‌شود. از طرفي خواهيم ديد كه تك تك اين افراد در رابطه با اين پول محك مي‌خورند و ظرفيتشان مشخص مي‌شود. نمك «يك وجب خاك» دايي و پسردايي هستند كه پسر اين خانواده يعني اياز از مريم خوشش مي‌آيد،از طرفي افرادي هستند كه در بيرون از اين خانواده چشم طمع به اين پول دارند و به هر نحوي كه شده مي‌خواهند، اين پول را از آن خود كنند كه در اين بين شاهد رخ دادن اتفاقات زيبايي &lt;IMG class=Aphoto height=260 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://ksabz.net/photos/m-186-2-10.jpg&quot; width=235 align=left border=0&gt;خواهيم بود... البته بايد اشاره كنم كه به اين‌خاطر نامش را يك وجب خاك گذاشتيم كه اين خاك قيمتي، همه را به دنبال خود مي‌كشد... عبدالعلي‌زاده درادامه مي‌گويد: «بيشتر قسمت‌هاي اين مجموعه در همين خانه قديمي به تصوير كشيده شده است، تعدادي از سكانس‌ها در بازار شهرك چشمه مقابل دوربين رفته، لوكيشن‌هاي ديگري هم در جاده ساوه فيلمبرداري شده است، اين مجموعه از اوايل تيرماه مقابل دوربين رفت». مديران انتخاب مي‌كنند وي درادامه مي‌گويد: مديران تصميم‌گيرنده تا دقيقه نود، به دنبال پيشنهاد بهتري از طرف نويسندگان و تهيه‌كنندگان و همچنين به دنبال طرح‌هاي بهتري مي‌باشند. به همين خاطر مي‌بينيم كه اغلب مجموعه‌ها در ايام رمضان، مقابل دوربين رفته و متن‌ها، همچنان آماده نيست... معمولا مدير شبكه و مدير گروه فيلم و سريال از ميان پيشنهادها بهترين‌ها را براي هر شبكه تعيين مي‌كنند و سعي دارند كه هر چه زودتر پيش‌توليد، انتخاب بازيگر و تصويربرداري انجام شود...عبدالعلي‌زاده اعتقاد دارد كه سريال‌هاي مناسبتي ماه رمضان از حساسيت بالايي برخوردار است، اول به اين خاطر كه روزپخش است، ثانيا در ساعات پس از افطار خيلي‌ها به استراحت مي‌پردازند و دوست دارند سرشان را با تماشاي مجموعه‌هاي تلويزيوني گرم كنند و از طرفي چون هر روز در حال پخش است و بينندگان زيادي دارد، مسئولان شبكه سعي مي‌كنند، وسواس بيشتري به خرج بدهند و بهترين كار را انتخاب كنند. شايد به همين خاطر است كه مديران تا جايي كه فرصت دارند براي تصميم‌گيري صبر مي‌كنند تا از ميان پيشنهادهاي ارائه شده، بهترين را انتخاب كنند و هر شبكه‌اي هم براي خود سليقه‌اي دارد، شبكه‌اي دوست دارد مجموعه‌هاي طنز را انتخاب كند، شبكه‌اي ديگر كارهاي سنگين و... عبدالعلي‌زاده در مورد يك وجب خاك مي‌گويد: اميدوارم بينندگان تلويزيوني از اين كار مناسبتي، لذت ببرند. يك وجب خاك مثل زير زمين شايد فكر كنيد يك وجب خاك در ادامه زير زمين است، اما اين مجموعه تفاوت‌هاي زيادي با زير زمين دارد. گر چه موضوع اصلي بر سر پول است اما تفاوت‌هاي عمده‌اي با زير زمين دارد، ضمن اين‌كه بازيگران و نقش‌هاي‌شان هم امسال تفاوت دارد. فتحعلي‌ اويسي، سروش صحت، بهاره رهنما كه جزو بازيگران اصلي مجموعه زيرزمين بودند، امسال در اين سريال حضور ندارند... اما لوكيشن‌ها كه مربوط به يك خانه قديمي است، تا حدي به زيرزمين شباهت دارد. 
&lt;TABLE cellSpacing=3 align=left border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=left&gt;&lt;IMG class=Aphoto height=174 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://ksabz.net/photos/m-186-2-13.jpg&quot; width=260 align=left border=0&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;BR&gt;    ابوالفضل پورعرب حالا مقابل دوربين قرار گرفته، روبه‌روي او، رضا بابك نشسته است. پورعرب ديالوگ‌ها را مي‌گويد و دوربين به دستور كارگردان توسط فيلم‌بردار بر روي يك ريل عقب و جلو مي‌رود، اين صحنه سكانس سختي بود و چند بار تكرار شد... پورعرب و بابك لباس مشكي پوشيده بودند و در مورد فروش گاوداري با يكديگر صحبت مي‌كردند. عبدالعلي‌زاده، آنقدر وسواس دارد كه گريمور را صدا مي‌زند تا تار موي «رضا بابك» را درست كند... بيشتر بدانيم روشنك عجميان در چند ماه اخير بسيار پركار ظاهر شده است، او به عنوان مجري در جام‌جم ظاهر مي‌شود و همچنين او را چندي پيش به همراه عليرضا خمسه، در مسابقه پلكان به عنوان مجري ديده بوديم، عجميان مي‌گويد: «چند ماه به طور شبانه‌روزي در اين مجموعه كار كرديم، اميدواريم اين مجموعه به دل مردم بنشيند و كاري ديدني از آب در بيايد.» از طرفي محسن قاضي‌مرادي و مهوش وقاري با وجود اين‌كه زن و شوهر واقعي هستند، اما در اين مجموعه، مقابل هم بازي ندارند و لوكيشن‌ها جداست، البته شايد در قسمت‌هاي پاياني در چند سكانس روبه‌روي هم ظاهر شوند. از ديگر بازيگران اين مجموعه بايد به آرش نوذري، مليكا ناظري، سروين رفيعيان، ساقي‌زينتي و مريم خدا رحمي اشاره داشت. همچنين نويسنده يك وجب خاك، خشايار الوند است، ناظر كيفي آن عليرضا افخمي، صدابردار؛ بهروز عابديني، منشي صحنه؛ آرزو نيك‌پور، تدوين برعهده رضا بهارانگيز، چهره‌پردازي برعهده آرمين اسماعيلي، طراح صحنه و لباس، سيدحسين علي‌نژاد و موسيقي اين سريال برعهده حميدرضا صدري است ضمن اين‌كه سپيده كامراني مدير روابط عمومي اين مجموعه مي‌باشد. پورعرب، توكلي و تيموري با دو چهره متفاوت در اين سريال بازي مي‌كنند. آناهيتا همتي كه در چند سال اخير، مريم اميرجلالي (شكوه‌خانم چارخونه) معمولا نقش مادرش را ايفا مي‌كرد، اين بار مهتاج نجومي را به عنوان مادر در كنار خود دارد، پارسال در مجموعه زيرزمين، بهاره رهنما دختر نجومي بود. محل فيلمبرداري، يكي از بافت‌هاي سنتي تهران قديم است. سال گذشته برزو ارجمند در صاحبدلان بازي كرد، از همبازيان او در آن مجموعه تنها محسن قاضي‌مرادي، امسال با او همبازي است. يوسف تيموري مثل هميشه نقش پسرهاي شيطان و پرشر و شور را بازي مي‌كند، او در اين نقش كاملا جا گرفته است، وي سابقه بازي با تمام بازيگراني كه در اين مجموعه بازي مي‌كنند را دارد. آخرين كاري كه از محمود بهرامي ديده بوديم، مربوط مي‌شد به مجموعه خانه به دوش كه توسط رضا عطاران ساخته شده بود و نقش اصلي را سيروس گرجستاني بازي مي‌كرد، گفتني است، پس از چند سال حضور سيروس گرجستاني در سريال‌هاي ماه رمضان، امسال از او خبري نيست. خداوند به داريوش اسدزاده سلامتي بدهد، پس از مرحوم جعفر بزرگي، او از لحاظ سن و سال، پيشكسوت بازيگري در ايران است كه در اين مجموعه نقش اديب الممالك را به خوبي ايفا مي‌كند. مهران رجبي كه هميشه در سال‌هاي اخير در نقش‌هاي مثبت بازي مي‌كرد، در يك وجب خاك، كمي متفاوت‌تر ظاهر شده و از آن قالب در آمده است. &lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=GREEN&gt;ميني بيوگرافي &lt;/FONT&gt;
&lt;TABLE cellSpacing=3 align=left border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=left&gt;&lt;IMG class=Aphoto height=173 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://ksabz.net/photos/m-186-2-7.jpg&quot; width=260 align=left border=0&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;BR&gt;    آناهيتا همتي متولد سال 1352 در تهران مي‌باشد و مدرك تحصيلي‌اش ديپلم است. بينندگان تلويزيوني سال‌هاست كه با سيماي او آشنا هستند، وي در سال 74 با بازي در مجموعه تلويزيوني «دبيرستان خضرا» چهره شد. &lt;BR&gt;     مهوش وقاري و محسن قاضي‌مرادي زن و شوهري هستند كه تاكنون در مجموعه‌هاي زيادي ايفاي نقش كرده‌اند. وقاري در سال 1333 در تهران به دنيا آمده و فارغ‌التحصيل رشته علوم سياسي از دانشكده علوم سياسي مي‌باشد. قاضي مرادي متولد 1320 و فارغ‌التحصيل مدرسه عالي مديريت تهران است كه بازي در سينما را از سال 1351 با فيلم «حسن سياه» آغاز كرده است. &lt;BR&gt;     رامتين خداپناهي يكي از بازيگران بااستعداد است. در سال 1350 به دنيا آمده و مدرك تحصيلي‌اش كارشناسي ارشد بازيگري تئاتر است. «فقط به‌خاطر تو» و «براي آخرين بار» كه ماه رمضان دو سال گذشته از او به نمايش درآمد، بينندگان بسياري را به خود جلب كرد. &lt;BR&gt;     يوسف تيموري بازيگر محبوب و جوان سينماي ايران را كه ديگر همه مي‌شناسيم. از او نقش‌هاي متفاوتي را در سريال‌هاي طنز ديديم و خاطرات زيادي از او به ياد داريم. &lt;BR&gt;    برزو ارجمند فرزند انوشيروان و برادرزاده داريوش ارجمند در سال 1354 در مشهد به دنيا آمد. او جزو نسل دومي‌هاي خانواده‌ ارجمند به مانند اميريل و اميرسام است. او ليسانس بازيگري و كارگرداني از دانشگاه آزاد تهران دارد و بيشتر در مجموعه‌هاي تلويزيوني ايفاي نقش مي‌كند. &lt;BR&gt;    مهتاج نجومي در سال 1328 به دنيا آمد و فوق ديپلم رشته كارگرداني از مدرسه عالي تلويزيون و سينما است. از سال 1345 فعاليت‌هاي هنري خود را آغاز كرد. در سال 1348 با بازي در فيلم «گاو» داريوش مهرجويي وارد حيطه هنر شد.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;FONT class=GREEN&gt;ميني بيوگرافي &lt;/FONT&gt;
&lt;TABLE cellSpacing=3 align=left border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD align=left&gt;&lt;IMG class=Aphoto height=173 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://ksabz.net/photos/m-186-2-6.jpg&quot; width=260 align=left border=0&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;     ابوالفضل پورعرب، جزو اولين سوپر‌استار‌هاي سينماي ايران پس از انقلاب است. در سال 1340 به دنيا آمد و فارغ‌التحصيل بازيگري و كارگرداني تئاتر است.در سال 1369 با بازي در فيلم «عروس» بهروز افخمي چهره شد و تا به امروز هم در عرصه بازيگري فعاليت مي‌كند. كارش را با سينما آغاز كرد، اما در سال‌هاي اخير رو به مجموعه‌هاي تلويزيوني هم آورد. ماه رمضان سال گذشته، در مجموعه زيرزمين بازي كرد و امسال با يك وجب خاك، هر شب به تلويزيون مي‌آيد. ديگر كارهاي تلويزيوني او مسافر، عروس و تنها‌ترين سردار است. &lt;BR&gt;    مهران رجبي در سال 1340 در كرج به دنيا آمد. كارشناس گرافيك از دانشگاه تهران و كارشناسي ارشد گرافيك از دانشگاه تربيت مدرس است. سريال دوران سركشي كمال تبريزي از كارهاي بسيار خوب وي بود...&lt;BR&gt;     «روشنك عجميان» با مجموعه كوچه اقاقيا رو به هنر آورد. او در آن سريال در نقش دختر مرحوم منوچهر نوذري بازي مي كرد.وي متولد سال 1355 است و مدرك تحصيلي‌اش فوق ليسانس تئاتر مي‌باشد. &lt;BR&gt;     رضا توكلي، پارسال در مجموعه زيرزمين، شريك پورعرب و فتحعلي اويسي بود كه سرشان كلاه گذاشته بود. بايد ببينيم، امسال چه نقشي را بر‌عهده مي‌گيرد؟ &lt;BR&gt;    رضا بابك، انوشيروان ارجمند و داريوش اسدزاده، سه تن از پيشكسوتان عرصه بازيگري هستند. آنها در هر فيلم و مجموعه‌اي كه ايفاي نقش كنند، مطمئن باشيد كه آن اثر ديدني خواهد بود.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    دكورهاي داخل خانه بازسازي شده است.&lt;BR&gt;     از آن‌جا كه بيشتر مراحل تصويربرداري داخل حياط منزل قديمي است، از اين‌ر‌و افرادي به نوبت در كوچه مي‌ايستند تا اگر از دور موتورسيكلت‌ها را ديدند، به آنها بگويند كه موتور را خاموش كنند، چرا كه چندين‌بار اين اتفاق افتاد و مجموعه در اواسط ضبط بود و به‌خاطر صداي موتورسيكلت‌ها، تصويربرداري متوقف شد. &lt;BR&gt;    بيروني اين خانه، آجري است با دربي بزرگ كه با رنگ‌هاي آبي، سورمه‌اي و نارنجي به زيبايي رنگ شده است، همچنين نماي داخل اين ساختمان قديمي به همين نحو بازسازي شده است. &lt;BR&gt;    گويا حياط مجموعه «يك وجب خاك» هم مثل حياط مجموعه «چهار خونه» است و تعدادي مرغ و خروس در آن ديده مي‌شود.&lt;BR&gt;     به محض اين‌كه تصويربرداري در حياط به پايان مي‌رسد، يكي از اعضاي گروه، گلدان‌هاي دور حوض را آب مي‌دهد تا تازگي‌شان حفظ شود. &lt;BR&gt;    پيش از پخش اين مجموعه اهالي محل نمي‌دانستند كه چه مجموعه‌اي در حال ضبط است، اما پس از پخش از تلويزيون در اولين پنجشنبه ماه رمضان، افراد زيادي از محل به در خانه آبي رنگ كوچه باريك جنوب شهر هجوم آوردند. &lt;BR&gt;     يوسف تيموري مثل هميشه مي‌خندد، او بازيگري پرانرژي است، زماني كه سر صبحت را با او باز مي‌كني، روحيه مي‌گيري.&lt;BR&gt;     برزو ارجمند كه پارسال در مجموعه صاحبدلان بازي مي‌كرد، مي‌گفت: ديگر با مطبوعات گفتگو نمي‌كنم آنها فقط ما را به حاشيه مي‌برند.&lt;BR&gt;     رضا بابك، هنوز همان رضا بابك هميشگي است، دوست‌داشتني و مهربان... پيش از اين‌كه سر تكان دهي، «سلام» را زودتر به تو مي‌گويد. &lt;BR&gt;    روزي كه به لوكيشن رفتيم، نبود، حيف شد كه نتوانستيم عكس او را براي روي جلد داشته باشيم. پورعرب هم ‌زماني آمد كه يوسف تيموري، آناهيتا همتي و ديگر بازيگران خانم‌ رفته بودند. اصولا در اين گونه كارهاي هنري عكس گرفتن به صورت دسته‌جمعي مشكل است، چرا كه همه بازيگران با هم بازي ندارند، از اين‌رو شما بايد از هر فرصت به دست آمده‌ نهايت بهره را ببريد وگرنه... </description>
<pubDate>Mon, 01 Oct 2007 11:57:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=holeleh&amp;postid=855</comments>
<dc:creator>holeleh</dc:creator>
<guid>http://holeleh.blogfa.com/post-855.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کنار رود پیدرا نشستم و گریستم</title>
<link>http://holeleh.blogfa.com/post-854.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;نشستم و گریستم . بنا به افسانه هر چه در آب های این رود بیفتد ـ برگ . حشره . پر پرندگان ـ در بستر رود سنگ میشود .آه کاش میتوانستم قلبم را از سینه بیرون بکشم و در این آب بیاندازم بعد دیگر نه دردی هست و نه اندوهی و نه خاطره ای&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;. &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;کنار رود پیدرا نشستم و گریستم . به خاطر سرمای زمستان اشک ها را بر چهره ام احساس میکردم و اشک ها با آب های یخ زده ای می آمیخت که در پیش رویم جاری بود. جایی این رود به رود دیگر می پیوندد بعد به رودی دیگر . تا اینکه ـ دور ار چشم ها و قلب من ـ تمامی این آب ها به دریا برسند&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;باشد که اشک هام همینگونه تا دور دست ها جاری شوند تا عشقم هرگز نداند که روزی به خاطر او گریسته ام&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;راه ها و کوه ها و دشت های رویاهام را از یاد میبرم ـ رویاهایی که مال من بودند رویاهایی که نمی شناختم&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;(پائلو کوئلیو)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 23 Sep 2007 15:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=holeleh&amp;postid=854</comments>
<dc:creator>nazanin</dc:creator>
<guid>http://holeleh.blogfa.com/post-854.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>Ramezan 1386</title>
<link>http://holeleh.blogfa.com/post-853.aspx</link>
<description>تیتراژ سریال های ماه مبارک رمضان&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.easypics.us/&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 400px; HEIGHT: 400px&quot; height=400 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.easypics.us/pics/ramezan86.jpg&quot; width=400 border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.4shared.com/file/24364113/e0f6bb8e/Ehsan_Khaje_Amiri_-_Miveye_Mamnooe_wwwIrMusikCom__wwwHoleleH1Com.html&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;Ehsan Khaje Amiri - Miveye Mamnooe&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.4shared.com/file/24364269/4d247a0e/Majid_Akhshabi_-_Yek_Vajab_Khak_wwwIrMusikCom__wwwHoleleH1Com.html&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;Majid Akhshabi - Yek Vajab Khak&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.4shared.com/file/24364421/231e4b8a/Mohammad_Esfahani_-_Shokraneh_wwwIrMusikCom__wwwHoleleH1Com.html&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;Mohammad Esfahani - Shokraneh&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.4shared.com/file/24363924/c67b14ef/Doolatmandaz_-_Shokraneh_wwwIrMusikCom__wwwHoleleH1Com.html&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;Doolatmandaz - Shokraneh&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 16 Sep 2007 09:50:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=holeleh&amp;postid=853</comments>
<dc:creator>ali</dc:creator>
<guid>http://holeleh.blogfa.com/post-853.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیوگرافی جان تراولتا</title>
<link>http://holeleh.blogfa.com/post-852.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0066ff size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=6&gt;ب&lt;/FONT&gt;یوگرافی جان تراولتا&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG height=400 alt=&quot;John Travolta in MGM&apos;s Be Cool&quot; src=&quot;http://us.movies1.yimg.com/movies.yahoo.com/images/hv/photo/movie_pix/mgm/be_cool/john_travolta/becool1.jpg&quot; width=299&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;JOHN JOSEPH TRAVOLTA&lt;STRONG&gt;نام كامل:&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;تاريخ تولد:&lt;/STRONG&gt; 18 فبريه 1954. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;محل تولد:&lt;/STRONG&gt; نيوجرزي آمريكا. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;شغل:&lt;/STRONG&gt; بازيگر، تهيه كننده. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;قد:&lt;/STRONG&gt; 188 سانتي متر. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;تحصيلات:&lt;/STRONG&gt; ترك تحصيل كرده دوره متوسطه. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;پدر:&lt;/STRONG&gt; &lt;SPAN dir=ltr&gt;SALVATORE TRAVOLTA&amp;shy;&lt;/SPAN&gt;----&lt;STRONG&gt;شغل:&lt;/STRONG&gt; فوتباليست-----در سال 1995 فوت كرده است. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;مادر:&lt;/STRONG&gt; &lt;SPAN dir=ltr&gt;HELEN BURKE&lt;/SPAN&gt;----&lt;STRONG&gt;شغل:&lt;/STRONG&gt; شناگر-----در سال 1978 بر اثر ابتلا به سرطان فوت كرده است. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;برادر:&lt;/STRONG&gt; &lt;SPAN dir=ltr&gt;JOEY TRAVOLTA&lt;/SPAN&gt;----بازيگر. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;برادر ناتني:&lt;/STRONG&gt; &lt;SPAN dir=ltr&gt;SAM TRAVOLTA&lt;/SPAN&gt;----بازيگر. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;خواهرها:&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;ELLEN-ANN-MARGARET &lt;/SPAN&gt;----هر سه بازيگر هستند. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;همسر:&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;KELLY PRESTON &lt;/SPAN&gt;---بازيگر---&lt;STRONG&gt;ازدواج:&lt;/STRONG&gt; 1991. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;دختر:&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;ELLA BLEU &lt;/SPAN&gt;----5 ساله. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;پسر:&lt;/STRONG&gt; &lt;SPAN dir=ltr&gt;JETT&lt;/SPAN&gt;---3 ساله. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;روابط ديگر:&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;DIANA HYLAND &lt;/SPAN&gt;---بازيگر--- بر اثر&amp;nbsp;سرطان سينه درگذشت. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جوايز دريافتي:&lt;/STRONG&gt; يك بار نامزد دريافت اسكار-چندين جايزه&lt;BR&gt;مختلف ديگر. &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG height=400 alt=&quot;John Travolta in Touchstone Pictures&apos; Wild Hogs&quot; src=&quot;http://us.movies1.yimg.com/movies.yahoo.com/images/hv/photo/movie_pix/touchstone_pictures/wild_hogs/john_travolta/wildhogs2.jpg&quot; width=266&gt;&lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;فيلمها:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;H3&gt;&lt;A name=Actor&gt;Actor Credits&lt;/A&gt;&lt;/H3&gt;
&lt;UL&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;American Dog (2008) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Voice of Henry&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;Dallas (2007) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;J.R. Ewing&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Hairspray (2007) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Edna Turnblad&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;Lonely Hearts (2007) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Elmer C Robinson&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Wild Hogs (2007) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Woody Stevens&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;Be Cool (2005) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Chili Palmer&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Magnificent Desolation: Walking on the Moon 3D (2005) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;Ladder 49 (2004) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Captain Mike Kennedy&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;A Love Song for Bobby Long (2004) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Bobby Long&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;The Punisher (2004) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Howard Saint&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Basic (2003) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Agent Tom Hardy&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;Austin Powers in Goldmember (2002) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Domestic Disturbance (2001) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Frank Morrison&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;Swordfish (2001) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Gabriel Shear&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Battlefield Earth (2000) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Terl&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;Lucky Numbers (2000) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Russ Richards&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Forever Hollywood (1999) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Himself&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;The General&apos;s Daughter (1999) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Paul Brenner&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Our Friend, Martin (1998) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;Primary Colors (1998) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Governor Jack Stanton&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Welcome to Hollywood (1998) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;A Civil Action (1998) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Jan Schlichtmann&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;The Thin Red Line (1998) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Brigadier General Quintard&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;Face/Off (1997) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Sean Archer&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Mad City (1997) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Sam Baily&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;She&apos;s So Lovely (1997) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Joey&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Broken Arrow (1996) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Vic Deakins&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;Michael (1996) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Michael&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Phenomenon (1996) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;George Malley&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;Get Shorty (1995) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Chili Palmer&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;White Man&apos;s Burden (1995) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Louis Pinnock&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;Pulp Fiction (1994) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Vincent Vega&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Look Who&apos;s Talking Now (1993) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;James Ubriacco&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;Chains of Gold (1992) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Chains of Gold (1991) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Scott Barnes&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;Eyes of An Angel (1991) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Bobby&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Shout (1991) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Jack Cabe&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;Look Who&apos;s Talking Too (1990) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;James Ubriacco&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Look Who&apos;s Talking (1989) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;James Ubriacco&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;The Dumb Waiter (1989) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;The Experts (1989) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Travis Heath&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;Perfect (1985) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Adam Lawrence&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Staying Alive (1983) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Tony Manero&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;Two of A Kind (1983) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Zack Melon&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Blow Out (1981) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Jack&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;Urban Cowboy (1980) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Buford &quot;Bud&quot; Davis&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Grease (1978) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Danny&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;Moment By Moment (1978) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Strip&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Saturday Night Fever (1977) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Tony Manero&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;Boy in the Plastic Bubble (1976) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Carrie (1976) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Billy Nolan&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;The Devil&apos;s Rain (1975) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Danny&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Old Dogs 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;H3&gt;Producer Credits&lt;/H3&gt;
&lt;UL&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Battlefield Earth (2000) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Producer&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;She&apos;s So Lovely (1997) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Executive Producer&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;H3&gt;Writing Credits&lt;/H3&gt;
&lt;UL&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Chains of Gold (1991) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;screenplay&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;H3&gt;Music Credits&lt;/H3&gt;
&lt;UL&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Hairspray (2007) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Song Performer (“Welcome To The 60’s”)&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;Hairspray (2007) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Song Performer (“You Can’t Stop The Beat”)&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Hairspray (2007) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Song Performer (“Big, Blonde And Beautiful (Reprise)”)&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;Hairspray (2007) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Song Performer (“(You’re) Timeless To Me”)&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;The Shaggy Dog (2006) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Song Performer (&quot;Greased Lightnin&apos;&quot;)&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;A Love Song for Bobby Long (2004) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Song Performer (&quot;I Really Don&apos;t Want To Know&quot;)&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;A Love Song for Bobby Long (2004) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Song Performer (&quot;My Gal&quot;)&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;A Love Song for Bobby Long (2004) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Song Performer (&quot;Barbara Allen&quot;)&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Basic (2003) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Song Performer (&quot;Nobody Knows The Trouble I&apos;ve Seen&quot;)&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;Two of A Kind (1983) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Song Performer (&quot;Take a Chance&quot;)&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Grease (1978) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Song Performer (&quot;We Go Together&quot;)&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=even&gt;Grease (1978) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Song Performer (&quot;Summer Nights&quot;)&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;LI class=&quot;&quot;&gt;Grease (1978) 
&lt;DIV class=ymovContrib&gt;Song Performer (&quot;Greased Lightning&quot;)&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clr&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/LI&gt;&lt;/UL&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;*&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt; وي خلبان جت بوده است. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;*&lt;/STRONG&gt; جان صاحب 5&amp;nbsp;فروند هواپيما بوده كه يكي از آنها بوئينگ&lt;BR&gt;707 ميباشد. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;*&lt;/STRONG&gt; منزل وي در فلوريدا داراي باند هواپيما نيز ميباشد. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;*&lt;/STRONG&gt; جان فعاليت هنري خود را از سال 1975 آغاز كرد. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;*&lt;/STRONG&gt; وي آلبوم موسيقي نيز منتشر كرده است.&amp;nbsp;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;*&lt;/STRONG&gt; درآمد وي از فيلم&amp;nbsp; BASIc در سال 2003: 20 ميليون دلار&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl&gt;&lt;IMG height=400 alt=&quot;John Travolta in Lions Gate Films&apos; A Love Song for Bobby Long&quot; src=&quot;http://us.movies1.yimg.com/movies.yahoo.com/images/hv/photo/movie_pix/lions_gate_films/a_love_song_for_bobby_long/john_travolta/lovesong2.jpg&quot; width=300&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 15 Sep 2007 23:00:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=holeleh&amp;postid=852</comments>
<dc:creator>holeleh</dc:creator>
<guid>http://holeleh.blogfa.com/post-852.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مصاحبه با آنجلینا جولی بازیگر فیلم یک قلب قوی </title>
<link>http://holeleh.blogfa.com/post-851.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0066ff size=4&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=6&gt;م&lt;/FONT&gt;صاحبه با آنجلینا جولی بازیگر فیلم یک قلب قوی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;IMG src=&quot;http://aycu01.webshots.com/image/28600/2005841579248308630_rs.jpg&quot; align=right border=0&gt;آنجلینا جولی از مشهورترین ستارگان هالیوود در زمانه ماست که در میان مردم سراسر دنیا محبوبیت ویژه ای دارد. این محبوبیت فقط در سایه بازی در فیلم های سرگرم کننده یا رویا ساز به وجود نیامده، بلکه فعالیت های بشر دوستانه وی سهم اصلی را در این مقبولیت جهانی ایفاء کرده است. گفت و گویی را که برایتان انتخاب و ترجمه کردیم، به فعالیت های انسان دوستانه وی، بازی اش در فیلم یک قلب قوی و تلاش های وی برای رساندن ندای صلح طلبی از طریق سینما دارد&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;فریاد صلح خواهی&lt;BR&gt;مصاحبه با آنجلینا جولی بازیگر فیلم یک قلب قوی&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ماجرای تراژیک ربوده شدن دانیل پیرل روزنامه نگار آمریکایی در سال ٢٠٠٢ توسط القاعده و سپس قتل او، در فاصله زمانی کوتاهی توسط همسرش روزنامه نگارش ماریان به رشته تحریر در آمد. شصتمین جشنواره فیلم کن میزبان نمایش افتتاخیه فیلمی بر اساس این کتاب بود که توسط مایلک وینترباتم، کارگردان چالشگر انگلیسی، ساخته شده بود. اما آن چه بر اهمیت فیلم اضافه می کند حضور براد پیت و آنجلینا جولی-مشهورترین زوج هنری دنیا- در جلو و پشت دوربین همین فیلم است. براد پیت ترجیح داده تا در تهیه فیلم نقش داشته باشد، و نقش ماریان پیرل نیز به آنجلینا جولی سپرده شده است. کسی که پس از بازی در لارا کرافت و آشنایی با مصائب مردم آسیا و سپس آفریقا، بخش مهمی از زندگی خود را وقف کارهای انسان دوستانه کرده است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حتماً می توانید میزان استقبال مردم از آخرین فیلم این زوج را در جشنواره حدس بزنید. اما برای سینما دوستان جدی تر، عامل برتر دیگری نیز برای بذل توجه به این فیلم وجود دارد: فیلمسازی به نام مایکل وینترباتم که در سال های گذشته با اتکاء به سبکی مستندگونه بر معضلات اجتماعی/سیاسی بسیاری انگشت گذاشته است. از مصائب پناهندگی در این دنیا تا به بند کشیده شدن انسان های بیگناه در راهی به سوی گوانتانامو و این بار تم صلح خواهی و عشق و سیاست... البته همگی این فیلم های در جغرافیای کم وبیش مشترکی رخ می دهند. وینترباتم و بازیگر اصلی فیلمش برای رسیدن به واقعیت از هیچ کوششی فرو گذاری نکرده اند. بدیهی است برای بازیگری که زیبایی چهره و اندامش نقش اصلی را در شهرت و محبوبیت وی ایفاء می کند، استفاده از آرایش مو و چهره نه چندان دلچسب تا چه حد می تواند مخاطره انگیز باشد. آنجلینا این بار موهایی سیاه و پر چین و شکن که در بالای سرش جمع شده و لنزهایی قهوه ای بر چشم دارد که در اولین برخورد تماشاگر را متعجب می کند. اما هیچ کدام از اینها برای آنجلینا که به صلح و برابری میان انسان ها می اندیشد، چندان اهمیتی ندارد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آنجلینا جولی به همراه کاندولیزا رایس در مراسم روز جهانی پناهندگان&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آنجلینا هم اکنون یکی از فعالان عرصه های اجتماعی در زمینه های بی عدالتی و مبارزه علیه فقر و سفیر افتخاری کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگی است. وی هفته گذشته از اردوگاه پناهندگان عراقی در مرز سوریه بازدید کرد. آنجلینا جولی در قالب فعالیت های انسان دوستانه خود با کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگی به کشورهای متعددی از جمله سیرالئون، تانزانیا، دارفور، سودان، پاکستان، افغانستان و... سفر کرده است. &lt;BR&gt;وی بارها با کمک های مالی خود در جهت بهبود وضعیت پناهندگان در سراسر جهان کوشش کرده و به خاطر نقش فعال خود در کمک های انسانی جوایز متعددی را نیز دریافت نموده است؛ از جمله در اکتبر سال ۲۰۰۳ که جایزه انجمن سفیران سازمان ملل را به دست آورد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آنجلینا از سال ۲۰۰۲ تاکنون سه کودک به نام های مدوکس چیوان-کامبوج-، زهرا مارلی-اتیوپی- و پاکس تین-ویتنام- را به فرزندی پذیرفته و خود نیز در ۲٧ مه ۲۰۰٧ دختری به نام شیلا نوول به دنیا آورده است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آنجلینا جولی به همراه مایکل وینترباتم در پشت صحنه فیلم یک قلب قوی&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آیا به واسطه این فیلم با ماریان پیرل که ترازدی زندگی اش را تبدیل به پیام صلح خواهی کرد، آشنا شدید؟&lt;BR&gt;راستش چهار سال قبل به واسطه این که بچه های ما در یک گروه تفریحی مشترک عضو هستند، با هم آشنا شده بودیم. نگاهش به زندگی برایم باورنکردنی بود. حس نفرت را در خودش دفن کرده و مخصوصاً برای درک اتفاقاتی که افتاده بود خیلی تلاش کرده بود. و آن را برای یک هدف خوب استفاده کرده بود. برای او قاتلین شوهرش هویتی ندارند، آنها مومنینی فاقد قدرت تساهل هستند. متاسفانه در همه جای دنیا چنین انسان هایی وجود دارد. قبل از شروع فیلمبرداری با براد و مایکل ملاقات هایی صورت دادیم. آن زمان شش ماهه آبستن بودم و می توانستم به خانه بروم و شادی خودم را با کسی که دوستش دارم قسمت کنم. ولی برای ماریان که موقع کشته شدن شوهرش ابستن بوده، این اتفاق ضربه روحی بزرگی بود. به نظر من او انسان بخصوصی است که به جای انتقال ترس و وحشتی که تجربه کرده بود، سعی کرده تا میان دین ها و فرهنگ ها پلی بسازد تا بتوانیم همدیگر را درک کنیم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;فرزندان شما هم به فرهنگ ها و ادیان مختلف تعلق دارند. مسئله آموزش آنها را چگونه حل می کنید؟&lt;BR&gt;منادم مومنی نیستم. اما من و براد برای این که فرزندان مان درباره لزوم داشتن اطلاعات نسبت به ادیان مختلف خیلی حرف زدیم. از این که چنین شریک زندگی نصیب ام شده، خیلی خوش شانس هستم. دوست داریم در خانه ما همان طور که درباره بودیسم صحبت می شود، کتاب هایی مثل انجیل، تورات و قرآن کریم-متعلق به ادیان مختلف- هم وجود داشته باشد. از طرف دیگر دوست داریم جاهای مختلف دنیا را ببینیم و با فرهنگ های متفاوت هم آشنا بشویم. در نهایت وقتی بزرگ شدند، تصمیم به عهده خودشان است که کدام دین را انتخاب کنند. ولی برای این کار ابتدا بایستی با آنها آشنا بشوند و تفاوت های شان را درک کنند. هر دو ما دوست داریم بچه های بشتری داشته باشیم، اما بهتر است اول همین هایی را که داریم بزرگ کنیم...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بازیگران نسل جدید هالیوود به مسائل سیاسی و صلح جهانی علاقه نشان می دهند. آیا این حس از &quot;حالا که ثروتمند و مشهور هستم، پس کمی هم مسئولیت قبول کنم&quot; ناشی می شود؟ چرا این کار را می کنید؟&lt;BR&gt;اول به خاطر این که مرا راضی و خوشبخت می کند....سفر کردن و آشنایی با فرهنگ های مختلف را خیلی دوست دارم. بودن با پناهندگان، و یاد گرفتن از آنها را دوست دارم. به نظر من این چیز ویژه ای است. من دوست ندارم فقط در دنیای سرگرمی حضور داشته باشم. خودم را این طوری به عنوان یک زن مفید تر می بینم. اما این امر به منزله فدا کردن خودم یا ترحم نسبت به آن انسان ها نیست، ابداً! برای آنها احترام بیش از اندازه ای قائل هستم. درباره پناهندگان در هر جای دنیا که باشند، دوست دارم مطالعه کنم و تا جایی که توانم سعی می کنم به آنها کمک کنم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آیا باز هم یا شوهرتان براد پیت در کارهای سیاسی/سینمایی مثل این یکی مشارکت خواهید کرد؟&lt;BR&gt;بله، خیلی دوست داریم این کار را بکنیم. ولی در حال حاضر پروژه ای در دست نداریم. اگر پروژه ای باشد که بتوانیم از عهده آن بربیاییم، حاضر به هر نوع فداکاری هستیم. خیلی دوست دارم در روند صلح جهانی مسئله عدالت جایگاه خودش را به دست بیاورد. همین طور تغذیه و آموزش و پرورش رایگان و برابر.... برای رسیدن به این هدف ها، و رساندن صدای صلح طلبی استفاده از سینما بسیار اهمیت دارد.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 15 Sep 2007 22:35:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=holeleh&amp;postid=851</comments>
<dc:creator>holeleh</dc:creator>
<guid>http://holeleh.blogfa.com/post-851.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تولد ۳ سالگی هله له مبارک </title>
<link>http://holeleh.blogfa.com/post-850.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT color=#ff66ff size=6&gt;ت&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00cc33&gt;ولد ۳ سالگی هله له مبارک &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;امروز ۱۸ شهریور هله له ۳ ساله شد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.upload2world.com/pic42/upload2world_a284f.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;IMG height=18 alt=party src=&quot;http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/36.gif&quot; width=38 border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;نتایج مسابقه:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جواب صحیح مسابقه کمرون دیاز و پاریس هیلتون بود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تعداد جوابها:۳۲ جواب&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تعداد جوابهای درست:۹ جواب درست&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;برندگان:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علی از شیراز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;متین از تهران&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کیوان از تهران&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شهرزاد از مشهد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مریم از تهران&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;یوزر و پسورد برندگان تا روز ۵شنبه به ایمیل آنها فرستاده میشود!!!!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 09 Sep 2007 23:04:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=holeleh&amp;postid=850</comments>
<dc:creator>holeleh</dc:creator>
<guid>http://holeleh.blogfa.com/post-850.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
